یکی از بارزترین ویژگی های مشترک تمامی حکومت های زور مدار در طول تاریخ ، عدم احترام به خرد جمعی و عدم اعتقاد به ضرورت ارائه ی توضیح برای اقناع افکار عمومی درباره ی تصمیم گیری های موثر بر سرنوشت یک ملت و پیامد های احتمالی آن  است. مثال ملموس این ادعا، تغییر دوباره ساعت در پایان اولین روز فروردین امسال  بود که کاملا ناگهانی و بدون توجه به پیامدهای نامطلوب آن حداقل برای مسافران نوروزی، اعلام گردید. همانند اجرای قانون عدم تغییر ساعت در سال ۱۳۸۴ که بدون ارائه هیچ گونه توضیحی و تنها در راستای زیر سئوال بردن  اقدامات دولت های گذشته و مبتنی بر آزمون و خطایی نابخردانه انجام شد.

 

امروزه اقداماتی ازین دست، از حد شمارش خارج شده اند. یکی از تاسف برانگیز ترین نمونه های آن، طرح “پاکسازی کتابخانه ها” است. در نیمه ی دوم اسفند ۱۳۸۶، دبیر کل نهاد کتابخانه های عمومی ایران از اجرایی شدن طرح جمع آوری کتاب های منفی از کتابخانه های سراسر کشور، در آینده ی نزدیک  خبر داد. با نگاهی اجمالی به گزاره ی فوق می توان دریافت متولیان امور فرهنگی کشور در مسند اجرا و مقام های مافوق آن ها به عنوان طراح این طرح های بدیع، از درک و تحلیل بسیط ترین مفاهیم فرهنگی و اجتماعی عاجزند. مفهوم “کتاب های منفی” نوعی ترکیب پارادوکسیکال است. استفاده از صفت منفی، نشانگر ارزش داوری است که امری مذموم در هر مکتب و مسلک علمی و فرهنگی به شمار می آید و در ادامه این سئوال مطرح می شود که چه مرجعی، با چه صلاحیتی و  چه هدفی دست به این ارزش گزاری زده است؟ مگر نه اینکه گوناگونی کتاب در راستای ارضای شعور مخاطب است و هیچ شخص و مرجعی محق نیست به صلاحدید شخصی و به طور سلیقه ای، در گرفتن مجوز، چاپ و اکنون توزیع کتاب سانسور اعمال کند؟! یک پروسه ی فرهنگ سازی موفق ، ابتدا افراد را به ابزار آگاهی و دانش مجهز کرده و سپس آن ها را در انتخاب محصولات فرهنگی، خواه کتاب یا فیلم و …مختار می گذارد. اعمال نفوذ در تمام مراحل تهیه و تولید یک محصول فرهنگی نه تنها غیراخلاقی و موهن است بلکه نشان از تمایل شدید مرجع استبداد، برای کنترل و جهت دهی افکار عمومی در مسیر مورد نظر خود به هر وسیله و با هر بهایی است. همچنین اشاره به “کتابخانه های سراسر کشور” از آن دست قید های طنز آمیز است که به یمن خدمت گزاری و مهرورزی، بارها با آن مواجهه شدیم. گویا کتابخانه در کنار ترافیک عصب شکن، معماری مغشوش و و آسمان خاکستری از مواهب مختص تهران است به طوری که نه تنها شهر های نسبتا بزرگ حومه ی تهران از لحاظ برخورداری از امکانات کتابخانه، در مضیقه هستند بلکه شاخص کتاب های موجود - نسبت کتاب موجود به جمعیت بالای ۶ سال که از شاخص های توسعه یافتگی است - در تمام شهر های بزرگ، حتی پایتخت به طرز اسفباری پایین است.

 

امسال به عنوان سال ” نوآوری و شکوفایی ” نام گذاری شده است و این در حالیست که با این نوآوری های شگرف، نه تنها هیچ درختی به شکوفه نخواهد نشست، بلکه درخت تناور و کهن فرهنگ وطن، درین فرآیند ” اندیشه ممنوع ” از بیخ و بن خواهد خشکید!

 

۱۹ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۵م فروردین ۱۳۸۷ - سیما :

    فاجعه اس.شنیدم حتی کتب مطهری هم تو این لیست پاکسازی هست !!!!!!


  • ۶م فروردین ۱۳۸۷ - سرود مهر :

    ای وای…سالی که نکوست از بهارش پیداست.سال پیش که مثلا اتحاد ملی بود,وضع مملکت اون بود.امسال چه بلایی سرمون میاد؟!

    مطلبت عالی و هوشمندانه و تقریبا کامل بود نیکزاد عزیز!


  • ۶م فروردین ۱۳۸۷ - رضا پارسا :

    تاسف برانگیز و اسفبار صفات کمی هستند برای توصیف این تصمیمات.اما من هم مثل شما نمیتوم صفات درخور این اعمال کثیف رو پیدا کنم.


  • ۶م فروردین ۱۳۸۷ - قبلا دانشجو :

    تغییر ساعات در این سال امری یک شبه نبوده است. بلکه بر اساس مصوبه مجلس باید انجام می شده است. اما در سال ۱۳۸۴ من خودم واقعا جا خوردم


  • ۶م فروردین ۱۳۸۷ - ایرج رشوند :

    عالی بود


  • ۶م فروردین ۱۳۸۷ - مرسده :

    خوشحالم که درین هنگام بیخبری افرادی چنین ریز بین و هوشیار هستند.برقرار باشید.


  • ۷م فروردین ۱۳۸۷ - محمد :

    خانم محترم واقعا به گذشته و حال خود منصفانه نگاه کردی؟
    شما انصافا تاکنون چه اقدامی در سطح و اندازه جملاتی که به کار میربرید انجام داده اید.متاسفانه انتقاد کوته بینانه شما بیانگر سطح پایین اطلاعات شما از بخشهای مختلف کشور میباشد.ضمن اینکه
    خود نمای در کلمات شما مشهود است.به خود مراجعه کرده و کمی
    وضعیت خود را نقد کنید.


  • ۸م فروردین ۱۳۸۷ - محمدرضا :

    خداوند انسان ها را با افکار و سلیقه های مختلف می آفریند
    حال چه کسی حق جلوگیری از ابراز عقیده ی افراد با سلیقه های متفاوت را دارد ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
    آیا دیگر از خدا هم دیگر درک و فهم بهتری دارید که عملا” با او مخالفت می کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
    سانسور اصلا” مفهومی در دنیای قرن ۲۱ ندارد
    آدم ها آنقدر شعور از خداوند گرفته اند که در تصمیم گیری خوب وبد دچار مشکل نشوند
    آنهایی که بر بالای منبر نشسته اند و میخواهند افکار عصر حجری خود را بربقیه افکار به زور غالب کنند و فکر میکنند که در این دنیای فانی خدا شده اند بدانند که روزی جواب این همه فجایع و کشت و کشتار را پس خواهند داد
    آری خداوند بر همه ی انسان ها ناظر است
    انسانی که روزی یک شمع فروش بوده و بطور ناگهانی خود را در قدرت اجرایی بالایی در یک کشور می بیند ……… معاوم است که آینده کشور چه خواهد شد …………
    خداوندا در این روزهای سخت که حتی ابراز عقیده هم - در کشوری که من در آن زندگی می کنم - جرم محسوب می شود از تو یاری می خواهم که تنها تویی که مرا یاری خواهد کرد
    امیدوارم تمام افراد ستمگر و دیکتاتور در افکار مردم رسوا شوند و در دادگاه الهی سزای این اعمال دور از شا’ن انسانی را پس دهند


  • ۸م فروردین ۱۳۸۷ - شاهین :

    اولا که اینجا جای نقد خود نیست.جای انتقاد از سیاست و اجتماع است و ثانیا کامنت دونی یه همچین جایی جای خالی کردن حرص نیست.
    کدوم حرکت اینا موهن به شعور انسان نیست ؟؟؟سانسور تصویری از فیلم رسید به گشت ارشاد و سانسور ظاهر ملت و حالا هم سانسور واضح افکار.شرم آوره.ممنون از قلم زیباتون گرچه جا داشت بیشتر باز شه موضوع.


  • ۸م فروردین ۱۳۸۷ - احمد :

    واقعا ریز بین هستید ولی کمی بیش از حد باید عینک بزنید


  • ۸م فروردین ۱۳۸۷ - رهنما :

    چه چیزی درین مملکت متولی دارد که حالا بخوان چیزی رو درک یا تحلیل کنن؟!کشور خیلی وقته یتیم شده.قلم تلخی دارید که البته لازمه نقد است.موفق باشید.


  • ۱۳م فروردین ۱۳۸۷ - پیامبر دیوانه :

    خطاب به‌شان می‌گویم:

    پیش از شما
    به سان شما
    بی‌شمارها
    با تار عنکبوت نوشتند روی باد
    “کاین دولت خجسته‌ی جاوید زنده باد!”
    (م.سرشک)

    شاد زی


  • ۱۵م فروردین ۱۳۸۷ - مهتاب :

    سلام.من در مورد این متن نظری ندارم.فقط میخواستم بدونم اگه بخوام با خانم نیکزاد زنگنه ارتباط داشه باشم چی کار باید بکنم؟چون ایشون از دوستان دوره دبستان من هستند!لطفا منو راهنمایی کنید.ممنون.


  • ۱۷م فروردین ۱۳۸۷ - گل ناز برومندی :

    سلام من خیلی خوشحالم که اینجا لااقل ما هم رو می بینیم!
    به امید روزهای بهتر


  • ۱۸م فروردین ۱۳۸۷ - مهدی :

    نگاهی سریع داشتم, بهتره کمی محتاط تر نوشت. با سپاس


  • ۲۰م فروردین ۱۳۸۷ - محسن :

    این تفکر مال الان نیست خیلی وقته اجرا میشه خیلی کتابها اصلا تو کتابخانه ها یافت نمیشه.اوایل انقلاب هم خیلی کتابها به اسم طاغوتی بودن سوزانده می شدند


  • ۲۱م فروردین ۱۳۸۷ - یاسمن :

    خیلی عالی بود…دستامونو به هم میدیم و می شکنیم این نظام دروغین رو


  • ۲۱م فروردین ۱۳۸۷ - اسماعیل وفا :

    تنها می توانم بگویم درود بر زنان ازاده ایران که پس از سی سال فشار و خفقان شیرانه می رزمند.این غزل خود را نیز به شیرزنان دلاور زنان و خواهران و مادران و رفقای زندگی تقدیم می کنم

    (۸۵) «به زنان شجاع و زیبای ایران »
    آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش
    بگذارید که خورشید زند شانه به مویش!
    بگذارید که باد سحری بوسه رباید
    ز رخانش، ز دو چشمش، ز لبانش، ز گلویش
    حُسن نقاش ازل زد رقم این، یا که طبیعت
    به خدا هر که رقم زد، نبود خصم و عدویش
    به تبر داری دین، ساقه و ساقش بشکستید
    که «خدا» را نه، «شما» راست هراس از تک و پویش!
    خوب دانید گر این بندی غمگین شود آزاد
    لرزه بر تخت فقاهت فکند های اش و هویش!
    پرده ی عزت او را بدریدید و نهادید
    ز سر جهل یکی پرده به فرق سر و رویش
    شرمتان باد! که در این عطشستان بفکندید
    فارغ از تشنگی اش سنگ دیانت به سبویش
    قرنها رفت و ندیدید، زاندوه، دو چشمش
    شده چون چشمه و رخساره‌ی او، بستر جویش
    کیست این لولی زیبا، که گر آزاد ببالد
    خرد و عشق زند پرچم تسلیم به کویش
    «مادر» و «خواهر» و «معشوق» و «زن» و «دختر» و «یار»ست
    کور باد آنکه به خواری نگه افکند به سویش
    تا به انکار جمالش بنشینند سفییهان
    هر چه زشتی به جهانست نمودند هوویش
    برو ای مومن مکار که بیم است «وفا» را
    بسراید ز طریق تو و اسرار مگویش
    بسراید ز خدائی که شود سُخره‌ی عالم
    بدر آید اگر از روی حقیقت ته و تویش!
    چه خدائی که در آمیخته با معجزه‌ی جهل!
    همه رسمش، همه راهش، همه خُلق اش، همه خویش
    خرقه را باد برد نیز حجابی و مرامی
    که جهانی به عذاب آمده از لاشه و بویش


  • ۲۱م فروردین ۱۳۸۷ - علی :

    سلام.اساسا اگر نقد از روی قصد وغرض و دشمنی نباشد محترم است. به نظر شما نویسنده عزیز مشکلاتی از این دست فقط در ایران وجود دارد.؟ به نظر می رسد که دنیا دچار چنین مسائلی است. در دنیای امروز هرج و مرج اندیشه و فکر بیداد می کند چگونه می توان بدون پاکسازی انحرافات به حقیقت دست یافت. شاید کسانی علم غیب دارند؟ برای راست اندیشان آرزوی سلامتی دارم.


 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
بستن
به E-mail بفرست