خبرنامه امیرکبیر: تجمع اعتراض آمیز جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز نسبت به رفتار وقیحانه ی معاون فرهنگی و دانشجویی، دکتر زاهد و رییس حراست، حسینی، با دختران و وضعیت اسفناک اخلاقی برخی از کارمندان ذی ربط، امروز در صحن دانشگاه بین ساعات ۱۲ الی ۱۴ برگزار شد.
بار دیگر جامعه ی دانشگاهی ایران شاهد هتک حرمت به چند دانشجوی دختر بود. پس از وقایع تلخ و تاسف برانگیز تهران، کرمانشاه و سبزوار این بار دانشگاه صنعتی سهند تبریز بود که چنین لکه ی ننگی را بر دامان مسوولین دید.
این تجمع توسط جمع کثیری از دانشجویان با هدف اعتراض به فضای مسموم فرهنگی و مخشوش شده ی دانشگاه که توسط مسوولین یاد شده و کارمندان ذی ربط پدید آمده، برگزار شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در این تجمع دانشجویان با در دست گرفتن پلاکاردهایی با شعارهایی نظیر “تکرار حادثه کرمانشاه؟” ، “دانشگاه زنده است” ، “نوآوری مسوولین در سال شکوفایی” ، “بی حیایی تا کی؟” در دست داشتند و با سر دادن شعارهایی چون “ننگ بر حراست پوشالی” ، “زاهد، حسینی، استعفا استعفا” ، “دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد” و با خواندن بیانیه ای که خطاب به ریاست دانشگاه، دکتر چناقلو بود، خواستار پاسخگویی به شرایط ناامن اجتماعی فرهنگی دانشگاه بودند.
در این تجمع که با استقبال پرشور دانشجویان دختر و بصورت خود جوش برگزار گردید، دختران با اعلام این جمله که: “بدانید دانشجو زنده است و شرافت و وجدان انسانی هنوز پا بر جاست” انزجار خود را از رفتارهای غیر انسانی معاونت فرهنگی دانشجویی و رییس حراست اعلام نمودند.
مسوولینی که تا دیروز ادعای اخلاق گرایی و ایجاد فضای سالم و پاک را داشتند و در این راستا از هیچ عملی چون احضار دختران به کمیته ی انضباطی و اعمال رفتارهای غیر اخلاقی در جهت تفکیک جنسیتی دریغ ننمودند، اینک خود و کارمندان ذی ربطشان با رفتارهای غیرانسانی و کتمان حقیقت، فضای فرهنگی دانشگاه را به مخاطره انداختند. در پایان دانشجویان دختر و پسر دست در دست هم به ایراد شعار پرداختند:” دانشجو می¬میرد ذلت نمی¬پذیرد”
به گزارش خبرنامه امیرکبیر جمعی از دانشجویان دختر دانشگاه صنعتی سهند تبریز در این زمینه بیانیه ای صادر کردند که متن آن به شرح زیر می باشد:
در راستای اتفاقاتی که در طی چند وقت اخیر در دانشگاه رخ داده است بر آن شدیم تا جهت احقاق حقوق دانشجویان و اعتراض به این روند بیانیه ای را صادر کنیم. در دانشگاهی که طرز پوشش و حجاب دختران، محیط فرهنگی را به مخاطره می اندازد، به چند دانشجوی دختر تعرض می شود و تهدید می شویم و مجبور به اختیار کردن سکوتیم.
در دانشگاهی که پاسخ چرا جویی وجود چنین زمینه ای در یک محیط آکادمیک، اتهام به وضع نامناسب پوشش دختر قربانی است، چگونه می توان انتظار بالندگی فرهنگی داشت؟ حداقل نیاز یک انسان برای زندگی در هر اجتماعی تامین امنیت وی می باشد که چندی است این حقوق زیر سوال رفته است. ما در محیطی محصوریم که در آن تعامل اجتماعی معمول بین دانشجویان، اعمال منافی عفت به شمار می رود و به شدت محکوم می شود اما تجاوز به حداقل های حقوق انسانیِ یک دانشجو، کارآمدی مسوولان را اثبات می کند!!
به بازی گرفتن حرمت و آبروی دانشجویان به عناوین مختلف، از جمله مشخص کردن عده ای به عنوان ناهنجار از جهت پوشش و منش، کمیته های انضباطی به منظور ارعاب دانشجویان و برخورد تبعیض آمیز استادان، از افتخارات دیگر محیط فرهنگی ماست.
توهین تا به جایی پیش رفت که گفته شد با حضور دختران، حضور در کلاس امکان پذیر نیست!! تا کجا مجبور به پذیرش عقاید دیگران و عقب نشینی از اعتقادات و تربیت خانوادگی خود هستیم؟ هنگامیکه تمام اعمال و حرکات دیکته وار بر ذهن و قالبمان حک می شود، چگونه انتظار گرفتن حقی که گرفتنی است نه دادنی، می رود؟
دانشگاه طی یک هدف بلند مدت و زیر بنایی قصد خط کشی بین دختران و پسران و در مقابلِ هم قرار دادن آنها را داشته است و در این زمینه با ترفندهای متفاوت و استفاده از افراد مختلف، موفق عمل کرده است. آیا زمان آن نرسیده است که به بازی مسوولین پایان دهیم و با اتحاد، در یک جبهه قرار بگیریم و برای حقوق انسانی خود بجنگیم؟ مسوول ذی ربط با صدای هر اعتراضی مسوول پیگیری است. این صدای اعتراض جمعی از دانشجویان است که خواهان احقاق حقوق خود هستند.
بدانید که دانشجو زنده است و شرافت و وجدان انسانی هنوز پا بر جاست.
اما ریاست محترم دانشگاه، جناب آقای دکتر چناقلو:
ما دانشجویان معترض خواستار جبران بی تفاوتی های گذشته بوده و شروع آن را نه تنها عذر خواهی رسمی آقایان زاهد، حسینی و قالیچی می دانیم بلکه این شمایید که با عذر خواهی خود، به خاطر وضع موجود و خصوصا لکه ننگی که دامن دانشگاه را گرفته است، می باید حسن نیت خود را به اثبات برسانید.
در پایان لازم به ذکر است که حق پی گیری موضوع را تا زمان رسیدن به نتیجه مطلوب برای خود محفوظ می داریم.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
اکتفا به امید به اصلاحطلبان حکومتی برای پیشبرد اصلاحات، در فقدان نیروی اجتماعی تحولطلبی که فشار اجتماعی لازم را برای عقب راندن اقتدارطلبان و انحصار جویان سیاسی و اقتصادی تأمین کند، نتیجهای جز سرخوردگی و انفعال عمومی و به حراج گذاشتن آینده ایران و آرمانهای جنبش5/1 سده آزادیخواهی و عدالت جویی مردم این سرزمین نخواهد داشت.