افرادی که بازداشت ویا زندانی می شوند، بدون توجه به میزان وخامت جرمی که به خاطر آن متهم یا محکوم شده اند مقام خود را به عنوان انسان از دست نمی دهند. دادگاه قانونی یا هر نهاد قضایی دیگری که آن ها را بررسی کرده است، به لزوم محرومیت ایشان از آزادی حکم کرده است نه اینکه انسانیت شان فراموش شود.
همچنین کارکنان زندان نیز هیچ گاه نباید این حقیقت را فراموش کنند که زندانی ها انسان هستند، آنها همواره باید در برابر وسوسه ی نگریستن به زندانیان یه عنوان یک شماره به جای یک انسان مقاومت کنند وهیچ کدام از کارکنان حق ندارند، از طریق رفتار با زندانیان به عنوان های انسان هایی مجرم که به سبب آنچه متهم یا محکوم به انجام آن هستند، حق احترام خود را از دست داده اند، تنبیه مضاعفی بر آن ها تحمیل کنند.
در این میان، زمانی که از زندانیان سیاسی سخن می گوییم، منظور کسانی هستند که به سبب اعتقادات و اندیشه های خود در کشورهایی فاقد آزادی های سیاسی به زندان افتاده اند و از این رو که این افراد، همواره با نیت بهبود شرایط اجتماع به فعالیت می پردازند، شایسته احترام و تحسین می باشند.
زندانبانان
زندانیان سیاسی در زندان اوین به خصوص طی ماههای اخیر، نسبت به رفتارهای زندانبانان در برابر خود معترضند. آنان می گویند که سازمان زندان ها با دادن اختیارات به مسئولان و کارکنان زندان، از این افراد به عنوان اهرم فشار علیه زندانیان سیاسی استفاده می کند.
افرادی که غالبا با عملکردهای غیراخلاقی و توهین و تحقیر زندانیان سیاسی، تلاش دارند شرایط زندان را برای این زندانیان سخت تر سازند و در این بین کسانی که سرانجام در برابر اینگونه رفتارها واکنش نشان می دهند، به سرعت از سوی شورای انضباطی زندان به بندها و یا زندان های دیگر منتقل می شوند.
میثاق بین المللی حقوق مدنی سیاسی(ماده ۱۰)، اصول رفتار برای مأموران اجرایی( ماده ۲)و قواعد حداقل استاندارد برای رفتار با زندانیان(قاعده ۲-۴۶، ۴۸)، مقرر می دارند که ” با کلیه افرادی که از آزادی خود محروم شده اند باید با انسانیت و احترام به حیثیت ذاتی شخص انسان رفتار کرد.”
در ماههای گذشته تعدادی از زندانیان سیاسی، به سبب اعتراض خود نسبت به برخوردهای کارکنان زندان به زندان های جنوب کشور و یا بندهای دیگر زندان اوین انتقال یافته اند.
زندانیان و مراقبت های بهداشتی
کسانی که زندانی هستند حق اساسی خود جهت بهره مندی از سلامتی مطلوب اعم از جسمانی یا روانی را از دست نمی دهند و همچنان سزاوار مراقبت های پزشکی هستند. زندانیان به سبب وضعیت خود از محافظت های افزون تری برخوردارند. هنگامی که یک دولت افراد را از آزادیشان محروم می کند، مسئولیت مراقبت از سلامتی آنان را عهده دار می شود.
اصول پایه برای رفتار با زندانیان(ماده ۴و۹)، قواعد استاندارد برای رفتار با زندانیان( قاعده ۲۲،۲۵و ۶۲) و میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ” حق کلیه افراد در بهره مندی از حداکثر میزان تندرستی جسمانی و روانی” را به رسمیت شناخته است.
آنچه در زندان های ایران می گذرد، اما خلاف اصول مقرر در اسناد بین المللی است. زندانیان سیاسی معتقدند که حتی آیین نامه اجرایی سازمان زندان ها نیز در داخل زندان رعایت نمی شود.
احمد دانش پذیر، فعال سیاسی که هم اکنون بیش از ۳ ماه است در بازداشت به سر می برد، با اعتراض نسبت به بی تفاوتی مسئولان زندان نسبت به سلامت جسمانی زندانیان می گوید که زانوی پای راست وی در مدت بازداشت در بند ۲۰۹ دچار ضایعه شده است و هم اکنون به سختی قادر به راه رفتن است، با این وجود مسئولان زندان کوچکترین توجهی به شرایط حاد او ندارند و پس از انتقال از بند ۲۰۹ به اندرزگاه ۸، به دلیل کمبود مکان، ناچار کف خواب شده است .
او اینگونه برخورد با زندانیان به خصوص زندانیان سیاسی را وسیله ای برای اعمال فشار مضاعف بر آنان می داند و می گوید:” تصور می کنم با این رفتارشان می خواهند من را تحقیر کنند.”
همچنین زندانیان سیاسی با انتقاد از عملکرد مغرضانه مسئولان زندان در برخورد با خبرنگاران بازدید کننده از زندان اوین، می گویند که در سالهای گذشته تمام بازدیدکنندگان به سالن ۸، اندرزگاه ۸ هدایت می شوند، جایی که شهرام جزایری در آن نگهداری می شود، اما خبرنگاران اجازه بازدید از سایر بندهای زندان اوین را ندارند و در گزارش های خود وضعیت زندان اوین را به هتل ۵ ستاره تشبیه می کنند.
احمد دانش پذیر می گوید:” باید خبرنگاران را به سال ۷ اندرزگاه ۸ و یا سایر بندهای زندان منتقل کنند، تا واقعیت زندان را از نزدیک ببینند. او می گوید که مواد مخدر در زندان بیداد می کند و مسئولان با آگاهی نسبت به این قضیه تلاشی برای مقابله با آن انجام نمی دهند. همچنین در سالنی که ۸۰ نفر گنجایش دارد، ۱۶۰ نفر را نگهداری می کنند و عده ی زیادی ناچار به زندگی و خواب در کریدورهای بند هستند.
کیفیت پایین غذای زندان نیز یکی از موارد مورد اعتراض است که پیش تر در گزارشی به طور مفصل شرح داده شد.
زندانیان خبرچین
گاهی مدیریت زندان ها اطلاعات مربوط به تخطی ها را با استفاده از زندانیان خبرچین و به طور ناشناس به دست می آورند. این رویه خطرات عمده ای دارد چرا که خبرچین ها می توانند اطلاعات نادرست بدهند تا سایر زندانیان را قربانی کنند.
به گفته ی زندانیان سیاسی، وزارت اطلاعات برای کنترل بر روی آنان از زندانیان عادی به عنوان خبرچین استفاده می نماید. این زندانیان با دادن اطلاعات نادرست و مغرضانه ی خود، معمولا موجبات انتقال و یا تبعید زندانیان سیاسی را فراهم می آورند.
تفکیک جرایم، اصلی که رعایت نمی شود
تفکیک زندانیان سیاسی و انتقال آنان به زندان ها و بندهای مختلف، رویه ای است که در سال های اخیر، سازمان زندان ها با جدیت آن را دنبال می کند. در حالی که مطابق با آیین نامه اجرایی سازمان زندان ها، تفکیک جرایم در زندان یکی از موارد مهم قلمداد شده و لزوم اجرای آن مورد تأکید قرار گرفته است، با این حال در کلیه زندان های ایران و در بندهای مربوط به مجرمان عادی یا خطرناک، می توان به نام زندانیان سیاسی برخورد کرد. تنها در ۳ ماه گذشته در زندان اوین بیش از ۱۰ زندانی سیاسی به ادعای مسئولان زندان به دلایل انضباطی به بندهای مجرمان عادی و یا زندان های برازجان و رجایی شهر منتقل شده اند.
حشمت الله طبرزدی معتقد است، قوه قضائیه با عدم کنترل بر احکام صادره از سوی دادگاه انقلاب در واقع به قضات این دادگاه، اختیار داده است تا متهمان سیاسی را به تبعید به زندان های مرزی و با شرایط سخت محکوم کنند.
پیش تر در سال های ۸۰-۸۱ در زندان اوین اکثریت زندانیان سیاسی در یک بند نگهداری می شدند.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر



گروه های مدنی فعال در حوزه سیاست همچنین وظیفه دارند با طرح سوال و پرسش در خصوص مشکلات موجود راه حل های معقول و امکان پذیر از احزاب طلب کرده و برنامه های ارائه شده از سوی آن ها را به چالش بکشند. تا از این رهگذر برنامه های ارائه شده از سوی احزاب و جریانات سیاسی پخته تر و هر چه بیشتر به واقعیت نزدیک شود.
پرهیز از تکرار، مانع باز شدن باب سخن پیرامون فعالیت های جنبش دانشجویی می گردد تا در اشاره ای کوتاه از؛ ۱. نقد قدرت و حاکمیت ۲. آگاهی بخشی در ارتباط مناسب با بدنه اجتماع ۳. همراهی نخبگان در شناخت جامعه و تولید اندیشه، در کنار سایر فعالیت های جنبش دانشجویی در بازخوانی مراد تحکیم یاری بگیریم.
اسمال تیغ زن، قبل از انقلاب، از جمله اوباش معروف "محله جمشید" تهران بود و از باج گیری از فواحش امرار معاش می کرد. وی پس از انقلاب، به ناگهان در کمیته انقلاب اسلامی جای پای خود را محکم کرد و به نمونه ای "کلاسیک" از افرادی تبدیل شد که به ناگهان، از اسفل طبقات جامعه به ارگان هایی چون کمیته و دادستانی راه یافتند.
