در بدو انتصاب فرهاد رهبر به سمت ریاست دانشگاه تهران از گوشه کنار این سخن شنیده می شود که مأموریت فرهاد رهبر یکدست کردن فضای فکری دانشگاه و امنیتی کردن آن و بالاخص کوی دانشگاه است. فرهاد رهبر که پس از تجمعات بهمن ماه کوی دانشگاه تهران به این سمت انتصاب شد، بیشترین تمرکز فعالیت خود را بر کوی دانشگاه قرار داد تا به زعم خود فضای رعب و وحشت را بر کوی حاکم کند و از تجمعات بر حق دانشجویان جلوگیری کند. و اکنون فعالین دانشجویی دانشگاه تهران این فضای امنیتی را به وضوح لمس می کنند.
آقای رهبر پیرو سیاست های ارتجاعی خود اینک با نیروهای امنیتی برای سرکوب دانشجویان به توافق رسیده است و دست نیروی انتظامی را جهت دخالت در فضای کوی بیش از پیش از باز گذاشته است. به طوری که برای فعالین کوی در کلانتری یوسف آباد پرونده سازی شده است. چنان پرونده ی گسترده ای که روز چهارشنبه ۲۹/۱/۸۷ تعداد زیادی از ساکنین کوی را به وحشت انداخت.
در این احضاریه ها آمده بود که جهت پاره ای توضیحات در تاریخ های ۲ و ۳ اردیبهشت به دایره ی قضایی کلانتری یوسف آباد مراجعه کنند.
فرهاد رهبر که با کوله باری از تجربه در نهادهای امنیتی به این فضا وارد شد، در برخورد با دانشجویان با صراحت خوی امنیتی پادگانی خود را به آنها نشان داد، به طوری که در یک حضور غیررسمی در بین دانشجویان کوی، هنگام صحبت بسیار بالاتر از موضع یک رئیس دانشگاه با دانشجویان برخورد می کرد. و زمانی که دانشجویی مخاطبش قرار می گرفت و می خواست پیشنهاد یا انتقادی را مطرح کند، دست مخاطبش را می گرفت و فشار می داد و به این نحو ترس و استرس را در مخاطب ایجاد می کرد و گویی می خواست به او تلقین کند که حتی حق حرف زدن را هم ندارد، وی در پاسخ به دانشجویی که خواهان حق اعتراض مدنی نسبت به وضعیت رفاهی کوی بود، لفظ صریح «کف دست مو ندارد» را بکار برد و در پاسخ دانشجوی دیگری که تقاضای بهتر شدن وضعیت اتاقها را کرد، گفت: کاری از دست ما ساخته نیست.
آری آقای رهبر ما هم می دانیم برای بهبود وضعیت رفاهی و آموزشی دانشجویان کاری از شما ساخته نیست. کار ویژه ی شما صدور احکام انضباطی و پلیسی کردن دانشگاه به منظور محدود کردن کنش سیاسی دانشجویان است.
اما این اولین باری نیست که حاکمیت این چنین افرادی را به ریاست دانشگاه تهران انتصاب می کند تا جنبش دانشجویی این دانشگاه پیشرو را به انزوا بکشاند. اما تجربه ی چندین ساله ی جنبش دانشجویی به عنوان مهم ترین سنگر آزادی خواهی نشان داده است که متوسل شدن به چنین روشهایی نمی تواند جنبش دانشجویی و فعالین آنرا از حرکت باز دارد.
توصیه مان به آقای رهبر این است که از تجربه های روسای قبلی دانشگاه درس بگیرد. و خواهیم دید که دانشجویان آزادی خواه خیلی زود به این توهم فرهاد رهبر که میاندیشد با صدور احکام انضباطی و کشاندن دانشجویان به کلانتری می تواند صدای اعتراض را در آنان خفه کند، پایان خواهند بخشید.
ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولان گه توست عرض خود می بری و زحمت داری



اسمال تیغ زن، قبل از انقلاب، از جمله اوباش معروف "محله جمشید" تهران بود و از باج گیری از فواحش امرار معاش می کرد. وی پس از انقلاب، به ناگهان در کمیته انقلاب اسلامی جای پای خود را محکم کرد و به نمونه ای "کلاسیک" از افرادی تبدیل شد که به ناگهان، از اسفل طبقات جامعه به ارگان هایی چون کمیته و دادستانی راه یافتند.
نظم و انسجام تشکیلاتی برای انجمن های اسلامی و دفتر تحکیم نقشی حیاتی دارد. در سایه برخوردهای گسترده ای که با تشکل های مختلف دانشجویی در سال های اخیر شده است، توان تشکیلاتی مجموعه، تا حدی، تضعیف شده است. دانشجویان به اندازه کافی راه های نوین فعالیت در شرایط فشار را فرا گرفته اند.