خبرنامه امیرکبیر: برای دومین بار پیاپی مامورین حراست دانشگاه یزد مانع از پخش نشریات دانشگاه یزد شدند. این مامورین که پیش از این از پخش نشریه “پرومته” جلوگیری کرده و نشریات را با خود برده بودند، این بار نیز با جلوگیری از پخش نشریه “اندیشه سبز” ارگان کانون اندیشه سبز در اقدامی توهین آمیز مثل گذشته نشریات را با خود بردند.

 

همچنین فردی ناشناس از طریق تلفن با خانواده مدیر مسئول این نشریه تماس گرفته و پدر وی را تهدید نموده است. لازم به ذکر است که پدر این دانشجو به تازگی بر روی قلب خود عمل جراحی داشته اند. پیش از این نیز فردی ناشناس در تماسی تلفنی با خانواده فرخ باستانی مدیر مسئول نشریه پرومته، پدر ایشان را تهدید نموده که در صورتی که فرزندشان از مدیر مسئولی نشریه کناره گیری نکند، جلب خواهند شد. در جریان این تهدید ها پدر فرخ که از ناحیه قلب دچار ناراحتی است، حالشان بد شده و در بیمارستان بستری می شوند. دانشجویان دانشگاه یزد و دوستان این دو دانشجو در پی این خبرها به شدت نگران حال خانواده دوستان خود هستند.

 

اتفاقات اخیر در دانشگاه یزد در حالی رخ می دهد که به نقل از سایت روابط عمومی دانشگاه قرار است در روزهای آینده تعدادی شهید گمنام در دانشگاه دفن شوند. به نظر می رسد که مسئولین دانشگاه قصد دارند از طریق سانسور خبری شدید و ایجاد جو ترس در میان دانشجویانی که به این مسئله اعتراض دارند، این پروژه را در میان سکوت و به هر قیمتی شده حتی به قیمت به خطر انداختن سلامتی خانواده دانشجویان به انجام رسانند.

 

۱۶ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۲۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - احمد :

    این حربه جدید منفعلین است. تا انجا که من می دانم در دانشگاه اقایان به کار خودشان نمی رسند تا چه رسد به اینکه تلفنی بزنند. بد نیست آدرس و تلفن پدر این مدیر مسئول بستری شده را اعلام تا ما نیز از وی دلجویی کنیم


  • ۲۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - مرجانه :

    فضای اینجا بسیار متفاوت است،دانشجویان در یزد زیر فشار شدید حاکمیت از جمله کمیته انظباتی و حراست قرار دارند.کسی مخالف طرح تدفین شهدا نیست، در صورت مخالفت نیز جرات اعلام آن را ندارند.انجمن اسلامیش تبدیل به نهادی همانند بسیج شده است.دانشجویان نسبت به مسائل روز بی تفاوتند،همش درس،کسی اینجا نباید به سرش بزند که کار سیاسی کند.در این صورت فردای آن روز باید خود را به اتاق دکتر کلانتری معرفی کند،هر حرکتی از دانشجو حتی در اتاق خوابش زیر نظر است،همه جا مخبر وجود دارد،خلاصه تحصیل در اینجا مانند اقامت در بند ۲۰۹ زندان اوین است.


  • ۲۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - بهرنگ :

    در صورت امکان دیدگاه ها رادر یک بخش جداگانه به صورت موضوعی ارایه دهید ( موفق باشید)


  • ۲۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - دانشجوی یزد :

    از عجایب روزگار اینکه میبدی در دادگستری یزد به خاطر تخلف در راه ندادن غیر قانونی یکی از اساتید به دانشگاه به انفصال از خدمت محکوم شدند ولی همچنان بر اریکه ریاست دانشگاه سوارند. وی حتی از حکم دستگاه قضایی کشور نیز سرپیچی کرده است. از چنین شخصی چگونه می توان انتظار قانون مند بودن کرد


  • ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۷ - sajjad :

    gharare shahid biaran dafn konand bad har kiam sedash dar biad khafash mikonan in aghaye doktor meibodi in ja hich karan ye kasaye dige raesand v ain agha zade daneshgah ra be gand kashide . delam az dasesh pore kheili dar yek kalame bebakhshina adame kheili ……..
    kheili khub shod ke ye khabaram az daneshgahe ma zadid hadeaghalesh ine ke man khodam okhali mikonam .


  • ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۷ - خسته :

    سلام
    احمد جان ،مثه این که تو هم مثل آقای عبدالله ثانی هستی ، یا این که اصلا تو دانشگاه نیستی. معلومه آقای میبدی به شماها میرسه و دمتون داره و، ازت التماسانه ، خواهشانه تقاضا دارم برگردی و ببینی چه کار داری می کنی؟ مگه نمیگی جهان دیگری هم وجود داره به فکر اون جهانم باشه اونجا دیگه از میبدیها خبری نیست.
    در دانشگاه یزد خفقان ، فقط محلی برای بعضی افراد


  • ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۷ - صونا :

    درباره امراللهی و متوسل رییس نهاد هم بنویسید. متوسل پرونده اش خیلی خرابه مثل اختاپوس داره همه جا چنگ میندازه.هم خودش هم برادراش.یکی از برادراش برا نماز میاد خوابگاه ما نمی دونید چی کار می کنه که.


  • ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۷ - رفیق :

    نمی دانم چرا این قدر اصرار بر مقصر دانستن شخص دارید. جامعه امروز پیچیده تر از این حرف هاست. که فکر کنیم با تغییر اشخاص چیزی درست می شود.آیا بهتر نیست به جای صرف انر}ی خود جهت تغییر افراد به فکر جستجوی دقیق ریشه مشکلات خود باشیم . مطمئنا جنبش دانشجویی نیز زمانی درک خواهد کرد که مشکل او مسئولین دانشگاه نیستند بلکه فراتر از اینها این کلیت ساختار جامعه هست که حتی با تغییر افراد هم باز سرکوب خود را بازتولید می کند بیایید به جای جنبش در دانشگاهها از جنبش های اجتماعی صحبت کنیم. این جنبش ها حلقه هایی از یک فرایند بزرگترند که خود جنبش دانشجویی را هم در بر می گیرند. جنبش هایی که اگر در پیوند با هم قرار بگیرند می توانند چیزی بیشتر از تغییر بی فایده اشخاص را ممکن کنند.
    هرچند ممکن است صدای ما در آغاز کوتاه باشد. ولی پیروزی واقعی در شروع ار همین نقطه است.


  • ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۷ - همیار :

    رفقا اگر قرار است اعتراضی ترتیب داده شود، اعتراض به دفن شهدا باید با کمی احطیاط همراه باشد.طبق آخرین اخبار میبدی دارد برای تبلیغات روز مراسم از بیرون از دانشگاه آدم جمع می کند و همچنین دوباره برای حفظ موقعیت خود توی شهر دوره افتاده است. پس این احتمال که صدای ما در روز مراسم شنیده شود کم هست و از طرفی با توجه به اینکه در آن روز مردم یزد هم هستند ممکن است اعتراض به این قضیه نسبت به ما ایجاد بدبینی کند. احتمال پیروزی در این زمینه با توجه به تجربه دانشگاههای دیگر پایین است. پس بهتر است با استفاده از این فرصت به مسائل دیگر اعتراض کنیم.
    و چه مسئله ای مهمتر از اعتراض به فضای بسته دانشگاه
    توقیف نشریات و فشار بر نشریات
    فضای زندان گونه خوابگاه ها، تذکرها، احضار ها
    تهمت ها و اخراج از خوابگاه
    دست کاری کردن پرونده ها و اخراج دوستان
    تلفن ها و تهدید ها
    تفکیک جنسیتی توهین آمیز جلو دانشکده ها
    و …..
    نگذاریم دانشگاه را پادگان کنند.


  • ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۷ - کارمند ناراضی :

    از وقتی رئیس جدید آمده به این دانشگاه ما مدام در حال اسباب کشی هستیم. هر بار به یک جایی .بالا برو پایین بیا. آن راهرو این راهرو این جا به جایی ها هم ماو همکارانمان را خسته کرده و هم دانشجویی که نمی داند برای پیدا کردن فلان اداره کجا برود.. آخر سر هم کل یک مجموعه را توی یک جای تنگ جا می دهند.با اینکه این قدر به جا ها اهمیت داده می شود به ما و به حق و حقوق ما اهمیتی داده نمی شود.


  • ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۷ - daneshjoo :

    در دانشگاه پیام نور سبزوار ارگان فعال دانشجویی وجود ندارد و دانشجو ها به هیچ عنوان زمنیه ابراز نظرات و خواسته های خود را نداردند و بلا فاصله با واکنش شدید مدیران و مسئولین دانشگاه مواجه میشوند . مدیریت دانشگاه برای اینکه بتواند محدودیتها و هژمونی خود را هرچه بیشتر روی دانشجویان اعمال کند نهاد و کانونهای دانشجویی و همچنین شوراهای دانشجویی را که خواسته ها و مطالبات دانشجویان را دنبال میکردند را برکنار کرده و عملا برای دانشجویان نماینده ای باقی نگذاشته اند تا بتواند از خواسته های آنها حمایت کنند .
    همچنین برای اینکه بیشتر بتواند در این راستا اهداف خود را پیش ببرد سه نماینده از بسیج و یک نماینده از کانون عترت و قران برای دانشجویان تعیین کرده که بتواند در بین دانشجویان نفوذ کنند و اهداف مسئولین را پیش ببرند که این افراد به دلیل نفوذی که دارند به راحتی نسبت به سایرد انشجویان و حتی کارمندان دانشگاه حق اعمال نظر و حق وتو دارند وحق هراعمال نظری ازدانشجویان سلب شده .
    طی مصوبه ای که قبل از عید اعلام شده قرار است یک روز در دانشگاه یک روز را به دانشجویان دختر ویک روز را به دانشجویان پسر اختصاص دهند , این مصوبه قبل از عید اعلام شده و گفته بودند در خرداد ماه اجرا خواهد شد که احتمالا این موضوع در ترم جدید پی گرفته شود و در طرحهایی که داشتند میخواستند یک روز همه کانونها ونهادها واتاقهارا به خانمها و یک روز را به آقایان اختصاص دهند و بعد از محدودیتهایی که که اعمال میکردند دانشجوها جرات هیچ عکس العملی را در این رابطه را نداشتند.
    همچنین ازطرف دانشگاه اعلام کردند که مجوز همه نشریات دانشجویی را از ترم جدید لغو و باطل خواهند کرد و مجددا نشریاتی که از نظر خودشان صلاحیت انتشار دارند را تصویب و اجازه انتشار خواهند داد و اجازه فعالیت خواهند داد .
    در مجموع جو دانشگاه به کلی در دست بسیج است و دانشجویان با کوچکترین ابراز عقیده وفعالیتی احضار میشوند.


  • ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۷ - دایی محسن :

    متن بیانیه ی محومیت دفن شهدا که توسط نشریات مستقل دانشجویی امضا شده رو در این سایت بخونید:
    http://daeemohsen.blogfa.com/post-۳۱.aspx


  • ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۷ - رفيق دايي محسن (احمد) :

    دایی محسن. نمی دانم آیا تو اهل گفتمان حتی از نوع آمریکایی هستی یا خیر. تو ۴ نشریه را علم نمودی. سیاه و سفید مقیمی که با ۴ ترم مشروطی اخراج آموزشی شده. هیس که در دوران قبل از میبدی توقیف شده و تاکنون حتی شماره ای از آن بیرون نیامده و ….. اطلاعیه دهها نشریه دانشگاه که در دانشگاه توزیع شده را چرا نمی بینی و خود را به کوری می زنی. اگر اهل گفتمان امریکایی نیستی اهل منطق انگلیسها باش دایی جان


  • ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۷ - دایی محسن :

    احمد جان!
    بعد از اینکه توی سایت بالاتزین این ادعا ها رو مطرح کردی، حالا نوبت اینجا شد؟ تو خودت از عوامل جمهوری اسلامی هستی، پس انتظاری از تو نیست!


  • ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۷ - پرومته :

    لینک نشریه پرومته prometheus-yazd.blogfa.com
    پرومته را بخوانید.

    لطفا حذف نکنید تا احمق(احمد) جان بداند نشریه پرومته در دانشگاه یزد وجود دارد. همچنین قاصدک هم وجود دارد : ghasedakesepid.blogfa.com
    همچنین هیس شماره اخیرش چاپ شده است و همه آن را خوانده اند
    و بداند که اتفاقا میبدی به دنبال همین دانشجویان سیاسی که از لحاظ درسی آسیب پذیرند می گردد تا آنها را اخراج کند..


  • ۲۸م اردیبهشت ۱۳۸۷ - دانشجو :

    جواب دیدگاه اول:دلیل اینکه مسئولین به کارهایشان در دانشگاه نمی رسند همین است که تمام وقت خود را صرف زدن تلفن و تهدید و ایجاد فضای خفقان در دانشگاه می کنند.
    جواب دیدگاه هشتم:اتفاقا تمام مشکلات دانشگاه اعم از خوابگاه و سیستم اداری و خفقان و… در دانشگاه حاکی از همین مدیریت فرد گراست که همه چی به اون ختم میشه. چرا در همین دانشگاه زمان دکتر وحدت هیچ کدام از این مشکلات نبود؟!
    جواب دیدگاه ۱۳:حداقل نشریه ای مثل هیس وجود خارجی داشته… نشریاتی که به ارگان های حکومتی وابسته اند و شاید ما یک شماره هم از آن ها ندیده ایم چه حجتی بر ما هستند…
    شما به من گفتید اگر کسی مخالف است چرا نمی گوید می خواهم بگم که می بینید چرا نمی گویند چرا کسانی که مخالفت خود را با دلایل کاملا منطقی مطرح کردند ترساندید تهدید کردید توقیف کردید و … چرا نگذاشتید توزیع شوند؟! آیا با این شرایط حراست و کمیته انضباطی باز هم انتظار مخالفت می رود اصلا به حراست توقیف نشریات دانشگاهی هیچ ربطی ندارد ولی چرا مسئولین سکوت کردند؟! چرا صدایمان را در گلو خفه کردید؟! آیا قاصدک شماره ۱۱ نیست؟ آیا هیس سال سوم فعالیتش نیست؟ آیا پرومته دومین شماره اش نیست؟
    خودمان را گول نزنیم…
    اینکه دانشجویان یزد حرفی نمی زنند دلیل بر بی بخاریشان نیست ما اینجا زنده ایم ولی زندگی نمی کنیم اینجا خفقان است استبداد است حراست است تعلیق است کمیته انضباطی است بسیجی است میبدی است انجمن اسلامی بسیجیان! است … همه چیز هست جز دانشجویی که بتواند حرفش رابزند و در گلو خفه نکنند اخراجش نکنندو…

    اینجا طبق اساسنامه ی انجمن اسلامی‘ انجمن زیر نظر مستقیم نهاد رهبری است و علنا هیچ کاری نمی شود کرد. تنها کانون مخالف کانون اندیشه سبز است که تا می توانند عرصه را بر آن ها تنگ کرده اند…

    به داد دانشگاه یزد برسید… اینجا دانشجوبان دارند می میرند… مرگ تدریجی….


 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
Close
E-mail It