دوازده روز از اعتصاب غذای عباس لسانی که در اعتراض به انتقال اجباری از محل اقامت خود در زندان اهر به زندان مرکزی شهر یزد، دست به اعتصاب غدا زده بود می گذرد.
طبق گزارش موثق وضعیت جسمانی او به شدت رو به وخامت است. و بخاطر اعتصاب غذاهای دراز مدت، شکنجه های فیزیکی قبلی او هم اکنون از درد کلیه رنج می برد و محرومیت از مداوای موثر، سلامتی جسمانی او را به مخاطره انداخته است.
مسئولین زندان نه تنها به او اجازه مراجعه به پزشک متخصص را نمیدهند بلکه از لحاظ روحی نیز وی را تحت فشار گذاشتهاند. او را به بند قرنطینه زندان مرکزی شهر یزد انتقال داده که از لحاظ امکانات بهداشتی مطلقا شایسته نگهداری یک بیمار کلیوی و در اعتصاب غذا نیست، علیرغم همه اینها او را از ملاقات با خانواده اش نیز محروم کرده اند.
کمبته دفاع از عباس لسانی از کلیه نهادها و اشخاص مستقل فعال در زمینه حقوق بشر میخواهد برای رسیدگی به وضعیت لسانی هرچه سریعتر از حداکثر توان خود استفاده کنند تا ضمن بهرهمندی این زندانی سیاسی از کلیه حقوق خود، زمینه مرخصی فوری برای رسیدگی به وضعیت جسمی وی فراهم آید.
کمیته دفاع از عباس لسانی



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
