خبرنامه امیرکبیر: نشست دو روزه دبیران سیاسی انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) با عنوان «اصلاحات جامعه محور» در روزهای پنج شنبه و جمعه، ۱۶ و ۱۷ اسفند، در تالار گفت و گو برگزار شد.

 

 

عباس عبدی: مشکل اصلاحات، فراموشی استراتژی و انتخاب تاکتیک های نادرست

به گزارش خبرنامه امیرکبیر اولین سخنران این نشست عباس عبدی، فعال سیاسی و عضو اسبق دفتر تحکیم وحدت، بود. عباس عبدی که عنوان سخنرانیش «نقد دوران اصلاحات» بود، در همین زمینه گفت: «ما باید به بررسی این مسئله بپردازیم که شکست اصلاحات در ایران ناشی از چه عواملی بود. این عوامل سه گانه هستند. هر یک از عوامل قصور، تقصیر و یا ضرورت ها می توانند زمینه های شکست اصلاحات باشند. نمی توان گفت در شکست اصلاحات بر کسی تقصیری وارد است. به نظر می رسد در ریشه یابی علل شکست اصلاحات به اشکال در اهداف، خطا در استراتژی و یا به انتخاب نادرست تاکتیک در اصلاحات و پیشبرد آن می رسیم.»

 

این فعال سیاسی در ادامه ضمن تاکید بر وجود چنین خطایی افزود: «به نظر می رسد این مشکل زمانی ایجاد شد که در اصلاحات، استراتژی فراموش شد. از این رو تاکتیک های کج و معوجی انتخاب شد که به هیچ وجه با جامعه همخوان نبود.» عبدی این بحث را مقدمه ای بر مقاله ای از خودش تحت عنوان «سرنوشت محتوم، تحلیل جامعه شناختی سوم تیر» دانست. عبدی به قولی از ماکس وبر اشاره کرد و افزود: «بی هدفی و عدم مسئولیت که گناه دوم اغلب ناشی از همان بی هدفی است، غرور و اشتیاق به حضور شخصی در صحنه، سیاستمدار را به شدت وسوسه می کند که یکی از گناهان یا هر دوی آن ها را مرتکب شود. احساس بی مسئولیتی او حاکی از آن است که از قدرت به خاطر فعل قدرت لذت می برد و هدف واقعی را دنبال نمی کند. اصلاح طلبان در چهار سال دوم خود هم بی هدف بودند و هم کم مسئولیت، اگر نگوییم بی مسئولیت. این که از این پس چه باید کرد، مستلزم آن است که پیش از هر مسئله دیگر از گذشته خود در دهه اخیر نقد و ارزیابی مشترکی داشته باشیم.»

 

پس از سخنرانی عبدی، تریبون آزادی برگزار شد و دبیران سیاسی انجمن های اسلامی زیر مجموعه دفتر تحکیم وحدت نظرات خود را در خصوص موضوعات مختلف صنفی و سیاسی جاری کشور بیان کردند. پس از اتمام این تریبون آزاد برنامه صبح اولین روز نشست به پایان رسید.

tahkim۰۰.JPG

 

حبیب الله پیمان: از دولت غافل نشویم، به تقویت جامعه مدنی بپردازیم

 

در نوبت بعدازظهر ابتدا حبیب الله پیمان، فعال سیاسی، به سخنرانی تحت عنوان «بن بست سیاسی» پرداخت. دیدگاه این فعال ملی مذهبی که مبتنی بر نوعی ریشه یابی و بنیان شناسی تاریخی بود و وی پیرامون یافتن مدل کاربردی برای برون رفت از بن بست سیاسی-اجتماعی بوجود آمده پس از سوم تیر سخن گفت.

 

پیمان در این رابطه گفت: «امروز سرگشتگی در همه جا احساس می شود از این رو باید دنبال راهکار جدیدی باشیم و نخبگان و فعالان سیاسی جامعه باید بیش از پیش به دنبال یافتن این راهکار باشند». پیمان در ادامه با بیان این که روشنفکران و نخبگان جامعه درک درستی از شرایط ایران نداشته و دچار سستی شده اند، افزود: «جامعه سیاسی ایران و نخبگان آن هرگز به دنبال یافتن مدل راهگشا و راهکار بومی و بر پایه مقتضیات بومی خودمان نبودند، بلکه همواره مدل های راهگشا را در جوامع دیگر و به ویژه در ارتباط با مدل های غربی جستجو می کردند.»

 

پیمان این مساله را از مشروطه به این سو بررسی کرده و تمام حوادث، رخدادها و واکنش ها در مقابل آن را تکرار قبلی برشمرد. وی سپس افزود: «در غرب هرگاه جامعه با بن بستی مواجه شود، متفکرین آن جامعه به چاره اندیشی افتاده و از بنیان تاریخی خود و بازخوانی تحولات قبلی راه های جدیدی را جستجو می کنند که کنشگران سیاسی و اجرایی نیز مجموع این نتایج و کاربست آن را مورد توجه قرار می دهند. اما در ایران همواره اشتباه بزرگی رخ داده و این اشتباه پیاده کردن مدل غربی برای تحولات و برون رفت از بن بست های اجتماعی و سیاسی بوده است. به همین علت هم همواره بحران ها بصورت مقطعی رفع شد نه برای همیشه.»

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دبیرکل جنبش مسلمانان مبارز سپس ساختار دولت مترکز را از جمله مشکلات بزرگ در ایران برشمرده و خاطرنشان کرد: «ما هزاران سال است که در تاریخ خودمان با دولت متمرکز مواجه هستیم و این دولت نیز موجودیت خود را بر پایه غلبه و زور تعریف کرده است. انقلاب مشروطه اولین انقلابی بود که قصد داشت دولت متمرکز و فراگیر را در ایران به چالش گرفته و قدرت آن را محدود کند، اما ناکام ماند. در حالی که ما هرگز در پی علت یابی ناکامی مشروطه نبودیم.»

 

وی سپس زور را به عنوان یکی از از علل پایداری دولت متمرکز در ایران دانست و ادامه داد: «کشف نفت نیز عامل توسعه دولت متمرکز و قدرتمند در ایران شد و این مساله سبب شد تا دولت به جامعه تکیه نکند و از جامعه مدنی و مردم بی نیاز باشد.» پیمان هزارن سال حضور دولت متمرکز در ایران را عامل کاهش تولید ملی و تشکیل جامعه مدنی مستقل دانسته و افزود: «اگر دولت ها تا زمان صفویه تنها در کار اقتصاد و سیاست دخالت داشتند، از این زمان به بعد در کار دین مردم هم دخالت کردند. این مساله در زمان قاجار و پهلوی بسیار کمرنگ بود. اما پس از انقلاب ۵۷ بسیار زیاد شد تا جایی که دولت حتی در حوزه های فکر و.. نیز معیار اصلی و مالک شد.» وی همچنین دراختیار داشتن تمام نهادهای مذهبی از سوی دولت را از جمله مسایل بسیار مهم دانست که به کاهش استقلال جامعه می انجامد.

 

پیمان در بخش دیگری از سخنان خود به ارزیابی وضعیت امروز ایران پرداخت و گفت: «اکنون به هیچ وجه نباید از دولت غافل شویم. همچنین در همین حین باید به تقویت جامعه مدنی نیز بپردازیم. روشنفکران و فعالان سیاسی باید به مردم نشان دهند که منبع اصلی قدرت سیاسی هستند و برای این منظور هم باید بین تمام نیروهای جامعه گفت و گویی بنیادین صورت بگیرد. به نظر من یکی از عوامل تحقق این امر توانمند کردن جامعه در عرصه تولید است. به نوعی که کم کم قدرت استقلال نیروهای تاثیرگذار و حتی کل جامعه نسبت به دولت افزایش یابد.»

 

در ادامه این نشست چند تن از دانشجویان سوالاتی را مطرح کردند. پیمان در پاسخ به این سوال که نظر وی را در رابطه با توزیع مستقیم پول نفت پرسیده شده بود، گفت: «من موافق این مساله نیستم. توزیع این پول هیچ نفعی برای جامعه ندارد.» در ادامه و در پی سوالات متعدد دانشجویان بحثی میان دانشجویان با دکتر پیمان در مورد مفهوم دولت-ملت و لیبرالیسم رخ داد. پیمان در این مورد گفت: «از نظر من ما ملت داریم اما نتونستیم بر اثر فشارهای به وجود آمده جامعه مدنی تشکیل دهیم. من به بسیاری از اصول لیبرالیسم از جمله فردیت آن اعتقاد دارم، اما معتقدم لیبرالیسم ایرادهای بسیاری نیز دارد.» نظریات دکتر پیمان از سوی چند تن از دانشجویان برای چند دقیقه به چالش کشیده شد. از این رو این فعال ملی مذهبی از دانشجویان دعوت کرد تا در جلسه جداگانه ای صرفا بحثی در مورد لیبرالیسم انجام شود.

 

پس از اتمام سخنرانی دکتر پیمان و ۵ دقیقه تنفس، قسمت دوم نشست عصر آغاز شد. در این قسمت علیرضا صرافی، مدیر مسوول نشریه توقیف شده دیلماج و فعال در زمینه حقوق اقوام، پروین اردلان، از فعالان حقوق زن، و عبدالرضا تاجیک، روزنامه نگار، حضور داشتند.

tahkim۰۱.JPG

 

علیرضا صرافی: یکی از مطالبات ما رسمیت یافتن زبان مادری در آموزش و توسعه منطقه است

 

علیرضا صرافی به حقوق قومیت ها به ویژه آذری زبانان اشاره کرده و گفت: «همواره در ایران آذری ها قوی ترین جنبش های قومی را داشتند اما دوره جدید این جنبش از سال ۷۴ آغازشد. از سال ۷۸ آذری زبانان برنامه ای را در قلعه بابک تدارک دیدند. اما پس از مدتی با ممانعت روبرو شدند و اکنون نیز دیگر امکان چنین کاری وجود ندارد.»

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر وی آذری زبانان را در ایران تحت فشار شدید ارزیابی کرد و تظاهرات را یکی از واکنش ها به این فشارها برشمرد و افزود: «در سال ۸۴ چند تظاهرات توسط آذری ها شکل گرفت و در سال ۸۵ هم ادامه یافت که نمونه آن در پی توهین روزنامه ایران بود که اعتصاب سراسری را موجب شد.» این فعال هویت طلب در ادامه از جمله خواسته های آذری زبانان را رسمیت یافتن زبان آذری در آموزش و توسعه چهار استان آذری زبان کشور ارزیابی کرد. صرافی در پایان با اشاره به پائین بودن سرانه درآمد و سطح سواد در چهار استان آذری زبان خواستار توجه بیشتر دولت به این مسائل شد.

tahkim۰۲.JPG

 

عبدالرضا تاجیک: اصلاح طلبان باید اعلام کنند چه کسی اجازه انتشار خبر شکنجه دانشجویان را نمی دهد

 

سپس عبدالرضا تاجیک، روزنامه نگار و دبیر سیاسی روزنامه کارگزاران، در مورد اطلاع رسانی و اخبار دانشجویی سخنرانی کرد. وی به انواع انسداد اطلاع رسانی در ایران اشاره کرده و گفت: «ضمن این که به روزنامه ها اعلام می کنند که چه چیزی ننویسید، آن چه در روزهای اخیر می بینیم این است که به آن ها توصیه می کنند چه چیزی بنویسید، که این مساله خیلی مهم است.» تاجیک در ادامه افزود: «هر زمان استقلال حرفه ای روزنامه نگاران بیشتر شده و توسعه بیشتری یافته، حساسیت حاکمیت نسبت به روزنامه نگاران نیز بیشتر شده است.»

 

وی سپس مدیران مسوول روزنامه های اصلاح طلب را خطاب قرار داد و گفت: «شما باید اعلام کنید که چه مرجعی اعلام می کند که فلان خبر را کار نکنید. اما می بینیم که حتی این افراد هم سکوت می کنند. آنان باید به این سوال پاسخ دهند که آیا دادستان تهران و یا معاونش از آن ها خواسته بود که نامه خانواده سه دانشجوی زندانی مبنی بر شکنجه آنان را چاپ نکنند یا خیر؟». وی سپس نوشتن اخبار در مورد بازداشت افراد قومیتی و روزنامه نگاران و دانشجویان کرد و ترک و نیز اشاره به سندیکای شرکت واحد و کمپین یک میلیون امضا را از جمله موانع و محدودیت ها در کار روزنامه نگاری دانست.

tahkim۰۳.JPG

 

پروین اردلان: تاثیرگذاری باید مهم ترین دغدغه جنبش های اجتماعی باشد

 

پروین اردلان، از فعالان جنبش زنان و برنده جایزه اولاف پالمه که اخیرا ممنوع الخروج شده است، آخرین سخنران نشست عصر بود. وی در سخنرانی خود در نشست دفتر تحکیم وحدت گفت: «نکته اصلی در تحولات و جنبش های اجتماعی، میزان تاثیرگذاری است و این نکته، مسئله مهمی است. اکنون یک سال از آغاز کمپین می گذرد و بسیاری می پرسند که تعداد امضاها چند مقدار شده است. اما این مساله ما نیست مساله ما این است که تاثیر عمیقی بر گفتمان جامعه گذاشته ایم. امروز حتی ضد زن ترین نماینده مجلس جرأت نمی کند در مجلس از تعدد زوجات دفاع کند، این دستاورد کمپین است.»

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر اردلان در ادامه افزود: «تحت تاثیر همین تلاش ها بود که می بینیم امروز در مورد دیه و ارث تعریف های جدیدی صورت گرفته است. اصلا لازم نیست ما حتما قدرت محور باشیم و برای تاثیرگذاری به جایی برسیم که تاثیر بگذاریم، بلکه تنها کافی است که به خودباوری برسیم. اکنون عصر چرخش از قدرت به جنبش است.» وی در پایان ضمن ابراز همبستگی با دانشجویان از آنان خواست که به خودباوری برسند و سعی کنند تنها در گفتمان عمومی تاثیر بگذارند تا بتوانند زمینه های تغییر را مهیا کنند.

tahkim۰۴.JPG

 

مناظره میان غلامحسین کرباسچی و احمد زیدآبادی

 

به این ترتیب روز اول نشست دبیران سیاسی عضو دفتر تحکیم وحدت به پایان رسید. روز دوم نشست با مناظره احمدی زیدآبادی، دبیرکل سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم)، و غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، آغاز شد. مجری مراسم ترتیب دادن این مناظره را ارزیابی دانشجویان از دو دیدگاه متفاوت در مورد انتخابات پیش رو عنوان کرد.

 

در ابتدا کرباسچی با اشاره به اثرگذاری دانشجویان در سراسر کشور ابراز امیدواری کرد که اعضای دفتر تحکیم علیرغم فشارهای وارده با قوت و قدرت بیشتر به فعالیت در جهت دستیابی به اهداف خود ادامه دهند. کرباسچی با اشاره به این که فضای انتخابات یک فضای سیاسی است، فعالیت سیاسی را دارای چند اصل دانست و گفت: «یکی از این اصول نسبی بودن سیاست است. سیاست به طور عام و انتخابات به طور خاص، نه یک امر آرمانی و نه یک امر ایدئولوژیک، بلکه یک امر سیاسی است. دومین اصل در کار سیاسی این است که فرد باید عمل سیاسی را با توجه به عواقب آن انجام دهد و عمل سیاسی را به صورت استراتژیک انجام دهد. سومین اصل، درس گرفتن از تجربه های سیاسی مشابه در دوره های گذشته است.»

 

این فعال سیاسی چهارمین اصل در فعالیت سیاسی را ارزیابی هزینه-فایده دانست و گفت: «در حال حاضر، انتخابات پیش رو به هیچ وجه در یک شرایط آرمانی قرار ندارد و ردصلاحیت گسترده ای که در این انتخابات صورت گرفت در طول ۲۹ سال اخیر بی سابقه بود. در این شرایط دست اندرکاران امر انتخابات در پی ورود همفکران خود به مجلس هستند. حداقل خواسته اصلاح طلبان از این انتخابات جلوگیری از ورود هر چه بیشتر افراد از پیش تعیین شده به مجلس است. من معتقدم می شود با یک بسیج همگانی در سراسر کشور جلوی تشکیل مجلس یکدست را بگیریم.»

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر احمد زیدآبادی در پاسخ به سخنان دبیرکل کارگزاران گفت: «انتخابات در شرایط فعلی بسیار کم اهمیت شده است. لذا نه شرکت پرشور و حرارت و نه تحریم انتخابات گزینه مناسبی به نظر نمی رسد. به هر حال نظر حاکمیت با حضور متوسط مردم پای صندوق های رای تامین خواهد شد. اما این که تلاش کنیم اصلاح طلبان وارد مجلس شوند، در دوره ای که همه ارکان انتخابی کشور در دست اصلاح طلبان بود کاری نتوانستند از پیش ببرند و نتیجه ای نگرفتند. ما در نیروهای خودی، شاهد نقد به خود نبوده ایم و همیشه دنبال مقصر می گشتیم. تجربه نشان داده که اصلاح طلب ها نیروهای تاثیرگذار و موثری در مواقع بحرانی نیستند. تجربه نشان داده است که بسیاری از نیروها وارد انتخابات می شوند، آن ها این نیروها حذف می کنند، سپس این ها لابی می کنند، انتخابات برگزار می شود و با کسب اندک توفیقی تا انتخابات بعد منتظر می مانند و این امر که نوعی بازی دادن نیروهای اصلاح طلب است، ادامه می یابد.»

 

زیدآبادی به ضرورت تبدیل شدن اصلاح طلبان به نیروهایی متشکل اشاره کرد و گفت: «اگر تشکیلاتی داریم باید آن را گسترش دهیم. نباید به فکر فضای عمومی ناشناخته توده وار بود، بلکه باید تاثیرگذاری بر روی گروه های کوچک و نظام مند صورت گیرد. احزابی که حاشیه امنیتی دارند، باید بهتر از این کار کنند. احزاب تکنوکرات و بروکراتی مثل کارگزاران باید بهتر بتوانند نیرو جذب کنند. به نظر من باید ۱۰ سال گذشته را جمع بندی کرد و از آن عبور کرد و برای دوره ای عطای مشارکت در قدرت را به لقایش بخشید و سعی کرد در سطح پایین تر و در گروه های کوچک تر تبدیل به نیروی تاثیرگذاری شد.»

 

کرباسچی در ادامه این مناظره در پاسخ به سخنان دبیرکل ادوار تحکیم گفت: «جای طرح بحث در خصوص داشتن حوزه عمومی قدرتمند و گسترش تشکیلات، مقطع انتخابات نیست. من این پیشنهاد که اصلاح طلبان جمع شوند و نیروی متشکلی را سامان دهند، قبول دارم. این که آقای زیدآبادی می گویند کارگزاران از امکاناتش استفاده نمی کند، باید گفت بر خلاف تصور، این حزب امکانات محدودی دارد و باید قضاوت را در این خصوص معتدل کرد. مردم زمانی عضو احزاب ما می شوند که فکر کنند ما می توانیم جای پایی در قدرت داشته باشیم. حضور در قدرت ولو به صورت ضعیف موثرتر از تحریم است. تحریم جدا کردن حساب خود از نظام است. ما نمی خواهیم تبدیل به حزب زیرزمینی شویم.»

tahkim۰۵.JPG

این فعال سیاسی در ادامه افزود: «من نمی توانم قبول کنم که از اساس به انتخابات بی توجه باشیم و کاری نکنیم. اگر در مجلس هشتم فضایی باشد که صدایی بلند شود و اقلیت بتواند با بحث هایی که در مجلس می کند اکثریت را به سمت انشعاب ببرد، این کار کمی نیست. مردم نباید از پای صندوق های رای کنار بروند، این حرف مهمی است. اگر مردم حضور پیدا کنند مجلسی مانند مجلس ششم شکل می گیرد، اگر مردم نباشند، مجلسی مثل مجلس هفتم درست می شود. حضور مردم می تواند ترکیب مجلس را بر هم بزند و در شرایط نابسامان فعلی، این حضور حداقلی تاثیرگذار است.»

 

احمد زیدآبادی در ادامه این جلسه خاطرنشان کرد: «در سیاست می توان مشی پراگماتیستی را در پیش گرفت و آن قدر با این مشی و انتخاب بین بد و بدتر پیش برویم که در نهایت بین قاتل که یک باره ما را بکشد و قاتلی که با شکنجه ما را به قتل برساند، مخیر باشم. اما به نظر من باید بین اصولی که داریم و واقعیت موجود پلی بزنیم که با عقل سلیم توجیه پذیر باشد. نه باید موضعی ایدئولوژیک نسبت به مسائل داشته باشیم و نه موضعی فضایی اتخاذ کنیم. این که شما می فرمایید پایی در قدرت داشته باشیم تا تشکیلاتمان قدرتمند باشد، صحیح است. ولی این مسئله صورت نپذیرفت، مگر تجربه ۸ سال اصلاحات پیش روی ما نیست؟! مسئله این است که اصلاح طلبان علاقه مند به حضور در ساختار قدرت هستند، حال با چه معیاری، مشخص نیست. عدم حضور مردم به خاطر نداشتن تشکیلات است و انتخابات یک بحث حاشیه ای است. به نظر من خیلی نباید نگران تشکیل مجلس یکدست بود چرا که شکاف بین اقتدارگرایان قطعی است و این شکاف یک دستی را در مجلس از بین می برد. اصلاح طلب ها نباید مشی پراگماتیستی را تا آن جا ادامه دهند که حاکمیت تصور کند هر چیزی که به آن ها تحمیل کند، آن ها می پذیرند.»

 

کرباسچی در پاسخ به سخنان احمد زیدآبادی گفت: «در ترکیه و پاکستان نظامیان قدرت اصلی را در دست دارند، البته با ایده ای عکس و لائیک. در ترکیه حزب آقای اربکان منحل شد و ایشان را به زندان انداختند، ولی آن ها با پافشاری بیش از پیش دوباره آمدند، مقاومت کردند و قدرت را در دست گرفتند. در پاکستان علیرغم تبعید شدن مداوم نیروهای سیاسی، از سوی آن ها دائما مقاومت صورت می گیرد. از اول برگزاری انتخابات در ایران، با وجود جا به جایی اقلیت و اکثریت در جا زده ایم. اصلاح طلبان که می آیند با بحران مواجه می شوند، دوباره اصولگرایان می آیند و این سیکل ادامه می یابد. به نظر من نیروهای تعدیل شده اصولگرایان با نیروهای تعدیل شده اصلاح طلبان باید با هم بسازند. من بحث شما را در حفظ حیثیت سیاسی از سوی افراد و جریانات سیاسی اصلا قبول ندارم، حیثیت ما، مملکت ماست.»

 

زیدآبادی در پایان این جلسه مناظره خاطرنشان کرد: «نیروهای سیاسی وقتی می خواهند وارد انتخابات و میدان شوند، متناسب با سرمایه شان وارد می شوند. نباید حیثیت خود را فدای کاری کنیم که ارزش ندارد و یک نیروی سیاسی باید گاه از حکومت کناره گیری کند و زمانی که اقبال به سوی او بود و می دانست حضورش موثر است، به میدان بیاید. من نمی گویم مشی انقلابی موثر است، اما واقعیت این است که نباید سرمایه حیثیت خود را که، محدود است، پای هر چیز بی ارزش یا کم ارزشی بگذاریم. باید با داشتن جدول زمانی، رفتارهای متفاوتی از خود بروز دهیم. اگر می خواهیم نقش بزرگتری در آینده داشته باشیم، باید از برخی صحنه ها پرهیز کنیم.»

 

کرباسچی در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان که در مورد کارنامه اقلیت مجلس هفتم پرسید، گفت: «نمی توان به کلی تجربه اقلیت را زیر سوال برد. همین تعداد نماینده در دوره آقای احمدی نژاد کارهایی انجام دادند. حالا اگر مجلس چندان در مسایل امنیتی و هسته ای نقش ندارد، به دلایل دیگری ارتباط پیدا می کند. اما مثلا در رابطه با بودجه، برنامه توسعه، چشم انداز ۲۰ ساله و… نقش مجلس پررنگ است و همین طور بسیاری از سمت ها از طریق مجلس تعیین می شود. اگر تجربه اقلیت مجلس ضعف دارد باید به رفع این ضعف بپردازیم نه این که اساسا تمام این تجربه را زیر سوال ببریم. این مجلس مثلا نمی توانست در رابطه با زندانی شدن دانشجویان کاری انجام دهد، اما یقینا در عرصه های دیگر تاثیراتی گذاشته است.»

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر کرباسچی در پاسخ به این سوال که چرا فکر می کنید حتما باید کاندیدای اصلاح طلب معرفی کنید، در حالی که برخی از نمایندگان مستقل در مجلس هفتم، مانند آقای مشیری، تجربه موفق تری داشتند، گفت: «ما باید از افراد انتظار درست و معقولی داشته باشیم. وقتی ما جبهه ای فکر کنیم نباید همه را با طول و عرض مساوی و برابر اندازه گیری کنیم.»

tahkim۰۶.JPG

 

تقی رحمانی: دانشگاه باید به تقویت جامعه مدنی بپردازد

تقی رحمانی، فعال ملی مذهبی، به عنوان آخرین سخنران در نشست دفتر تحکیم وحدت به سخنرانی پرداخت. رحمانی در ابتدا گفت: «چند سالی است که یک سوال ذهن من را به خود مشغول کرده است؛ این که چرا در گذشته‌های دور هر کس به خانه قدرت وارد شد، یا او را می‌کشتند و یا بی‌خاصیت می‌کردند و یا اخراج می‌کردند. دسته‌ای که با این سه مسئله مواجه می‌شدند همه در پی این بودند که خانه صخره‌ای قدرت را شیشه‌ای کنند، در غیر این صورت آنانی که همگام با آب شنا کردند در خانه قدرت می ماندند و قدرت هم می یافتند.»

 

رحمانی در ادامه فقدان جامعه مدنی را مشکل اساسی ایران دانست و افزود: «در ایران، دولت جامعه مدنی را درون خودش سازماندهی کرده است. این مسئله از رضاشاه شروع شد و تا به امروزه ادامه یافته است. قرار گرفتن جامعه مدنی در دولت فاجعه است. ساختار قدرت در جامعه ما دموکراسی را نمی پذیرد، ساختار رسمی دین با دموکراسی همراه نیست و ایدئولوژی روشنفکری در آرمان های خود دچار اشتباه شده است. به همین علت روشنفکری ما که همواره با صداقت و با آرمان بود دچار خطای استراتژیک شده است.» رحمانی در ادامه روشنفکران جامعه ایران را یا آرمان خواه خواند و یا انتزاعی.

 

این فعال ملی-مذهبی با طرح این سوال که این قالب را، به خصوص در بخش روشنفکری، چگونه می توان عوض کرد؟، خاطرنشان کرد: «من امیدوارم شما بعد از دانشگاه هم بتوانید سیاست ورزی کنید. اساسا به همین دلیل است که معتقدم روشنفکران نیز باید بتوانند این فضا را تغییر دهند. به همین دلیل باید واقعیت‌گرا باشند. قبل از انقلاب روشنفکری ما آرمان‌گرا بود، چون قصد داشت جهان را تغییر دهد. از این‌رو می‌بینیم که حتی روشنفکری ما در راهبرد هم آرمانی حرف می‌زند. بعد از انقلاب روشنفکران انتزاعی بودند. چرا که مباحث آنان معنی و کاربرد ندارد و بحث هایش عینی نیست. این انتزاعی بودن و آرمانگرا بودن، در تقویت شرایط ما موثر نبوده است.»

tahkim۰۷.JPG

تقی رحمانی در ادامه یکی از مشکلات مبتلا به جامعه ایران را نهاد دانشگاه دانست و گفت: «اکنون تنها نهاد مدنی که هنوز سر پاست، دانشگاه است. اما دانشجویان فقط چند سال فعالیت سیاسی دارند و پس از آن که از دانشگاه خارج شدند، دیگر فعالیت سیاسی را فراموش می‌کنند و در پی کار سیاسی نیستند. اما مسئله مهم دیگر این است که همواره دانشگاه را متکی به دولت کردند که این مسئله نتایج خوبی به دنبال نداشت. وقتی دانشجو را پشت قدرت قرار می‌دهیم آن‌وقت از این نیرو دو نوع انتظار می رود، یا می‌خواهد انقلاب کند و براندازد و یا در دولت حضور یابد. از این رو بار زیادی روی دوش دانشجو قرار می‌گیرد. این دور باطل باید به دست دانشگاه شکسته شود و دانشگاه باید تغییر استراتژی بدهد. دانشگاه و اثرش در جهان سوم قوی است و در جهان سوم دانشگاه یا علیه دولت است و یا وامدار دولت است که هر دوی این ها دموکراسی نمی آورد.»

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر رحمانی با اشاره به فراموشی شدگی جامعه مدنی گفت: «آن قدر مبارزه سیاسی نهادینه شده که جامعه مدنی از خاطرمان رفته است. اگر دارای استراتژی باشیم، باید به موضع جدید برسیم و تغییر جایگاه بدهیم، نه این که سیاست را رها کنیم. به این صورت برخی از دانشجویان به کنشگران سیاسی تبدیل شدند اما ویژگی این کنشگران به صورتی بود که یک باره از میان جنبش دانشجویی برخاسته و به سطوح بالای فعالیت سیاسی در جامعه کشانده شدند. از این‌رو این افراد برای رسیدن به مقطع فعال سیاسی تمام‌عیار شدن، در جامعه مدنی دور نزدند. از سوی دیگر تمام کسانی که قصد اصلاح و مدرنیسم را در جامعه داشتند مردم را در نظر نداشتند، به همین دلیل اصلا سعی نکردند ساماندهی مردم را در عرصه عمومی و جامعه مدنی بپذیرند، همچنین از سوی دیگر سعی کردند به ساماندهی مردم در داخل دولت بپردازند.»

 

این فعال ملی مذهبی در ادامه افزود: «مسئله امروز ما دموکراسی است. دموکراسی دارای سه ضلع است: جامعه مدنی، دولت قانونی و طبقه متوسط. اکنون برخی این مبحث را مطرح می‌کنند که ما هرگز حزب نداشتیم، اما به نظر من این مسئله اصلی ما نبود و اکنون هم نیست. ما همیشه حزب داشتیم اما همواره احزاب ما علیل بودند، از این رو نتوانستند کاری انجام دهند. این مسئله ناشی از آن نیست که نباید در دولت نقش داشته باشیم. این مسئله نیاز به سازماندهی جدیدی دارد. کنترل دولت باید در جای دیگری صورت پذیرد و آن جامعه مدنی است. از سوی دیگر روشنفکری و دانشگاهی ما باید بدانند که از بحث انتزاعی دست بردارند. آرمان هم در این مسیر نباید فراموش شود. اما از سوی دیگر ما نیز نباید انتظار تحقق زودهنگام آرمان را داشته باشیم. خوشنامی و کامیابی باید همراه هم باشد. از این جهت به‌طور اخص در مورد دانشگاه باید گفت که جای آن در جامعه باید تغییر کند. در واقع نقشه راه دانشگاه باید پشت جامعه مدنی قرار گیرد. این بحث جدیدی است، به سامان کردن جامعه مدنی برای تحقق دموکراسی هرگز و در هیچ دوره‌ای گفتمان اصلی روشنفکری ما نبود. از این رو دانشگاه نیز در موقعیت سرنوشت‌سازی قرار می‌گیرد. دانشگاه باید تصمیم بگیرد که قرار است پشت احزاب قرار بگیرد یا پشت جامعه مدنی.»

tahkim۰۸.JPG

پس از پایان سخنرانی تقی رحمانی، بخش صبح روز دوم این نشست نیز به پایان رسید و در بعدازظهر روز دوم، ابتدا کلیپی از مراسم گرامیداشت روز دانشجو در دانشگاه تهران که توسط دفتر تحکیم وحدت برگزار شد، به نمایش درآمد. سپس دانشجویان حاضر در نشست با شرکت در تریبون آزاد نظرات مختلف خود را در خصوص نحوه مواجهه دفتر تحکیم و جریانات دانشجویی با انتخابات پیش روی مجلس و همچنین مسائل مختلف دانشجویی در سراسر کشور ابراز کردند. در پایان شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت اعلام کرد با جمع بندی نظرات نمایندگان انجمن های اسلامی حاضر در این نشست، موضع دفتر تحکیم را در خصوص انتخابات مجلس هشتم اعلام خواهد کرد.

tahkim۰۹.JPG

tahkim۱۰.JPG

tahkim۱۱.JPG

tahkim۱۲.JPG

 

۱۹ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۱۹م اسفند ۱۳۸۶ - حامد محمدي :

    آقای کرباسچی کمتر در مجامع عمومی حضور می‌یابند اما تحلیل‌های ایشان منجمله سخنرانی در نشست فوق عملگرایانه است و برداشتهای ملموسی در مورد انتخابات و وضعیت سیاسی امروز جامعه ارایه می‌نماید.
    با نظر ایشان در مورد شرکت در انتخابات و انتخاب گزینه‌های بد البته در مقابل بدترین‌ها موافقم.


  • ۱۹م اسفند ۱۳۸۶ - اشکان :

    واقعآ خسته نباشید امیدوارم ۳ پلی تکنیکی دربند هم آزاد شوند


  • ۱۹م اسفند ۱۳۸۶ - دانشجو :

    من شخصا اصلا با نظر آقای کرباسچی موافق نیستم. مجلس نهادیست که با رای اکثریت قانونگذاری میکند. وقتی در صورت شرکت تمام مردم باز هم اکثریت در دست نیروهای محافظه کار است و قانون آنطور که میخواهند تصویب میشود مشارکت چه معنایی دارد؟ مگر همین قانون بودجه تصویب نشد؟ اصولا چرا باید در انتخاباتی شرکت کرد و بدان مشروعیت داد که برندگانش همه ضد مردم و حکومتی اند؟ این سوال را از طرفداران معین چند سال پیش پرسیدم که چرا در انتخاباتی شرکت میکند و بدان مشروعیت میدهید که برنده آن احمدی نژاد است؟ مسئله دوم ادعای اقلیت تاثیر گذار میباشد که خیلی خنده داره! انگار ملت ایران همین دیروز از خارج اومده! اونموقع که اکثریت بودند تاثیر گذار نبودند اقلیت بودن هم در مجلس هفتم دیدیم. یکی توضیح بده که کدوم کاندید که اسمش از شورای نگهبان بیرون اومده قراره تاثیر گذار باشه؟ من شخصا به تحریم ایمان دارم ولی باید حواسمون باشه که حکومت امروز دم از مشارکت بالای ۶۰ درصد میزنه و تقلب مثل دوره های قبل به وضوح قابل پیش بینیست. اگر میزان مشارکت واقعا اینقدر باشه (بنا به ادعای حاکمان) با توجه به پایگاه حداکثر ۲۰ درصدی محافظه کاران بین مردم که در انتخابات های پیشین مثل دوم خرداد مشخص شده چنانچه میزان مشارکت در شهری بالای ۴۱ درصد اعلام شود حتما پیروز انتخابات در آن شهر اصلاح طلب باید باشد. امیدوارم با دامن زدن با این واقعیت جلوی تحمیل تقلب و اعلام ارقام بالای مشارکت گرفته بشه


  • ۱۹م اسفند ۱۳۸۶ - مهران :

    تجربه انتخاب بین بد و بدتر پایان یافته است و اصلاحات از درون تجربه شده است نگاهی به لیست انتخاباتی به نیروهای مدعی اصلاحات گویای این امر است کسانی که در چندیدن دوره نماینده بودند و حتی در مجلس ششم که نماینده بودند چرا قدمی در جهت شعارهای داده شده انجام ندادند به نظر بنده زمان تشکیل جبهه متحد دموکراسی رارسیده است


  • ۱۹م اسفند ۱۳۸۶ - علی :

    آذری زبان نه ما ترک زبانیم.درسترش میشه تورک زبان.
    ok?


  • ۱۹م اسفند ۱۳۸۶ - ساناز :

    خبر فوری
    حمله پلیس ویژه به دانشجویان شیراز حمله کردند


  • ۲۰م اسفند ۱۳۸۶ - محمد :

    خسته نباشیدکه در این ظلمات مطلق هنوز کور سوئی از آزادی هر چند دور دست به چشم می رسد.پایداری ورزید که حق با شماست. ای یاران دبستانی. عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه ایلام


  • ۲۰م اسفند ۱۳۸۶ - علیرضا عزیزی :

    منطق صحبت های آقای کرباسچی را می پذیرم. ولی خود حزب کارگزاران فاقد ساختار دموکراتیک حزبی است.خبری از کنگره یا انتخابات یا برنامه های درون حزبی در کارگزاران نیست.
    اگر دسترسی دارید چرایی این مطلب را از ایشان بپرسید.


  • ۲۰م اسفند ۱۳۸۶ - پدرام الوندی :

    اصلاح طلبان در شرایطی که به دلیل رد صلاحیت هیچکدام توان ارائه لیست مستقل نداشتند نیز نتوانستند به یک لیست واحد برسند . این مساله از همه چیز نا امیدکننده تر است.
    کرباسچی در این برنامه در قامت یک “لیبرال محافظه کارپراگماتیست” تمام عیار ظاهر شده است ولی سوال این است تفاوت جایگاه ایشان با روشنفکران لیبرال در غیاب حزب و سازمان واقعی چیست؟


  • ۲۰م اسفند ۱۳۸۶ - طاها :

    آقای کرباسچی انتخابات را به مثابه “یک امکان حداقلی”جهت”تغییرات حداقلی” می بینند و نه جایگاهی آرمانی (وبه قول ایشان ایدئولوژیک) برای آن قائل نیستند.تا اینجا قبول . اما اصلاح طلبان جز در موسم انتخابات حضور و فعالیتی ندارند شاید بهتر است این سوال نیز پرسیده شود در کنار “امکان انتخابات” سایر امکانات سیاست ورزی چیست و اطلاح طلبان چه برنامه ای برای سایر امکانات دارند؟
    به نظر من درک اصلاح طلبان از سیاست ورزی به دو امکان محدود می شود : ۱. انتخابات ۲.لابی و چانه زنی (فعلا به لطف هاشمی)


  • ۲۰م اسفند ۱۳۸۶ - عصیان مطلق :

    تحکیم سرتاپا لیبرال شده. تبریک!


  • ۲۰م اسفند ۱۳۸۶ - محمدرضا :

    تحریم انتصابات یک وظیفه ملی است

    حاکمین شما را به حضور گسترده تشویق میکنند چون منافع شان را دوست دارند

    گول آنها را نخورید

    این فقط یک بازی است

    برای رای خود ارزش قائل شوید


  • ۲۰م اسفند ۱۳۸۶ - دانشجوي سابق :

    بدا به حال ملتی که دلشان را خوش کنند که امثال کرباسچی برای آنها آزادی به ارمغان آورد(قابل توجه دانشجویان گرامی).


  • ۲۰م اسفند ۱۳۸۶ - يك نفر :

    به نظر من اساسا این بحثهای مشارکت و عدم مشارکت و تحریم بی معنی و به نوعی سرکار گذاشتن و سرگرم کردن مردم علی الخصوص نیروهای فعال مانند نیروهای دانشجویی و سیاسی و غیره است. به عنوان مثال نگاه کنید به مناظره های متعددی که این روزها بین افرادی از جناح اصلاح طلب و محافظه کار در دانشگاهها انجام می گیرد. چطور شده است که روسای دانشگاه انتصابی یکباره دموکرات و لیبرال شده اند و به اصلاح طلبان خائن و مزدور دشمن تریبون صحبت کردن میدهند؟ ایا جز این است که اینها همه برای داغ کردن تنور انتخابات و کشاندن مردم و علی الخصوص دانشجویان به پای صندوقهای رای است؟ همه جناحهای رژیم در این امر که حضور در انتخابات باید حداکثری باشد اتفاق نظر دارند به طوری که اصلاح طلبان با وجود همه ردصلاحیتها و غیر رقابتی بودن انتخابات باز در انتخابات شرکت می کنند. به نظر من جنبش دانشجویی باید هوشیار باشد و گول حرفهای آدمهای ظاهرالصلاح مانند کرباسچی و غیره را نخورد. موضعی که جنبش دانشجویی تا به حال اتخاذ کرده و در مورد تحریم یا عدم شرکت یا شرکت اعلام موضع نکرده به نظر من موضع عاقلانه ای است زیرا اعلام تحریم انتخابات مستلزم پرداخت هزینه های سنگینی است که ضرر آن بیشتر از فایده اش است-با توجه به شرکت اکثریت تقریبا ۶۰ درصدی مردم در دو انتخابات گذشته و عدم توجه به فراخوانهای تحریم-.
    زنده باد آزادی و زنده باد جنبش دانشجویی ایران!


  • ۲۰م اسفند ۱۳۸۶ - فروغ :

    تحریم قاطع و فراگیر انتخابات،ودر واقع انتصاباتی که هدفی غیر از مشروعیت بخشیدن به جنایتهای سرکوبگران حاکم را دنبال نمیکند و معنا و نتیجه ندارد، وظیفه ی ملّی،انسانی وشرافتمندانه ی هر ایرانی، بخصوص جنبش دانشجوئی است.به اعتقاد عمیق من هر کس که بهر شکل بازار این انتصابات را،که جوهر دقیقاً سرکوبگرانه دارد،گرم کند در برابر تاریخ میهنمان وهمه ی خونها که از این پس بزمین میریزد،ورنجها و ستمها که بر مردممان و یاران دبستانیمان میرود،مسؤل و پاسخگوست.
    در خونریزیهای پینوشه و آمرین ضد بشرش،شریک و هم کیسه نشویم.
    که این روزها میگذرد ،اما حافظه ی تاریخ تا ابد زنده و گویا میماند.


  • ۲۰م اسفند ۱۳۸۶ - رضا شمس :

    به نظر می رسد بیشتر سخنرانان سعی کرده اند برای توجیه موقعیت واقعی خود با تئوری بافیهای تکراری نظر مخاطبین را به خود جلب کنند. من اصلن نمی فهمم منظور این آقایان از روشنفکر و اندیشمندو … چیست اگر منظور خودشانند میتوانند جلوی آینه بایستند و مثل ناصرالدین شاه در حال بازی با سبیل کلفتشان جمله ی ” از خودمان خوشمان می آید” را تکر ار کنند. کسی که بخواهد به هر قیمت در نمایشنامه ای که دیگران می نویسند بازی کند آخر و عاقبتی جز این نخواهد داشت.


  • ۲۱م اسفند ۱۳۸۶ - شکوفه :

    با “فروغ” و “رضا شمس” موافقم.تکرار نمیکنم.
    فقط بگویم که چه مضحک و سرنوشت رقت برانگیز “دن کیشوت” واری است، که در اوج فلاکت فکری، افرادی خودشان خودشان را “نخبگان جامعه ی سیاسی ایران!!” بخوانند.
    دوستان عزیز من! همه ی انقلابیون و نخبگان سیاسی جامعه ی ایران بخصوص در عصر حاضر از میان جوانان دانشجو ، یا تازه فارغ التصیل شده دانشگاهها بوده اند. به جوانیمان و آمادگی ذهنیمان برای کسب بیزنگارآگاهی و خلاقیتهای سیاسی ایمان بیاوریم و دنبال فسیل شدگان بتقصیر و بی تقصیر ندویم.


  • ۲۱م اسفند ۱۳۸۶ - آذران :

    در مناظره کرباسچی و زید آبادی نکات جالبی رد و بدل شده من کلا با نظر کرباسچی در مورد شرکت موافقم .در صورت امکان مشروح آن را هم منتشر کنید.


  • ۲۱م اسفند ۱۳۸۶ - حبیب :

    به نظرم اگر اسم سخنرانان رو از گزارش حذف کنید خیلی تفاوت جدی دیدگاهی بین رحمانی.زیدآبادی.کرباسچی و بچه های تحکیم نمی بینم جز اینکه رفقای تحکیمی گویا با خودشون رودربایستی دارند .به نظرم (هرچند با اختلاف شرایط زیاد) میشه از مدل لوپن - شیراک فرانسه درس گرفت.


 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
Close
E-mail It