خبرنامه امیرکبیر: به ابتکار “کمیته پی‌گیری بازداشت‌های خودسرانه” جمعی از فعالان سیاسی، فرهنگی، دانشجویی، کارگری و روزنامه‌نگاران به نمایندگی از تشکل‌ها و انجمن‌های خود نامه سرگشاده‌ای را به آیت الله هاشمی شاهرودی نوشتند. متن نامه به شرح زیر است:

 

به نام خدا

ریاست محترم قوه قضاییه

حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی

 

با سلام

احتراما همچنانکه بارها فعالان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حقوق بشر به جنابعالی و دیگر مقام های مسئول اطلاع داده اند، جمع کثیری از بازدداشت شدگان خودسرانه سیاسی - عقیدتی مدتهاست بر خلاف موازین قانون اساسی، حقوق بشر و آئین دادرسی کیفری، بدون هیچ گونه مستند حقوقی و صرفا به دلیل اعمال نظرهای سیاسی برخی مقام‌های امنیتی بر حسب گزارش‌ها به صورت بلاتکلیف در زندان به سر میبرند. لذا در آستانه ورود به سال نو و در آغاز بهار به پیروی همه ارزش های دینی، ملی و انسانی و در اجرای ماده ۱۳۰ برنامه چهارم توسعه که در آن قوه قضاییه موظف به حفظ و ارتقای حقوق شهروندی مردم و استقرار نظام قضایی سریع و دقیق شده، از جنابعالی تقاضا داریم در راستای حفظ حقوق شهروندی آنان ضمن موافقت با آزادی یا دست کم مرخصی آنها پیش از پایان سال، دستور تعجیل در بررسی پرونده های آنان و تعیین تکلیف شان را صادر فرمایید. اسامی تعدادی از بازدداشت شدگان به قرار زیر است:

 

حشمت‌الله طبرزدی- احسان منصوری- احمد قصابان- مجید توکلی- منصور اسالو- سیدمهدی شیبانی- مصطفی علوی‌جدایی (پزشک)- مجید اشرف‌نژاد- یاسر پیرحیاتی- پیمان پیران- عفت قواعدی- آزاد رحمانی- عباس لسانی- محمدصدیق کبودوند- بابک دادبخش- هانا عبدی- روناک صفارزاده- یاسر گلی- عبید زارعی- محمود صالحی (فعال کارگری کرد)- فرهاد حاجی‌میرزایی- عدنان حسن‌پور (روزنامه‌نگار)- یعقوب مهرنهاد- ابراهیم مهرنهاد (زاهدان)- علی حیدریان و فرهاد وکیلی و فرزاد کمانگر (حکم اعدام)

 

۱۳۸۶/۱۲/۲۱

 

احراری حمید

احمدی بابک

احمدی‌خراسانی نوشین

اردلان پروین

ارزنی زهره

اسدی‌زیدآبادی حسن

آقاجری هاشم

امامی پروین

امین زاده مهدی

امینی آسیه

انصاری‌راد حسین

بازرگان ابوالفضل

بسته‌نگار محمد

بنی‌یعقوب ژیلا

بهبهانی سیمین

بهزادی محمد

پوراظهری عباس

پیمان حبیب الله

پیمان مجید

تاج زاده مصطفی

تاجیک عبدالرضا

تنها مصطفی

توسلی محمد

تولایی مجید

حجاریان سعید

حسن‌نیا آرش

حکمت منیژه

حیدری محمد

دادخواه محمد‌علی

دادمهر رسول

دلیرثانی امیرخسرو

دهقان علی

دیهیمی خشایار

رئیس‌طوسی رضا

رجایی علیرضا

رحمانی تقی

رضاخانی بهمن

رفیعی حسین

روح محمدجواد

روستایی فرزانه

رییس‌دانا فریبرز

زندی‌نیا پرویز

زیدآبادی احمد

ستوده نسرین

سحابی عزت‌الله

سحرخیز عیسی

سلطلنی عبدالفتاح

سیدآبادی علی‌اصغر

سیف‌زاده محمد

شاه‌حسینی حسین

شمس الواعظین ماشالله

شیرافکن آمنه

صالحی سید علی

صباغیان هاشم

صدر شادی

صدرحاج‌سید‌جوادی احمد

صمیمی کیوان

طالقانی اعظم

طالقانی طاهره

عبادی شیرین

عرب‌‌شاهی مهدی

عزیزی علی

علوی تبار علیرضا

علیپور محمد حسن

علیجانی رضا

غروی علی اصغر

فرزدی غفار

فرهنگ خواه فاطمه

قهاری نظام‌الدین

کاظمیان مرتضی

کحال‌زاده هادی

کدیور محسن

گوارایی فاطمه

مجتهدی حسین

محمدی نرگس

مدنی حسین

مدنی سعید

مدیحی ماشاالله

مرتاضی‌لنگرودی مرضیه

معظمی علی

مفیدی بدرالسادات

مقدم خدیجه

ملکیان مصطفی

منتظری احمد

منتظری سعید

منصوری آذر

مومنی عبدالله

میرزاده وحید

ناطقی مهدی

نکوروح محمود

نیکو‌نسبتی علی

وفقی علی

هاشمی محمد

هدایت بهاره

هنری علی

یزدانی حنیف

یزدی ابراهیم

یگانلی میرمحمود

 

۲۲ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۲۲م اسفند ۱۳۸۶ - ستاره :

    در شرایط کنونی،تحریم سراسری انتخابات نمایشی ودروغین،یکی از مناسبترین و مؤثرترین راهها،برای اعلام و بیان اعتراض عمومی، علیه اَعمال سرکوبگرانه و مستبدانه ی حاکمیت است…
    هر رأی یعنی رأیی مثبت به این اسارتها و شکنجه هاو ستم ها…
    دوستان مردم را از عواقب وخیم و فاجعه بارشرکت درنمایش انتخاباتی، واز حق شان برای بازیچه نشدن در این نمایش آگاه کنیم. بگذارید چشم دیکتاتوران، در انتظار “شرکت با نشاط!!!” مردم گرسنه و سرکوب شده در این نمایشات ضد مردمی ،در کاسه ی سرهای پلیدشان خشک شود.


  • ۲۲م اسفند ۱۳۸۶ - انجمن :

    امروز ظهر حوالی ساعت ۱۱ سید کاوه موسوی دبیر انجمن اسلامی باهنر شیراز مقابل دانشگاه علوم پزشکی توسط ماموران اطلاعات نیروی انتظامی دستگیر شد.نامبرده که برای اطلاع یافتن از وضعیت دانشجویان بازداشتی به مقابل دانشگاه علوم پزشکی رفته بود دستگیر و تا ساعت ۱۸در بازداشت به سر می برد.گفتنی است در همان زمان در دانشگاه علوم پزشکی تحصنی در اعتراض به دستگیری دانشجویان در این دانشگاه برگزار شده بود.

    اتهام وی همراه داشتن دوربین عکاسی عنوان شده است.

    پس از بررسی قاضی کشیک حکم به آزادی بلاقید وی داد.


  • ۲۲م اسفند ۱۳۸۶ - احسان :

    سلام
    شرکت نکردن در انتخابات همان خواست کسانی است که نظارت استصوابی دارند و نظام بنیادگرا را جانشین نظام جمهوری می خواهند.
    مگر به خاطر ندارید تحریم انتخابات ریاست جمهوری چه نتیجه ای داد.
    آنان می خواهند که ما نباشیم، پس باید به هر صورت در انتخابات شرکت کرد وگرنه بازهم مجلسی یکدست و هماهنگ با دولت تشکیل می شود.


  • ۲۲م اسفند ۱۳۸۶ - ارشيا :

    امسال به پای صندوقهای رای رفتن گناه کبیره است و رای دادن کفاره دارد
    برای حمایت از دانشجویان زندانی و سیاسیونی که بی گناه دستگیر شده اند روز جمعه همه با هم در منازل اعتصاب میکنیم


  • ۲۲م اسفند ۱۳۸۶ - توفان :

    مردم از خود می پرسند رژیمی که حتا به جناح خودیها رحم نمی کند وبه رد صلاحیت نامزدهای انتخاباتی دست می زند وای به حال غیر خودیها که خواهان تغییر و تحولات بنیانی درجامعه اند و هیچ سرسازشی با دستگاه دیکتاتوری و هرم حکومتی ندارند. پس شرکت درنمایش انتخاباتی که هیچ تاثیری بر زندگی مردم ندارد و انتخابات بمنظور تعیین قیم برای صغار و تنها موجب مشروعیت حکومت دزدان و غارتگران است ، فاقد موضوعیت می باشد. تحریم انتخابات قلابی حد اقل وظیفه تک تک مردم ایران و بیان اعتراض به وضعیت اسفناک و غیر قابل تحمل موجود است. مردم می پرسند رژیمی که هرروز حقوق اولیه کارگران را پایمال میکند و نمایندگان آنها را به زندان می اندازد، دانشجویان را بشدت سرکوب میکند، به سرکوب خشن زنان درقالب مبارزه ” برای امنیت اجتماعی” ادامه میدهد و دریک کلام هیچ وقعی به خواسته های انسانی و سوزان مردم نمی گذارد و عفریت فقر و گرانی سرسام آور حلقوم مردم را میفشارد، پس درچنین شرایطی شرکت دراین نمایش انتخاباتی ورای دادن به این دزدان بی وجدان و اراذل واوباش موضوعیتی نخواهد داشت. وقتی دهها نفر از مردم محروم و زحمتکش دراثر بارش برف و سرما وفقدان مسکن و امکانات اولیه جان می بازند و از سویی آقازاده ها با اتوموبیل های آخرین مدل و کاخ های سربه فلک کشیده ثروتهای عظیم مردم را غارت میکنند، شرکت توده ها دراین نمایش انتخاباتی و رای به عاملین و کارگزاران این نظام فاسد به معنای تایید و ضعیت دهشتناک کنونی است و موضوعیتی نخواهد داشت. به این نمایش باید نه گفت ووسیعا آن را تحریم کرد.


  • ۲۲م اسفند ۱۳۸۶ - درود بر تحریم انتخابات تقلبی :

    “احسان” میدانی عزیز ! این جادو و جنبل باصطلاح اصلاحطلبان، و در واقع شرکاء سیاست چپاول و سرکوبِ ۲۹ ساله ی حاکمیت ولایت استبدادی دیگر اثر نــدا رررررد، که هی خودشان را “بد” ولی بهتر از “بدتر” معرفی میکنند. اینها دیگر از آن مزوّران هفت خط عالمند. حتی دیگر ضروری هم نمیبینند که برای راضی کردن دل مردم ناآگاه هم که شده ، حداقل مثل آن دوم خرداد،و دوم خرداد چهارسال بعدترش، یکسری وعده و وعیدهای پوشالی و دروغی سرهمبندی کرده و پشتوانه ی تبلیغ خودشان بکنند! بلکه صرفاًمثل اطرافیان آن شاهزاده ی جوان!!! فقط مردم را از لولوی فعلی میترسانندکه بدتر از آنهاست! انگار این مصلحین!!! سرکوبگر یادشان رفته،که علاوه برسیاستهای چپاول وجنایت دردوره های خودشان، امثال این پینوشه را هم خودشان در آستینها و دستگاههای مخوف کشتاروسرکوب ضد مردمیشان پرورده اند. پینوشه ها، دستپرورده های همین سرداران سازندگی!!و سرداران فتح دروازه های تمدن بزرگ اند!! از جیب من وشما که بیرون نیامده اند. خب آنموقع آن سرداران! تا توانستند خوردند و بردند و چاپیدند. حالا این نوچه ها ی نسل دومشان سهمشان را از سفره ی گشاده و بیصاحب مردم میخواهند. منتها چون همگیشان ازجیک و پیک کثافتکاریهای همدیگر باخبرند، این جنابان از قدرت رسمی عزل شده، برای بازگشت مجدد به اریکه قدرت، نمیتوانند بطور مستقیم با رقیب خودی وارد جنگ قدرت کاری شوند، برای همین هم لازمشان است دوباره نارضایتیهای انفجاری مردم سرکوب شده …را بازیچه قدرت جوئی خودشان کنند و باسم دردها و رنجهاوشرایط انفجاری نارضایتیها ی جامعه، از آن قاعد اعظم!!! سهمی بیشتر برای خود دست و پا کنند. یک بازی سیاسی بغایت کثیف و جنایتکارانه با دردها و رنج و آلام ،و گرسنگیهای واقعی ما مردم!
    عزیز من، فعلاًچون ایندسته معزول کمتر قدرت رسمی دارند و میخواهند هرطور شده دوباره ورق را برگردانندوبقدرت مجددبرسند، برای من و تو هم امکان دارد در میدان جنگ قدرتی که بین آنها در جریان است، یک “مرگ بر دیکتاتور” ی هم با صدای بلند بگوئیم و بنویسم. حالا فکر کن که این فرصت طلبان هر چه بیشتر وارد مجلس و…بشوند، و جنگ قدرتشان با رقیب خودی این جنبه ی علنی اش را از دست بدهد، خب عزیز من در آنصورت که شرایط من و تو ومردم، خیلی بدتر و سختر و حهنمی ترمیشود. دوست عزیز ، وجود شکاف بین پایه های قدرت در نظام و حاکمیت، و وجود دعوای علنی بین آنهاکه برای ما حکم آب حیات را دارد، وباندازه ی سر سوزنی فضا،برای اعتراض کردن باقی میگذارد. وای بوقتی که همه ی دستهای سرکوبگر نظام ضدمردمی و ضدآزادیخواهی، بدون اختلافات درونی، با جنبش دانشجوئی ما و سایر اعتراضات حقطلبانه ی مردم ما روبرو شوند…!
    ………………….
    در شرایط فعلی تحریم انتخابات وظیفه ی ملی و اخلاق هر ایرانی شرافتمند است.


  • ۲۳م اسفند ۱۳۸۶ - فریاد :

    چهارشنبه سوری در خیابان ها هرچه فریاد داریم بر سر این رژِم می زنیم آماده باشید خیلی کارها داریم بچه ها ….,,,حق گرفتنی ست نه دادنی اگر به امید اینها باشیم باید مثل گوسفند فقط بع بع کنیم اما ما ایرانی هستیم و ازاده ملت این می میرو ولی ذلت نمی پذیرد


  • ۲۳م اسفند ۱۳۸۶ - حمید :

    سلام چرا بیانیه تشکل دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه قزوین که تنها تشکل دانشجویی است که اعلام تحریم انتخابات رو کرده پوشش خبری نمی دهید؟ جواب بدهید


  • ۲۳م اسفند ۱۳۸۶ - برای فردائی زیبا، مبارزه علیه استبداد :

    مرگ بر سانسور


  • ۲۳م اسفند ۱۳۸۶ - علي :

    در چشم اندازی مه آلود درجستجوی شبح انتخابات

    درتجرد شب واپسین،لرزان ،ونگران با وحشت تمام، از سرنوشت آنچه دراین ظلمت به آن چشم دوخته اند: ”انتخابات” ،دریوزگان رأی، برسرزنان درپی چاره اند.
    مرگ فروشان و گورکنان حاکم که از پاسخگویی به هیچ یک ازمسائل حیاتی این ملت برنیامدند ،دست آخر برآن شدند معرکه را با رقاصکان دیگری به گرما بکشند، که شاید برایشان سازی کوک شود.
    درهفته تبلیغات انتخابات، که همگان خیز یک ترحیم وتحریم گسترده را تدارک دیده بودند زیباترین حرکت اززعم ایشان چراندن عناصری اصلاح طلب آبرو باخته و جیب انباشته ، درآشفته بازار خودشان بود. تا شاید با نام های بدنامی خودشان ،راهی را که تحت عنوان ردصلاحیت بر خود بسته میدیدند ، برای هم مسلکان اصولگرای خود باز کنند.
    دلقکان درهر کوه و برزن دم از رقابتی نامعلوم میزنند، البته که پرواضح است برتمامیت این اصلاح طلبان عروسکی، جانی وجود ندارد که ازخود حرکتی به استقلال داشته باشند ، پس کوکهای خودرا هرچه تمامتربه دست حاکمان مهرورز دادند تا با اشاره به صندوقهای رأی ، شانس مختومه همه شان را به امتحان بکشانند.
    اینان که همگی دستانشان به خون جوانان ، فساد وفقر وبیکاری و اعتیاد و فروش نوامیس میهن تا مرفق آلوده است ، بعداز سرکوبی گسترده دانشجویان برای حداقل خواسته های صنفی ، دم هایشان را زیر عبا کرده و به التماس افتاده اند که ”حداقل اگر در این حوزه نشد درحوزه بغلی گدایی رأی کنند”.
    حال آنکه آراء این ملت رنج کشیده ، در صحن دانشگاههاو توسط فرزندان آگاهشان بارها اعلام شده که ذلت و تسلیم به این حاکمیت نداریم ،آنچه پیش روی ماست :”نه” به انتخابات ، و ایستادگی درمقابل باریدن هر تیر وفتنه ایست که حاکمان برایمان طراحی میکنند.
    دیگردوران شما سرآمده ،این ملت بیش از ظرفیت خود همه چیزرا دربوته آزمایش گذاشته است ، بازی اصلاحات و اصولگرا نداریم . منافع خودتان با را رنگهای مختلف به خورد ما ندهید.
    زندگی میلیونها انسان زیر خط فقر، آینه همه حقه بازیهای شماست.
    پس بمانید تا همه ” نه ” خود را ،به ”تمامیت شمایان” درحلقومتان فرو کنیم.


  • ۲۳م اسفند ۱۳۸۶ - سحر :

    سنگ ، بهترین جواب …

    ۲۲ اسفند ۱۳۸۶
    سخنرانی عصر امروز یک کاندیدای اصلاح طلب یکی از حوزهای انتخابیه استان مازندران به دلیل پرتاپ سنگ مردم به سوی او نا تمام ماند.

    برای دوره گردان حسابگری که همواره تنها انگیزه حضورشان حجم جیب هایشان بوده ، همین بهترین جواب است که باسنگ مردم مواجه شوند.
    اصلاح طلبان که خود قافیه باختگانی هستند، که ازطرفی از ترس خشم مردم ، عافیت جویانه برسر می زنندو ادای مخالف درآورده و خودرادلسوز جلوه میدهند،و ازطرفی از آنجا که دمشان به قدرت بسته شده ازترس منزوی شدن و بی بهره مانده ازمابقی مزایای خلق اله، شروع به گرم کردن بازارهای انتخابات یکسویه ،واز پیش تعیین شده اصولگرایان ودولت مهرورز احمدی نژاد شده اند.
    مضحک اینکه هرروز به شیوه همیشگی، چادروچاقچور وعمامه ودربرکرده و باژستهای سیاسی ملت را دعوت به جنگ پارلمانتری ! و رقابت، فرا میخوانند.
    البته اینها فقط خودشان احمق هستند وبس،طرف حساب اصلی ایشان یعنی نسل جوان و دانشجویان، که هنوز درزندانهای حاکمان گروگان دارند و هنوز به هیچ یک از درخواستهایشان نرسیده اند ،تنها پاسخشان همان است که درحرکات قهرمانانه شیراز دادند: ما زن ومردجنگیم ، بجنگ تا بجنگیم.
    این چنین عزمی نه تنها درانتخابات نمایشی شرکت نمیکند. بلکه همه شمارا یک قواره عمامه های حاکم میداند که پاسخ همگی به شما همان است که از آن وحشت دارید. نه ـ نه ـ نه به انتخابات نمایشی مجلس هشتم.


  • ۲۳م اسفند ۱۳۸۶ - uni :

    ایجاد ناآرامی در مراسم ۸مارس در دانشگاه بین المللی قزوین:
    دوشنبه ۲۰ اسفند ساعت ۱۱ الی ۱۳ مراسمی تحت عنوان ۸مارس بزرگداشت روز جهانی زن در دفتر تشکل دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه بین المللی قزوین برگزار شد که به بررسی مشکلات زنان در جامعه ی امروز و فعالیتهای جنبشهای زنان در سال گذشته پرداخت.

    در اواخر این مراسم دکتر فضلوی معاونت فرهنگی دانشگاه به همراه دو تن دیگر با حضور در محل مراسم برگزاری جلسه را غیر قانونی و بدون مجوز اعلام کردند که با عکس العمل شدید دانشجویان همراه شد.

    ایشان اعلام کردند:روز زن روز میلاد فاطمه زهرا میباشد و ۸مارس را زنان روسی که فاحشه بودند جشن میگرفتند”.

    این گفته دکتر فضلوی با برخورد شدید دانشجویان و برگزار کنندگان مراسم مواجه شد و دانشجویان از ایشان خواستند با حضور در مراسم ابهامات موجود را رفع کند که ایشان از انجام این کار خودداری کردند.

    لازم به ذکر است تشکل اصلاح طلب دانشجویان دانشگاه بین المللی قزوین مدتی است از سوی کمیته انضباطی دانشگاه و مقامات امنیتی استان به حالت تعلیق در آمده است و بدون هیچ گونه کمک مالی از سوی مسئولان دانشگاه تنها با یاری خود دانشجویان اداره میشود.


  • ۲۳م اسفند ۱۳۸۶ - سارا :

    تحریم انتخابات قلابی، برای مقابله با نقض حقوق بشر…


  • ۲۳م اسفند ۱۳۸۶ - پیمان آزادی :

    فقط تحریم انتخابات.


  • ۲۴م اسفند ۱۳۸۶ - زندانی :

    ۲۴اسفند:سندی دیگر از شکنجه های معلم اعدامی

    فعالین حقوق بشر: آنچه در ذیل می آید رونوشت عینی سند ضمیمه این نامه میباشد ، این نامه که در مهرماه سال جاری توسط فرزاد کمانگر معلم و فعال حقوق بشری به اعدام محکوم شده در آنزمان بعلت عدم اجازه دسترسی به قلم و کاغذ بصورت مخفیانه و بر روی تکه ای از سفره غذا در سلول انفرادی نوشته شده است . حاوی درد و رنج و فریاد دادخواهی یک انسان از یکی از مخوفترین و غیرانسانی ترین امکان سیستم امنیتی است در رویای برابری قانون خطاب به مسئولی که نامش دادستان است ، هرچند فرزاد کمانگر اطلاع نداشت در زمانی که از همه جا بیخبر و در کنج سلول انفرادی و تحت شکنجه به سر میبرد مخطاب وی یعنی مسئول ستاندن داد، آقای امجدیان دادستان سنندج در جواب خانواده نگران و پیگیر وضعیت وی گفته است که ” هر وقت برادرت را کشتیم به شما برای بردن جنازه اش خبر میدهیم ” .
    این نامه که جهت خروج به زندانیان دیگر که در انتظار آزادی در آن مکان بودند به طرقی سپرده شده بود ، در طی روزهای اخیر و پس از ماهها به بیرون زندان منتقل گردید . علاوه بر پرونده پزشکی ، مدعیات وکیل مدافع ، اظهارات شاهدین این سند نیز خود گواهی دیگر بر این مدعا است که این فعال مدنی به اعدام محکوم شده تحت بیرحمانه ترین شکنجه های قرون وسطایی قرار داشته است . در این رابطه تشکلات حقوق بشری بین المللی همچون دیده بان حقوق بشر و فدراسیون جهانی جامعه های حقوق بشر و سایر مدافعان آزادی ضمن محکوم نمودن شکنجه این فعال مدنی خواستار رسیدگی به موضوع شکنجه توسط دولت جهوری اسلامی شده اند . امید است این سند مسجل ره گشای حمایتهای بیشتر رسانه ها و افکار عمومی از این قربانی نقض حقوق بشر گردد.
    هموطنان آزاد اندیش میتوانند برای پیگیری و یا اعلام حمایت خود از فرزاد کمانگر و خواست آزادی وی به کمپین نجات وی به آدرس http://www.f-kamangar.hra-iran.org مراجعه نمایند.

    صفحه اول سند:
    به دادستان محترم سنندج
    سلام علیکم
    آقای دادستان ، متهمی هستم که ماههاست در بازداشتگاههای امنیتی وزارت اطلاعات به سر میبرم تا جائیکه بیاد دارم قانون از متهم تقسیم بندی نداشته و متهم با هر اتهامی دارای حق و حقوقی است که در چارچوب قانون تعریف شده است. دادستان محترم کشور نیز چندی پیش در مطلبی در روزنامه ی اطلاعات در مورد “دادستان و نقش او” نوشته بودند که در کنار صیانت از حق جامعه ، دفاع از حق بزه دیده ، حفظ حقوق متهم از وظایف دادستان میباشد بهمین دلیل و با توجه به حقوق قانونی خود ، برخود واجب میدانم که از این طریق شما را از وضعیت خودم بعنوان متهم آگاه نمایم . و پیگیری و شکایت از وضعیت موجود را تا عالیترین مقام قضائی و افکار عمومی حق خود میدانم.
    آقای دادستان ،
    طبق کلیه قوانین کشور(آئین دادرسی ، قانون نگهداری متهم در بازداشتگاههای امنیتی و..) و در راس آنان قانون اساسی (اصل ۳۸) هرگونه شکنجه و اذیت و آزار جسمی ممنوع میباشد اما متاسفانه هرچند پرونده اینجانب در تهران مرحله تحقیقات آن به پایان رسیده و اکنون در شعبه یک دادگاه انقلاب میباشد . اما در تاریخ ۲۷/۶/۸۶ (وروزهای بعد) مورد شکنجه ، اذیت و آزار جسمی ، اهانت ، فحش های رکیک قرار گرفته به گونه ای که ساعتها بیهوش شده و روز بعد جهت مداوای فک و دندانهای آسیب دیده به خارج از بازداشتگاهها جهت مداوا منتقل شدم . هم اکنون نیز عفونت به فک زده و جهت مداوا باید تحت نظر جراح دندانپزشک یا جراح فک و صورت قرار گیرم . اما با وجودی که سلامتی به خطر افتاده کسی پاسخگو نیست . علت آن را هم دستور قاضی پرونده اعلام میکنند !! در حالیکه طبق قانون بازداشتگاه موظف به فراهم کردن امکانات مداوا و درمان متهمان خود میباشد . علی الخصوص مشکل من که مسبب آن رئیس بازداشتگاه می بوده ،
    آقای دادستان : طبق قانون متهم میتواند با خانواده ، وکیل یا مقامات قضائی ذیربط ارتباط داشته و یا مکاتبه کند . ولی متاسفانه هنوز در انفرادی بسر میبرم . ممنوع الملاقات و تلفن با خانواده میباشم اجازه ی تماس با وکیل را ندارم . ممنوع المطالعه می باشم و هر آنچه حق طبیعی یک انسان است از آن محروم میباشم تنها اجازه خوردن غذرا داشته و چند بار دستشوئی رفتن در روز . این در حالی است پرونده من در مرحله تحقیقات نمی باشد و حتی در بازدیدی که شما در روز ۱۹/۷/۸۶ از بازداشتگاه داشتید اجازه ی حرف زدن با شما را به ما ندادند و شما را ندیدیم.
    گویا در بازداشتگاه امنیتی سنندج قانون ، از ما تنهاتر ، مظلومتر و بی کس تر لای پوشه ها گرد و خاک میخورد.
    صفحه دوم سند :
    آقای دادستان ، ایران کشوری است متشکل از ملل و اقوام مختلف و قانون برای همه یکسان است . قانون ، ترک ، کرد ، عرب و فارس را با یک تعرف شهروند و ایرانی میشناسد اما متاسفانه در اینجا در جواب اعتراض های من به موارد نقض قانون و اذیت و آزار جسمی و کتک کاری ، مسئول محترم بازداشتگاه اعلام میکند که قانون تهران با کردستان فرق دارد!! این درحالیست که رئیس جمهور پیشین اعلام میکند : که هیچ کس حق ندارد از کردها خود را ایرانی تر بداند . اما در عمل و در بازداشتگاه اطلاعات سنندج گویا قانون و ایرانی بودن تعاریف دیگری دارد.
    نگرانی من نه از ماهها حبس غیرقانونی در انفرادی است . بلکه اگر معیار برخورد با متهم قانون است و در دادگاه نیز طق قانون محاکمه میشود . این خواست زیادی نیست که با ما بر اساس قانون و مانند یک انسان برخورد شود . توهین و شکنجه جسمی و روحی در قانون و تعالیم اسلام جایی ندارد . آنچه در بازداشتگاه امنیتی اطلاعات سنندج به چشم میخورد غرض ورزی و اعمال سلیقه های شخصی می باشد ، که در نهایت تاثیر منفی بر متهم و جامعه خواهد داشت . اینگونه برخوردهای خشونت آمیز و بدور از هرگونه قانونی ، جایی در دنیای امروز ندارد.
    آقای دادستان :
    ضمن تقاضای رسیدگی و برخورد قانونی با وضعیت بازداشتگاه سنندج امیدوارم از این بعد شاهد اعمال غیر قانونی در بازداشتگاه نباشیم. دیگر متهمی مجبور نشود برای مکاتبه با شما برروی “سفره نانش” نامه بنویسد . در پایان باردیگر یادآور میشوم . چون طبق قانون و موازین شرع اسلام هرگونه شکنجه ممنوع بوده و شکنجه پایمال کردن ارزشهای والای انسانی میباشد پیگیری وضعیت خود و شکایت از مسببین شکنجه خود را حق مسلم و قانونی خود میدانم و هرگونه مسئولیت در مشکلات جسمی و به خطر افتادن سلامتم را بازداشتگاه اطلاعات و کسانی که از وضعیتم اطلاع یافته اند میدانم . در صورت ادامه ی فشارها و اذیت و آزارهای جسمی و روحی هر اقدامی را در جهت رسوا کردن قانون شکنان و ناقضان حقوق بشر حق طبیعی خود میدانم .

    فرزاد کمانگر � بازداشتگاه امنیتی اطلاعات سنندج
    راهرو دوم � سلول چهارم

    ۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۱۲:۲۳


  • ۲۴م اسفند ۱۳۸۶ - شولان :

    پس کی تو این مملکت میشه از حق رای استفاده کرد ؟
    دلم برای رای دادن تنگ شده !


  • ۲۴م اسفند ۱۳۸۶ - خجسته :

    یادداشت “سحر” را منهم ئأیید و تکرار میکنم……….


  • ۲۴م اسفند ۱۳۸۶ - شیده :

    “شولان” عزیز، تو با نرفتن بپای صندوقهای رأی تقلبی و فرمایشی رژیم دیکتاتوری، در حقیقت به “آزادی” و “حق آزاد انسانها برای دخالت مستقیم و بیقیدوشرط در حیات سیاسی و اجتماعی …شان” ، “رأی” مثبت میدهی… چه افتخاری از این بیشتر ، که در زیر خِیل تیغ و تیر و مسلسل سرکوبگران، تو از حق انسانی ات برای “نه” گفتن به استبداد و گفتن “آری” به “آزادی” استفاده میکنی
    ………………….
    مرگ بر دیکتاتوری و دیکتاتوران، درود بر فرزند قهرمان مردم ایران ” فرزاد کمانگر”، زنده باد آزادی و برابری


  • ۲۴م اسفند ۱۳۸۶ - زندانی :

    خبرهای کوتاه : حمایتهای گسترده مردمی از معلم اعدامی فرزاد کمانگر
    * اکران “پرسپولیس” در لبنان ممنوع شد

    حمایتهای گسترده مردمی از معلم اعدامی فرزاد کمانگر

    فعالان حقوق بشر در ایران : تعدادی از همراهان و دانش آموزان معلم محکوم به اعدام ” فرزاد کمانگر” بصورت خودجوش اقدام به جمع آوری امضاء برای آزادی آموزگار خود مینمایند ، تنها در طی روزهای نخست این جمع آوری بیش از ۴۰۰ تن از مردم شهرستان کامیاران و توابع از اقشار و اصناف مختلف اعتراض خود را نسبت به حکم صادره اعلام و از معلم دلسوز و انساندوست شهر خود اعلام حمایت نموده اند . آقای فرزاد کمانگر همواره به علت فعالیتهای مدنی ، حقوق بشری ، زیست محیطی ، روزنامه نگاری و صنفی و فرهنگی خود از زمان بازداشت تاکنون همواره مورد حمایت تشکلات گونانگون اجتماعی و اقشار مختلف مردم بوده است .
    به گواه مستندات ، مدعیات ، اظهارات وکیل مدافع و گزارشات شاهدان ، آقای فرزاد کمانگر در عین بی گناهی و در تداوم پشت پرده های سیاسی تحت غیرانسانی ترین شرایط و به شدیدترین وجه مورد شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفته است . جهت اعلام حمایت و مشاهده حمایتهای صورت پذیرفته و فعالیتهای شکل گرفته در حمایت از وی به کمپین نجات فرزاد کمانگر مراجعه نمائید.
    آدرس کمپین نجات برای فرزاد کمانگر http://f-kamangar.hra-iran.org


  • ۲۵م اسفند ۱۳۸۶ - زندانی :

    جواد علیخانی دانشجوئی که تحت وحشیانه ترین شکنجه ها ی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت

    فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از زندان سپیدار اهواز آقای جواد علیخانی ۲۷ ساله دانشجوی دکترای دامپزشکی دانشگاه چمران اهواز در تاریخ ۲۸ مهر ۱۳۸۶ همراه با تعدادی دیگر از دانشجویان در کیانپارس اهواز دستگیر و به یکی از زندانهای مخفی وزارت اطلاعات در اهواز منتقل شدند. در حین انتقال به بازداشتگاه مخفی وزارت اطلاعات مورد ضرب وشتم وحشیانه ۶ مامور دستگیر کننده قرار داشتند.پس از آن دانشجویان زندانی را به سلولهای انفرادی منتقل کردند . بازجویان وزارت اطلاعات در اواخر شب آقای علیخانی و سایر دانشجویان را در نقاطی مجزا مورد بازجوئی قرار می دادند. همراه هر بازجو ۲ الی ۳ مامور دیگر بودند که در حین بازجوئی دانشجویان را تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار می دادند. یکی از شیوه های شکنجه بازجویان این بود که به مدت طولانی دانشجویان را مورد شدید ترین شکنجه های فیزیکی خود قرار می دادند که منجر به زخمی شدن و خونریزی زندانی می گردید شکنجه اینقدر ادامه می یافت تا اینکه توان جسمی زندانی به تحلیل رود سپس بازجو بازجوئیهای خودش را شروع می کرد و اگر جوابهای مد نظربازجو داد نمی شد علاوه بر بی خوابی شکنجه های فیزیکی با شدت بیشتر ادامه پیدا می کرد که همراه با تحقیر و توهین بود. بازجویان خواهان گرفتن اعتراف به مواردی که از قبل تعیین کرده بودند.
    آقای جواد علیخانی به مدت ۳ هفته متوالی در سلولهای انفرادی یکی از زندانهای مخفی وزارت اطلاعات اهواز تحت وحشیانه ترین شکنجه ها قرار داشت، بطوریکه در این مدت در حدود ۱۰ کیلو وزن کم کرده بود. سپس او به شعبه ۱ بازپرسی دادگاه انقلاب توسط فردی بنام بارانی که قبلا بازجوی وزارت اطلاعات بوده و در حال حاضر به عنوان بازپرس مشغول بکار است مورد بازپرسی قرار گرفت.
    آقای علیخانی پس از ۳ هفته زندانی بودن در سلولهای انفرادی وزارت اطلاعات، او را به زندان کارون منتقل کردند و ۲ هفته در این زندان بازداشت بود سپس به زندان سپیدار اهواز که محل نگهداری مجرمان عادی و خطرناک است انتقال داده شد و تا به حال در این زندان بسر می برد.
    آقای جواد علیخانی تا به حال در ۲ دادگاه مورد محاکمه قرار گرفته است ، در دادگاه اول به اتهام توهین به مقدسات توسط فردی بنام طباطبائی مورد محاکمه قرار گرفت که پرونده او رادر این مورد به دادگاه کیفری استان ارجاع داده شد. دومین دادگاه او در دادگاه انقلاب که در حدود ۲ ماه پیش برگزار گردید که تا به حال حکمی علیه او صادر نگردیده است. زمانی که او در دادگاه حاضر شد در اثر شکنجه های وحشیانه قادر به ایستادن و یا نشستن بر صندلی نبود.
    خانواده علیخانی در ۳ هفتۀ اول بازداشت فرزندشان هیچگونه اطلاعی از وضعیت فرزندشان نداشتند. زمانی که پس از پیگیریهای مستمر موفق به ملاقات با فرزند خود شدند، و وقتی که با جواد روبرو شدند او بسیار لاغر و در اثر شکنجه دردمند بود ولی روحیۀ بالائی داشت.او ۱۱ کیلو وزن کم کرده بود . این خانواده علیرغم اینکه در کرج ساکن هستند و برای مراجعه به اهواز صدها کیلومتر مسافت را با هزینه های زیاد می بایست بپیمایند ولی دائم با توهینها و تهدیدات مامورین وزارت اطلاعات مواجه هستند. تلاشهای مستمر آنها برای آزادی فرزندشان تا به حال بی نتیجه بوده و وزارت اطلاعات از آزادی او ممانعت می کند و با پرونده سازی قصد محکومیت او را دارند. ملاقاتها این خانواده در حال حاضر با حضور مامورین انجام می گیرد.

    یکی بداد این جوان و جوانها برسه که کمتر اسمشون در اینترنت میاد
    تا کی بایدشکنجه بشن ؟ تا به کی باید شاهد توحش ساواما باشیم ؟
    ای انسانها برخیزید و فرزندانتون را نجات ازچنگال قصابان از سلاخانهاکه اسمش زندان هست نجات دهید تو را به شرف انسانیتون قسمتون میدم
    من اگر بر خیزم تو اگر برخیزی همه بر میخیزند


  • ۲۵م اسفند ۱۳۸۶ - خاکشیر :

    یکی از تیتراژ های تبلیعاتی که همیشه به درشتی درج میشه و با لحنی حقیقت بار در موردش غلو میشه آزادی و بیان عقیده هست!!!!!!!!!!!!!! به نظر شما اینطور نیست؟


  • ۲۷م اسفند ۱۳۸۶ - shima :

    خانم زهرا اشراقی، نوه آیت الله خمینی :
    :کشور ما در حال حاضر دوران سیاهی را می گذراند ولی فکر نمی کنم این دوران مدت زیادی به طول انجامد.»


 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
Close
E-mail It