فرمانده نیروی انتظامی روز گذشته خواستار افزایش اختیارات این نیرو و از جمله واگذاری ‏اختیار « داوری» و «قضاوت» به ماموران تحت امرش شد.‏ و ‏اضافه کرد: «افزایش‎ ‎اختیارات پلیس و اعطاء نقش داوری به آن در بسیاری از منازعات به ویژه ‏منازعات حقوقی و‎ ‎خانوادگی می‌تواند ضمن قضا زدایی و کاهش دامنه جرم، افزایش قانون مداری ‏و توسعه‎ ‎فرهنگ نظم و انضباط در جامعه شود».‏

 

رئیس مجلس هفتم نیز طی سخنانی در جمع فرماندهان نیروی انتظامی از افزایش اختیارات نیروی ‏انتظامی استقبال کرد و با اشاره به صحبت‌های سردار احمدی‌مقدم‎ ‎در خصوص افزایش اختیارات ‏نیروی انتظامی به وی توصیه کرد در این زمینه با قوه قضائییه هماهنگی های لازم را به عمل ‏آورد.‏

 

آیا نیروی انتظامی به موارد بی شمار تخلفات خویش و شکایاتی که علیه این ارگان صورت گرفته پاسخ گفته است که حال به دنبال اعطای حق داوری و قضاوت نیز هست؟!

 

ماجرای قتل دکتر زهرا بنی یعقوب، موارد تجاوز در بازداشت گاه ها، خشونت ماموران گشت ارشاد با زنان، خشونت ماموران نیروی انتظامی در برخورد با فعالین اجتماعی و اکنون نیز ماجرای بازداشت سردار زارعی با اتهام فساد اخلاقی که خود یکی از بانیان طرح امنیت اجتماعی بود و … موارد بسیاری که هر بار علیه این خشونت در لباس قانون شکایتی هم شد, بی پاسخ ماند.

 

اسماعیل احمدی مقدم دیروز همزمان با حضور غلامعلی حداد عادل رئیس مجلس هفتم در ‏سیزدهمین همایش سراسری فرماندهان نیروی انتظامی با اشاره به اینکه «اختیار و اعتماد دو ابزار ‏ضروری برای ایفای نقش پلیس در حل و فصل منازعات و دعاوی است» از وی خواست تا برای ‏افزایش اختیارات نیروی انتظامی تلاش کند.‏

 

از اولین اصول مدیریت این است که وظیفه و نظارت یا همان اختیار و اعتماد را همیشه از هم جدا نگه داریم تا در سازمان ها فرصت سوء استفاده به حداقل کاهش یابد. حال که نظارتی نیست که اگر باشد اسمی است, نه عینی, نهایت اجحاف به مردم است که وظیفه ی داوری!!! را هم به نیروی انتظامی که خود در بسیاری موارد نشان داده که قانون مدار نیست بسپاریم. به خصوص در حوزه خانواده که درصد بالایی از قربا نیان آن را زنان تشکیل می دهند و در دادگاه ها با وجود وکیل و اگر شد مشاور و غیره, با مواجهه با قوانین تبعیض آمیز شدیدترین بی عدالتی ها را تحمل می کنند و آقای احمدی مقدم به خصوص خواهان داوری در این حوزه هستند. چه می شود اگر داوری به دست یکی از ارگان ها یی باشد که موارد بسیار تخلف در برابر زنان را در پرونده خود دارد که می تواند نشانه نگرش کلی زن ستیزانه در مسائل حقوقی هم باشد.

 

آقای حداد راست گفته اند احتمالا مشکلات حل خواهد شد اما نه به مدد قانون به مدد باطومی که همزمان در دست قاضیان سبز پوش هم هست که اجازه دارند در صورت لزوم از آن استفاده کنند و حال که داوری با خودشان است تشخیص لزوم می تواند تنها اعتراض ساده محکوم به حکم قاضیان سبز پوش باشد. آن چه که معمولا رخ داده و باعث شکایت به مراجع موسوم به داوری شده. حال اگر داور خودش باشد دیگر شکایت هم نمی توان کرد ولو این که بدانی بی جواب می ماند.

 

باید به طرح این گونه مسائل نیز اعتراض کرد زیرا مسائلی هستند که می توانند به سادگی حداقل حقوق شهروندی را نیز از بین ببرند. فرصتها به شدت نابرابر تر می شوند و آزادی به شدت محدود, موقعیتی را در نظر بگیرید که در یک طرف شهروندی است عادی بی هیچ حقی و در طرف دیگر نیروی انتظامی که همزمان اختیار قدرت, اعمال قدرت و قضاوت را داراست. تنها نتیجه اش نظمی نظامی در سایه ی سرکوب است نه عدالت. اگر عامل نظم زور بود که تمام دنیا را نیرو های انتظامی بر می داشت. عامل نظم در جامعه, رفاه اقتصادی و اجتماعی و آزادی های اجتماعی و فردی و برابری حقوقی و… است. حال که روز به روز حداقل ها ی هر کدام از این موارد از بین می رود انواع ارتش های مسلح با طرح های جدید و اختیارات بیشتر وارد خیابان می شوند. به ازای هر درصد که تورم بالا می رود گویا نیروی نظامی جدیدی در غالب طرحی زیر مجموعه امنیت اجتماعی وارد خیابان ها می شود.

 

نظارت بر کار مسئولین برای درست انجام دادن کار است که نظم می آورد نه دادن حق قضاوت به باطوم به دست برای نظارت بر عکس العمل مردم در برابر مشکلاتی که یکی از اصلی ترین دلایل وجودش متخصص نبودن افراد در مشاغل است.

 

۸ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۱۰م اردیبهشت ۱۳۸۷ - س :

    فعلا که دوران آزمون و خطا های چندش آور است ….


  • ۱۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - صبا :

    مبارک است انشاا… چه شود تیغ دردست زنگی مست؟


  • ۱۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - Fuzzy Logic :

    تمام تحرکات جدید و اشتباهات عمدی این رژیم زودتر به ریفرم منجر میشه بذارید پشت سر هم اشتباه کنند . ما هم مبارزه می کنیم.
    مرگ بر جمهوری دیکتاتوری


  • ۱۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - ويك. :

    در خصوص نیروی انتظامی لازم به توضیح است :

    ۱) در هر ارگان و نهادی، هستند انسانهای ضعیفی که با خیانت به تعهداتشان در قبال شغلشان، به تبعیت از کودک درون و خواسته های آن بروشهای مشروع و نامشروع می پردازند. بنابر این عملکرد کلی این نهاد نیازمند مستندات و آمار و ارقام می باشد که البته شخصا معتقدم در کل نمره قبولی نخواهد داشت.
    ۲) قضاوت ، اصولا پیش نیازهایی دارد که وجه تمایز اصلی آن با آقایان نیروی انتظامی ، نوع تحصیلات می باشد، ضمنا از شرایط یک قاضی یا هر مرجع متشابه به آن ، عدم درگیر بودن در شرایط کشف جرم، عدم ارتباط مستقیم با فرد بازداشت شده و در کل نداشتن هیچ گونه ارتباط با مجرم یا مشکوک له می باشد که ماهیتا با روح فعالیت های پلیسی در تضاد می باشد.

    در پایان ضمن تشکر تقاضا دارد نسبت به آگاه نمودن نسلمان بکوشیم که آنچه خود با خود در ابن چند سال به دلیل کم اطلاعی و عدم مطالعه کردیم قوم مغول با ما نکرد….


  • ۱۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - از این ور دنیا :

    خانم گلکار عزیز کم لطفی میکنن و میفرمایند: ” به ازای هر درصد که تورم بالا می رود گویا نیروی نظامی جدیدی در غالب طرحی زیر مجموعه امنیت اجتماعی وارد خیابان ها می شود.”
    این یعنی فراموش کنید ارتش آمریکا در شرق و غرب کشور و ناوهای کشتی در خلیج فارس در حال آماده باش و دائم در حال درگیری ، انواع و اقسام انفجارها و نا آرامیها در خوزستان و آذربایجان و کردستان و ترکمن صحرا و بلوچستان بوسیله هزار و یک گروه یکشبه تاسیس شده از جندالله گرفته تا جبهه دمکراتیک مردمی خلق عرب احواز و….و تهدیدهای حمله نظامی یا هوایی یا هسته ای مختلف از سارکوزی گرفته تا اولمرت و بوش و وزیر دفاع آقای گیتس و این آخرینش که خانم هیلاری کلینتن که فرمودن “در صورت حمله اتمی ایران به اسرائیل؛ ایران رو نابود خواهیم کرد” (ملاحظه بفرمایید فرمودند ایران نه جمهوری اسلامی؛ نه حکومت آخوندی؛ نه مراکز نظامی…. فرمودند ایران) (خنده آور اینجاست که جمهوری اسلامی بیست سال طول کشید تا تونست دکمه چراغ پیکان رو از بغل راننده بیاره بذاره رو داشبورد ؛ حالا اینا میگن در صورت حمله اتمی ایران…)
    همه اینها یک طرف درصد تورم یکطرف


  • ۱۳م اردیبهشت ۱۳۸۷ - معین :

    هر دم از این باغ بری می رسد…تازه تر از تازه تری می رسد!


  • ۱۴م اردیبهشت ۱۳۸۷ - میم :

    .شما باهوش نوشته اید اما ما جدا از هم هیچ تغییری نمی توانیم داشته باشیم .با کنترل نیازهای اولیه این شهر یک ده بزرگ باقی مونده محتسب هم شلنگ تخته می ندازه رو نادونی این مردم حالاچهار راه های ما با ماشین سبز کادره شده باشه چه توفیری می کنه تو حال کسی که واسه جفت و جور کردن نون شب نایی براش نمونده خانم ….
    حق رو اگه بشناسیم می تونیم بگیریم .


  • ۱۵م اردیبهشت ۱۳۸۷ - کاوه :

    گل بود به سبزه نیز آراسته شد…
    طرح امنیت اجتماعی چیزی جز به وجود آوردن رعب و وحشت نیست،در جامعه ایکه امیدی به درست و سالم زندگی کردن نیست مثل بمبی می مونه که هر لحظه بیم منفجر شدنش میره،افراد این جامعه باید از حکومت بترسن تا دمشون در نیاد،این ترس هم باید در کلیه ی اقشار جامعه مثل یک ویروس تزریق بشه تا هم امروزیها و هم نسل آینده قدرت حاکمه رو همیشه تو ذهنش داشته باشه تا حتی با اون وضع اسفناک زندگیش به فکر در افتادن با حکومت نیفته …
    اما حکومت غافل از این شده که الان عصر حجر نیست و نمیشه اینجوری دوام آورد….
    اجرای این طرح توسط این آدمها!!!و بعد هم حق قضاوت رو بهشون دادن کاملا غیر قانونیه…


 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
Close
E-mail It