برای نخستین بار پس از سالها و بی آنکه روز اول فروردین با هیچیک از ایام سوگواری قرین باشد، نغمه باستانی نوروزی هنگام تحویل سال از هیچیک از شبکه های تلویزیونی ایران پخش نشد.
این نغمه که شیوه نواختن و سازهایی که با آن نواخته می شود، نشان از تعلق آن به کهنترین لایه های موسیقی ایرانی دارد، در گوش هر ایرانی یادآور تحویل سال نوست و با وجود دگرگونی اساسی برنامه ها و سیاستهای رادیو تلویزیون ایران پس از انقلاب همچنان پابرجا ماند.
با توجه به اینکه تلویزیون ایران نهادی حکومتی است و برنامه های آن با حساسیت و عبور از فیلترهای نظارتی خاص پخش می شود و مورد تصمیم گیری قرار می گیرد، اینکه مراسم تحویل سال در تلویزیون بدون سازودهل همیشگی به صورت اتفاقی از هیچیک از کانالهای تلویزیونی پخش نشده باشد، بعید به نظر می رسد که اتفاقی و بدون تصمیم گیری قبلی باشد.
در تلویزیون ایران، همواره پس از نغمه سازودهل نوروزی و اعلام تحویل سال نو همراه با دعای مشهور “یا مقلب القلوب و الابصار … ” ، ابتدا پیام رهبر و سپس رئیس جمهور به مناسبت حلول سال نو خورشیدی پخش می شود.
در پیام نوروزی امسال محمود احمدی نژاد، بیش از پیامهای نوروزی که دیگر رؤسای جمهور ایران طی ۲۷ سال گذشته به ملت داده اند، عناصر مذهبی و به طور اخص، شیعی بر عناصر ملی غلبه داشت.
محمود احمدی نژاد از همان نخستین پیام نوروزی اش که دو سال پیش برای مردم فرستاد، به جای اینکه پیام را به روال رؤسای پیشین دولت جمهوری اسلامی و دیگر مقامات مملکتی، با دعای “یا مقلب القلوب آغاز کند، آرزوی ظهور هر چه سریعتر امام دوازدهم شیعیان را بر صدر پیام خود نشاند: “اللهم عجل لولیک الفرج …”.
چنین بدعتی حتی در پیامهای آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز به چشم نمی خورد.
محمود احمدی نژاد در پیام نوروزی امسال خود بیش از پیش بر باورهای شیعی تکیه کرده؛ نوروز را روزی خوانده که خداوند از انسان برای پیروی از ولی خدا بیعت گرفته و از آن با عنوان روز آغاز امامت علی بن ابیطالب، امام نخست شیعیان یاد کرده است.
در ادامه پیام، آیین ایرانی نوروز با اعتقاد به غیبت امام دوازدهم و ظهور او پیونده خورده است: “همه ما باید نوروز را با همه خوبیهایش و پیامهایش که خلاصه در یک پیام است و آن پیام، انتظار و استقبال از بهار بشریت و خرمی دوران یعنی حاکمیت آخرین ولی خدا، منجی موعود است را گرامی بداریم”.
قرار گرفتن عید نوروز امسال درست چند روز پس از درگذشت امام حسن عسکری، امام یازدهم شیعیان نیز از دید محمود احمدی نژاد باعث شده که نوروز امسال، “بسیار زیباتر” باشد، چراکه درگذشت امام حسن عسکری، به معنی آغاز امامت فرزندش مهدی، پیشوای موعود شیعیان است.
پیوند دادن آیین ملی نوروز به باورهای اسلامی از نخستین نوروز پس از انقلاب همواره در سخنان و پیامهای رهبران ایران مرسوم بوده اما کمتر پیامی به اندازه پیام امسال محمود احمدی نژاد، آکنده از تعابیر شیعی بوده، آن هم در حالی که نوروز امسال با “هفته وحدت” مصادف شده، هفته ای که زمامداران ایران به نیت ایجاد یگانگی و همدلی میان اکثریت شیعه و اقلیت سنی مذهب ایران باب کردند.
با اینکه روز اول فروردین امسال با زادروز پیامبر اسلام، به روایت اهل سنت، مصادف است، آقای احمدی نژاد این مناسبت را دستاویزی برای گسترده کردن مخاطبان پیام خود به میلیونها ایرانی اهل سنت که آنان نیز نوروز را گرامی می دارند نکرده است.
مقایسه ای میان پیام نوروزی امسال محمود احمدی نژاد و آخرین پیام نوروزی محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور ایران نشان می دهد که تفاوت دیدگاه این دو دولتمرد ایرانی، تنها در رویکرد سیاسی آنان خلاصه نمی شود.
محمد خاتمی دعای همیشگی تحویل سال را در پایان پیام خود گنجاند و تبریک نوروزی خود را این گونه آغاز کرد: “نوروز دل انگیز و آغاز بهار را به هر ایرانی در هر کجا که هست، به همه دلبستگان به فرهنگ و ادب فاخر پارسی و به کسانی که نوروز را گرامی می دارند، تبریک عرض می کنم”.
واپسین نوروز دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی نیز مصادف با محرم و صفر، ماههای سوگواری شیعیان بود اما آقای خاتمی که خود در کسوت روحانیت شیعه نیز قرار داشت، این مناسبتها را با اشاره ای به مشی مسالمتجویانه امام حسن، دومین پیشوای شیعیان، در پیام خود گنجاند: “زمانه داوری خواهد کرد که گاه مداراهایی که بدون گم کردن راه بوده است تا چه حد در ارتقای معنوی و مادی جامعه مؤثر بوده است، نرمش قهرمانانه امام حسن بشریت را از مسخ شدگی در کانون خودکامگی خشن و تحریف اصالت اسلام نجات داد”.
بی بی سی



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
