یک دانشجوی دکتری شیمی معدنی دانشگاه شهید بهشتی روز چهارشنبه ۲۸ فروردین ماه در محل دانشکده شیمی این دانشگاه خودکشی کرد.

 

به گزارش ایسنا، حراست دانشگاه شهید بهشتی خودکشی این دانشجو را تایید کرد، ولی مسوولان دانشگاه بیان علت وقوع این حادثه را به بررسی بیشتر منوط کردند.

 

۵۶ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۳۰م فروردین ۱۳۸۷ - علی اکبری :

    علت خودکشی کاملا مشخص است. شهروز لحظاتی قبل از خودکشی با صدای بلند به استاد خود گفت:هر بلایی سر من بیاید مسئولش تو هستی. این را همه در دانشکده علوم می دانند.باور ندارید تحقیق کنید.


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - علی :

    این دانشگاه مزخرف برای کارهای عادی مثل تصویب پروپوزال خون به دل دانشجویان می کند. عده ای استاد عقده ای که آدم وقتی رساله های خودشان را می بیند خجالت می کشد برای دانشجوی بدبخت طاقچه بالا می گذارند و زیاده خواهی می کنند.
    به نظرم استاد های عقده ای با حقوقهای میلیونی از هر مزدوری بیشتر دانشجویان را آزار می دهند. دانشجو را تحقیر و تهدید می کنند. ما هم دستمان به هیچ جا بند نیست.


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - رضا :

    سلام
    وقتی که این دانشجو چند بار در ازمون کتبی دکترا در دانشگاههای تهران ف مدرس و بهشتی رتبه یک شده و این استاد عقده ای در مصاحبه اونو رد کرده و در دانشکده جلوی دانشجویان کارشناسی و ارشد او را تحقیر می کند ایا دانشجو کاری می تواند انجام دهد.
    زمانی که اساتید با استثمار دانشجویان رتبه خود را و بالا می برند و طرح های چن میلینی انجام می دهند.


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - رضا :

    تو این مملکت فرق چندانی بین اینکه زنده باشی یا مرده وجود ندارد همان بهتر که بمیری ولی کاش این دوستمون که تصمیم به خودکشی داشت اول یه چند تایی از اون استاد های مزخرف رو هم می کشت و بعدش …… برای شادی روح این دوستمون که حداقل دانشجو بود یه شعر ترکی می نویسم:
    Yorgunum özlemekden hayalimi
    ağlarım gözlerimde yaşlar seli
    dayanamam buna
    unutamam inan


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - علی :

    چرا نمی گوئید ایشان به پوچی رسیده بوده است و۸سال در خوابگاه دانشگاه تهران زندگی میکرده است واین کار زشت از سوی همچنین کسی محال ناممکن وتاسفبار است


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - غمگین :

    واقعا متاسفم
    من دانشجوی کارشناسی شیمی دانشگاه بهشتی هستم و اون مرحوم را دورادور می شناختم . بسیار فرد محجوب و آرامی بود و وقتی خبر رو شنیدم یخ کردم , هنوز هم باورم نمیشه ! بچه ها میگفتن بعد از درگیری با یکی از اساتید خودکشی کرده ولی به نظر من این نمیتونه دلیل این واقعه ناگوار باشه چون اون استاد یکی از معدود اساتید باسواد و خوش اخلاق گروه هست و همه دوستش دارن ولی خوب برای آدمی که به ته خط رسیده یه مشاجره ی کوچک هم میتونه دلیلی برای دل کندن از این زندگی باشه . لعنت به باعث و بانی های اصلی این تراژدی .


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - دانش آموز :

    آقای ش.ک معلم بسیار خوب ما بودند ودر مدرسه هیچ کس خود کشی ایشون رو باور نمی کند . ایشون همان روز چهارشنبه با ما کلاس داشتند و حالشان هم بسیار خوب بود


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - بی نام :

    وقتی عنوان دانشجوی دکترا رو یدک می کشی ولی آه در بساط نداری. اگر کار کنی از درست می مونی و دانشگاه پدرتو در میاره و می کشدت. اگه کار نکنی از گشنگی می میری. پس همه راهها به مرگ ختم می شه.
    شهروز کار می کرد و نمی تونست به درس و آزمایشگاه و… برسه. مدتی هم بود که کاراش نتیجه نمی داد.
    استادها هم انگار به جای دانشجوی دکتری, برده استخدام کردن. همه کارا رو دانشجو انجام می ده بعد تو مقاله اسم استاد بالاتر از همه می ره.


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - نیکو :

    واقعا افتضاحه, در سال شکوفایی و نوآوری, شاهد خودکشی دانشجوی دکتری این مملکت هستیم. من نمی دونم چجوری می خواهیم شکوفا بشویم درحالی که بهترین نیروهای این مملکت یا به خارج می رن یا این بلاها سرشون میاد.


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - درخت کاج :

    به عنوان کسی که از نزدیک با مجموعه کادر اداری و علمی این دانشگاه آشنا هستم می دانم که آوردن این قبیل بلا ها بر سر دانشجویان ( مردودی در مصاحبه دکتری ، آزمون جامع ، داوری و پذیرش proposalو پایان نامه و مقالات و…) امری بسیار عادی ، جا افتاده و خوشایند تلقی می شود و با کمال تاسف به جای بر خورد شدید مسوولین وزارت خانه و دانشگاه با این استاد نماها همه کاسه کوزه ها بر سر دانشجو می شکند. این خون سیاوش است که ریخته شده و دامن این ستمگران ظالم را خواهد گرفت و در پیشگاه خداوند روسیاه خواهند بود.


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - ضد سانسور :

    متاسفم برای این مطبوعات دولتی, دیشب(۳۰/۱/۸۷) خبر خودکشی این دانشجو توسط ایسنا اعلام شد ولی امروز (۳۱/۱/۸۷) این خبر روی این سایت وچود ندارد. سانسور به وقیع ترین روش.

    لال شـوم کـور شـوم کـر شـوم
    لیک محال است که من خر شوم


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - اتحاد دانشجو :

    لطفا همه افرادی که در مورد شهروز اطلاعات دارن, اینجا بیان کنن تا دلیل خودکشی ایشان برای همه روشن بشه. مدیون شهروز هستید اگه حقیقت رو بدونین و پنهان کاری کنید. شاید این اطلاعات شما باعث بشه دیگه این جور حوادث پیش نیاد.


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - matn :

    آقای ش.ک یکی از بهترین معلم های ما بودند و از روحیه ای بالا برخوردار بودند و دانشگاه برای منافع خود این خبر کذب را منتشر ساخته.


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - دانشجو :

    شهروز یک کتاب تست هم نوشته بود: پرسش های چهارگزینه ای شیمی۲.


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - همکار :

    راستش من هم شوکه شدم.شهروز خیلی خوش برخورد و گرم بود.هنوز هم باورم نمیشه.
    من هم ۴ ۵ سالی هست که فوقم را در رشته ای غیر شیمی گرفتم و هرگز هم نخواستم تو ایران ادامه تحصیل بدم.
    علتش هم سختی هایی که تو دوره فوق سر پایان نامه کشیدم .استادی خودش هیچ اطلاعی از پایان نامم نداشت و فقط جلوی همکاراش می گفت این دانشجو هیچ کاری نمیکنه.
    کسی که دوره دکتری می خونه سنی ازش گذشته اگر ۵ سال هم بخواد فقط برای استادش کار کنه کی میتونه یه پس انداز برای رهن خونه داشته باشه(نه خرید خونه) …..
    من هم معتقدم دوره تحصیلات تکمیلی استثمار و حماقته…
    کار شهروز را تایید نمی کنم ولی می دونم آدم تو عصبانیت ممکنه هر کاری بکنه……
    از دانش آموزام هم میخوام اگر این متن را میخونن هرگر کاره شهروز را نکنن چون زندگی همینه و بدنیا اومدیم که سختی بکشیم و تو سختیه پخته میشیم.
    روحش شاد


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - بی نام :

    واقعه از این قرار بود : آقای کشاورز که از توهین و فشار استاد راهنمایش به ستوه آمده بود تصمیم به خود کشی می گیرد. او بعد از درگیری با ایشان در حالی که به شدت بر افروخته بود از اتاق بیرون آمد و در حالی که به سمت آزمایشگاه در زیر زمین میرفت با صدای بلند فریاد زد “تمام عواقبش گردن خودت آقای دکتر” او بعد در آزمایشگاه ۲ تا ۳ گرم از ترکیب NaCNرا خورد و در حالی که به سمت بالا می آمد بارها این جمله را می گفت “از دستش راحت شدم, از این زندگی راحت شدم, از دست اذیت های …راحت شدم”و بعد دچار تنگی نفس شد و ۳۰دقیقه بعد در حالی از این دنیا رفت که در بخش اورژانس بیمارستان طالقانی به دلیل کم بودن امکانات!!!!!!!! کوچکترین کمکی به او نشد. یادش گرامی باد


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - بی نام :

    من یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد شیمی دانشگاه شهید بهشتی هستم. بابت فوت شهروز کشاورز خیلی متاسفم.اون یکی از بهترین ها بود. اما درگیری لفظی دلیل بر خودکشی نمی شه. من استاد ایشون رو خیلی خوب می شناسم. یکی از بهترین و با اخلاق ترین اساتید گروه هستن. چرا همه چیز رو به دکتر ربط می دین؟!!!!


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - کانون وحدت دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز :

    ریشه ی تمام مشکلات، پای وزیر علوم و رئیس جمهور است!


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - دانش اموز :

    ترا به خدا نگید خود کشی
    من ۲ سال که شاگرد اقای کشاورزم توی مدرسه ی ما همه اون رو به خوشرویی میشناسن اصلا بعید که اقای کشاورز خود کشی کرده باشه
    هیچ کسی تو مدرسه اینوقبول نداره که اقای کشاورز خودکشی کرده باشه ما که هر کاری از دستمون بر بیاد میکنیم تا بتونیم بگیم که اون خودکشی نکرده


  • ۳۱م فروردین ۱۳۸۷ - اسماعیل :

    به عنوان یکی از نزدیکان آن مرحوم همانگونه که در جلسه مورخ ۳۱ فروردین در دانشگاه شهید بهشتی اعلام نمودم ضمن تشکر از همدردی دوستان ، از طرف بستگان ایشان تقاضا داریم از ایراد تحلیلها ، شایعات و اخبار و روایات نامربوط و کذب خودداری کرده ، اجازه دهید در فضایی آرام برای خانواده ایشان ، سیر مراحل قانونی تحقیقات تا حصول نتیجه نهایی دستخوش ناهنجاریهای غیرمتعارف نگردد.


  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - یک دانشجو :

    سلام به نظر من کسی جز یک سیستم نوچه پرور نمی تونه مسوول باشه.امیدوارم این حادثه درس عبرتی باشه برای مسئولین لاقید دانشگاه و نوچه پروران.


  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - موستانگ :

    به اون علی اگه اسمش همینه میگم تو برم سنگ بزن به شیشه سفارت انگلیس بعدش هم برین با برادرای متعهدتر از خودت جشن هسته ای بگیرین و کیک زرد بزنین تو رگ. ولی تف به شرف همه خود فروشها.


  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - شاهرخ وند :

    من از دوستان دوران لیسانس شهروز بودم و امروز متوجه این حادثه شدم.شهرو بسیار ژسر ارام و ساکتی بود و از نبوغ بالایی برخوردار بود او ژس از چند بار امتحان دتری که با نا داوری در مصاحبه توسط همین شخص رد می شد ولی در آخر مجبور به قبول سواد بالای او شدند
    والان میگویم ای استاد نما ننگت باد مابقی عمر را چگونه سر خواهی کرد


  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - بی نام :

    با سلام چند نکه بود که باید بگم
    ۱. جناب آقا اسماعیل شما رو من در روز سوم آن مرحوم هم دیدم ولی اگر تو واقعا غیر داشی نمگذاشتی اون استاد نامرد بیادسر قبر شهروز فاتحه بخونه و بره البته من بر این باورم که اون استاد گرامی همون که اشکهای اون مادر رو دید یک عمر نخواهد خوابید
    ۲.دوست عزیز دانش آموز آقای کشاورز چه قبول بکنیم و چه قبول نکنیم به همون شکلی که در بالا توضیح دادم خودش را از زندگی راحت کرد شما هم سعی کن خوب درس بخونی و از این مملکت برو چرا که اینجا بی ارزش ترین چیز جون آدم هاست
    ۳.و شما آفای دانشجوی کارشناسی ارشد اگر شما دو سال است که این استاد مهربان را می شناسید من ۱۰ سال است که او را می شناسم بله او به شهروز نگفت برو خودت را بکش ولی فشار زیاد همین استاد مهربان!!!!!!! او را به این مسئله سوق داد


  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - ز :

    همه دانشجویان تحصیلات تکمیلی با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند ولی این دلیلی بر تائید خودکشی یک دانشجو نیست بلکه دلیل بر عدم سلامت عقلی دانشجو در آن لحظه هست و خواهشی که از دوستان دارم بر علیه این استاد بدون دلیل قضاوت نکنند چون این آقا که اولین دانشجوی این استاد نبوده چرا تا به حال این اتفاق برای دانشجوی دیگری نیافتاده است…یاد بگیریم که همیشه مقصر دیگران نیستند اگر بخواهیم این طور قضاوت کنیم شاید خانواده این دانشجو هم خیلی مقصر باشند…. لطفاً شرایط روحی استاد را هم در نظر بگیرید. من با این استاد کلاس داشتم استادی عصبانی هستند ولی قلب مهربانی دارند…


  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - نيما :

    واقعاً جای تأسف داره.
    من یه سؤال دارم از دوستای اون مرحوم
    میشه بگین اسم اون استاد مهربون!!!!!!!!!!!! چی بوده؟


  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - roamer :

    خودکشی تو این مملکت با این جوی که برای دانشجو ها فراهم شده اونم خودکشی یه دانشجوی دکترا دلیلش خیلی واضحه. پس بهتره که همه چی رو به اون روز و اون شرایط کزایی ربطش ندیم. از این اتفاقها زیاد میافته …


  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - سوگند :

    تحویل بگیرند اقایان اهل شعار و نامگذاری ، سال نو آوری و شکوفایی ست : شکوفا شد !


  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - قاسم :

    خیلی متاثر شدم - واقعا باید علت را جویا شد - تعجب میکنم که چرا اخبار ایران اعلام نمکند.


  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - آرش.ع :

    با سلام
    من یکی از شاگردان آقای کشاورز بودم و به آن افتخار می کنم و واقعا برای این مملکت متاسفم که معلمی به این دلسوزی و با اطلاعی را از دست داد.و واقعا برای دانشگاه شهید بهشتی متاسفم که چنین رفتاری با با همچین مرد صبوری کرده که ایشان دست به این عمل زده اند!!! گرچه هنوز هم در باره ی نوع مرگ ایشان سوالهای فراوان بی جوابی است!!!


  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - یک دوست :

    چند روزی از وقوع این حادثه تاسف بار می گذرد ولی با کمال تاسف بعلت عدم وجود هرگونه تحقیقات کارشناسی ازطرف مراجع ذیصلاح زمینه برای قضاوتهای عجولانه برخی از دوستان فراهم شده بدون اینکه حتی یک نفر فرضیه وقوع خطا در حین انجام کار را در نظر بگیرد.
    رنج یک پدر ومادر داغدیده را با قضاوتهای عجولانه مبنی بر فرضیات ذهنی , بیشتر نکنید


  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - دوست روان شاد شهروز :

    به نظر اینجانب محدود کردن علت حادثه خودکشی آن مرحوم را به یک عامل کوته بینی و تنگ نظری مطلق می باشد. اینجانب به عنوان یک دانشجو که سالها در دانشگاه شهید بهشتی مشغول به تحصیل بوده ام و با تمام شرایط و مقررات تحصیلی این دانشگاه و سیتسم مدیریت و تصمیم گیری آن آشنا هستم به درستی میتوانم بیان کنم که علت این حادثه را مجموعه ای از عوامل مرتبط و تشدید کننده همدیگر تشگیل داده اند:
    ۱- مدیریت نا آگاه دانشگاه و در راس آن ریاست دانشگاه
    ۲- سیستم بوروکراتیک و کارمند سالار وموجود در دانشگاه
    ۳- شکاف زیاد ارتباطی میان مسوولان، اساتید و دانشجویان
    ۴- مجموعه محدودیتهای موجود مانند قوانین دست و پاگیر خوابگاه
    ۵- عدم وجود و ممانعت از تشکیل نهادهای داشجویی
    ۶- محدودیتها و فشارهای وارد بر دانشجویان
    ۷- ضعف عملکردی و بوروکراتیک و مقررات خشک و غیر دموکراتیک تحصیلات تکمیلی دانشگاه
    این مجموعه در ارتباط با هم میتوانند حوادث دلخراش تری را پدید بیاورند.


  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - علی :

    سلام به همه دوستان دانشگاه شهید بهشتی ازاینکه مشکلات شخصی خودتان رابنام شهروز می خواهید عنوان کنید واقعا متاسفم شما چگونه در مدت ۶ماهی که شهروز در خوابگاه رفت وامد داشت ودائما در خوابگاه نبودند اینقدر از شهروز شناخت پیدا کرده اید ایا روز قیامت میتوانید جواب اعمالتان وبهره برداریهای شخصیتان وهمچنین استادی را که از قبل تعریفش را شنیده بودم از دوستانم که شیمیستها گروه شیمی دانشگاه شما را بانام ایشان میشناسند باشد که در اعلام نظرات خودتان تجدید نظر نمائید ومنتظر طی مراحل قانونی ان باشید


  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - فاطمه :

    سلام به دوستان عزیزم.
    من خودم چند ساله دانشجوی شهیدبهشتی هستم. واقعا متاسف شدم وقتی این خبرا شنیدم. یه نکته را باید حتما گفت و از اونایی که می تونن می خوام این مورد را به گوشه همه برسونن. مسئولین این دانشگاه مزخرف واقعا ادما زجر می دن . هر جوری می خوان با دانشجو رفتار می کنن . اصلا متوجه نیستن که اونی که دارن با بی منطقی باش رفتار می کنن یه انسانه و یه تحمله خاصی داره. واقعا مثله یه ماشین با دانشجو رفتار می کنن. الان که اینا می نویسم اشک از چشمام سرازیر شده و دلم به حاله این دانشجو گریانه. از ته دل می گم که بعضی از استادای این دانشگاهو باید اعدام کرد . ما علم بدونه اخلاق نمی خوایم . ما از این حیوانات استاد نما متنفریم. من اینا را بی دلیل نمی گم چون خیلی ها را دیدم که واقعا از کارای اینا به تنگ اومدن .


  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - دانشجوي دانشگاه :

    چه حادثه تلخی. دیگر شهروز در بین ما نیست. یک انسان آرام و متین از بین ما رفته. یک دانشجوی خونگرم و صبور. یک معلم دلسوز و مهربان. دیگر هیچ کس شهروز را نمی بیند. نه هم دانشکده ای ها ، نه هم خوابگاهی ها ، نه شاگردانش و نه هیچ کس دیگر. برای همیشه از بین ما رفت.
    اما ما زنده ایم. پس چرا به هیچ کاری نمی کنیم؟ چه راحت خون شهروز پایمال شد. مثل اینکه هیچوقت نبود. هیچ کسی حاضر نشد حتی یک روز هم به خاطر شهروز سر کلاس نرود. انگار حقش بود که بمیرد. واقعا ما دانشجوهای ترسو لیاقت همکلامی و معاشرت با چنین مرد بزرگواری را نداشتیم. خوش به حالش که از بین ما رفت.
    خدا می داند که چند شهروز دیگر بین ما هست که دیر یا زود آنها نیز می روند. ولی همچنان ما می ترسیم اعتراض کنیم. می ترسیم مسئولان این حادثه را محکوم کنیم. می ترسیم تحصن کنیم. می ترسیم حق خواهی کنیم و امثال شهروزها را حمایت کنیم. واقعا ننگمان باد. ما دانشجوییم؟ ما عدالت خواهیم؟ ما ظلم ستیز هستیم؟
    بیایید در هفت مرگ شهروز (چهارشنبه، چهارم اردیبهشت) کلاسها را به احترام هم دانشگاهی عزیزمان تعطیل کنیم و همگی در مقابل دانشکده علوم تحصن کنیم. آیا جان او ارزش این کار را ندارد؟


  • ۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - دانشجوي دانشگاه :

    تقدیم به شهروز

    خوابیدی بدون لالایی و قصه
    بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه
    دیگه کابوس زمستون نمی بینی
    توی خواب گلهای حسرت نمی چینی
    دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه
    جای سیلی یای باد روش نمی مونه
    دیگه بیدار نمی شی با نگرونی
    یا با تردید که بری یا که بمونی
    رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی
    قانون جنگل رو زیر پا گذاشتی
    اینجا قهرن سینه ها با مهربونی
    تو تو جنگل نمی تونستی بمونی
    دلتو بردی با خود به جای دیگه
    اونجا که خدا برات لالایی میگه
    میدونم میبینمت یه روز دوباره
    توی دنیایی که آدمک نداره


  • ۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - Reza :

    من یکی از دوستای صمیمی شهروز بودم. اون خیلی آدم ساده و بسیار مثبتی بود. واقعا مایوس کننده بود این خبرم. اصلا باورم نمیشه. راجع به این استادا چه باید گفت. یه سری استاد که از نظر سواد و کار علمی در مینیمم ترین شرایط بسر می‌برند و ادعای علم و دانش می‌کنند. کاری که خودشون صد سال سیاه هم نمی‌تونند بکنند رو از دانشجویانشون طلب می‌کنند. تازه فقط هم تحقیرشون می کنند. قتی هیچ مرجعی نیست که به کار استادها نظارت کنه باید چه کرد. استادهایی که میان تو دانشکده و باند تشکیل می دن تا هیچ استاد جوون و بادانشی رو هم راه نمیدن چه باید گفت. استادهایی که فقط بواسطه پارتی میان دانشگاه و …
    در رابطه با وضعیت دانشجویان مقاطع بالا، اوضاع واقعا اسفناکه. فقط دانشجویان خوبند برای ترقیع درجات استاد. که اتساد پروفسور بشه و یا از دانشگاه ندازنش بیرون. فقط به درد افزایش مقالات و یا به عبارت دیگر افزایش تولید علم می خوره تا رتبه ایران هی بره بالاتر. بقیه اش به درک که دانشجو میمیره.
    لعنت به دانشگاه و لعنت به اون استاد.


  • ۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - بنده خدا :

    به نظر میرسد که باید به دانشجویان دکتری حقوق ماهیانه مناسب شخصیت یک دانشجوی دکتری ایران عزیز داده شود (بدون تعارف بچه ها در فشارن)


  • ۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - یار دبستانی :

    همه با هم در روز چهارشنبه ۴ اردیبهشت همصدا با هم خواهیم خواند:
    یار دبستانی من
    با من و همراه منی
    چوب الف بر سر ما
    بغض من و اه منی
    حک شده اسم من و تو
    رو تن این تخته سیاه
    ترکه ی بیداد و ستم
    مونده هنوز رو تن ما
    دشت بی فرهنگی ما
    هرزه تموم علف هاش
    خوب اگه خوب،بد اگه بد
    مرده دل های ادم هاش
    دست من و تو باید این
    پرده ها رو پاره کنه
    کی می تونه جز من و تو
    درد ما رو چاره کنه


  • ۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - سیاوش :

    به عنوان دانشجوی دکترای شیمی دانشگاه صنعتی شریف باید بگویم همه دانشگاه های ایران از این استاد های مفت خور و بی سواد پر شده ، استادایی که هیچی حالیشون نیستو


  • ۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - دانش آموز :

    اصلا باور نمی کنم آقای کشاورز و خودکشی؟؟؟؟!!!!


  • ۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - دانشجو :

    امیدوارم دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاههای کشور با فریاد جانسوز شهروز کشاورز همصدا شوند و اعتراض خود را نسبت به ظلم و ستم موجود در سیستم آموزشی کشور ابراز کنند.
    نگذاریم خون شهروز پایمال شود.


  • ۳م اردیبهشت ۱۳۸۷ - بابک :

    مردن یه نفر اصلا مهم نیست ! هزارتا از این جوونا و حتی با استعدادتر الان تو گوشه زندان افتادن! مهم اینه که ما کیک زرد داریم . میریم |ای صندوقها رای میدیم و بعد هم میریم دهن محکمی به مشت امریکا میزنیم/ جوونای این مملکت خیای وقته مردن
    در نظر مسولین ما یه بچه هم نیستیم آخه آدم ! گاهی به بچه حرف راست هم میگه در نظر اینا ما … هستیم // تف به شرافت اینا / که مطمینم ندارن


  • ۴م اردیبهشت ۱۳۸۷ - Reza :

    سلام , دوستان گرامی و استاد راهنمای کشاورز یکی از بهترین استاد هاست شما اگر میخواهید ببینین چه کسی او را در دکتری رد میکرد برین ببینین چه کسی در تمام ازمون های دکتری که کشاورز شرکت داشته مشترک بوده (یکی دیگر از دکتری شیمی معدنی که خودش خدای شیمی معدنی میدهند و صاحب باند دانشگاه است و همه از او میترسند وهر چه او بگوید همان است )کشاوز فهمیده بود کی است روز قبل هم با او صحبت کرد ولی …………خدا رحمتش کند


  • ۴م اردیبهشت ۱۳۸۷ - امیر :

    سلام
    فوت آقای کشاورز مرا بسیار متأسف و غمگین کرد. ایشان یکی از آرام ترین و باوقارترین همکارانی بود که تا به حال داشته ام. به حقیقت فکر کردم دوستان با من شوخی می کنند. ای کاش جای خالی متانت او را ، سفاهت افزون رهبران و مدیران آموزشی پر نکند. مرگ یک واقعیت است برای او ناگهان و دفعتی و برای هزارانی مثل او تدریجی و فرساینده. اما برای تحمل زندگی راه حل های زیادی هست. به دوستان نزدیکش و همکاران عزیزم تسلیت می گویم.


  • ۵م اردیبهشت ۱۳۸۷ - امير :

    سلام

    بچه ها، من هم یک نفر مثل شهروز هستم. اما من اشتباه شهروز را نمی کنم. من استادم را می کشم، تا انتقام بگیرم. در ضمن به جای این مثیبت نویسی های بیفایده، اسم آن استاد را بنویسید تا آبروش برود و شاید با بقیه اینجوری رفتار نکند.

    امیر


  • ۶م اردیبهشت ۱۳۸۷ - دانشجو :

    این همه بودجه که هر سال در دانشگاههای سراسری معلوم نیست چطور صرف می شه و یک دانشجو که به خاطر مشکل مالی اینطوری می شه….


  • ۶م اردیبهشت ۱۳۸۷ - امير :

    سلام

    دوستان، مساله مساله مادی نیست. از موضوع منحرف نشوید. استادی که نمی تواند بودجه یک تز نیازمند به آزمایش را تامین کند، غلط می کند که تز نیازمند به آزمایش تعریف و دانشجو را مجبور به تهیه آن بودجه می کند. اسم و فامیل و email آن استاد را بنویسید. ٤ تا از این آشغالها را بی آبرو کنیم، بقیه حساب کارشان را می کنند. این آشغالها خیلی ترسو تر از آنی هستند که فکر می کنید. فقط جلوی ما دانشجها بلدند نعره بکشند. اگر همت کنید، اخراجش می کنیم.
    اسمش و email او را بنویسید. تا آبرویش را در دنیا ببریم.

    امیر


  • ۸م اردیبهشت ۱۳۸۷ - بی نام :

    اسم این استاد دکتر … است استاد گروه شیمی دانشگاه شهید بهشتی اتفاقا از فردا یک سمینار در دانشگاه است که این مرتیکه دبیرش است بهترین موقع برای تصفیه حساب فرداست (دوشنبه ۹ اردیبهشت)


  • ۹م اردیبهشت ۱۳۸۷ - امیر :

    سلام

    اسم استاد حذف شده سات. آیا مدیر سایت این کار را کرده است؟

    اگر می شود اسم آن را حذف نکنید. نکند می ترسید عامل خودکشی شما هم بشود؟

    امیر


  • ۱۱م اردیبهشت ۱۳۸۷ - پوریا - دانشکده ی علوم ریاضی - دانشگاه شهید بهشتی :

    اینکه خودکشی کار درستی هست یا نه بحثی است که از نظر اغلب ما مسئله‌اش روشنه: “خودکشی به هیچ وجه کار درستی نیست”.بنابرین انتشار این چنین خبری با تیتری همچون ” یک دانشجو خودکشی کرد” این نتیجه رو برای کسایی که زوایای دیگه رو نادیده می گیرن در بر داره که خودشونو جای خدا بذارن و بگن: جای اون دانشجو تو قعر جهنمه. غافل از اینکه وقتی آدم در شرایط روحی بد قرار می‌گیره ممکنه دست به هر کاری بزنه. تابع عقلش نیست. ممکنه تصمیم به کاری بگیره تا به دیگران به هر طریق بفهمونه که ناراحته. می خواد خستگی و ناراحتی لحظه ایش رو که در درونش حس می کنه با کوتاه ترین راه ممکن به دیگران نشون بده. می شد مثلاً برای این مقصود همون لحظه چند تا شی رو تو آزمایشگاه به اینور و اونور پرتاب کنه و در هم بشکونه. ولی ذهنش در اون لحظه (ذهنی که شاید در اون لحظه اصلاً ذهن نبود) به اون گفت که… بگذریم…
    یه سری بدون هیچ درنگی اینجوری قضاوت می کنند که کاری که انجام داده اسمش خودکشیه و این کلمه ی “خودکشی” با توجه به معنی‌ای که تو فرهنگ لغات داره! وهمینطور طبق آیات و روایات ما، از هر نوعی که باشه مذموم و نا خوشاینده
    اصلاً چند نفر از شماها تا حالا قصد خودکشی کرده و بر حسب تصادف از خودکشی جان سالم به درد برده که اینقدر اطلاعات از این کلمه داره و برحسب تقدیر روزگار مقداری هم وقت داره و یک کارت اینترنت چند ساعته، که نتیجه ی این همه امکانات خدادای این می شه که چند تا نظر تو یه سایت بذاره تا احیاناً دیگران از تجربیات بی پایانی که در این راه کسب کرده بی بهره نمونن؟ ضمن اینکه اصلاً چی می دونید؟ هیچی نمیدونید. همینطور که من نوعی یا غیر نوعی نمی دونم. حتی در مورد اینکه چقدر استاد این دانشجو مقصر بوده نمی دونید. خیلی از کسایی که نظر دادن، از رو احساسات حرف زدن. هستن کسانی که انگار دنبال فرصت بودن تا سنگ خودشونو به سینه بزنن. کسایی که سختی های دوران تحصیلشونو به یاد آوردن. “چه فرصتی بهتر از این تا استادی رو که چند سال رو برامون مثل جهنم کرده کمی بچزونیم. همون استاد سختگیر و …”
    ولی از یه موضوع می شد مطمئن بود (همینطور که خیلی ها هم به اون اشاره کردن): وضعیت دانشجو های دکترا (و احتمالاً پایین تر از دکترا) ما اصلاً خوب نیست. این حقیقت هم چون بسیاری از حقایق دیگه برای اثبات خودش در حال قربانی دادنه. حتی اگه هیچ کس مقصر نباشه یا همه در اون مقصر باشن


  • ۱۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - بی نام :

    اسم استاد محترم حذف شده و سایت نذاشته تا شما بدونین اون ملعون کیه ولی کافیه یکبار به گروه شیمی دانشگاه شهید بهشتی بیایید تا اسم اونو بدونید


  • ۱۵م اردیبهشت ۱۳۸۷ - مهدی :

    ماجرا هرچه که بوده بهرحال راه حلش این نبوده.روحش شاد-


  • ۲۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ - یار دیر آشنا :

    تو رو خدا نگین خودکشی !!!!هرکی که شهروز رو می شناخت این عبارت رو در مورد عمل اون بکار نمی بره!دیگه خودکشی نمادین دانشجوی چینی توی میدان تیان مین , براتون آشنا هست! شهروز تنها قربانی این سیستم آموزشی نیس!یکی اعتراضشو به گوش همه می رسونه یکی هم می سوزه و می سازه!!! من دانشجوی کارشناسی ارشد یکی از دانشگاه های باصطلاح معتبر ایران هستم با وضعیت مالی نه چندان متفاوت با زندگی شهروز. حیف از نام استاد که …..!!!!
    شهروز دل همه رو بدرد آورد!


  • ۲۸م اردیبهشت ۱۳۸۷ - مریم :

    سلام به همه شما که نظر دادید
    می خوام همه ی شما به سوال من فکر کنید . اگر هین آدم در چنین شرایط عدم تعادل روانی بلایی سر برادر شما میآورد بازم بهش حق می دادید که توی شرایط روحی بدی بوده و دست خودش نبوده؟
    فکر می کنید شرایط کسی که آدم می کشه خوبه؟ همه ی گناهها و همه ی خلافها تو شرایط روحی خیلی بد اتفاق می افته.
    یه کمی فکر کنید ببینید اگه مسئولین دانشگاه در تحصیلات تکمیلی از ترس اینکه یه وقت دانشجوها خودکشی نکنند خیلی راحت یه مدرک بهشون بدن استادهای آینده ی ما چه کسانی خواهند بود


  • ۲۸م اردیبهشت ۱۳۸۷ - دانشجو :

    سلام
    روحش شاد
    تصور کنید اگه اخبار هرشب خبر خودکشی هایی رو که هر کدومش بعد از مشاجره با یک نفر ( یک معشوق- یک پدر - یک مادر و….) اتفاق افتاده پخش کنه چی می شه؟
    من خودم توی شرایط روحی بدی هستم که هر روز یک بار به خودکشی فکر می کنم ولی هنوز خدا با منه و تنهام نذاشته که بخوام به اون مرحله برسم


 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
Close
E-mail It