تجمع کارگران اخراج شده شرکت ایران صدرا برای سومین روز متوالی در مقابل کاخ استانداری بوشهر ادامه یافت.
در حالی که نیروی انتظامی در محل حضور چندانی نداشت، با اینحال وجود نیروهای نامحسوس اطلاعاتی در محل بخوبی قابل مشاهده بود. از سوی دیگر مسافران نوروزی در حال عبور نیز با بوق زدن های متوالی دست به حمایت از تجمع کنندگان زدند.
یک کارگر شرکت ایران صدرا در گفتگویی از بی جواب ماندن خواسته های کارگران توسط نهادهای پاسخ دهنده سخن به میان آورد و گفت: شرکت صدرا با حمایت مالی از مجموعه استانداری بوشهر و اداره کل کار این استان نسبت به مطالبات معوقه این قشر ضعیف سیاست سکوت و بی توجهی را پیشه خود ساخته بطوری که بیم آن میرود که با توجه به تعطیلات نوروزی ادارات صدای حق طلبانه آنان بگوش کسی نرسد. در حالی که هم شخص استاندار و هم مجموعه تحت فرمان او در استانداری هماهنگ با شرکت صدرا سیاست بی توجهی را ادامه میدهند، تا شاید با خسته نمودن کارگران ندای آنان را بطریقی در نطفه خفه نمایند.
همچنین مسئله اخراج ۴۰۰ کارگر که حتی براساس شایعات این تعداد ممکن است به ۱۰۰۰ نیز برسد موجی از ناامیدی به آینده را در میان این قشر محروم بوجود آورده است.
پیک ایران



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
