کادر اورژانس تهران، عصر روز گذشته، پسر۲۰ ساله شهرستانی را که به دلیل گرسنگی مفرط، نیمه جان شده بود، پس از انجام درمان سرپایی، به بیمارستان انتقال دادند.
به گزارش ایسنا، «رضا» ۲۰ ساله که حدود سه ماه پیش برای پیدا کردن کار از ارومیه به تهران آمده بود، ظرف سه روز گذشته، اندک پولی را که به همراه داشت خرج کرد و پس از آن که تلاشهایش برای پیدا کردن کار به نتیجه نرسید، آواره خیابانهای شلوغ پایتخت شد تا این که پس از سه روز بیغذایی، در یکی از بوستانهای تهران درحالیکه لبهایش از فرط گرسنگی خشکیده و آویزان شده و مگسهای فراوانی بر روی جسم نیمه جان او جمع شده بودند، از حال رفت.
مردمی که شاهد این اتفاق بودند، بلافاصله با اورژانس تهران تماس گرفته و امدادگران و کادر درمانی اورژانس نیز خود را به محل رسانده و رضا را تحت درمان اولیه سرپایی قرار دادند.
کارشناس همراه تیم درمانی اورژانس تهران درباره وضعیت جسمانی این جوان گفت: از آن جایی که وی بیش از سه روز غذا نخورده، دچار ضعف عمومی، افت فشار خون، بیحالی، بیحسی وخشکشدگی لبها شده است.
وی گفت: این جوان پس از انجام معاینات اولیه، به بیمارستان منتقل میشود.
رتبه هجدهم در بین نوزده کشور از لحاظ رشد اشتغال
در حالیکه براساس برنامه چهارم توسعه باید ۵/۲ درصد از هشت درصد رشد تولید ناخالص داخلی از طریق بهره وری تامین شود، تاکنون بهترین آمار رشد بهره وری کمی در عوامل تولید ۷۴/۰ درصد (سال ۸۵) بوده است.
قاسم انصاری رنانی عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، با بیان این مطلب با بیان این مطلب افزود: متاسفانه در سالجاری بودجه بهره وری حذف شده است و دستگاه های دولتی می توانند برای رشد بهره وری از محل بودجه آموزشی خود برداشت کنند، آیا برای دستیابی به رشد سالانه ۵/۲ درصدی بهره وری از رشد تولید ناخالص داخلی کشور، این اعتبارات کافی است؟
وی که در اولین همایش ملی تحول و بهره وری، سخن می گفت، اظهار داشت: براساس بررسی های صورت گرفته ایران از لحاظ تولید ناخالص داخلی میان ۱۹ کشور آسیایی عضو APO در سال ۱۹۹۰ رتبه سوم، در سال ۲۰۰۰ به رتبه هفتم و در سال ۲۰۰۵ به رتبه ششم رسیده است که با وجود افزایش قیمت نفت، درصد های رشد تولید ناخالص داخلی ایران در این سال ها کاهش داشته است.
دکتر انصاری رنانی ادامه داد: بر همین اساس ایران از لحاظ مقایسه بهره وری نیروی کار در سال ۱۹۹۵، رتبه پنجم را در میان ۱۹ کشور مورد مقایسه آسیایی به خود اختصاص داد و پس از ژاپن، چین، سنگاپور و کره جنوبی قرار گرفت. وی افزود: اگر چه ایران در سال ۲۰۰۰ و ۲۰۰۵ نیز در همین رتبه پنج قرار داشته اما در تمام این مدت درصد رشد بهره وری نیروی کار در ایران کاهش یافته است که باید برای بهره وری نیروی کار در کشور توجه ویژه ای داشته باشیم.
رئیس سابق مرکز ملی بهره وری ایران وضع رشد اشتغال در ایران را در دوره مورد بررسی بسیار نامناسب خواند و تصریح کرد: ایران از لحاظ رشد اشتغال در بین سال های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵ در بین ۱۹ کشور آسیایی، رتبه هجدهم را به خود اختصاص داد و در این رتبه بندی پس از کشورهای بنگلادش، سریلانکا، نپال و فیجی قرار گرفته است.
وی همچنین به وضع عملکرد صنعت در بین کشورهای آسیایی اشاره کرد و گفت: کشورهای آسیایی از این لحاظ به پنج گروه تقسیم شده اند که ایران در رده سوم و در کنار فیجی و اندونزی قرار گرفته است.
دکتر انصاری رنانی با تاکید بر اینکه ما باید در خصوص رشد بهره وری نیروی انسانی تامل جدی داشته باشیم، اضافه کرد: رشد بهره وری نیروی انسانی ایران در بین سال های ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴ مسیر منفی را طی کرده است.
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی از بررسی نرخ رشد بهره وری کشورهای جهان براساس شاخص GHP(تولید ناخالص شادی و نشاط) در سنجش کشورها خبر داد و گفت: اصول نشاط و شادی جهانی بر چهار پایه توسعه اقتصادی-اجتماعی منصفانه و پایدار، حفظ و ترویج ارزش های فرهنگی، نگهداری از محیط زیست و تشکیل حکومت مناسب استوار است و براساس این شاخص ها و زیر شاخص های متعدد، نقشه نشاط با اندازه گیری های یونسکو ارائه شده است که نمره نشاط ایران در این نقشه کمتر از متوسط می باشد.
وی متذکر شد: براساس این نقشه کشور دانمارک شادترین کشور جهان و سوئیس، اتریش و ایسلند پس از آن قرار دارند، البته رتبه ایران در این نقشه از بین ۱۳۰ کشور جهان، ۹۵ است و برخی کشورها مانند امریکا رتبه ۲۳، آلمان ۳۵ و فرانسه رتبه ۶۲ را به خود اختصاص داده است.
دکتر انصاری رنانی عواملی که در تعیین شاخص توسعه انسانی سازمان ملل دخالت دارند را نرخ توقع زنده ماندن، نرخ سواد در میان بزرگسالان، درصد ثبت نام در دوره های آموزشی ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان و درآمد سرانه دانست و گفت: خوشبختانه طی سال های گذشته وضع ایران در تمام این چهار شاخص بهبود یافته است.
رئیس سابق مرکز ملی بهره وری ایران در پایان سهم عواملی که در تعیین شاخص کیفیت انسانی دخالت دارند را ۵/۱۱ درصد برای رفاه مادی، ۱۵ درصد برای بهداشت و سلامت، ۳/۱۴ درصد برای روابط خانوادگی، ۹/۱۱ درصد برای امنیت شغلی و ۹/۱۰ درصد برای فعالیت های اجتماعی اعلام کرد.
دسترنج



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
اکتفا به امید به اصلاحطلبان حکومتی برای پیشبرد اصلاحات، در فقدان نیروی اجتماعی تحولطلبی که فشار اجتماعی لازم را برای عقب راندن اقتدارطلبان و انحصار جویان سیاسی و اقتصادی تأمین کند، نتیجهای جز سرخوردگی و انفعال عمومی و به حراج گذاشتن آینده ایران و آرمانهای جنبش5/1 سده آزادیخواهی و عدالت جویی مردم این سرزمین نخواهد داشت.
