خبرنامه امیرکبیر: مقاله زیر در پاسخ به مقاله “ آیا برابری کافی است ” نوشته آرش اقبالی به خبرنامه ارسال شده است.

 

بر اهل خرد آشکار است که مطالبات حقوقی زنان در کمپین یک میلیون امضا، صرفا اجتماعی است و در حقیقت تلاشی است مصمم و آگاهانه برای احقاق حقوق مسلم نیمی از جامعه که از شهروند درجه دوم بودن در زادگاه خود، در رنج هستند. حقوق انسانی و اجتماعی زن در نظام حقوقی کشور ما، معادل نیمی از حقوق یک مرد تعیین شده و جایگاه زن تنها در محدوده ی نقش همسری و مادری تعریف می شود.

 

این اجحاف قانونی در طول زمان، موجد روابط خانوادگی و اجتماعی مغشوش و ناسالمی شده که اثرات سوء آن دامنگیر تمام جامعه است. در این شرایط گروهی معتقدند تلاش برای ایجاد برابری حقوقی زن و مرد در حقیقت کوششی است بی حاصل برای شراکت در اوضاع اسفبار مردان در شرایط فعلی جامعه.

 

در اسفبار بودن کیفیت و شرایط زندگی شهروندان در ایران برای اکثریت، شکی نیست. فقدان آزادی و عدالت اجتماعی امریست که انکار آن تنها در ید قدرت مسئولین زحمتکش و مهرورز است و گرنه همه ی اقشار جامعه در هر دامنه ای از سن و تحصیلات - به استثنای یک اقلیت بسیار محدود دارای رانت- به انحاء مختلف پیامد های این فقدان را تجربه می کنند. هرچند در اکثر موارد، خود دانا به قرار گرفتن درین سیکل معیوب نیستند. با این حال نکته این جاست که در همین بستر نابرابر و اوضاع نا به سامان جامعه، زنان به گواه واقعیت های اجتماعی تحت ستم و رنج مضاعف هستند. ستمی که وجهه ی قانونی آن، شرایط را برای هرگونه رویارویی و اعتراض، بسیار دشوار و حساس ساخته است.

 

در این شرایط زنان در گام اول خواستار رهایی از این ستم مضاعف بوده و برابری با مردان در بهره مندی از تمامی مواد حقوقی و مواهب جامعه - خواه اسفباربار یا بدتر از آن - را خواستارند. واضح است هیچ عقل سلیمی ادعا ندارد که با تصویب قوانین برابر و انسانی، تمام مشکلات و کاستی های جامعه مرتفع خواهد شد. تصویب این قوانین تنها به مثابه برداشتن باری سنگین و جانکاه، از دوش زنان جامعه است که با برداشته شدن آن، توانی تازه در زنان برای طی این طریق صعب، دوشادوش و همراه مردان جامعه، شکل خواهد شد. این همراهی و همصدایی، در بستری برابر بدون شک موجبات اصلاحات همگانی در باب عدالت، آزادی و برخورداری را فراهم خواهد ساخت.

 

حق حیات کاملتر - گرچه به کام شیر اندر -

مطلب ماست باور کن ، طالب باورت هستیم

 

نظم جهان فردا را ، همت و همدلی باید

دست به دست ما بسپار ، یار دلاورت هستیم !

 

 

* در بازتاب مقاله ی ” آیا برابری کافیست؟ ” نوشته ی آقای آرش اقبالی

* با نگاهی به کتاب “جنبش یک میلیون امضا ، روایتی از درون ” نوشته ی خانم نوشین احمدی خراسانی

* شعر از بانو سیمین بهبهانی

 

۸ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۶م اردیبهشت ۱۳۸۷ - مینا :

    به نظر بنده هم آقایان و هم خانم ها به اندازه برابر باید سهم داشته باشند


  • ۶م اردیبهشت ۱۳۸۷ - رهنما :

    ممنون از درایت شما در پاسخ به انتقاد مطرح شده که از جدی ترین انتقادات منتقدان کمپین است.


  • ۶م اردیبهشت ۱۳۸۷ - عليرضا :

    متاُسفانه در این کشور از برابری و عدل خبری نیست

    نه برای آقایون و نه خانومها

    هر کس به نوعی له میشه


  • ۷م اردیبهشت ۱۳۸۷ - ناصر :

    ۱-کاربرد تعابیری همچون”خانه در آتش می سوزد و دود سرسر خانه را پوشانده” در تحلیل شریط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور چندان منطقی به نظر نمی رسد ونوعی عوام فریبی است.نیک به یاد دارم در سالهای آغازین انقلاب گروهی با این نوع تحلیل که” تا تغییر بنیادین شرایط اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی جامعه هیچ کاری از پیش نخواهد رفت” هر نوع حرکت هرچند کوچک را به سخره می گرفتند؛ در حالیکه بر خردمندان پوشیده نیست که تغییر اجزا یکی از راهکارهای تغییر کل است.بنابراین هر اقدامی ولو به زعم دیگران کوچک که با هدف تغییر درشرایط موجود صورت گیرد باید مورد حمایت قرار گیرد.
    ۲-یاد آوری این نکته خالی از حسن نیست که اگر آقایان برای حرکت های بزرگ خود نیازمند همراهی وپشتیبانی بانوان جامعه هستند ویا به نوعی توقع آن را دارند لاجرم بایدبه قاعده بازی گردن نهند و آنان را در برخورداری از همین حق وحقوق اجتماعی نصفه نیمه که مردان از آن برخوردارند،یاری کنند.


  • ۷م اردیبهشت ۱۳۸۷ - آرش اقبالی :

    با تشکر از توجه شما به مطلب بنده، خانم زنگنه باید خدمتتون عرض کنم که نقد یک مطلب هنگامی منصفانه به نظر میرسد که با توجه به رویکرد و بررسی عملکرد نگارنده صورت پذیرفته باشد وگرنه بررسی صرف یک نوشته و مطرح کردن برداشت شخصی از آن باری از دوش نگارنده بر نخواهد داشت و ذهنیت او را تغییر نخواهد داد. من اجحاف قانونی را که در حق زنان روا داشته می‌شود را با پوست خون شاید از اولین سالهای کودکی لمس کرده‌ام و با آن بیگانه نیستم. چه خوب بود که قبل از نقد نوشته حاضر یکی نوشته قبلی بنده با عنوان “کمپین و بار سنگین مطالبات جامعه مدنی”، “کمپین، تمرینی برای فردا” یا “سهم من از کمپین” را مطالعه می فرمودید تا متوجه شوید که بنده به هیچ وجه جنبش زنان را به سخره نگرفته ام و هرگز قصد چنین کاری را هم نداشته ام و همچنین عملکردی را در خارج از چهارچوب “بهبود” وضع زندگی زنان در جامعه حاضر بر آن متصور نیستم. آنچه در نوشته “آیا برابری کافیست؟” مطرح شده نقدی است بر بی‌تفاوتی دوستان (بعلاوه خود بنده) نسبت به برخوردهایی که هر از چندگاهی بر اساس سلایق شخصی هر کسی که روی کار می آید با مردم و خصوصاٌ زنان صورت می‌گیرد و آسایش و امنیت را از آنان سلب می‌کنند! مانند همین طرح امنیت اجتماعی و سایر طرح های مشابه که بدون هیچ مقاومتی از سوی نهادهای مدنی (که به نظر نگارنده جنبش یک میلیون امضاء یک نمونه از آنهاست!) مواجه می‌شوند. قبول دارم که داشتن خواسته‌های محدود و دستیافتنی موجب پیشتبرد هر چه سریعتر و راحت‌تر خواسته‌ها می‌شود ولی آیا این موضوع برای توجیه سکوت ما در برابر این همه رفتار تحقیرآمیز و قیم مآبانه دستگاه حاکمیت نسبت به امور شخصی زنان توجیه‌پذیر است! کسی که هر روز دچار استرس و نگرانی از برخورد زننده ماموران حفظ امنیت اجتماع است، واقعاً اولویتش داشتن ارث یا دیه برابر است! آنچه در نقد رویکرد فعلی جنبش مطرح کردم تاکید صرف برای اصلاح قانون و چشم بستن بر عملکرد‌های فراقانونی نهادهایی است که خود را صاحب جان مال (و به قول خودشان ناموس) ملت می پندارند. من پیگیری خواسته‌های حقوقی مطرح شده در بیانیه کمپین را شرط لازم بهبود وضعیت زندگی زنان می‌دانم و شرط کافی را داشتن حداقل فضای قابل زیستن و زندگی کردن در یک جامعه برابر، وگرنه هنوز هم اعتقاد دارم که پیگیری صرف خواسته‌های محدود حقوقی لزوماً بهبود شرایط زندگی را برایمان به ارمغان نخواهد آورد. (شاید هم من خیلی ایده‌آل گرا هستم)
    با تشکر


  • ۸م اردیبهشت ۱۳۸۷ - گدا و فقير :

    من با آرش اقبالی موافقم.. مقاله ی خوبی هم نوشت.. فکر می کنم زنگنه خیلی شتاب زده عمل کردن در خوب خواندن و نوشتن..


  • ۸م اردیبهشت ۱۳۸۷ - مارال :

    مقاله آقای اقبالی مشوش و چند تکه اس و حرف اساسی رو یا نداره یا منتقل نمی کنه.این مقاله رو تو مردان برا برابری هم دیدم و تعجب کردم.نمیشه درین وضعیت نا به سامان دست از تلاش برای تغییرات کوچک کشید.مطالبات کمپین و تلاش کنشگرانش شاید محدود به حوزه ی زنان باشه اما درین اوضاع حرکت ارزشمندیه که مثلش از نهاد ها و فعالین دیگه دیده نشده.با خانم زنگنه بسیار موافقم که تصویب این قوانین تنها به مثابه برداشتن باری سنگین و جانکاه، از دوش زنان جامعه است که با برداشته شدن آن، توانی تازه در زنان برای طی این طریق صعب، دوشادوش و همراه مردان جامعه، شکل خواهد شد.


  • ۹م اردیبهشت ۱۳۸۷ - بهناز :

    زنده باد برابری/زنده باد تغییر و دگرخواهی


 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
Close
E-mail It