خبرنامه امیرکبیر: علم الهدی، امام جمعه مشهد، در خطبه های این هفته نماز جمعه با “هرزه” و “خودفروخته” خواندن زنانی که برای تغییر قوانین تبعیض آمیزتلاش می کنند، خواستار برخورد با آنان شد.
عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: ” بعضی از عناصر هرزه و خودفروخته ورقپارهای را در دست گرفته بودند و برای لغو قوانین کشور و لغو حجاب در کشور تلاش میکردند، اینها جریاناتی است که عناصر خود فروخته و جاسوسان استکبار به راه انداختهاند و این، کار جریانات جاسوسی بوده است.”
وی ضمن تهدید زنان گفت: “باید با این جریانات برخورد کرد، اینها قضایایی نیست که ما در برابر آن کوتاه بیاییم.”
از آغاز سال جدید، امام جمعه مشهد با ارائه سخنانی عجیب در خطبه های نماز جمعه در مشهد سعی در جلب توجه دارد. وی چندی پیش از نیز مخالفت خود را با برگزاری کنسرت موسیقی در مشهد اعلام نموده بود و در سخنانی دیگر گفته بود: “اگر بگویید حاکمیت حق مردم است، مشرک هستید.“



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
اکتفا به امید به اصلاحطلبان حکومتی برای پیشبرد اصلاحات، در فقدان نیروی اجتماعی تحولطلبی که فشار اجتماعی لازم را برای عقب راندن اقتدارطلبان و انحصار جویان سیاسی و اقتصادی تأمین کند، نتیجهای جز سرخوردگی و انفعال عمومی و به حراج گذاشتن آینده ایران و آرمانهای جنبش5/1 سده آزادیخواهی و عدالت جویی مردم این سرزمین نخواهد داشت.
