خبرنامه امیرکبیر: در پی هتک حرمت مسئولین حراست دانشگاه صنعتی سهند تبریز نسبت به چند تن از دانشجویان دختر این دانشگاه و تجمع اعتراض آمیز دانشجویان تبریز در روز گذشته، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز بیانیه ای صادر کرد که متن آن به شرح زیر می باشد:
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند پیرامون هتک حرمت ها
سکوت آغاز نیستی است اما زننده تر از آن انفعال است. انسان منفعل خود مرگ است.
دانشگاه صنعتی سهند همواره عرصه ی توهین ها، هتک حرمت ها و بی احترامی ها به دانشجویان بوده است. اتفاقاتی که نه یک بار بلکه بارها و بارها اتفاق افتاده تا دانشجویان را به این فکر اندازد که مسوولین، شان و شخصیت دانشجو را در دانشگاه سهند از یاد برده اند.
در چند روز اخیر اخبار تکان دهنده ای درباره ی برخی رفتارهای مسوولین دانشگاه به گوش رسید. موضوع اصلی انجام اعمال منافی عفت از سوی چند تن از کارکنان دانشگاه بود و موضوع اسفبار، تلاش مسوولین بالاتر برای لاپوشانی و سرپوش گذاشتن بر این وقایع، به اصطلاح برای حفظ آبروی دانشگاه است.
دکتر زاهد پس از بدست گرفتن اوضاع در پاییز ۸۵ با سختگیری نسبت به دانشجویان و محدودکردن شرایط زندگیِ معمول، سعی در ایجاد فضای رعب و وحشت و خفقان نمود. کارنامه ی اعمال ایشان در این مدت روشنگر بسیاری از این مسایل است. اکنون چه بر سر عقاید انعطاف ناپذیر مسوول آمده که هتک حرمت به دانشجویان دختر را نادیده می گیرد؟ جناب آقای دکتر زاهد، چگونه از دختری که مورد تعرض قرار گرفته انتظار مدرک دارید؟ آیا جز متهمان و قربانیان کس دیگری نیز شاهد ماجرا بوده است؟ چگونه است که برای حفظ آبروی دانشگاه تقصیر را بر گردن دانشجویان قربانی می اندازید و پوشش آنها را بهانه ای برای توجیه رفتارهای غیرانسانی زیردستان خود قرار می دهید؟ مجموعه ی دانشگاه خود را در چه جایگاهی می بیند که به خود اجازه می دهند با تهدید و ارعاب دانشجویان قربانی، آنها را وادار به عدم پیگیری و سکوت نمایند؟
انجام اعمال مشابهی از سوی رییس اداره حراست، آقای حسینی و بیان جملاتی از همین قبیل تنها نشان دهنده ی هدف مشترک مسوولین در لاپوشانی این وقایع است و بیش از پیش نشان می دهد که اداره حراست دانشگاه تنها ابزاری است در دست مسوولین و فقط و فقط ضد دانشجو است نه برای دانشجو.
آیا انجام اعمالی چون فراخواندن عده ی کثیری از دختران به آمفی تئاتر به منظور تفهیم اتهام! و احضار به کمیته های انضباطی و چندین بار اعلام اسامی جمعی از دانشجویان دختر با نصب بر روی بردها بعنوان ناهنجارها به بازی گرفتن آبروی آنها نیست؟ چگونه تجمع خودجوش دانشجویان محکوم است _چون قضیه را فاش کرد_ ولی نصب اسامی دختران و دعوت به آمفی تئاتر محکوم نیست؟؟؟
کسانی که اشک تمساح می ریزند و دم از حفظ آبرو می زنند چرا قبلا به این کار دکتر زاهد اعتراض نکردند.
ما می دانیم چرا…!
این گونه است که دیگران هم به خود اجازه می دهند تا با خیال آسوده دست به هر جنایتی بزنند.
چرا وقتی طی یک روند از پیش تعیین شده از سوی دولت نهم، در تهران و دیگر شهرهای کشور، دختران با مشت و لگد ماموران نیروی انتظامی در ملا عام هتک حرمت می شدند، برادران سکوت کردند؟ و زمانی که سردار زارعی رئیس طرح امنیت اجتماعی به دلیل ارتکاب … به عنوان متخلف شناخته شد باز هم سکوت کردند؟ چگونه است که در روزنامه های حکومتی (کیهان و یالثارات و…) و بردهای رسمی دانشگاه اسامی افراد را بدون مدرک و دلیل به اتهام جاسوسی، رشوه خواری، ارتباط با بیگانه و فساد اخلاقی اعلام می کنید؟ آیا وارد کردن این اتهامات بدون مدرک و دلیل جرم نیست؟
آیا این نیست که تنها از مسایلی استفاده می کنید که منفعتی برایتان دارد؟ چرا وقتی قضیه ی دانشگاه هنر تهران اتفاق افتاد عزای عمومی در کشور اعلام کردید ولی وقتی به چند دختر در سهند هتک حرمت شد برادران اعلام کردند نباید این موضوع فاش می شد!
وقوع اتفاقات مشابه در تهران، کرمانشاه و سبزوار در دو سال اخیر و در ادامه، وقوع این اتفاقات تلخ در دانشگاه سهند، افکار دانشجویان را بیش از پیش به این سمت سوق می دهد که این مسایل و اتفاقات تلخ از سیاست های نادرست و جهت دار حکومت در عرصه ی فرهنگ و اجتماع ناشی می شود. وجود مسوولانی همچون دکتر زاهد بر کرسیِ فرهنگی دانشگاه ها اثبات کننده ی این ادعاست.
این حوادث زنگ خطری جدی برای امنیت دانشجویان در دانشگاه ها و نشان دهنده ی افت شدید اخلاقی و بی وجدانی در میان مدیران و مسوولان دولت نهم است. کسانی که بر خلاف قوانین قضایی و بدون سند و مدرک دانشجویان را در غائله ی امیرکبیر مجرم می دانند و دانشجو را زندانی می کنند؛ اکنون دَم از اثبات و مدرک می زنند. این مساله به خوبی نشان می دهد برای آنها دین واخلاق تنها وسیله ای برای سرکوب و سوءاستفاده بدل شده است.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند ضمن محکوم نمودن رفتارهای غیراخلاقی کارمندان دانشگاه و اقدامات غیر انسانی و منفعت طلبانه مسوولین فرهنگی و دانشجویی و حراست دانشگاه، حمایت کامل خود را از تجمع خودجوش دانشجویان دانشگاه سهند در دوم اردیبهشت اعلام می دارد و به اقتدارگرایان و منفعت طلبان هشدار می دهد که زور و تزویر چاره ی کار نیست و قطعا هر بی احترامی و بی حرمتی به شخصیت دانشجو پاسخ محکمی را در پی خواهد داشت.
دانشجو بداند، غیر از دانشجو، حامی دیگری ندارد.
شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعتی سهند تبریز
به گزارش خبرنامه امیرکبیر دختران دانشجوی دانشگاه تبریز بیانیه ای دیگر پیرامون موضوع هتک حرمت دانشجویان این دانشگاه صادر کردند که متن آن به شرح زیر می باشد:
بیانیهی دوم دانشجویان دختر دانشگاه صنعتی سهند تبریز در ارتباط با هتک حرمت به دانشجویان دختر
دانشگاه صنعتی سهند تبریز مانند همیشه شاهد هتک حرمت ها و توهین هایی بوده که خاص آن است؛ که معمولاً درکمتر دانشگاهی رخ می دهد. دانشجویان معترض همچون گذشته یک صدا و با حضوری پرشکوه، این حوادث را تقبیح کرده و خواستار پیگیری و پاسخ مسئولین به خواسته های خود شدند.
اما امروز بیانیه ای از طلایه داران پرمدعای مبارزه با فساد، بسیج دانشجویی، را در دانشگاه شاهد بودیم که پیگیری این حوادث را ریختن آبروی دانشجویان می دانند!
ریختن آبروی دانشجویان دختر هنگامی رخ داد که اسامیشان روی بردها و تابلوهای اعلانات رسمی دانشگاه آورده میشود و مدتها باقی میماند تا مشخص شود چه کسی حجاب را رعایت کرده و چه کسی رعایت نکرده است؟ چه کسی مطلوب دانشگاه است و چه کسی نیست؟ چه کسی باید در دانشگاه نفس بکشد و چه کسی نباید؟ و پس از آن هم، طی جلسهای در آمفیتئاتر دانشگاه، تفهیم اتهام شوند و تهدید، و پیدرپی به کمیتههای انضباطی احضار شوند و یا به بهانههای آموزشی اخراج گردند ولی غافل از آن بودند که در همان ایام کارمندانی به عفت همین دانشجویان دختر تعرض کردهاند.
با آبروی دانشجویان دختر هنگامی بازی میشود که طی حکمی او را از خوابگاه اخراج میکنند و هنگامی که پاسخی از مسئولین میخواهیم، میگویند که در خوابگاه و اتاق خود پوشش مناسبی نداشتهاید!!!!!! هنگامی با آبرویمان بازی میشود که ما را به کمیتههای انضباطی میکشانند؛ هنگامی که با خانوادهمان تماس میگیرند، تهدیدمان میکنند و هنگامی که اسممان را به عنوان بیحجاب همه جا در بوق و کرنا میکنند.
حال آیا اعتراض به ناامنیها در حمایت از قربانیان حوادث اخیر بدون آنکه کوچکترین تکیهای بر شرح ماجرا شود و هیچ اسمی از کسی برده شود، عملی وقیحانه به شمار میرود، که بسیج اینگونه بر آن پافشاری میکند؟ آیا باید تمام کسانی که در جمع اعتراضکنندگان حضور داشتهاند، که عدهی کثیری از دختران را شامل میگشت، به راغب بودن جهت رواج این زشتکاری متهم کرد؟
فیلمی ساخته میشود و همگان سکوت در مقابل آن را بیشرمانه میخوانند؛ سوال ما این است در پس چنین فجایعی که در نزدیکی ما رخ میدهد، تعصب دینی هر انسان غیرتمند کجاست؟
چگونه است که طلایهداران مبارزه با فساد در مقابل اعمال وقیحانهی سردار طلایهدار و رییس طرح امنیت اخلاقی دهها دقیقه سکوت میکنند؟!!!
چطور است که اعتراض به این فجایع شکستن قبح است اما مسئول دلسوز دانشگاه از قربانیان سند و مدرک میخواهد؟ دو شاهد عاقل و بالغ؟!!! آیا چنین درخواستی معقول و منطقی است؟ مگر بجز قربانی و کارمند محترم(!) فرد دیگری هم آنجا بوده است؟
چطور تلاش مسئولان جهت سرپوش گذاشتن به بهانهی حفظ آبروی خود آسیبدیدگان حادثه توجیه میشود؟ و بدتر از آن چطور در مقابل فشار مسئولانِ حفظِ امنیت، به بهانهیِ مواردِ موجود در پرونده و یا خواستنِ عدهای از نزدیکانِ آنها، جهت اطلاعِ مواردِ از قلم افتاده در پرونده شان(!!!)، انتظار سکوت میرود؟
ما دانشجویان همانطور که در مقابل حوادث تاسفبار کرمانشاه، دانشگاه علامه و سبزوار و همچنین ضرب و شتم دختران در خیابانها به بهانه طرح امنیت اخلاقی و… سکوت نکردیم، قطعاً حمایت خود را از اعتراض خودجوش به فجایع رخ داده ابراز کرده و تا دریافت پاسخی قطعی و اعمال مجازاتهای مکفی برای مسئولان حوادث ساکت نمیشویم.
نویسندگان این بیانیه خواستار پیگیری این موضوع فقط با حضور جمعیت خودشان، مراجع کاملا دانشجویی، مراجع قضایی و شخص دکتر چناقلو ریاست دانشگاه هستند.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
اکتفا به امید به اصلاحطلبان حکومتی برای پیشبرد اصلاحات، در فقدان نیروی اجتماعی تحولطلبی که فشار اجتماعی لازم را برای عقب راندن اقتدارطلبان و انحصار جویان سیاسی و اقتصادی تأمین کند، نتیجهای جز سرخوردگی و انفعال عمومی و به حراج گذاشتن آینده ایران و آرمانهای جنبش5/1 سده آزادیخواهی و عدالت جویی مردم این سرزمین نخواهد داشت.
