سردارزارعی مردی که خشونت او هنگام اجرای طرح مبارزه با اراذل اجتماعی صدای خیلی ها را درآورده بود، ‏به نوشته برخی سایت های خبری- دریک خانه فساد ودرمیان شش زن دستگیرشده است وهم اکنون مقامات قضایی ‏تلاش می کنند بی سروصدا به پرونده او رسیدگی کنند.‏

 

ظاهرا این پرونده را آیت الله شاهرودی به صورت مستقیم دنبال می کند تا اعمال نفوذ افراد قدرتمند پرونده را ‏ازمسیر عادی خود خارج نکند و درثانی بیت رهبری نیز درجریان پیگیری پرونده است وندا آمده که به پرونده هم ‏‎”‎‏”ی سروصدا” و هم “بعد از انتخابات رسیدگی” شود. این اولین بار نیست که یکی از مقامات عالی رتبه نظامی یا ‏کشوری مرتکب خلاف می شود. اما پرده پوشی ومخفی کاری مقامات قضایی در مسیر چنین پرونده هایی سنتی ‏دیرینه است. با این وجود اگر این پنهان کاری ده سال پیش درجهت کاهش تبعات منفی وتخریب چهره نیروی ‏انتظامی، مقامات عالی رتبه کشور ودرنهایت نظام جمهوری اسلامی اقدامی بود که ممکن بود جواب بدهد، با توجه ‏به گسترش ابزارهای ارتباط جمعی امروز عملا عکس خود می کند. چنانکه این روزها جایی نیست که جزییات ‏آنچه مقامات تلاش می کنند پنهان نمایند را در وب سایت های خبری و وب لاگ ها منتشر نکند. ‏

 

درواقع نظام با مخفی کاری وتلاش برای آنچه “بی سروصدا” برگزارکردن چنین پرونده هایی به خرج می دهد، ‏ازجیب آبروی خود هزینه می کند. اطلاع رسانی شفاف ودقیق درمورد پرونده سردارزارعی عملا نظام سیاسی را ‏از چنین افرادی که به سوء استفاده از مقام خود می پردازند وبا حیثیت دستگاه پلیس - به عنوان سرمایه اصلی ‏اش- بازی می کنند، جدا می سازد و مردم را ازقضاوت نادرست برحذرمی دارد. همچنین اطلاع رسانی کامل و ‏تحقیقات بی پرده هراس به دل کسانی خواهد انداخت که به خاطر همین مخفی کاری ها دائم دروسوسه استفاده از ‏قدرت های بی حصرخود هستند درحالی که اگر آنچه می کنند درمحضر مردم عیان شوند، از انجام یا ادامه آنچه ‏می کنند هراسناک خواهند شد.‏

 

جالب آنکه درست همزمان با اخباری که از دستگیری سردار با شش زن دروضعیتی که شرح آن درخبرها آمده ‏منتشر می شود، فرماندارقدرتمند شهر ثروتمند نیویورک با افشای رابطه اش با یک شبکه فساد در روزنامه ‏نیویورک تایمز، به جلوی دوربین های تلویزیونی آمد و از خانواده ومردم شهر عذرخواهی کرد وروز گذشته ‏نیزاستعفا کرد. الیوت اسپیتزر، مردی که به عنوان یکی ازستاره های نوظهور دموکرات ها درآمریکا ویکی از ‏چهره هایی که به عنوان کاندیدای بالقوه برای ریاست جمهوری درسالهای آینده مطرح می شد، همان زمان که ‏معلوم می شود دارای چنین رابطه ایی بوده است، توسط رسانه های جمعی و نمایندگان مردم پرسش قرار می ‏گیرد. نظام سیاسی یعنی جمهوری خواهان ودموکرات ها هیچ کدام تلاشی برای پرده پوشی وبی سروصدا ‏برگزارکردن ماجرا ندارد. این فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد که هشت سال درمقام دادستان کل، مسئول ‏بزرگترین پرونده های جرائم اقتصادی دروال استریت نیویورک بوده است و دشمنان زیادی دروال استریت برای ‏خود داشت همه شهرت خود را حول “مردپاک” وطرفدار اخلاق درست کرده بود. برای او همه شهرتش به خاطر ‏پاک بودنش می آمد. دیروز او تنها ترین مرد سیاست آمریکا بود وباید صحنه سیاست را برای مدتها ترک کند ‏ورسانه ها لحظه به لحظه هرچیزی که از پرونده او به دست می آوردند را به اطلاع مردم می رساندند. ‏

 

اما سردارزارعی، وسردار زارعی ها، با این سیستم پنهان کاری وبی سروصدا برگزار کردن، همواره خود را ‏امن می بینند که از گوشه ای به گوشه دیگر بخزند و در پناه آن سایه امن هر چه می خواهند انجام بدهند. ‏

سوال اینجاست که اگر نظام مردمی است چه چیزی را از مردم پنهان می کند؟ بی اعتماد به نفسی مسئولان عالی ‏رتبه از آنجا نشات می گیرد که گمان می کنند همه مقامات نظام اسلامی باید معصوم باشند واگر کسی خلافی کرد ‏به پای کلیت نظام نوشته می شود وبه همین جهت همه هم وغمشان این است که تا آنجا که می شود چنین مواردی ‏را از مردم مخفی کرد. این هراس تا آنجاست که برای روحانیون دادگاه ویژه روحانیت تشکیل می شود که ‏درتاریخ قضا بی سابقه است که برای یک صنف به خصوص دادگاه مخصوص درست کرد و سایه چنین تفکری ‏می بینیم که هر کسی ازمسئولان گرفته تا خانواده ها وبستگانشان از مصونیت های خاص برخوردارهستند. ‏

 

درحالی که مردم به مراتب احترام بیشتری برای نظامی قائل هستند که وقتی شهروندانش درهرسطحی از کارمند ‏ادارات گرفته و کسبه بازار تا مقامات عالی رتبه کشوری مرتکب خلافی می شوند، به صورت یکسان برخورد ‏کند. نه آنکه یکی که اتفاقا ازهمان کاری که جناب سردار کرده را در شهر بی آبرو کنند وآفتابه به سرش بکشند ‏ودور خیابان به صورتی تحقیر آمیز بگردانند ولی جناب سردار را درزندانی خاص دور ازچشم شهروندان چنان ‏مراقبت کنند که مبادا دوستان ناراحت شوند. ‏

 

این است که آبروی نظام را می برد. درواقع مقامات عالی رتبه قضایی با تن دادن به این سنت نامیمون خود را ‏شریک اعمال چنین افرادی می کنند که دورویی وفریبکاری شان به کلیت نظام سیاسی گره می خورد. پس وقتی ‏مردم سردار زارعی را به همه نظام گره می زنند، نباید به آنها خرده گرفت. ‏

 

دستگیری سردار زارعی، همچنین نشان می دهد کسانی که طرح هایی مانند امنیت اجتماعی را با آن همه عواقب ‏اجتماعی دنبال می کنند، تا چه حد وبه چه دلایلی با آنها موافقت می کنند. کسانی که برای زندگی شخصی وطرز ‏لباس پوشیدن مردم دستورالعمل صادر می کنند ودرخیابان آنها را مورد آزار واذیت قرار می دهند، چنین ایمانی به ‏کارخود دارند. این هم درسی برای برخی ازمسئولان نظام تا نگاهی جدی به سیاست های اجتماعی سال های ‏گذشته خود بیاندازند. اگر چه پیش از هرچیز به نظر می رسد مسئولان قضایی باید با شجاعت جریان امور را با ‏مردم درمیان بگذارند. ‏

 

پنهان کاری مقامات قضایی وتاکید دفتر رهبری بر اینکه ماجرا بی سروصدا حل شود، همچنین به شایعاتی که ‏درزمینه حضوربرخی دیگر مقامات بلند پایه دراین پرونده وجود دارد دامن می زند. به گونه ایی که درتهران گفته ‏می شود اگر برخی پایشان در پرونده هایی مانند قتل های زنجیره ایی و کوی دانشگاه گیر نکرد، درپرونده سردار ‏زارعی حتما به میان کشیده خواهد شد. رفتارشفاف مقامات عالی رتبه قضایی است که می تواند واقعیت را نشان ‏دهد. برای این کار البته همواره وقت محدودی دراختیاراست. پس ازآن مردم قضاوت خود را خواهند کرد. ‏

 

۳۴ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۲۳م اسفند ۱۳۸۶ - بابک (پلی تکنیک) :

    خیلی خوب بود … تا رسوا شود هر که در او غش باشد . . .


  • ۲۳م اسفند ۱۳۸۶ - سارا :

    دوست من! علت مخفی کاریهاو…، این نیست که واهمه دارندمبادا یکچنین افشاگری هائی موجب شودگَرد شک و تردید بر دامن پاک! مابقی بنشینید. نه دوست عزیز، آنها میترسند در صورت علنی شدن همه چیز، جزئیات یک چنین پرونده هائی،که حتماً و مطمئناً نام بسیاری دیگر از سران حاکمیت را هم در خودش دارد، از پرده بیرون افتد.
    مثلاً فکر میکنی چرا شخص جناب شاهرودی پشت این پرونده است؟! فکر نمیکنی به همین علت که مندرجات پرونده بدست کارکنان و کارمندان غیر قابل اعتماد جزءِ و رده پایینی ها نیفتد؟ آخر این نوع اسرار حکومتی باید قفل و چفت محکم داشته باشند و در گاوصندوقهای نسوز و غیرقابل نفوذ، بصورت مدارک رده بندی شده، دور از چشم بیگانه ی مردم ،حفظ و حراست شوند(وشایدهم یکروزی برای از میدان به در کردن رقیبی خودی، از آن ها بعنوان وسیله ی تهدیدو فشار،استفاده کنند). یادت باشد که بنا به گفته ی خود بازجویان، پیگیر مستقیم پرونده ی سعید امامی هم ، کسی کمتر از شخص خاتمی، رئیس جمهور وقت نبود…


  • ۲۴م اسفند ۱۳۸۶ - یک خبر نگار :

    تا حدی دزست اما نه کاملا در ضمن خشن ترین برخورد با اوباش در حوزه تهران بزرگ اتفاق افتاد که فرماندش سردار رادان نه استان تهران


  • ۲۴م اسفند ۱۳۸۶ - علی :

    سرپست آژان سگ بچه کرد ه
    آ قای سیف القلم زن خفه کرد ه
    ما جرای سیف القلم د وزه رضا شا هد رشیراز بخوا نید که ضمن جنایت با رییس پا سگا ه محل هم مشکلا تش حل کرد ه بود وا قعا نیروی انتظا می با ید انقلا بی پید ا کند نه ا نقلا ب فرهنگی توی د ا نشگا ه را ه بیند ازند وبگیر وببند آ ن موقع شروع کنند . راستی کسی هم به خا طر مسا یل ا خلا قی د را نقلا ب فرهنگی ا خرا ج شد یا فقط سیاسی کارا ن د ا غا ن شد ند؟


  • ۲۵م اسفند ۱۳۸۶ - از این ور دنیا :

    حضرت معماریان یا بیخبرند یا خودشون رو به بیخبری میزنند: در آمریکا دزد آفتابه باید بره پیش آدمکشها و جانی ها؛ ولی اونی که صد میلیون دلار میدزده معمولآ با کمک بهترین وکلا حداقل زندان رو میگیره و تازه زندانشم تو آمریکا بهش میگن Club Fed که اسمش رو به مسخره به تقلید از روی هتل های سواحل مدیترانه برداشتن یعنی Club Med بخاطر اینکه زندانی اتاق خودش رو داره و بخاطر تسهیلاتش میگن اینکه زندان نیست این هتله.

    تو آمریکا دادگاه یکیه ولی محکومیته که معمولآ بستگی به درآمد داره.


  • ۲۵م اسفند ۱۳۸۶ - دانشجو :

    برای از از این وره دنیا:
    گاه و بیگاه میای کامنت چرند می گذاری و معلوم هم نیست آیا واقعاً اون وره دنیائی یا نه..
    بهر صورت حرفات موجبات خنده رو فراهم میاره..البته بدم نیست نظرات تورو بخونیم و بدونیم امثال تو تا چه حد از درک درایت و فهم برخوردارید.


  • ۲۵م اسفند ۱۳۸۶ - بیچاره مثل خودم :

    اقا من می خواستم به این ” از این ور دنیا ” بگم شما که از زندانهای ایران خبر نداری زیاد نناز. در زندانهای ایران هم هر کس بیشتر پول داشته باشه جاش بهتره خوراکش بهتره اتاقش بزرگتر و … خبر نداری برو بپرس بعد حرف بزن. تقریبا می چه بگی همجا پول حرف اول رو می زنه . در ضمن اسلام به ما اجازه نداد برای طیف خاصی دادگاه جدا بگذاریم؟؟!! یا یکی رو بخاطر کارش (فحشا) اعدام کنیم یکی رو فقط از کار بیکار کنیم و بی سرو صدا بگذریم. من نمی دونم چقدر این قضیه در مورد سردار درش باشه ولی واقعا باید با این جور افراد آشکارا برخورد کرد


  • ۲۵م اسفند ۱۳۸۶ - عبدالکریم فرخ زاده :

    باسلام
    اینکه در این مملکت رسمه شما برید ماجرای آقای مرتضوی را بپرسید که چگونه از یزد به تهران آمد.
    البته آقای سردار رفیق شفیق آقای مرتضوی و آقای احمدی نژاد هم تشریف دارند.و صد البته علت این افشاگری مسایل دیگری نیز هست که انشاالله بعد ها برملا خواهد شد.


  • ۲۵م اسفند ۱۳۸۶ - از این ور دنیا :

    دوست عزیز “دانشجو” از توهینهایی که کردی متشکرم و در مورد سئوالت باید بگم که من تو ایران نیستم و فکر میکنم که حداقل صداقت تو این باشه که بگم حرفم رو از کجا میزنم (یا لااقل از کجا نمیزنم). طبعآ فشارهای توی ایران روی من نیست.
    دوست عزیز “بیچاره مثل خودم” حرف شما درسته؛ تو ایران هم عین همین جریان هست که یعنی اگه پول داشته باشی همه چی رو میشه خرید حتی تو زندان و نمونه اش هم آقای شهرام جزایری و البته هزاران مثل اون. ولی در عین حال تو جمهوری اسلامی مواردی هم هست از کسانی که توی دستگاه بوده اند و به خاطر فساد اعدام شده اند (روحانی).
    انتقاد من به اینه که اون شفافیت که آقای معماریان میگن تو آمریکا هست؛ اگرچه ممکنه در دادگاه باشه ولی در مرحله محکومیت نیست.
    و این رو آقای معماریان باید بهتر بدونن. از این نظر من فکر میکنم که حرف ایشون مغرضانه است


  • ۲۵م اسفند ۱۳۸۶ - از این ور دنیا :

    جناب فرخ زاده
    مرحمت بفرمایید و هر دوی این مسائل را همین جا مطرح کنید که ما هم مستفیض بشیم.


  • ۲۵م اسفند ۱۳۸۶ - آزادمردمان :

    حتی شائبه این که این نظام مردمی باشد هم خنده آور است…


  • ۲۶م اسفند ۱۳۸۶ - لیلا :

    شایسته است آقای هاشمی شاهرودی هرچه سریعتر آقای قاضی مرتضوی را برکنار کند.
    چون دوست آقای سردار رضا زارعی بوده و ….


  • ۲۶م اسفند ۱۳۸۶ - حسين :

    واقعاً اینها شرم نمیکنند که در خیابانها با یک خانم که کمی از مویش پیداست آنطور وقیحانه برخورد مییکنند ولی خودشان چه ها که نمیکنند؟
    شرمتان باد ای کسانیکه با این احوال از دین دم میزنید و آبروی هر چه دیندار واقعی است برده اید.


  • ۲۶م اسفند ۱۳۸۶ - یه بابایی :

    آقا آمریکا هر چی هست برا خودش ما که ادعامون گوش فلکو کر می کنه اینیم که میبینین


  • ۲۷م اسفند ۱۳۸۶ - امیر :

    شنیدن این خبرا روح ادمو می کشه…


  • ۲۷م اسفند ۱۳۸۶ - شیدا :

    واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
    چون به خلوت می روند ان کار دیگر می کنند


  • ۲۸م اسفند ۱۳۸۶ - ایران :

    آقای این ور دنیا:
    اصلا موضوع محکومیت نیست که اون به دستگاه قضایی هر کشوری بر میگرده که طبعا در هر کشوری کم و بیش افراد از موقعیت یا نفوذ خودشون برای فرار از محاکمه استفاده میکنند چه ایران و چه آمریکا …
    اما بحث در اینجاست در آمریکاو اروپا اگر هر کسی در هر مقامی هر خطایی هر چند کوچک مرتکب شود رسانه ها به طور کامل آن را نه تنها برای مردم آن کشور و بلکه برای کل دنیا بدون ترس و واهمه شفاف سازی میکنند و مردم از آنچه پشت پرده میگذرد آگاهند در نهایت هم خود آن مقام اعتراف میکند .این یعنی آزادی رسانه ها. ماجرای بیل کلینتون که هنوز یادتون نرفته.. .
    اما آیا به راستی در ایران اینگونه است؟


  • ۱م فروردین ۱۳۸۷ - از این ور دنیا :

    “ایران” عزیز
    من فقط در مورد مطبوعات آمریکا و یک کم هم راجع به انگلیس میتونم نظر بدم ، بقیه رو نمیدونم. اما چون فرمودی “هر کسی در هر مقامی هر خطایی هر چند کوچک مرتکب شود رسانه ها به طور کامل……شفاف سازی میکنند”
    ببین دوست عزیر اگه فکر میکنی که تو آمریکا دولت ؛ مثل جمهوری اسلامی چهار تا چماق بدست میفرسته در دفتر روزنامه یا کتابفروشی رو آتیش میزنه؛ نه اصلآ اینطوری نیست. طرز برخورد خیلی دیپلماتیکتره ولی نتیجه همونه که یعنی بعد از این جریان نون طرف مقابل آجر میشه یا طوری میشه که دیگه طرف هیچ جا کار پیدا نکنه. (یا در مورد اون بابایی که تو انگلیس به BBC گفته بود که دولت در مورد تسلیحات عراق دروغ گفته؛ کاری میکنن که یارو خودش رو بکشه) (عین همون کاری که جمهوری اسلامی با منقل و وافور یا وجود وسائل لحو و لعب یا عمل لواط و یا ….. ماحصل آبرو و حیثیت یکنفر رو بردن)
    از آقای معماریان درباره این چند مورد لطفآ بپرسین:
    ۱- آیا سانسوری در مورد عکسبرداری از پیاره شدن تابوتهای سربازهای آمریکایی که در جنگ عراق هر چند روز یکبار کشته میشن وجود داره؟
    ۲- چند درصد از عکسها و فیلمهای ویدویوئی که از مسائل زندان ابوقریب گرفته شده تا به حال در دسترس عموم قرار گرفته؟
    ۳- آیا ایشان هنوز بر این باورند که عراق دارای سلاحهای کشتار جمعیست؟؟

    در سایه ایزد تبارک
    عید همگان بود مبارک.


  • ۱م فروردین ۱۳۸۷ - م :

    به نظر من درستش این بود که از فردای دستگیری این مردک همه خانومها دوباره همون پوششهای سابقی که داشتن و امسال با ظرحهای اینها مانع از پوشیدن چزی که دوستش دارن میشدن رو بپوشن و اگه گشت ارشادی خواست جلوشون رو بگیره به نشانه اعتراض قضی زارعی رو بگن که بفهمن ما مردم خر نیستیم… امیدوارم باز هم آبروی هر لفرادی از انی دست یشتر بره


  • ۴م فروردین ۱۳۸۷ - mike :

    aghaye oon vare donya
    age too usa miyan az taboote sarbaza aks nemigiran avazesh injabachehayemardomo mmibaran shekanjegah be jormeeteghadeshan va na amal be anha/.taraf ra mikoshand
    biejaze khanevadeash dafn mikonand,ghabrash rasimanmigirand , badeshjam ejazebargozari maraseme dorosto hesabi be khanevadash nemiodan,va ghatelesham vel migarde
    .ine mani edalat?too kojaye donya inchenin zolmi mikonan ba mardome jameashoonbaz nakonand.deghghat kon bad nazar bede


  • ۵م فروردین ۱۳۸۷ - یوجین :

    یعنی اینقدر مفلوک شدید که از آمریکا طرفداری می کنید؟
    تو آمریکا اگه پول داشته زندان هم برات قصره!!
    تو ایران اگه قدرت و پارتی داشته باشی.
    پس اینقدر آمریکا آمریکا نکنید، جمع کنید بساط لیبرالیسمتون رو.


  • ۸م فروردین ۱۳۸۷ - Mehran :

    Khaterneshan saazam ke ingoone afrad va digar zaahedane bi zohde baa riya az filterhaye ideologike estekhdaami gozashteand taa be in maghamat resideand.
    Aya in filter baraye sare kar aamadane ingoone afrad barnamerizi nashode ?


  • ۱۰م فروردین ۱۳۸۷ - دکتر حریر فروش :

    در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد - حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
    ……..
    در نمازم سر شب، شش زن عریان آمد


  • ۱۱م فروردین ۱۳۸۷ - مرگ بر این آزادی اسمی :

    خدا جای حق نشسته
    ما جوانان آدم های ناژاک این حکومتیم که همیشه باید خفه شویم.
    میدونید امنیت اجتماعی برای چی بود؟ شاید سرداران و فرماندهان تعدادی از خانم هایشان را گم کردهبودند که در این طرح افراد تازه نفس رو تور کردند


  • ۱۳م فروردین ۱۳۸۷ - کامبیز :

    به نظر من مسئله آنقدر بدیهی و گویا هست که دیگه نیازی به توضیح نیست. اما درباره ی این آقای “این ور دنیا” باید بگم ایشون هم مثل بقیه ی عوامل نفوذی و مزدور کاری جر “فرا افکنی” بلد نیست. آخه مگه آمریکا یا انگلیس ادعای حکومت اسلامی دارن ؟ اصلا اونا اشتباه می کنن به ما چه ربطی داره ؟ یعنی چون اون ور همین مسائل وجود داره اینجا هم باید وجود داشته باشه ؟ اونجا کسی خودش رو قیم مردم نمی دونه کسی به زن مردم تذکر نمی ده یا به خودش حق نمیده مردم رو از حقوق اولیه شون مثل مطبوعات آزاد محروم کنه.
    بنابراین فکر می کنم بهتره مسخره بازی و بذاری کنار
    یا دیگه از این استدلالهای احمقانت نکنی و سعی نکنی با “قیاس مع الفارق” مشکل موجود رو از اهمیت بندازی
    چون واقعا می گم دیگه دوره ی این جور خر فرض کردن دیگران به سر اومده.


  • ۱۳م فروردین ۱۳۸۷ - روژ :

    متاسفانه حکومت اسلامی با چنین مسائلی چنان برخورد می کند که گویی هر کس که با نظام ارتباط داشته باشد و خـــــــودی باشد قدیسه نیز هست!
    به عنوان یک معلم که به مسایل اجتماعی توجه می کنم شاهد بی اعتمادی روزافزون جوانان و سایر مردم ایران نسبت به نیروی انتظامی هستیم. نیرویی که باید بدون گرایش به مسایل حاشیه ساز سیاست باید حافظ جان و مال و( با عرض پوزش از محضر ملت ایران) ناموس مردم باشد تبدیل به بازیچه ای در دست سیاست بازان ناشی می شود. در حالت طبیعی نیروی انتظامی و پلیس در تمام دنیا به گونه ای نشان داده می شود که مردم با دبدن آنها احساس آرامش می کنند اما متاسفانه در ایران این کاملا معکوس بوده و خود این نیرو نمادی از ناامنی و هراس در بین مردم گشته است. با یکی از درجه داران در یکی از محلات سنندج گفتگویی داشتم او می گفت که مردم به جای این که به ما لطف نمایند و کمک حال ما در ایجاد امنیت باشند با زخم زبان و با ایما و اشاره به ما توهین می کنند به او (و حالا به برادران و خواهران نیروی انتظامی در سراسر ایران) می گویم که برادر(ان و خواهران) من به جز خود شما چه کسی باعث بی آبرو شدن این نیروی مهم در ایجاد امنیت شده است؟!
    نیرویی که باید با خلاف کاران و برهم زنندگان واقعی نظم، و قانون شکنان مبارزه کند به یک نیروی ارشادی منفی برای بی اعتماد شدن جوانان به این نیرو و حاکمیت شده است.
    نیروی انتظامی به طور خاص و نیروی نظامی به صورت عام نباید در امور سیاسی دخالت نمایند آنها ابتدا باید حافظان ایران و ملت ایران باشند و سپس حافظ نظام.
    امیدوارم که روشنفکران و دانشجویان نیز به این مهم پی برده باشند که از بین رفتن وجاهت نیروی انتظامی ضررهای زیادی دارد که گریبان گیر تک تک ملت ایرانم در دوره های مختلف در آینده خواهد شد.
    همانطور که نیروی واقعی ملت در انقلاب ارتشی را که به درستی حافظ امنیت ملت ایران بود در جهت اهداف ملی واداشت باید کاری کنیم که نیروی انتظامی و سایر نیروهای نظامی به این جریان منافع واقعی ملی بازگردند.


  • ۱۴م فروردین ۱۳۸۷ - بیننده :

    من از اینده امده ام برای تان از خبر های اینده می گویم اقای همه کار که با زن ها گرفته شده بود قبل از لخت شدن زنان سیقه را بر زبان جاری کرده بودند پس هیچ مشکلی پیش نیامده است ؟

    حالا شما این وسط بگردید دنبال پرتقال فروش


  • ۱۴م فروردین ۱۳۸۷ - وسط دنیا! :

    من معمولا دوست ندارم وارد این بحث ها بشم چون فکر میکنم بیشتر همو دچار سو’ تفاهم میکنیم و از اصل میریم سراغ فرع … اما بعنوان یه آدم مقیم اینور دنیا که یکمی هم آدمای مقیم “‌اونور دنیا ” دنیا رو میشناسه اینو بگم که آدمیزاد دچاره … اینجا دچار به معنی عاشق نیست … به معنی محدوده به معنی خطاکاره … و هر جای دنیا که یکی از این آدمای “دچار” شد مقدس و معظم و ولی و همه کاره … و هیچکس هم نتونست بگه بالای چشت ابروه … عاقبتش همین میشه … همه جای دنیا مردمی هستند که دچار خطا میشن … ولی همینکه این آقای اونور دنیا میگه ” در آمریکا هم همینطوره ” معنیش اینه که ایشون ته کار قبول داره آمریکا جای بهتریه … اگه نه چرا نمیگه در افغانستان هم جنایت زیاده … یا چرا نمیگه زمان صدام هم فساد در عراق زیاد بود … دوستان یکمی از بالاتر نگاه کنیم … مشکل از این آقای سردار یا اون آقای قاضی مرتضوی نیست … مشکل از ماست که یه روزی رفتیم گفتیم جمهوری اسلامی آری در حالیکه اصلا نمیدونستیم چیه … اصلا هنوز قانون اساسیش تدوین نشده بود ولی چون فکر میکردیم خمینی اسطوره هست … مقدسه … ما هم گفتیم هرچی ایشون گفت! … مشکل از اینه که ناآگاهیم … اسطوره سازیم … بجای خدا در و دیوار بقعه ها رو ستایش میکنیم … بجای تفکر و استنتاج … دست به دامن خرافه ها میشیم … مشکل ما دل کوچیکمونه که زود عاشق میشه … زود باور میکنه … و زود یادش میره … اگه نه ظلمی که به ما رفت مثنوی هفتاد من کاغذه
    یا حق


  • ۱۵م فروردین ۱۳۸۷ - پژمان :

    کاش لااقل اسم حکومت جمهوری اسلامی نبود
    باز هم تاسف میخوریم


  • ۱۶م فروردین ۱۳۸۷ - تينا :

    دوستان به نظر من در هر کشوری وهرشغلی خوب وبد وجود داره نباید با یکی -دو اتفاق همه مسولین کشور رازیر سوال ببریم ماکه ادعامیکنیم تحصیلکرده ایم باید کمی منصفانه و با دید بازتری به قضیه نکاه کنیم وفریب افراد مغرض رانخوریم


  • ۱۷م فروردین ۱۳۸۷ - محمدرضا ل. :

    از این حاج آقاها تو جمهوری اسلامی؟؟!!
    ای بابا!
    نه آقا دروغه!!!! نه نه!!! من که باورم نمیشه! نه!!!!


  • ۱۸م فروردین ۱۳۸۷ - از این ور دنیا :

    دوست عزیز “وسط دنیا”

    اگرچه بطور کلی با شما هم عقیده هستم که اول و آخر این مسائل به خود ما ختم میشه ولی شما کم لطفی در حق من میکنی. علت جواب من: ” در آمریکا هم همینطوره ” مقایسه ی آقای معماریان بین این مقوله و مقوله فرماندار نیویورک بود (والا نه عشق نهانی بنده).


  • ۲۱م فروردین ۱۳۸۷ - کسرا :

    واقعاً شرم داره که خودم رو ایرانی خطاب کنم اونم با وجود این همه خائن که به اسم اسلام و پست و مذهب هر کاری که دلشون می خواد با این مردم می کنند آخرش هم مثل آقای سردار خشن و قانون مدار یک روانی از اب در میاند مثل خیلی های دیگه از دارو دسته خودشون .
    فقط متاسفم
    امیدوارم که دیگه از این موارد بوجود نیاد تا توی دنیا احساس شرم نکنم .


  • ۱۶م اردیبهشت ۱۳۸۷ - هستی :

    جدا جای تاسف داره!!!کسانی که با اسم دین مذهب و مردم رو به مسخره گرفتن !این قوم مقام پرست لایق این ملت نیستند.


 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
بستن
به E-mail بفرست