انجمن اسلامی دانشجویان و مجموع آن دفتر تحکیم وحدت، در کنار فراز و نشیب هایی که در طول سالیان دراز عمر خود داشته همواره به عنوان بزرگترین تشکل دانشجویی مطرح بوده است.
این تشکل که آن را می توان بازوی قدرتمند جنبش دانشجویی دانست همواره در سطح فعالیت های دانشگاهی و حتی در ساختارسیاسی کشورتاثیر گذار بوده است،چه آن زمان که در صف اول حمایت از برنامه های دولت اصلاحات بود و چه در زمانی که رویکردی نقادانه به عملکرد دولت داشت.
هر چند نحوه تشکیل انجمن های اسلامی دانشجویان و فراز و نشیب های آن در حوصله این مقال نمی گنجد اما هجمه ها و محدودیت هایی که در این سالیان بر سر راه فعالیت های منتقدانه این تشکل وارد شده است بر کسی پوشیده نیست.
شاید بتوان درخشنده ترین دورات حیات این تشکل را در فاصله سالهای (۷۵ تا ۸۲ ) خواند. چرا که در این زمان انجمن اسلامی دانشجویان همسو و پیشتاز گروههای اصلاح طلب گام برداشت و با محور قرار دادن شعار دوری از قدرت و با حفظ استقلال خود و روحیه آرمان خواهی و ظلم ستیزی در جهت اصلاح ساختار دانشگاه و جامعه اهتمام ورزید..
زمینه سازی برای ایجاد تشکلهای دانشجویی در حوزه های مختلف فرهنگی، علمی، هنری، صنفی و … ازجمله فعالیت های این تشکل در این سالهابوده است. تا جایی که توانست با خواست اکثریت دانشجویان اعتماد بدنه دانشجویی را در دانشگاه به دست آورد.
رشد و شکوفایی فضای دانشجویی را می توان مرهون وجود این تشکل دانست. پویایی و حیاتی که حتی اندک مخالفان این مجموعه هم بدان اعتراف می کردند. اوج گرفتن فعالیت و قدرت این تشکل و توانایی آن در جذب دانشجویان و ایجاد فضای نقد و گفتگو به مذاق عده ای خوش نیامد و دسیسه ها و شایعه پراکنی علیه این یگانه ماوای دانشجویان شکل گرفت. محدود کردن فعالیت این تشکل، اهانت و تهمت های ناروا و بی اساس به اعضای آن، ایجاد تفرقه در بین آنها، از جمله حملات بی دریغ مخالفان و در برابر این تشکل بود.
دفاع از حقوق سیاسی، فرهنگی، صنفی و… دانشجویان، تسریع در سیر تکاملی و آگاهی دانشجویان، تلاش در جهت ایجاد جامعه مدنی، فعالیت همسو و حتی پیشتاز سایر احزاب و گروهها حوصله ی عده ای را بر نتافت و از همان زمان سعی در و خاموش کردن قلب تپنده دانشگاه نمودند.
تلاش جهت جدایی انجمن های اسلامی در دانشگاههایی که بصورت یکپارچه فعالیت می کردند، ایجاد تشکلهای همنام و موازی، اعمال فشارهای امنیتی و آموزشی به اعضای فعال انجمن اسلامی، احضار به کمیته های انظباطی و… ازجمله اقدامات لایه های مدیریتی مختلف در سطح دانشگاه و دولت بود. ایجاد تشکلهای همنام همچون انجمن اسلامی دانشجویی و انجمن اسلامی دانشجویان مستقل اولین پروژه بود. پروژه ای که نتوانست کاری از پیش ببرد و از همان ابتدا محکوم به شکست بود.عدم استقبال دانشجویان آگاه در آن زمان پرونده تشکیل این دو انجمن اسلامی را با شکست تلخی روبرو کرد. تا جایی که این تشکلها بر خلاف روند دموکراتیک انجمن اسلامی دانشجویان که از طریق انتخابات آزاد و با رای دانشجویان انتخاب می شدند به صورت انتصابی از طرف مدیریت دانشگاه و به طور غیر مستقیم از طریق نهاد های خارج از دانشگاه انتخاب گردیدند، از تعداد انگشتان دست فراتر نرفت.
ناتوانی این تشکلهای انتصابی به ظاهر دانشجویی در عضو گیری دانشجویان باعث گردید تا حیات ایشان از حد یک تابلو فراتر نرود. و این شکستی که مخالفین اقتدار و استقلال و پویایی محیط دانشگاه به دست آوردند باعث گردید که به فکر چهره ای دیگر باشند. ایجاد شکاف و انشقاق در تشکیلات دفتر تحکیم وحدت پروژه ای دیگر در جهت ایجاد تفرقه و انحراف در مسیر حرکت جنبش اصیل و مستقل دانشجویی بود. اگرچه در ابتدای این راه موفقیتی ظاهری نصیبشان گردید و توانستند با ایجاد انشقاق این تشکل را دچار بحرانی تازه نمایند.
در این زمان اکثریت اعضای انجمن های اسلامی در دانشگاه علامه گرد هم آمدند و انتخابات شورای مرکزی را برگزار نمودند. اندک باقی ماندگان که به جرات می توان گفت بیش از ۲٪ از کل اعضا را شامل نمی شدند در دانشگاه شیراز نشست خود را برگزار نمودند. نتیجه آن تشکیل دفتر تحکیم وحدت -طیف علامه- که تقریبا” تمامی دانشگاههای سراسری را شامل می شدو طیف شیراز که حاصل ائتلاف چندین دانشکده از دانشگاههای مختلف بود. اما این پروژه نیز حتی با حمایت های پیدا و پنهان نهاد های حکومتی و احزاب و گروه های سیاسی ای که به جنبش دانشجویی نگاه ابزاری داشتند و با در اختیار قرار دادن تریبونها و رسانه های مختلف همچون صدا و سیما برای طیف شیراز حاصلی جز شکست نداشت.
دفتر تحکیم وحدت یا همان طیف علامه تحکیم با توجه به اوج فشارهای امنیتی، تهدید و دستگیری اعضای شورای مرکزی و … به فعالیت خود ادامه داد.
امید بر باد رفته طراحان پروژه های شکست! با روی کار آمدن دولت جدید و با بروز تغیرات در مدیریت دانشگاهها جانی تازه گرفت. شرایط حاکم در فضای سیاسی- اجتماعی جامعه و رکود و خفقان ایجاد شده در چند سال گذشته که دامنه آن فضاهای دانشگاهی را هم مسموم نمود فرصت را در اختیار آنان گذاشت تا اینبار بتوانند آرزوی دیرینه خود را جامعه عمل بپوشانند.
پلمپ و غصب دفاتر انجمن اسلامی،اعلام انحلال غیر قانونی، جلوگیری از برگزاری انتخابات سالیانه در سالهای گذشته توانست ضربه هایی را بر این تشکل مستقل دانشجویی وارد آورد.تا جایی که در تعدادی از دانشگاهها تشکلی به نام انجمن اسلامی دانشجویان وجود ندارد. از همین رهگذر طراحان بی تدبیر پروژه های شکست که گویا هیچ تمایلی به درس گرفتن از تجربه های تلخ گذشته ندارند این روزها سعی در تشکیل انجمن های اسلامی دارند.
زمزمه های انحلال دفتر تحکیم وحدت و انجمن های اسلامی دانشجویان، اعلام تاسیس انجمن اسلامی (جدید) دانشجویان -واعلام انحلال انجمن اسلامی فعلی- همچون پروژه ای که این روز ها از طریق مدیران دانشگاه های اصفهان و علوم پزشکی در خصوص برگذاری انتخابات نمایشی با ظاهری انتخاباتی در حال اجراست خدعه تازه ای ست که سعی در پایمال کردن حقوق دانشجویان دارد.
انجمن اسلامی که در سالیان گذشته صدای رسای دانشجویان در بیان خواسته ها و مطالباتشان و فریاد استقلال و آرمانخواهی و حقیقت طلبی بوده، می رود تا به تشکلی انتصابی در دانشگاهها تبدیل شود.
اگرچه به ظاهر در پروژه جدید اتخابات آزاد را طراحی کرده اند اما واقعیت چیز دیگری ست. چرا که اتخاب پشت پرده بازی گران این بازی از سوی گردانندگان خوش اقبال آن نشان از ایجاد تشکلی دارد که گویا قرار است فقط نامی از انجمن اسلامی دانشجویان را یدک بکشد.



گروه های مدنی فعال در حوزه سیاست همچنین وظیفه دارند با طرح سوال و پرسش در خصوص مشکلات موجود راه حل های معقول و امکان پذیر از احزاب طلب کرده و برنامه های ارائه شده از سوی آن ها را به چالش بکشند. تا از این رهگذر برنامه های ارائه شده از سوی احزاب و جریانات سیاسی پخته تر و هر چه بیشتر به واقعیت نزدیک شود.
پرهیز از تکرار، مانع باز شدن باب سخن پیرامون فعالیت های جنبش دانشجویی می گردد تا در اشاره ای کوتاه از؛ ۱. نقد قدرت و حاکمیت ۲. آگاهی بخشی در ارتباط مناسب با بدنه اجتماع ۳. همراهی نخبگان در شناخت جامعه و تولید اندیشه، در کنار سایر فعالیت های جنبش دانشجویی در بازخوانی مراد تحکیم یاری بگیریم.
اسمال تیغ زن، قبل از انقلاب، از جمله اوباش معروف "محله جمشید" تهران بود و از باج گیری از فواحش امرار معاش می کرد. وی پس از انقلاب، به ناگهان در کمیته انقلاب اسلامی جای پای خود را محکم کرد و به نمونه ای "کلاسیک" از افرادی تبدیل شد که به ناگهان، از اسفل طبقات جامعه به ارگان هایی چون کمیته و دادستانی راه یافتند.