خبرنامه امیرکبیر: پس از آنکه درگذشت یکی از دانشجویان دختر دانشگاه لرستان بر اثر برق گرفتگی و عدم ارائه امکانات درمانی مناسب از طرف دانشگاه، باعث سه روز اعتراض دانشجویان این دانشگاه شد، رئیس دانشگاه لرستان به جای پاسخگویی در مورد این مساله به تهدید دانشجویان پرداخته و گفت: “از نظر ما کلیه این تجمعات غیرقانونی بوده و در زمان خود بررسی وبا دانشجویان خاطی برخورد می شود.”
رضا صادقی سرابی گفت: “موضوع کاملا مشخص است وعده ای از دانشجویان به دنبال اغتشاش در دانشگاه وموج سازی هستند.” وی افزود: “مدیریت دانشگاه در راستای شفاف سازی این حادثه در محل تجمع دانشجویان در مرحله اول اقدام به اعزام سه نفر از معاونین دانشگاه در جمع دانشجویان و پاسخگویی به سؤالات آنها داشته است که درحین پاسخگویی معاونین به مسائل، برخی دانشجویان با ایجاد شلوغی و شعار دادن علیه برخی مسئولین اجازه صحبت را به معاونین ندادند.”
صادقی با فرافکنی دانشجویان را وابسته به جریانهای سیاسی خاصی دانسته و دانشجویان را تهدید به برخورد با آنان کرد. همچینن در بیانیه ای که صادقی به نام هیات رئیسه دانشگاه منتشر کرده است آمده است: “هیات رئیسه ضمن ارج نهادن به احساسات پاک وصادقانه تمامی دانشجویان که در غم از دست دادن عضوی موثر ودلسوز از جامعه دانشگاهی داغدار ومصیبت زده شده اند نسبت به سوء استفاده بعضی جریانها وعناصر معلوم الحال از این احساسات پاک وبی شائبه هشدار می دهند.”
در این بیانیه در حالیکه کوتاهی مسئولین دانشگاه و مرگ دختر دانشجو به عنوان “پرواز غریبانه” اعلام شده است، آمده است: “شایسته است، دانشجویان ضمن شناسایی این افراد در برابر تحریکات این عده که فارغ از غم پروانه و پرواز غریبانه او در پی ایجاد اخلال و هرج ومرج در دانشگاه هستند، هوشیاری و روشن بینی خویش را از دست ندهند.”



در این مورد هم مانند موارد مشابه نویسندگان سناریوهای امنیتی، فراموش کرده اند که عملکردهای دانشجویان مخصوصا این دو عضو دربند شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، در پی احقاق حقوق پایمال شده همه زنان و مردان این سرزمین است. خواست این دانشجویان و همه ما آن است که دولتمردان از پشت نقاب هایی که بر صورت زده اند بیرون بیایند و در مورد استبداد، سرکوب و تجاوزهای صورت گرفته به حریم دانشجو و دانشگاه پاسخگو باشند. چرا که تا ابد نمی توان سکوت کرد و سرکوب.
وقتی پدر صغری با استفاده از حق ولایتش دختر خود را برای کار به منزلی در رشت سپرد او 9 سال بیشتر نداشت. اما وقتی به اتهام قتل پسر خانواده راهی زندان شد 13 ساله بود. از نظر قانون ایران، او دیگر بچه نبود. همین بود که به مثابه آدم بزرگسالی محاکمه و محکوم به قصاص شد. قاضی رسیدگی کننده البته برای راحتی وجدانش چشم به روی آزارهای مکرر صغری که مدعی بود توسط پدر خانواده صورت گرفته بود، بست و مطابق معمول شانههای کوچک صغری بود که ضربات شلاق را تحمل کرد و نه شریک او.
فراموش نکنیم که یک ویژگی مشخص پرونده های امنیتی، "حیثیتی" شدن آنها برای نیروهای دست اندرکار است. باید قبل از ان که اتهامات ساختگی رسانه ای شوند، دستگیرکنندگان را نسبت به طرح آنها مردد کرد. وگرنه، پس از آنکه چنین اتهاماتی تبلیغ، تکرار و "حیثیتی" شدند، دیگر حتی دخالت رییس قوه قضاییه هم (همچون موارد متعدد گذشته) نمی تواند کمک زیادی به دستگیر شدگان بکند.
