چرا یک دانشجوی دکترای شیمی دانشگاه شهید بهشتی با خوردن سیانور در جمع دوستانش خودکشی می کند؟ ۲۸ فروردین ماه دانشجوی دکترای شیمی دانشگاه شهید بهشتی پس از مشاجره با استادش به آزمایشگاه دانشگاه رفته و با خوردن سیانور به زندگی اش خاتمه می دهد.

 

خبر خودکشی این دانشجوی دکترا به ظاهر ساده است اما این که چرا دانشجویی که در مدرسه تیزهوشان تحصیل کرده، پس از ۲۰ سال تحصیل توانسته این گونه زندگی اش را پایان دهد؟ از دیدگاه کارشناسان مختلف سوال برانگیز است. شنیده ها حاکی از آن است که این دانشجوی ۳۵ ساله توانایی اقتصادی برای تهیه رساله اش را نداشته است. زمانی که استاد او این مطلب را از او می شنود، در جمع دانشجویان از او می پرسد: «پس برای چه زنده مانده است؟» این دانشجو در میان ناباوری همکلاسی هایش با خوردن سیانور خودکشی می کند.

 

حسن مسلمی نائینی، مدیرکل امور دانشجویان وزارت علوم که چندی پیش از اجرای طرح جامع پیشگیری خودکشی در میان دانشجویان خبر داده بود، از ذکر جزییات این ماجرا خودداری می کند: «از جزییات ماجرا خبر نداریم اما قرار است دانشکده علوم شهید بهشتی در این باره گزارشی را در اختیارمان قرار دهد.»

 

برخی از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی معترضانه می گویند که کسی در این دانشگاه در قبال این خودکشی عکس العمل جدی نشان نداده و تنها یک نامه انتقادی از سوی جمعی از دانشجویان دکترای شهید بهشتی در خوابگاه نصب شده است.مسلمی از این موضوع اظهار تعجب می کند: «اما من شنیدم که همگی دوستان و استادان این دانشجو برای شرکت در مراسم خاکسپاری اش به شهر قزوین رفته اند.» او همچنین وعده می دهد که در آینده ای نزدیک نتایج طرح پژوهشی پیشگیری از خودکشی در میان دانشجویان اعلام شود. حسن خالقی معاون آموزشی وزیر علوم، هم که از جزییات این موضوع اطلاعی ندارد، از شنیدن این خبر متاثر می شود: «من از صمیم قلب این حادثه را به خانواده این دانشجو تسلیت می گویم اما باید بدانید مشکل مالی تنها یکی از دلایل خودکشی است و بررسی خودکشی دلایل پیچیده ای دارد و من جز احساس تاسف نمی توانم نظری در این باره بدهم. این مساله به همه ما مسوولان هشدار می دهد که مشکلات دانشجویان دکتری را جدی تر بگیریم.»

 

او پرداخت کمک هزینه تحصیلی به دانشجویان دکتری را در همین راستا می داند.از این پس، مقرر شده است که دانشجویان دکتری که تحت فشارهای مالی و روانی فراوانی برای تکمیل رساله شان هستند از حقوق ماهانه ۵۰۰ هزار تومانی بهره مند شوند.

 

انور صمدی راد، مددکار و استاد دانشگاه هم بررسی همه جانبه پدیده خودکشی این دانشجو را ضروری می داند: «براساس حدس و گمان و ربط دادن خودکشی به یک علت (اقتصادی) نمی توان خودکشی این دانشجو را تبیین کرد.»

 

او «تیزهوش» بودن این دانشجوی ۳۵ ساله را به عنوان یکی از عوامل موثر در خودکشی عنوان می کند: «تیزهوش بودن در ایران اصلا نکته مثبتی نیست چرا که فاصله میان واقعیت و آنچه که اغلب تیزهوشان انتظار دارند زیاد است و سرخوردگی آن ها از مسایل اجتماعی و پیرامونی بسیار بیش تر از انسان های معمولی است.»

 

همچنین سازگاری با واقعیت ها و مشکلات از طرف تیزهوشان بسیار پایین است. صمدی راد با اشاره به این نکته می گوید: «سطح توقعات اغلب تیزهوشان از خود و نیز سطح توقعات دیگران از آن ها در طول دوران زندگی آن ها را تبدیل به انسان هایی حساس، زودرنج و ناتوان در مقابل مشکلات زندگی می کند.»

 

به گفته صمدی راد بررسی تجربه های دوران کودکی، شبکه دوستی و زمینه های خانوادگی در فهمیدن علت خودکشی این دانشجوی تیزهوش نباید مورد غفلت قراربگیرد.

 

ترانه بنی یعقوب

سرمایه

 

۱۹ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - علی مرشد :

    من شخصا برای کسی که خودکشی کرده ابراز تسلیت نمی‌کنم، و او را “مرحوم” نمی دانم، که قطعا او مورد رحمت الاهی قرار نخواهد گرفت، و طبق آیات و روایات در قعر جهنم به سر خواهد برد.
    نمی‌دانم چرا همه برای اعمال خلاف خود و دیگران به دنبال علت خارجی می گردند، و اختیار شخص را گویا نادیده می انگارند!
    البته باید تربیت جامعه را از لحاظ فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی و … در شرایطی قرار داد که زمینه‌ی انحراف افراد کمتر فراهم آید.


  • ۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - سایه :

    اگر تمام دانشجوها هم خودکشی کنند در این دانشگاه آب از آب تکان نخواهد خورد . دانشگاهی که انجمن نداشته باشد شورای صنفی نداشته باشد چگونه باید اعتراض کند


  • ۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - آریا :

    من واقعا برای آقای مرشد و همینطور امثال اینطور افراد متاسفام. اینبار اگر خواستند حرفی بزنند لطفا همانند ……(همان جانشین خداوند روی زمین) به نمایندگی از خداوند متعال سخنی نگویند. ایشان نیازی هم به ابراز تسلیت شما و امثال شما ندارند. چه خوب یاد گرفته اید که بهشت و جهنم را بین افراد تقسیم نمایید. البته حق دارید چون در محضر بزرگانی پرورش یافتید که روزی مصدق را کافر نامیدند و روزی هم شریعتی را از لطف خویش دریغ نمودند و از مرحوم نامیدنش امتناع کردند.
    و هو سمیع البصیر


  • ۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - نانانتامنت :

    به نظر میرسد که باید به دانشجویان دکتری حقوق ماهیانه مناسب شخصیت یک دانشجوی دکتری ایران عزیز داده شود (بدون تعارف بچه ها در فشارن)


  • ۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - مریم :

    حتما یه دانشجو باید خودشو بکشه تا تصمیم بگیرن واسه بقیه حقوق ۵۰۰ تومنی در نظر بگیرن
    واقعا که وضعیت شرم آوریه


  • ۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - سامان :

    برعکس ادعای انور صمدی راد، تیز هوشان درک بسیار سریعی از پیرامون خودشان دارند نه اینکه سطح توقع بالایی داشته باشند و به همین نسبت نیز رنجی که میکشند از افراد عادی به مراتب بیشتر است . در ضمن خداوند متعال رحمان و رحیم است و جهنم مال کسانی است که دنیا را برای ما جهنم ساخته اند .


  • ۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - عسل :

    جناب علی مرشد!برای کسی مهم نیست که شما ایشان را مرحوم میدانید یا خیر!قطعا خداوند نیز برای اینکه کسی را مورد رحمت قرار دهد از شما اجازه نخواهد گرفت.کسی که به کوته فکرانی مثل شما و همچنین قاتلان وا قعی این دانشجو حق زندگی و نفس کشیدن داده است روزی حق را به حقدار میرساند….و جهنمی را به جهنم!


  • ۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - کاوه :

    چهارشنبه ۴ اردیبهشت , همه دانشجویان به نشانه اعتراض به عملکرد مسئولین دانشگاه شهید بهشتی در قبال مرگ دانشجوی تیزهوش دکتری, سر هیچ کلاسی حاضر نخواهند شد.
    {در برابر ظلم ساکت ننشینید}


  • ۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - انوشه :

    سلام
    من ۴ روز پیش با خواندن این خبر همراه خانواده ام غرقه در سکوت شدیم.

    آقای مرشد:
    شما و امثال شما ها چون هیچ مطالعه ای جز حرفهایی که به خوردتون میدند ندارید به خاطر همین در جهنم نادانی خودتان خواهید ماند

    خواهشا به جای تقسیم کردن یکم قرآن رو به فارسی بخون
    تا بدونی چی نوشته و عاقلانه تر فکر کنی….


  • ۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - سالار :

    من با عسل و اریا کاملا موافقم و همراه با ایشان برای “مرشد” متاسفم و باید بگویم دانشجوی مرحوم هیچ احتیاجی به تسلیت گویی فرد خرافاتی همچون”مرشد” ندارد.


  • ۳م اردیبهشت ۱۳۸۷ - مجید از مشهد :

    با عرض تاسف : این فاجعه را به جامعه دانشگاهی تسلیت میگویم.


  • ۳م اردیبهشت ۱۳۸۷ - بلوچ :

    بنده به همراه دوستان وقتی این مطلب را شنیدیم بسیار ناراحت شدیم وبه خانواده این عزیزتسلیت عرض میکنم درضمن به اقای مرشد هم باید گفت اگر بهشت و جهنم انچه است که شمادر سر دارید مطمئن باشید ما دوست داریم با این عزیزبه جهنم برویم تا با امثال شما در بهشت باشیم


  • ۳م اردیبهشت ۱۳۸۷ - مریم- تهران :

    واقعا اظهار تاسف می کنم. چرا که در جامعه ما سرانجام کار یک دانشجو یا خودکشی است یا اگر این کار رو نکرد خودشون یه جوری به نام ارازل و اوباش و هزار تا انگ دیگه سرشو زیر آب می برن. اگه هم این کار رو نکردن اینقد تحت فشار قرار می دن که خودبخود زندگی خودش به یک جهنم واقعی تبدیل می شه.
    تسلیت خودم رو خدمت خانواده این عزیز و هم دانشکده ای هاشون اعلام می کنم و درخواست می کنم با نرفتن به کلاس در روز تعیین شده صدای اعتراض خودشون رو نشون بدن.


  • ۳م اردیبهشت ۱۳۸۷ - کیمیا پاک نژاد :

    آقای مرشد خداوند رحیم تر از اونی هست که شما براش غفران الهی بطلبی یا نه. امیدوازم وجدان خفته بعضی ار اساتید به اصطلاح با تجربه بیدار شود . حیف و صد حیف که درک نمی کنند تحصیل در رشته های علوم پایه به اندازه هیچ چیز حتی تربیت بدنی ارزش ندارد. به همه دانشجویان درد آگاه تسلیت می گویم . امیدوارم این عزیز در سایه رحمت الهی از این پس شاد به سر برد .


  • ۴م اردیبهشت ۱۳۸۷ - عبدالحسین :

    بهشت مال بن لادن و حزب الله و دوستانشان است، البته نه برای افراد که به خانه های ساخت نامسمانان (دانشگاه) میروند.


  • ۱۰م اردیبهشت ۱۳۸۷ - جهان بناه :

    خوبه دوستان از طرف حضرت حق حکم هم می دهندکه آن مرحوم مورد رحمت قرار نمی گیرد.


  • ۱۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - پوریا - دانشکده ی علوم ریاضی - دانشگاه شهید بهشتی :

    اینکه خودکشی کار درستی هست یا نه بحثی است که از نظر اغلب ما مسئله‌اش روشنه: “خودکشی به هیچ وجه کار درستی نیست”.بنابرین انتشار این چنین خبری با تیتری همچون ” یک دانشجو خودکشی کرد” این نتیجه رو برای کسایی که زوایای دیگه رو نادیده می گیرن در بر داره که خودشونو جای خدا بذارن و بگن: جای اون دانشجو تو قعر جهنمه. غافل از اینکه وقتی آدم در شرایط روحی بد قرار می‌گیره ممکنه دست به هر کاری بزنه. تابع عقلش نیست. ممکنه تصمیم به کاری بگیره تا به دیگران به هر طریق بفهمونه که ناراحته. می خواد خستگی و ناراحتی لحظه ایش رو که در درونش حس می کنه با کوتاه ترین راه ممکن به دیگران نشون بده. می شد مثلاً برای این مقصود همون لحظه چند تا شی رو تو آزمایشگاه به اینور و اونور پرتاب کنه و در هم بشکونه. ولی ذهنش در اون لحظه (ذهنی که شاید در اون لحظه اصلاً ذهن نبود) به اون گفت که… بگذریم…
    یه سری بدون هیچ درنگی اینجوری قضاوت می کنند که کاری که انجام داده اسمش خودکشیه و این کلمه ی “خودکشی” با توجه به معنی‌ای که تو فرهنگ لغات داره! وهمینطور طبق آیات و روایات ما، از هر نوعی که باشه مذموم و نا خوشاینده
    اصلاً چند نفر از شماها تا حالا قصد خودکشی کرده و بر حسب تصادف از خودکشی جان سالم به درد برده که اینقدر اطلاعات از این کلمه داره و برحسب تقدیر روزگار مقداری هم وقت داره و یک کارت اینترنت چند ساعته، که نتیجه ی این همه امکانات خدادای این می شه که چند تا نظر تو یه سایت بذاره تا احیاناً دیگران از تجربیات بی پایانی که در این راه کسب کرده بی بهره نمونن؟ ضمن اینکه اصلاً چی می دونید؟ هیچی نمیدونید. همینطور که من نوعی یا غیر نوعی نمی دونم. حتی در مورد اینکه چقدر استاد این دانشجو مقصر بوده نمی دونید. خیلی از کسایی که نظر دادن، از رو احساسات حرف زدن. هستن کسانی که انگار دنبال فرصت بودن تا سنگ خودشونو به سینه بزنن. کسایی که سختی های دوران تحصیلشونو به یاد آوردن. “چه فرصتی بهتر از این تا استادی رو که چند سال رو برامون مثل جهنم کرده کمی بچزونیم. همون استاد سختگیر و …”
    ولی از یه موضوع می شد مطمئن بود (همینطور که خیلی ها هم به اون اشاره کردن): وضعیت دانشجو های دکترا (و احتمالاً پایین تر از دکترا) ما اصلاً خوب نیست. این حقیقت هم چون بسیاری از حقایق دیگه برای اثبات خودش در حال قربانی دادنه. حتی اگه هیچ کس مقصر نباشه یا همه در اون مقصر باشن


  • ۱۷م اردیبهشت ۱۳۸۷ - آرین :

    درمملکتی که متاسفانه جایگاهها گم شده وهر فرد در جایگاهی که باید باشد ونیست وبازبدلیل کم خردی وکج فهمی افرادمی بایست متاسفانه بعضی از دوستان همچون جناب مرشد چنین نظری دهند.زمانی که یک سردبیر کج فهم روزی نامه!خودش راهم پایه یک مرجع تقلید (آیه اله صانعی)دانسته وکلام وعباراتی به زبان می آورد که شایسته همان گروه فشار خودشان است باید حکم جهنمی بودن آن مرحوم فقید راایشان ازطرف خدای مهربان صادر کنند.جناب یونسی وزیر اطلاعات دولت آن سید عزیز خاتمی عنوان کردند درآن زمان که هر کس درایران بدلیل فقر خودکشی نماید قاتلش ما هستیم!!!!حال پیداکنید پرتقال فروش را


  • ۱۳م خرداد ۱۳۸۷ - مسلم :

    از خداوند برای آن دانشجو طلب آرامش دارم و به خانواده وی هم تسلیت می گویم. آقای مرشد را نقد نمی کنم چون عالم به دین اسلام نیستم. اما به این مطلب اشاره می کنم که شخص پیامبر به طلب علم و دانش اهمیت زیادی داده اند. وظیفه وزارت علوم،مسئولین دانشگاه ها ومراکز علمی ایجاد بستر برای علم آموزی است اما به نظر می رسد این هدف ظاهری دنبال نمی شود بلکه هدف واقعی، حفظ و رعایت قوانین که اغلب قدیمی و ناکارامد اند، است. به نظر می رسد مسئولین فقط به دنبال این هستند که با رعایت قوانین مواخذه نشده و تشویق شوند و کسی که از خدمات آنها باید بهره مند شود یعنی دانشجو فراموش شده است.


 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
بستن
به E-mail بفرست