زندانیان ترک در زندانهای مختلف مانند اردبیل و ارومیه در اعتصاب غذا به سر میبرند. فعالین حقوق بشر در ایران در زمینه اعتضاب غذای زندانیان اهل حق در ارومیه گزارش دادند: طی تماسی که با خانواده زندانیان اهل حق ارومیه گرفته شد اعلام داشتند که پس از واقعه درگیری زندانیان با گارد ضد شورش زندان ارومیه و انتقال آنها از بند عمومی تمامی زندانیان بازداشتی به اداره اطلاعات شهرستان ارومیه منتقل شدند.
مهدی قاسم زاده و عیبدالله قاسم زاده و بخش علی محمدی و سهند علی محمدی چهار زندانی اهل حق ارومیه هستند که از تاریخ ۹ فروردین امسال در اعتراض به وضعیت نگهداری خود و مدیریت زندان و همچنین اعتراض به احکام اعدام صادره از سوی دادگاه برای آنها دست به اعتصاب غذای خشک زده بودند که این اعتصاب و اعتراض با حمایت دیگر زندانیان روبرو شد که همزمان با حمایت و اعتراض دیگر زندانیان گارد ضدشورش زندان ارومیه اقدام به ضرب و شتم و انتقال آنها به اداره اطلاعات ارومیه نمود.
سایت اخبار روز نیز ضمن گزارش این خبر نوشت: خانواده این زندانیان عقیدتی بیان داشتند در ملاقات هفته گذشته خود آنها همچنان در اعتصاب غذای هر چند “تر” به سر می بردند و وضعیت جسمی و روحی انها به شدت نگران کننده است و همچنین بیان داشتند که مشخص نیست تا چه زمانی قرار است در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه به سر برند.
این در حالی است که خانواده این زندانیان نیز به شدت از نظر مسائل مالی و معیشتی تحت فشار قرار دارند.
لازم به ذکر است که زندانیان اهل حق ارومیه در زمان درگیری های روستای اوج تپه شهرستان میاندوآب با نیروی انتظامی بدلیل مسائل عقیدتی بازداشت شده اند که در دادگاه بدوی تمامی آنها به اعدام محکوم گشته اما در دیوان عالی کشور حکم ۳ تن از آنها به ۱۳ سال حبس و تبعید به شهرستان یزد تقلیل یافت اما حکم اعدام مهدی قاسم زاده تایید شده است.
همچنین سایت سوالان از اعتصاب غذای بازداشت شدگان هویت طلب آذربایجانی در زندان اردبیل خبر داده است. بنا به گزارشهای رسیده از اردبیل، چهار تن از فعالین هویت طلب آذربایجانی بنامهای ودود سعادتی (۳۵ ساله)، بهروز علیزاده (۲۰ ساله)، اردشیر کریمی (۲۴ ساله) و رحیم غلامی ( ۳۲ ساله) که روز پنجشنبه ۲۲ فروردین بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات اردبیل منتقل گشته بودند امروز شنبه ۳۱ فروردین به بند ۷ زندان مرکزی اردبیل انتقال یافته اند.
به گفته منابع موثق آنها بشدت در بازداشتگاه وزارت اطلاعات مورد شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته اند. گفتنی است از چند جمله شکنجه های جسمی اعمال شده، بی خوابی های طولانی و ضرب و شتم شدید از سوی تیم بازجویی است، به طوریکه این افراد در اثر تحلیل قوای جسمانی چندین بار بی هوش شده اند.
هم اکنون وضعیت جسمانی این زندانیان سیاسی که در اعتراض به فشارها دست به اعتصاب غذا هم زده اند مساعد نیست.
خانواده ها نیز که بشدت نگرانی سلامت عزیزانشان هستند اعلام داشته اند که علیرغم گذشت بیش از یک هفته از بازداشت آنها،تاکنون موفق به ملاقات نشده اند.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
اکتفا به امید به اصلاحطلبان حکومتی برای پیشبرد اصلاحات، در فقدان نیروی اجتماعی تحولطلبی که فشار اجتماعی لازم را برای عقب راندن اقتدارطلبان و انحصار جویان سیاسی و اقتصادی تأمین کند، نتیجهای جز سرخوردگی و انفعال عمومی و به حراج گذاشتن آینده ایران و آرمانهای جنبش5/1 سده آزادیخواهی و عدالت جویی مردم این سرزمین نخواهد داشت.
