هر جا ملت است آنجا مجلس است ( دکتر مصدق )

 

در دنیای امروز در میان تمام جوامع بشری مرسوم شده که میزان مشارکت سیاسی شهروندان از مهمترین فاکتورهای سنجش مشروعیت حکومت ها به حساب آید به این معنا که میزان مشارکت آزادانه مردم در انتخبات با میزان مشروعیت حکومت ها نسبت مستقیم دارد.

 

بدیهی است که مشروعیت سیاسی در حکومت ها، موجبات بحران مشروعیت را فراهم آورده و عدم مشارکت مردم، ناکارآمدی را دامن می زند. از طرفی برخورداری از مشروعیت در یک نظام و افزایش آن اثر مستقیمی در میزان مشارکت های مردمی، افزایش کارآیی رشد و توسعه همه جانبه و در نتیجه ثبات سیستم حکومتی و عدم انزوای آن را در پی خواهد داشت. با توجه به اینکه در بند ۳ ماده ۲۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر آماده است که اراده ملت، اساس قدرت اختیارات ملی است از این روی نظام های سیاسی می کوشند با ارتقا سطح مشارکت مردم میزان مشروعیت خود را در سطح کشور و جوامع بین المللی افزایش دهند.

 

نگاه اجمالی به نتایج انتخابات مجلس هشتم در ۲۴ اسفند ۸۶ این واقعیت را بیان می کند که بر خلاف آمارهای ادعایی و غیرمستند وزیر کشور که میزان مشارکت در انتخابات را ۶۰ درصد و نیز رئیس ستاد انتخابات کشور که آنرا ۶۵ درصد اعلام نمود (روزنامه حمایت، روزنامه ایران روز یکشنبه ۲۶ اسفند ۸۶)، میزان مشارکت مردم چیز دیگری را نشان میدهد.

 

لازم به ذکر است به علت عدم دسترسی به ریز آمار انتخابات سایر شهرستان ها، نتایج حوزه تهران را که ویترین سراسری و مرکز سیاست گذاری کل کشور بوده و سیاسی ترین و پر جمعیت ترین حوزه انتخابیه کشور می باشد را مورد کنکاش دقیق تر قرار دادیم. در این گزارش تلاش نموده ام با استفاده از اطلاعات ارائه شده توسط وزارت کشور مندرج در جراید آخرین آمار سرشماری نفوس و مسکن مرکز آمار ایران به بررسی تحلیلی نتایج این انتخابات بپردازم.

 

قبل از هر چیز لازم می دانم پیش فرض هایی در ۹ بند تعریف شود تا هم از نظر هر گونه اتهام و غرض ورزی در امان باشم و هم قضاوت نهایی در خصوص آنچه از کلیات این نوشته استخراج و استباط می شود را به خوانندگان فهیم واگذار نمایم.

 

۱- انتخابات در کمال صحت و سلامت برگزار شده و هیچگونه دخل و تصرفی در میزان مشارکت مردم و نتایج آن صورت نگرفته است؟!

 

۲- تعداد کل واجدین رای همان ۴۹۴۳۱۲۶۵ نفر بوده (روزنامه اطلاعات روز یکشنبه ۱۹ اسفند ۸۶- مصاحبه خبرگزاری فارس با معاون مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان)

 

۳- تعداد کل شرکت کنندگان در انتخابات نیز همان ۲۲۸۳۲۰۰۰ (روزنامه اطلاعات روز یکشنبه ۲۶ اسفند ۸۶ به نقل از وزیر کشور) آمده است.

 

۴- تعداد واجدین شرایط در انتخابات تهران ۹۹۸۵۳۹۰ میباشد. (اطلاعات مرکز آمار ایران از سرشماری سال ۸۵)

 

۵- در تهران تعداد ۱۰۰۹۵۶۲ نفر از واجدین شرایط در انتخاب شرکت نموده اند. (روزنامه ایران سه شنبه ۲۸ اسفند ۸۶)

 

۶- نزدیکی انتخابات با عید نوروز و افزایش سن رای دهندگان در کاهش میزان مشارکت اثر گذار بوده است.

 

۷- تمام کسانی که پای صندوقهای رای رفته اند با کمال میل و رقبت و آزادی کامل، اعمال رای نموده اند و هیچگاه از روی ترس، الزام پنهان یا آشکار، تهدید یا از روی اکراه و بدون میل باطنی در انتخابات شرکت نکرده اند.

 

۸- هیچگونه سوء استفاده از کسانی که در ادارت، پادگانها، بیمارستانها، زندانها و یارانه بگیرها که به دستور مقامات میتوانند رای دهند نشده است.

 

۹-رقابتهای بومی و همبستگیهای قومیتی هیچگونه تاثیری در به پای صندوقهای رای آوردن مردم در شهرستانها و روستاهای دورافتاده نداشته است.

 

با توجه به فرضیات فوق و آمار رسمی ارائه شده از سوی وزارت کشور در جراید کثیرالانتشار، نتایج زیر از انتخابات مجلس در تهران و سراسر کشور به دست آمده است.

 

۱- علیرغم حساس جلوه دادن این دور از انتخابات از سوی سران حکومتی از مجموع ۴۹۴۳۱۲۴۵ نفر واجدین شرایط شرکت در انتتخابات در کل کشور، ۲۲۸۳۲۰۰۰ یعنی ۴۶ درصد از مردم در انتخابات شرکت نموده و ۵۴ درصد معادل ۲۶۵۹۹۲۴۵ نفر از شرکت در انتخابات امتناع نموده اند.

 

۲- از حدود ۹۹۸۵۳۹۰ نفر واجد شرایط شرکت در انتخابات تهران ۱۹۹۰۵۶۲ نفر یعنی ۱۹ درصد در انتخابات شرکت نموده و ۸۰۷۵۸۲۰ نفر معادل ۸۱ درصد مردم تهران از شرکت در انتخابات امتناع نمودند.

 

۳- اگر آمار ارائه شده در روزنامه ایران مورخ ۲۸ اسفند ۸۶ در خصوص آخرین نتایج انتخابات حوزه تهران صحیح باشد، در مرحله اول انتخابات با محاسبه آرای باطله فقط ۱۱ درصد کاندیداها حائز ۲۵ درصد آرا گردیدند. به عبارت دیگر آقای حداد عادل با مجموعه آراء ۸۴۴۲۳۰ رای معادل ۲/۴۴ درصد بعنوان نفر اول و آقای علی عباسپور تهرانی با مجموع آرای ۴۸۵۷۷۱ معادل ۴/۲۵ درصد بعنوان نفر یازدهم به مجلس راه یافته اند.

 

۴- آرای نفرات اول و دوم حوزه انتخابی تهران یعنی آقای حداد عادل و آقای مرتضی آقا تهرانی به ترتیب ۲/۴۴ درصد و ۶/۳۰ درصد از کل آرای ماخوذه بود که این آرا معادل ۴/۸ درصد و ۸/۵ درصد از کل افراد واجد شرایط در تهران را شامل میشود. به عبارت ساده تر آقای حدادل عادل منتخب ۴/۸ درصد و مرتضی آقا تهرانی ۸/۵ درصد مردم تهران میباشد.

 

۵- نتایج انتخابات نشان داد مردم از شعارهای تکراری و وعده های پوچ و توخالی خسته شده و به احزاب حکومتی و گروههای وابسته به حاکمیت و شعارهایشان اعتماد ندارند و با عدم مشارکت در انتخابات اعتراض و نارضایتی خود را عیان تر از گذشته نسبت به شرایط موجود نشان دادند.

 

۶- از ۱۷۸ کرسی مجلس که تکلیف آن قطعی شده ۱۱۹ کرسی، معادل حدود ۶۶ درصد متعلق به نیروهای جدید و ۵۹ کرسی معادل حدود ۳۳ درصد متعلق به نمایندگان مجلس هفتم میباشد و این بیانگر این موضوع میباشد که اقلیت رای دهنده نیز از قیافه های تکراری خسته شده و به این موضوع پی برده اند که آزموده را آزمودن خطاست.

 

۷- با توجه به اینکه مقامات بلند پایه سیاسی، مذهبی کشور به کرات به اهمیت شرکت در انتخابات در این مقطع حساس و سرنوشت ساز کشور تاکید نموده اند و مشارکت را به عنوان حق قانونی و تکلیف شرعی بیان نموده اند با این حال بر اساس آمارهای موجود ۸۱ درصد مردم تهران و ۵۴ درصد از کلیه جمعیت واجد شرایط رای دادن کشور از شرکت در انتخابات امتناع ورزیدند.

 

۸- اگر بنا به تعبیری مقارنت انتخابات با ایام نوروز را یکی از دلایل کاهش مشارکت در انتخابات فرض کنیم، به وضوح میتوان مدعی شد نتایج انتخابات بیانگر این موضوع باشد که برخلاف شعارها و شعایر حکومت، پرداختن مردم به مشکلات معیشتی و اقتصادی خود و پاسداشت مراسم ملی و باستانی و آمادگی برای برگزاری جشن نوروز جایگاهی به مراتب بالاتر از شرکت در اینگونه انتخابات در نزد مردم پیدا کرده است.

 

۹- اگر بپذیریم معتقدین به یک گروه یا حزب بر اساس برنامه های اعلام شده احزاب، کاندیداهای معرفی شده از حزب یا گروه خاص اعتماد داشته و رای بدهند، تعداد آرای نفر اول اصولگرایان آقای حداد عادل ۸۴۴۲۳۰ رای و نفر نوزدهم لیست آقای بادامچیان ۴۳۶۶۱۱ بیان کننده چنین چیزی نیست و از بی تصمیمی و بلاتکلیفی و لاقیدی در تصمیم گیری بسیاری از رای دهندگان حکایت دارد.

 

۱۰- نتایج انتخابات نشان میدهد که احزاب حکومتی و گروههای وابسته به حکومت از تحلیل شرایط سیاسی - اجتماعی جامعه عاجز بوده و پس از گذشت حدود ۳۰ سال از قبضه انحصاری قدرت هنوز قادر به درک خواسته های اساسی مردم نیستند.

 

۱۱- نتایج انتخابات نشان میدهد که سرکوب جنبش های دانشجویی، مدنی، سیاسی و ایجاد فضای خفقان و اعمال سانسور و انحصاری کردن فعالیت احزاب، مطبوعات و رسانه ها و خلق جامعه تک صدایی موجب دلسردی، بی تفاوتی و کناره گیری بسیاری از فعالان سیاسی، دانشجویی، مدنی از مسئله انتخابات گردیده و این مهم بر میزان بر میزان مشارکت مردم نیز تاثیر تعیین کننده داشته است.

 

۱۲- دوازدهم بهمن ۵۷ آیت الله خمینی در قسمتهایی از اولین سخنرانی خود در بهشت زهرا به این مطلب صریحاً اشاره نموده اند که : « هر کسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر اشخاصی که در صد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بوده اند میتوانند سرنوشت ملتی را که بعدها وجود پیدا میکنند تعیین بکنند؟ » اینک که ۲۹ سال از رفراندوم قانون اساسی ۵۸ گذشته است بررسی آمار آخرین سرشماری سال ۸۵ نشان میدهد که ۸۰ درصد جمعیت کشور در ۱۲ فروردین ۵۸ یا اصلاً به دنیا نیامده بودند یا اصولاً واجد شرایط رای دادن نبوده اند و همچنین ۷۳ درصد افرادی که در حال حاضر واجد شرایط رای دادن میباشند (یعنی بالای ۱۸ سال میباشند) در رفراندوم ۵۸ واجد شرایط شرکت در انتخابات نبوده اند و این درصد که بالغ بر ۳۶ میلیون رای دهنده از مجموع ۴۹۴۳۱۲۴۵ نفر واجدین شرایط میباشند برابر با کل جمعیت کشور در سال ۵۸ میباشد.

 

در پایان به استحضار هموطنان عزیز میرسانم که نتایج انتخابات مجلس هشتم پزواک مطالبات اکثریت خاموش مردم ایران است. اکثریتی که با عدم مشارکت در انتخابات با زبان بی زبانی اعلام نمود که مشتاقانه و بی صبرانه منتظر برگزاری انتخاباتی آزاد، با حضور احزاب مستقل، مطبوعات مستقل و گروههای سیاسی مستقل از حکومت و فارغ از هرگونه نظارت استصوابی. بی تردید برنده اصلی انتخابات مجلس هشتم کسانی بودند که با اکثریت خاموش در این حماسه هم آوا بودند.

 

« پیش از شما

بسان شما بی شمارها

با تار عنکبوت نوشتند روی باد : «کاین دولت خجسته جاوید زنده باد!»۲

 

 

به امید آزادی ایرانیان و آبادای ایران

اابوالفضل جهاندار (پویا)

مدیر سایت خبری پویا نیوز

عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی

عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت

زندان اوین - اندرزگاه ۷ سالن ۳

 

۱- منظور از حوزه انتخاباتی تهران، تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر میباشد.

۲- شعر از شفیعی کدکنی

 

 

ضمائم:

 

- مجموع آرای ماخوذه از ۳۹۰۴ صندوق در حوزه انتخابی تهران ۱۹۹۰۵۶۲ بوده است.

 

- افراد واجد شرایط (۱۸ سال به بالا) در تهران بر اساس آمار سرشماری سال ۸۵ مرکز آمار ایران ۹۹۸۵۳۹۰ نفر است.

 

-کل جمعیت تهران بر اساس سرشماری سال ۸۵ مرکز آمار ۱۳۴۲۲۳۶۶ نفر است.

 

جدول آرا و محاسبات ۱۹ نماینده اول حوزه انتخاباتی تهران:

jadval.jpg

 

۲۲ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۱۸م فروردین ۱۳۸۷ - علی :

    به این می گویند خیمه شب بازی
    که خیلی ها فریب این خیمه شب بازی را نخوردند
    مرگ بر دیکتاتور
    زنده باد ایران
    زنده باد آزادی خواهان
    اگر من برخیزم اگر تو برخیزی همه بر می خیزند


  • ۱۸م فروردین ۱۳۸۷ - محسن مهرانی :

    آقای وزیر کشور
    آیا فکر می کنید مردم از درک حقایق عاجزند که با آمارهای نادرست به شعور این همه ملت توهین می کنید .من هم یکی از آن چند میلیونی نفری هستم که تا زمانی قدرت در انحصار یک نفر هست هرگز در هیچ انتخاباتی شرکت نخواهم کرد و امیدوارم شما روزی به این درک و شعور برسید که وقت کوچک انگاشتن اراده مردم به پایان رسیده است . لطفا” از وهم خیال خود خارج شوید .
    ایران سربلند باد
    م .مهرانی یک شهروند


  • ۱۹م فروردین ۱۳۸۷ - دانشجو :

    خیلی ببخشید اما
    خااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااک توسرمون با این حجم بد بختی هامون…!!!!!!!!!!!!!!!!!


  • ۱۹م فروردین ۱۳۸۷ - حسین :

    - یک سوال دارم: میزان عدم مشارکت در انتخابات مجلس هفتم و انتخابات دوم شورای شهر( اگر اشتباه نکنم و یا شاید سوم) از انتخابات اخیر بیشتر بوده است. دستاوردهای این عدم مشارکت که شما اینجا تبلیغش را کرده اید در آن دو انتخابات چه بوده است؟ این فرآیندی که شما مثبت می پنداریدش برای رسیدن به هدف ( که مطمئناً قابل دسترسی است ولی در چه مدت) چه قدر طول خواهد کشید؟


  • ۱۹م فروردین ۱۳۸۷ - لامرد نیوز :

    خب میتوانستید در کنار اینها درصد کل را برای اصلاح طلبان و اعتماد ملی نیز بزنید تا کمی بخندیم.


  • ۱۹م فروردین ۱۳۸۷ - محمد :

    با این دروغ گفتن آقایان به یاد آن شعر اوایل انقلاب افتادم ولی بدین صورت:
    بروان شهیدان راه خدا دروغ دروغ
    به جوان که کشته شد به میدان شهدا دروغ دروغ دروغ


  • ۱۹م فروردین ۱۳۸۷ - محمد :

    اینم از اثرات مهرورزیشونه که مردم و حسابی جذب خودشون کردن!!!!!!!!!!!


  • ۲۰م فروردین ۱۳۸۷ - فرزاد مشيري :

    جالب بود.درود بر شرافتت مرد…


  • ۲۰م فروردین ۱۳۸۷ - مینو :

    می خواستید بیاید به مخالفای اینا رای بدیید …. حالا دیگه فایده نداره خودتون رو تیکه پاره کنین


  • ۲۰م فروردین ۱۳۸۷ - Hamed :

    راستش تو این که تو نتایج انتخابات ممکنه تقلب شده باشه احتمالش هست ولی تو میزان شرکت کننده ها فکر نکنم .
    منابعی هم که دادند هم جای تامل داره مثلا تعداد واجدین کل شرایط رای دادن را از زبان معاون مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان گفتند که فکر نمی کنم چندان جای تاکید داشته باشه ..اما اگر قرار باشه که نظر خود برگزارکنندگان انتخابات را معیار بگیریم.یعنی هملن کاری که ایشان در یک مورد از زبان وزیر کشور کد آورده اند بنابر نظر آنها میزان واجدین شرایط
    ۴۳۷۰۰۰۰۰ نفر بوده است و شرکت کنندگان در انتخابات بیش از ۲۵ میلیون نفر و طبیعیه که درصد شرکت کننده ها : ۵۸ درصد یا همان قریب به ۶۰ درصدی شود که خودشان گفته اند http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=۸۶۱۲۲۵۰۷۴۴
    http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=۸۶۱۲۲۱۰۴۳۵
    . اما در صورتی که به این امارها اعتراضی هست باید گفته شود که آمارها به چه استنادی غلط است و آمارهای درست بر چه اساسی و از چه منبعی در آمده است. البته اگر این بار هم مثل سایت آقای عبدی به سراغ آمارهای مرکز آمار ایران نروید.(فک کنم نیاز به توضیح نداشته باشه اینکه چون در انتخابات میزان شناشنامه های صادر شده و موجود معیار میزان واجدین شرایط و سازمان ثبت احوال باید میزان واجدین شرکت در انتخابات را اعلام کنه و امارهای سرشماری مرکز آماری ایران نمی تونه معیار به شمار بیاد علاوه بر اینکه اساس روش سرشماری هیچ جای دنیا برای میزان واجدین شرایط لحاظ نمی شه به دلایل مختلف مثلا اینکه درصد خطای همه سرشماریها بر خلاف نظر طراحان و اجرا کندگان منفی و مثبت ۱ درصده و این ۱ درصد در ۵۰ میلیون یعنی ۵ میلیون پایین و بالا )
    ممنون


  • ۲۰م فروردین ۱۳۸۷ - Hamed :

    + در مورد نتایج تهران هم ظاهرا نویسنده مطلب اشتباه کردند در همان لینک دوم پیام قبل گفته شده است که میزان واجدین شرایط استان تهران بیش از ۹ میلیون نفر است و میزان واجدین شرایط شهر تهران بیش از ۶ میلیون نفر …
    اگر واقعا اشتباه باشد که صحبتی نیست ولی اگر عمدا این مساله از سوی نویسنده گفته شده باشد واقعا ترفند بچه گانه ای است این که آمار استان تهران را اعلام کند و بعد کسانی که در شهر تهران رای داده اند را بر حسب آن درصد بگیرد
    + نکته جالب دیگر نوشته تضاد آمارهای خود نوشته در دو قسمت مختلف است
    ……….در تهران تعداد ۱۰۰۹۵۶۲ نفر از واجدین شرایط در انتخاب شرکت نموده اند. (روزنامه ایران سه شنبه ۲۸ اسفند ۸۶)

    ……….از حدود ۹۹۸۵۳۹۰ نفر واجد شرایط شرکت در انتخابات تهران ۱۹۹۰۵۶۲ نفر یعنی ۱۹ درصد در انتخابات شرکت نموده و ۸۰۷۵۸۲۰ نفر معادل ۸۱ درصد مردم تهران از شرکت در انتخابات امتناع نمودند.

    بهتر است اول خود ایشان در مورد آماری که می خواهند اعلام کنند با خودشان به توافق برسند بعد دست فریبکاران وزرات کشور را که البته من هم دل خوشی ازشان ندارم را رو کنند


  • ۲۰م فروردین ۱۳۸۷ - شهرام :

    سلام
    تحلیل جالب و جامعی بود.
    همانطور که فرمودید همه مسئولین خصوصا رهبر عاجزانه از مردم خواستند در انتخابات شرکت کنند صدا و سیما که از یک ماه قبل به در میان اذان هم تبلیغ شرکت در انتخابات را پخش میکرد.
    و این عدم شرکت بیش از ۵۰% مردم نشان از میزان مقبولیت نظر آقایان و مشروعیت ایشان دارد مگر رفراندوم جز این است.
    ارادت


  • ۲۰م فروردین ۱۳۸۷ - محمد :

    واقعا که شرم آوره - باید به این حکومت و نظام تسلیت و مرگ گفت…


  • ۲۱م فروردین ۱۳۸۷ - من :

    همین اندازه هم که رای آوردن به خاطر سیاستهاشون بود وقتی پشت سرهم ساعت انتخابات رو تمدید میکردند مردم بدبخت فکر میکردن از قافله عقب موندن میدویدند رای میدادند وگرنه تا ساعت ۶ ( من در یکی از حوزه ها بودم ) نصف این تعداد هم رای نداده بودن


  • ۲۱م فروردین ۱۳۸۷ - منتقد معمولی :

    طنزک طنزک طنزک طنزک
    —————————————————————————-
    همسایه ی ما به من میگفت :
    پسرم بیا بریم رای بندازیم
    گفتم به کی ؟
    گفت:
    تو بیا حالا خدا بزرگه !!!
    —————————————————————————-
    چیه؟
    چشم ندارید ببینید مردم رفتن رای دادن؟!!!!!


  • ۲۱م فروردین ۱۳۸۷ - منتقد معمولی :

    اشاالله انتخابات دوره دوم پر شور تر و آگاهانه تر


  • ۲۲م فروردین ۱۳۸۷ - توفان :

    مقاله جالبی است. مردم حقیقتا این خیمه شب بازی را به مسخره گرفتند و آن را تحریم کردند.دولت احمدی نژاد، دولت سپاه پاسداران و سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی ایران است. دولت احمدی نژاد نماینده بخش سرمایه داری تجاری و سنتی ایران است. ولی نه همه سرمایه داری تجاری. آن بخشی از بسرمایه داری تجاری که می تواند مستقیما به خاطر رابطه های حزبی و سازمانی، رابطه های تاریخی در انجمنهای سرّی و تروریستی در اهرمهای حکومتی دست داشته باشد و در توزیع درآمد نفت شرکت داشته و از این درآمد سرشار برخوردار گردد. طبیعتا درآمد نفت متعلق به همه احاد مردم ایران است. ولی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی و بویژه دولت نظامی احمدی نژاد این درآمد نفت را در بین قشر معینی از طبقه حاکمه که اساسا لایه ای از بورژوازی تجاری انحصاری، بروکراتهای دولتی از قبیل سران سپاه و بسیج و سران امنیتی و نظامی و روسای سازمانهای دولتی، یعنی تمام آن کسانی هستند که سازمان دولتی را به نحوی موثر می گردانند تقسیم می کند. قشری از روحانیت که در مرکز این دایره همه این منافع را بهم پیوند می زند و موجب وحدت نظر و وحدت اراده این اقشار می شود نیز در این حیف و میل اموال مردم شرکت فعال دارد. این قشر به علت عدم شرکت در تولید و داشتن نقش انگل در اجتماع بشدت ارتجاعی و بیرحم است. آنها برایشان مهم نیست که درآمد نفت روزی به پایان می رسد و ۷۰ میلیون ایرانی فاقد آینده روشن و فاقد زیربنای محکم اقتصادی برای تامین حداقل زندگی خود هستند و در فقر و فاقه جان خواهند داد. رژیم آخوندها و بویژه احمدی نژاد را تنها در آمد نفت بر روی پای خود نگاه داشته است. طبیعتا آنها از این درآمد سرشار بخشی را به قشری از مردم عادی می بخشند تا آنها را به رژیم متصل کرده و برای سرکوب اکثریت جامعه آماده نگاه دارند. آنها به یک دیوار حایل نیاز دارند. بیک قشر حقوق بگیر، بیک قشر دلال، بیک قشر وابسته به الطاف حکومت تا بتوانند با جلب نظر ۱۰ تا ۱۵ در صد از جامعه حکومت خویش را حفظ کنند. تبلیغات مذهبی و رواج خرافات برای سترون کردن و خلع سلاح روحی سایر بخشهای جامعه یک ضرورت غیر قابل انکار است. مذهب در دست طبقه حاکمه ابزار مهم قدرت سیاسی به حساب می آید و توجیه گر مشروعیت نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی است.
    چنین رژیمی با این ترکیب شکننده که کاملا بود و نبودش به در آمد نفت وابسته است و با برپائی یک جامعه دلالی که موجب ثروتی در اجتماع نمی گردد و تنها به رواج طفیلی گری خدمت می کند. بسیار بحران زا و در مقابل بحرانها بسیار صدمه پذیر است. نوسان بهای نفت در سرنوشت این رژیم تاثیر فراوان می گذارد.
    محاصره اقتصادی امپریالیستها و بویژه ایجاد محدودیتهای مالی و نقل و انتقالات ارزی در تشدید بحران در ایران کمک می کند. مردم ایران در درجه اول قربانیان این محاصره اقتصادی هستند. بهمین جهت نیز دشمنان مردم ایران از محاصره اقتصادی ایران دفاع می کنند. رژیم احمدی نژاد با رجز خوانی می خواهد تاثیرات این محاصره اقتصادی را بی اهمیت جلوه دهد ولی حقیقت این است که بجز همان بخش اقلیت جامعه سایر بخشها در زیر بار فشار اقتصادی کمر خم کرده اند. این را خود کارشناسان رژیم در آمارهای خویش بر زبان می آورند. گرانی بیداد می کند و بیکاری در بیدادگری بر گرانی سبقت می گیرد. اپوزیسیون خود فروخته ایران از گرسنگی دادن به مردم، از خرابی وضع مردم ایران اظهار شادمانی می کند و احمقانه نظیر مجاهدین خلق تصور می کند گرسنگی دادن به مردم منجر به سقوط رژیم جمهوری اسلامی شده و سلسله رجوی در ایران روی کار می آید.
    چنین وضع بحرانی برای رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی یک اعلام خطر روشن است. حکومت ایران راه رهائی خویش را از این بحران و تهدیدات جنگی امپریالیستها در سرکوب و ایجاد حکومت نظامی و امنیتی دانسته است. انتخابات قلابی که با تحریم گسترده و یا با بی تفاوتی مردم روبرو شده است بیان بحران زدگی دولت احمدی نژاد است. آنها می خواهند بر بحران حاکمیت با سرکوب مردم و ایجاد رعب و ترس غلبه کنند. آنها نه تنها از خطر تجاوز خارجی می ترسند، نه تنها از “انقلابات مخملی“ می ترسند، نه تنها از دخالت همسایگان ایران برای تجزیه ایران بیمناکند، از مردم ایران و جنبش دموکراتیک آنها بیشتر در هراسند. استقرار حکومت نظامی در ایران در قالب یک انتخابات قلابی تنها پاسخی است که حکومت برای رفع بحران در آستین دارد. هیات حاکمه حتی نمی تواند سایر جناحهای حاکمیت را به بازی بگیرد زیرا وضع خطرناکتر از آن است که آنها به خطر “بازی دموکراتیک“ تن در دهند. نارضائی از سراپای جامعه می بارد. هر عقب نشینی رژیم منجر به تسخیر این سنگرها از جانب مردمی است که خواسته های انباشت شده آنها فزاینده است و موجب قدرت بیشتر آنها می شود. بزعم رژیم تنها تمرکز ارتجاع حاکم، اعمال عریان خشونت و سیاست ارعاب داروی بحران زدائی به حساب آمده است. این تلاش رژیم که حتی خودی ها را از گردونه خارج می کند و قدرتهای پشت پرده را بر مسند امور می نشاند حاکی از عمق بحران و ترس رژیم است. حاکی از آن است که رژیم دیگر نمی تواند به صورت سابق حکومت کند. حاکی از آن است که سلاح تبلیغاتی وی رنگ می بازد و در زیر فشار اقتصادی و سیاسی مستمر امپریالیستها کمر خم می کند. تحریم گسترده انتخابات قلابی از طرف مردم یک گام به پیش است و از آگاهی ، شهامت و شجاعت آنها حکایت دارد. به امید یگانگی و سرفرازی مردم ایران و ایرانی مکراتیک ، آزاد و آباد و شکوفان.


  • ۲۳م فروردین ۱۳۸۷ - آریو :

    خوب اینها که میگی اصلا شکی درش ندارم. واقعا هم آفرین بر کسانیکه با اکثریت خاموش همراهی کردند. و آفرین بر تو که شجاعانه حرف دل اکثریت رو زدی. اما من که منتظر بدتر از این هم هستم. کوره‌های آدم سوزی و گورهای دسته جمعی. به تو میگم نمیترسی این چیزها رو تو این کشور مینویسی؟ حداقل هویت خودت رو فاش نمیکردی.
    بهرحال دستت درد نکنه.


  • ۲۵م فروردین ۱۳۸۷ - اردشیر اتابک :

    روزگار عجیبی شده و و عجیب تر از همه اینکه واقعیات اصلی جامعه چنان رنگ عوض کرده که حساب نداره؟؟؟ اون چیزی که یاد مردم رفته شاید اون چیزایی باشه که شاید خیلی مهم بوده ولی با زیرکی خاصی از جلوی چشم مردم کنار گذاشته شده یا اینکه کنار گذاشته نشده بلکه حواس مردم رو از دیدن اون موضوعات پرت کردن که خدا نکرده به قبای کسی بر نخوره. از قدیم ایام تا به حالا همیشه رای دادن و خلاصه این حرفا وجود داشته و داره و همیشه هم توش هزار تا حرف در میاد اگر طرفدارای این جناح برن اونوری ها میگن که ای وای دیدید چی شد؟؟ همه رای های ما رو دادن به اونا و اگر این طرفیا بیان برن تو اون وریها میگن وای دیدید چی شد تقلب شده.‌ خلاصه هزار تا دلیل و برهان که ای وای این آقا نرفته و اون آقا رفته.
    یه سوال دارم از محضر انور السرور نویسنده و دیگران: تا به حال فکر کردید که اونایی که اینقدر دم از حقوق مردم میزدنن وقتی رفتن تو مجلس تو دوره ششم چه کارایی برای حقوق مردم انجام دادن؟ کدون آزادی رو نهادینه کردن؟ تو کدام امور اقتصادی شفاف سازی کردن؟ اصلا وضعیت پولی مملکت و مالیاتی رو نگاه بهش داشتن یا نه؟
    حالا یه موضوع دیگه تا به حال شده کسی بیاد بگه آقا جون تو این مملکت مردم همیشه از قدیم الایام به امور دینی و مذهبی خودشون واقف بودن و از مهمترین این امور هم پرداخت وجوهات شرعی ایشان بوده به مراجع.
    خوب راستی چرا این همه مرجع خلق شده تو این مدت؟ چه چیزی هست که هر شخصی اومده یه رساله داده و خلاصه شده مرجع تقلید و خلاصه یه دفتر و یه گروهی و خلاصه دریافت وجوهات و بقیه ماجرا؟؟
    راس راسی تا به حال فکر کردید که این وجوهات و این پولا باید به مصرف چی برسه؟ باید تو کدوم مسیر خرج بشه؟
    یه سوال دیگه آقایون روحانی تو مدرسه علمیه چه درسی میخوانند که به واسطه خواندن اون درس باید به اونا پول وجوهات داد و دانشجویان که درس میخونند باید از اونا پول گرفت و یا اینکه به اونا حداقل پول نداد؟
    مگه این دانشجویان درس ضد دین میخونند و اونا درس دین؟
    تو حوزه های علمیه ادبیات میخونند و فقه و اصول و معارف و خلاصه همون درسایی که تو دانشگاه دانشجوی ما میخونه. خوب چرا تو حوزه به اونا شهریه داده میشه ولی تو دانشگاه به دانشجو پول که نمیدن هیچ چی به اسم دانشگاه آزاد از اون خروار خروار پول هم میگیرن؟؟؟
    راست راسی تا به حال فکر کردید که اگر وجوهات به حوزه های علمیه داده میشه دیگه چرا از دولت اینا میان پول میگیرن؟
    راست راستی کسی تا به حال فکر کرده که اصلا چرا وضعیت درآمدی روحانیون و مداح و قرآن خوان و سخنران چه روحانی و چه غیر روحانی مشخص نیست و وضعیت مالیاتی درست و درمونی ندارند؟
    راست راسی کسی که میره وجوهات خودش رو میده، اون وجوهات رو میده که آقایون مراجع برای آقازاده های خودشون برن املاک بخرن و یا کارخونه بزنند، و یا تو واردات و صادارات دستی داشته باشند، و یا اینکه یان مضاربه کنند؟؟ مردم برا چی میرن وجوهات خودشون رو به اقایون تحوی میدن؟ تا به حال کسی اومده نگاه کنه که این پول فراوان تو چه اموری خرج میشه؟
    یا اگر اینجا کسی بخواد وارد بشه، صدای وا اسلاما در میاد و خلاصه اسلام در معرض هجوم واقع شده و از این حرفا؟؟؟
    راست راسی شماهایی که دست تو هر جا میبرید و داعیه اصلاحات رو دارید تا به حال نگاهی به وضعیت خودتون در مقابل قشر طلبه انداختید؟
    مگه نباید شما ها دنبال عدالت باشید و از این حرفا؟ چرا به این مطلب اهمیت نمیدید.
    یه مطلب دیگه اهل تسنن تو ایران به چه مقدار مالیات پرداخت میکنند؟
    منابع درآمدی اونا از خارج کشور از کجاست؟ و چه مقدار برای اونا از خارج از کشور پول میرسه؟ بعد آیا اونا مثل شیعیان به پرداخت وجوهات خودشون به اقایون مراجع اهمیت میدهند یا نه؟
    اصلا اونا به کی باید پرداخت کنند؟
    طبق نظر امام خمینی وجوهات باید در دست دولت باشه و به عنوان مالیاتهای دولت اسلامی محسوب میشه که باید صرف امور مردم بشود.
    خوب این آقایون اهل تسنن کجا اینو پرداخت میکنند؟
    چرا باید اونایی که از پرداخت مالیات فرار میکنند بهره مندی برابری با کسانی که هم وجوهات میدهند و هم مالیات داشته باشند؟
    حالا بیایید بازم بزنیم تو سر خودمون که ای وای کی داره میره تو مجلس
    خوب عزیزان هر کسی بره تو مجلس بالاخره یه نفر هست که مخالف رفتن او باشه دیگه با هزار دلیل و از این حرفا.
    اون جای خودش ولی شما ها اصلا به این موضوعاتی که گفتم و اونایی که شاید اگر بگم به کسی بر بخوره توجه کردید؟
    یه نگاه دور و بر خودمون بندازیم بد نیست تا متوجه بشیم که چی میگذره تو حول و حوش همه ماها


  • ۲۵م فروردین ۱۳۸۷ - نو گرا :

    این بابا که این بالا این حرفا رو زده آخه چه ربطی با انتخابات داشته. شاید خواسته چیزی بگه که تا حالا کسی حواسش نبوده
    ولی من که تا به حال این حرفا فکر نکرده بودم
    همش بحث انتخابات و از این مسائل بوده
    خلاصه خیلی دمت گرم
    باید یه نگاه کرد و دید که چی شده اینجور شده
    ولی دقیق که نگاه بشه دیده خواهد شد که چه خبر تو این مملکت هست
    من چند وقت پیشترا شنیدم وقتی که آقایون صداشون در میاد در مورد وضعیت اقتصادی بیشتر به خاطر اینه که هنگام واردات براشون از طرف دولت مشکل درست میشه اونم به خاطر پرداخت عوارض
    آخه این آقایون که نباید عوارض پرداخت کنند
    راست گفتن که بله دیگه
    ولش کن حال و حوصله ندارم الکی سر به سرم کسی بزاره
    این یارو هم دلش خوشه
    همین اردشیر رو میگم


  • ۲۸م فروردین ۱۳۸۷ - زهره :

    خدایا نجات بده!


  • ۷م اردیبهشت ۱۳۸۷ - AHMAD :

    اهمیت سیاسی و اجتماعی حضور مردم در انتخابات رو باید در شهرهای بزرگ سنجید .چرا که در شهر های کوچک و شهرستانها مراودات فامیلی و رقابتهای قبیله ای و عشیره ای و یا رقابتهای بین دو شهر که دارای کاندیدای مشترک هستند باعث حضورنسبتا بالای مردم شده(حدود۵۲درصد).من بارها افرادی رو در شهرستانها دیدم که با فلسفه وجودی نظام مشکل دارند اما در این شهرستانها میرن و رای میدن تا هم شهری خودشون رای بیاره و این موضوع در ایران قبل از انقلاب هم دیده میشد ..وقتی این ملاک در شهر های بزرگ از بین میره اونوقت میشه حضور سیاسی و یا حضور برای پشتیبانی از نظام را در یک فضای عاقلانه تر سنجید چراکه از نظر سطح سواد و معلومات عمومی هم تفاوت معنا داری بین این دواجتماع وجود داره. ولی متاسفانه علیرغم تاکیدات بزرگان که گاهی تا حد وجوب شرکت در انتخابات پیش رفت .ما شاهد حضور حدود ۲۷ درصدی در تهران وحداکثر ۳۰ درصدی در سایر شهرهای بزرگ بودیم (البته این حضور در مرحله دوم به ۱۱ درصد رسید).یعنی ۷۰ درصد جمعیت فعال کشور که در کلان شهر ها هستند عملا به این مقوله بی توجه بودند.البته نباید این نکته رو هم از نظر دور کرد که تعدادی از رای دهندگان (حدود ۱۸ درصد) در کشور ما صرفا بنا بر ملاحظات شخصی(استخدام وگزینش و سربازی و کنکور و….)به استقبال از مهر داخل شناسنامشون میرن نه انتخابات. که با لحاظ این افرادونیزتبلیغات پر حجم و یکطرفه رسانه های دولتی و بی رقیب از جمله رسانه ملی !! وعدم وجود فضای آزاد برای منتقدین و…. انتخابات ما بیشتر به فاجعه شبیهه تا حماسه.
    پ.ن بر طبق آمار نهایی وزارت کشور در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی ۲۴۴۰۰۰۰۰ نفر شرکت کردند که با احتساب ۴۸۲۰۰۰۰۰ واجد شرایط (طبق آخرین آمار مرکز آمار ایران مربوط به خرداد ماه۸۶) میزان شرکتکنندگان در این انتخابات در حدود ۵۰% واجدین شرایط می باشد که آمار ۶۱% وزارت کشور مورد تردید جدی می باشد.


 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
بستن
به E-mail بفرست