انجمن اسلامی به مثابه پارلمان دانشجویی باید مدافع خواستههای دانشجویان باشد و مستقل از جناحبندیهای سیاسی در همه حال پیگیر مطالبات دانشجویان باشد و دفاع از دانشجویان منتقد را وظیفه خود بداند و سعی در مقابله با هر آنچه داشته باشد که، خواهان بستن و محدود کردن فضای آکادمیک در دانشگاه است.
اما داستان در دانشکده حقوق تاکنون به گونهای دیگر بوده است، دانشجویان این دانشکده به عنوان صف اول دانشجویان آزادیخواه تمام دانشگاههای کشور تاکنون سعی بر آن داشتهاند تا انجمن این دانشکده را همچنان مستقل حفظ کنند و آن را به دامان احزاب نسپارند. اما این استقلال مستلزم آن بود که اعضای انجمن که منتخب کل دانشجویان دانشکده هستند، افرادی مستقل باشند که زیر بیرق انجمن مستقل، مطالبات دانشجویان را پیگیری کنند.
و اما اعضای انجمن فعلی به محض راه یافتن به انجمن شروع کردند به کار حزبی و حمایت از فلان طیف شکستخورده درونحکومتی و آنچه که دیگر به دنبالش نبودند مطالبات دانشجویان بود. اما اکنون گویا پی بردهاند که دیگر دانشجویان آنان را نمایندهی خود نمیدانند و به انجمن به عنوان ستاد اصلاحطلبان مینگرند.
این دوستان ما برای حفظ انجمن در دامان اطلاحطلبان و هر حربهای متوسل شدند و آخرین ترفند آنان برای حفظ انجمن در دستان محافظهکار خودشان برگزاری انتخابات بسته است. انتخابات بستهای که کاندیداها باید برای احراز صلاحیت از سوی انجمن اسلامی دانشگاه تأیید شوند، همان نظارت استصوابی که شورای نگهبان در انتخابات ایران اعمال میکند و نتایج آن را میبینیم. حال ما دانشجویان چگونه حاضر شویم در انتخابات بستهای که نتیجهی آن از هماکنون مشخص است و چیزی جز آبروریزی برای دانشکده حقوق و علوم سیاسی نیست شرکت کنیم.
باید به این دوستان گوشزد کرد که خودشان در یک انتخابات باز و دموکراتیک به این انجمن راه یافتهاند.
ما دانشجویان مستقل و دموکراسیخواه حقوق و علوم سیاسی به عنوان میراثداران آزادی، به عنوان نسل دانشجویان آزادیخواه تیر ۷۸ به اعضای فعلی انجمن گوشزد میکنیم که: ما زیر بار ذلت انتخابات بسته نخواهیم رفت و خواهان آنیم که هر چه زودتر انتخابات به شکل باز و دموکراتیک برگزار شود، تا همه دانشجویان این دانشکده بتوانند در این انتخابات شرکت کنند و افرادی به انجمن راه پیدا کنند که منتخب دانشجویان باشند. زیرا که ما به عنوان دانشجویان آزادیخواه معتقدیم: “هیچکس آنقدر خوب نیست که بدون رضایت دیگری بر او حکومت کند.”
“ای بسا لای و لجن بر اورنگ تکیه میزند و ای بسا اورنگ بر لای و لجن”



در این مورد هم مانند موارد مشابه نویسندگان سناریوهای امنیتی، فراموش کرده اند که عملکردهای دانشجویان مخصوصا این دو عضو دربند شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، در پی احقاق حقوق پایمال شده همه زنان و مردان این سرزمین است. خواست این دانشجویان و همه ما آن است که دولتمردان از پشت نقاب هایی که بر صورت زده اند بیرون بیایند و در مورد استبداد، سرکوب و تجاوزهای صورت گرفته به حریم دانشجو و دانشگاه پاسخگو باشند. چرا که تا ابد نمی توان سکوت کرد و سرکوب.
وقتی پدر صغری با استفاده از حق ولایتش دختر خود را برای کار به منزلی در رشت سپرد او 9 سال بیشتر نداشت. اما وقتی به اتهام قتل پسر خانواده راهی زندان شد 13 ساله بود. از نظر قانون ایران، او دیگر بچه نبود. همین بود که به مثابه آدم بزرگسالی محاکمه و محکوم به قصاص شد. قاضی رسیدگی کننده البته برای راحتی وجدانش چشم به روی آزارهای مکرر صغری که مدعی بود توسط پدر خانواده صورت گرفته بود، بست و مطابق معمول شانههای کوچک صغری بود که ضربات شلاق را تحمل کرد و نه شریک او.
فراموش نکنیم که یک ویژگی مشخص پرونده های امنیتی، "حیثیتی" شدن آنها برای نیروهای دست اندرکار است. باید قبل از ان که اتهامات ساختگی رسانه ای شوند، دستگیرکنندگان را نسبت به طرح آنها مردد کرد. وگرنه، پس از آنکه چنین اتهاماتی تبلیغ، تکرار و "حیثیتی" شدند، دیگر حتی دخالت رییس قوه قضاییه هم (همچون موارد متعدد گذشته) نمی تواند کمک زیادی به دستگیر شدگان بکند.
