خبرنامه امیرکبیر: در حالی که از شروع طرح امنیت اجتماعی، برخوردهای تند نیروی انتظامی با مردم به سطح کوچه و خیابانها کشیده است، بار دیگر فیلمی از توحش نیروی انتظامی برای تحقیر یک جوان پخش شد.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در این فیلم که در سایت “یوتیوب” پخش شده است، ۲ مامور نیروی انتظامی جوانی را مورد ضرب و شتم قرار داده و با ضربات سنگ موهای سر وی را کوتاه می کنند. در ادامه این وحشیگری ها، مامورین نیروی انتظامی موهای این پسر را که وحشتزده شده است، با فندک آتش می زنند. (لینک فیلم در سایت یوتیوب)

 

تلاش برای تحقیر این جوان که نشاندهنده واقعیاتی برای سرکوب جوانان در ایران می باشد، تنها بخش کوچکی است از آنچه که در بازداشتگاهها و زندانهای ایران به وقوع می پیوندد. این در حالیست که احمدی نژاد ایران را آزاد ترین کشور دنیا دانسته و مسولین قضایی هم ایران را الگویی در زمینه حقوق بشر برای تمامی کشورها می دانند.

 

مخالفت مردم با این طرح به حدی است که حتی سخنگوی دولت در آستانه انتخابات برای جلوگیری از تبلیغات منفی علیه دولت، موافقت دولت با این طرح را تکذیب کرد. ولی بلافاصله مسئولین نیروی انتظامی سخنان الهام را صرفاً یک تاکتیک تبلیغاتی دانسته که با واقعیت‌های پشت پرده تفاوت‌های جدی دارد. احمدی‌مقدم، فرمانده کل نیروی انتظامی، تایید کرد که طرح امنیت اجتماعی با تایید احمدی نژاد اجرا شده است.

 

همچنین در بازداشت افراد معتاد نیز، مامورین نیروی انتظامی به صورت وحشیانه ای این افراد را مورد ضرب و شتم قرار می دهند. (تصاویر تکان دهنده از برخوردهای وحشیانه نیروی انتظامی در مرحله جدید طرح موسوم ارتقاء امنیت اجتماعی)

 

این چندمین بار است که تصاویری از برخورهای غیرانسانی نیروی انتظامی پخش می شود. چندی پیش نیز فیلمی پخش شد که در آن مامور نیروی انتظامی دختری را با ضربه لگد وارد ماشین می کند، ولی سردار رادان در یک برنامه زنده تلویزیونی گفت که چنین فیلمی را ندیده است. در درگیری های چند هفته پیش میدان صادقیه نیز، برخورد وحشیانه مامورین انتظامی با یک دختر باعث درگیری مردم با نیروی انتظامی شد. در اردیبهشت ماه نیز، عکس ها و فیلم هایی از سر و صورت خونین یک زن که در میدان هفت تیر توسط نیروی انتظامی مضروب شده بود، پخش شد.

 

۴۵ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۱۹م اسفند ۱۳۸۶ - علی :

    این فیلم ۱ دقیقه و ۱۹ ثانیه است
    و ۲.۹۲ مگا بایت است
    در صورت فیل تر بودن لینک از این لینک استفاده کنید
    http://ca.youtube.com/watch?v=nCOlv-۸nmZk


  • ۱۹م اسفند ۱۳۸۶ - مجید :

    من با این نوع حرکات موافق نیستم و می دانم که ممکن است انجام گیرد ولی این فیلم کاملا ساختگی است چون لباس های نیروی انتظامی خیلی ناشیانه بازسازی شده و همچنین هیج وقت انجوری نیست هیج پلیسی لباسش را روی شوارش نمی گذاره. بابا یک خورده خالقیت هم خوبه! همه که خر نیستند. از پست کنده اون هم معلوم که کار سلطنت طلب هاست. دوستان شما چرا آخه؟


  • ۱۹م اسفند ۱۳۸۶ - سین :

    جناب آقای مجید
    من با اطمینان کامل میگویم که این فیلم ساختگی نیست!
    در ضمن
    سلطنت طلبان هم انسان هستند و دارای حق رای و عقیده!


  • ۱۹م اسفند ۱۳۸۶ - دوست :

    جناب مجید لازمه که چند تا نکته را در جوابت بگم:

    - خوشبختانه وضع حکومت جمهوری اسلامی به اندازه ای خراب هست که حتی امثال شما هم دیگه نمیوتونید به صورت علنی ازش دفاع کنید و سیاست ۷۰ درصد انتقاد از جمهوری اسلامی و ۳۰ درصد انتقاد از مخالفین رو اجرا می کیند برای اینکه دیگه جای دفاعی از این حکومت نمونده و تنها راه اینه که با ژست روشنفکری یا مخالف بودن، منتقدین و مخالفین جمهوری اسلامی رو مورد هجوم قرار بدید. برای همین هم جملاتتون رو با این عبارت شروع کردید ” من با این نوع حرکات موافق نیستم و می دانم که ممکن است انجام گیرد” که مثلا نشون بدید شما هم منتقد حکومت هستید ولی بافاصله گفتید که این فیلم ساختگی است.

    - گفتید که فیلم ساختگیه. نه عزیز بهتره چشمات رو باز کنی تا همین وحشیگریها رو روزانه تو شهرها و خیابونها و حتی خود تلویزیون ببینی…مگه فیلمهایی رو که خود تلویزیون پخش کرده ندیدی که افراد بازداست شده رو به صورت وحشیانه می زدند..دیگه به حدی غیرانسانی و وحشیانه بود که خود حکومتیها هم صداشون در اومد…

    - اگر قرار به ساخت فیلم باشه اون وزارت اطلاعاته که متخصص در اینکاره. متخصص از سرهم بندی کردن و جعل فیلم علیه مخالفشون. وزارت اطلاعاته که متخصص در اعتراف گیری و فیلم سازیه ..

    - این فیلم فقط بخشی از اون چیزی که در زندانها داره میگذره…بهتره پای دانشجوها، زنان و مردانی که تو همین زندانهای جکهوری اسلامی شکنجه شدند بشینی تا ببینی چه جوری تحقیر و شکنجه کردنشون…هنوز مونده تا شکنجه هایی که طی سالهای ۶۰ علیه مردم اعمال شد آشکار بشه…


  • ۱۹م اسفند ۱۳۸۶ - sanaz :

    marg bar to ey steze khahe zalem


  • ۱۹م اسفند ۱۳۸۶ - امیر :

    مرگ بر نیروی سرکوبگر انتظامی


  • ۱۹م اسفند ۱۳۸۶ - narges daneshjoye shiraz :

    http://www.youtube.com/watch?v=NnmVAQZnFMs

    http://www.youtube.com/watch?v=JYWU۱۰T_oXI

    ۲۲saate ghabl shiraz>
    http://www.youtube.com/watch?v=aFkqU۸b۸QFA

    zende baad daneshjoyane mobareze shirazi
    piroozi ba mast


  • ۱۹م اسفند ۱۳۸۶ - مجید :

    در پاسخ به دوستان عزیز،

    من منکر انجام کارهای وقیح و غیر انسانی توسط عوامل حکومتی نیستم و خودم هم به آن اذعان کردم ولی این فیلم برای من که یک فیلمساز مستند هستم کاملا ساختگی به نظر می رسد. از نوع رفتار بچه گانه اون به ظاهر ماموران بگیرید تا نوع حرکات بچه گانه با سنگ و آتیش موها رو زدن! بابا این طوری هم دیگه نیست تازه هم باشه کسی ازش فیلم نمیگیره. فیلم واقعی فیلم اون دختری که در خیابون کتک می خوره، فیلم اعترافات دوستان و زن سعید امامیه و نمونه های دیگر که بسیار گویا اوج قساوت ماموران امنیتی حکومت را افشا می کند. ولی این فیلم خیلی بچه گانه است و کاملا ساختگی. من هم معتقدم که سلطنت طلب ها انسان هستند ولی من در غرب هستم و میبینم که آنها دارای چه تفکرات بچه گانه هستند و بهترین نمونه ای اون هم همین فیلمه! بیایم برای بیان اعتراض و تبلیغ دمکراسی و حقوق بشر از روش های سالم و عاری از دروغ استفاده کنیم. این نوع کارها تمام کارهای مثبت دیگر را هم لوث می کننه و من از دوستانی که این فیلم را پست کرده اند تعجب می کنم که هیچ منبعی از نوع دریافت آن ار اعلام نکردند و در شان شما هم نیست که چنین فیلم های جعلی را در وب سایت خود بگذارید این به اعتبار سایت شما بسیار لطمه می زند و در دراز مدت به تخریب جنبش پیشرو دانشجویی ایران می انجامد. پس لطفا هرچه زودتر آن را حذف کنید.


  • ۱۹م اسفند ۱۳۸۶ - ساناز :

    اجرای حکم قطع دست راست و پای چپ هم ساختگی است؟ !!
    این خبر رسمی ۱۶ دی ۱۳۸۶ خبرگزاری خود رژیم ایسنا بود و همه رسانه های رژیم هم بدون خجالت منتشر کردند ..پس رژیمی که این کارو میکنه این فیلم جدید هم واقعیت داره حالا چه فرق میکنه واقعت داره یا نه میبینید که بدترش هم واقعا اتفاق مییفته ..اینم لینکش
    http://isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-۱۰۶۴۴۷۶


  • ۱۹م اسفند ۱۳۸۶ - ساناز :

    دادگستری کل استان سیستان و بلوچستان از اجرای حکم قطع دست راست و پای چپ محاربین و مفسدین فی‌الارض در این منطقه خبر داد.

    به گزارش ایسنا- منطقه سیستان و بلوچستان، دادگستری کل استان سیستان و بلوچستان اعلام کرد: در راستای مبارزه بی‌امان با مخلان امنیت و گروگانگیران و سارقین مسلح، «م.ع. جلالی» به اتهام محاربه و افساد فی‌الارض از طریق راهبندی مسلحانه و درگیری با ماموران انتظامی که منجر به مجروح شدن یکی از آنها شده و «ع.ب.ریگی» و «ا. ریگی» به اتهام محاربه و افسادفی‌الارض از طریق مشارکت در سرقت مسلحانه و آدم‌ربایی مسلحانه و به هم زدن امنیت مردم، «ع.ر.رودینی» و «د. پهلوان» به اتهام محاربه و افساد فی‌الارض از طریق راهبندی و سرقت مسلحانه و ایجاد ناامنی برای مردم در سطح منطقه به قطع دست راست و پای چپ محکوم شد که احکام صادره پس از تایید توسط مراجع عالی قضایی کشور با رعایت تشریفات دادرسی و با حضور و نظارت کامل تیم پزشکی به مرحله اجرا درآمد.

    امید است اجرای حدود الهی باعث عبرت و تنبیه سایر مجرمان شده و امنیت و آسایش را برای عموم مردم که خواهان زندگی بی‌دغدغه از هجوم اشرار است، به ارمغان آورد.!!!!!!!!!!!!!!!!!!


  • ۱۹م اسفند ۱۳۸۶ - ahmad :

    بلوچستان http://uk.youtube.com/watch?v=ShqLOQ۲-d۷c&feature=related marg bar hayolaye jenayatkar

    این فیلم را ببینید جنایت وحشیانه سپاه پاسداران جنایتکار را اینجاببینید


  • ۱۹م اسفند ۱۳۸۶ - ahmad :

    sansur nakonid be azadi ghalam o bayan o aghide ehteram bezarid

    بلوچستان http://uk.youtube.com/watch?v=ShqLOQ۲-d۷c&feature=related marg bar hayolaye jenayatkar

    این فیلم را ببینید جنایت وحشیانه سپاه پاسداران جنایتکاررا اینجا ببینید
    ejaze bedid jenayate pasdar basiji ra neshan dahahim
    mamnun


  • ۲۰م اسفند ۱۳۸۶ - دوست :

    پاسخ به مجید:

    اولا که اصلا بحث سلطنت طلب ها نیست اینجا. بحث وحشیگری نیروی انتظامی مخصوصا پس از شروع طرح امنیت اجتماعی هست. من اگر با تو فقط در یک زمینه مشترک باشم اینه که مخالف سلطنت طلب ها هستم. حکومت سلطنت طلب ها هم حکومتی دیکتاتوری بود که از حافظه تاریخ پاک نخواهد شد و قرار هم نیست برگردیم به عقب و دوباره دیکتاتوری سلطنت طلب رو برپا کنیم. اما اینکه شخص فرستنده این فیلم در سایت یوتیوب به جای عکس خود عکسی از پهلوی گذاشته دلیلی بر این نمیشه که این فیلم ساختگی باشه و یا اینکه این فیلم از طرف اونها باشه…

    دوم اینکه اگر تا حالا گذرت به همچین مامورهایی خورده باشه اتفاقا خوب تشخیص میدی که این فیلم واقعیه..اون سرشت پست این مامورین که تنها هدفشون تحقیر این جوون هست کاملا در فیلم معلومه…اون لذت و خنده های این مامورین که عقده های شخصیتی خودشون رو میتونند سر یک جوون خالی کنند به وضوح معلومه…

    سوم این که نمیخواد ادای دایه مهربانتر از مادر دربیاری و نگران جنبش دانشجویی باشی…نترس جنبش دانشجویی با این چیزا تخریب نمیشه…اون حیثیت نداشته نیروی انتطامی که روز به روز خرابتر میشه…


  • ۲۰م اسفند ۱۳۸۶ - alireza :

    چی چی تحقیر جوانان ایرانی …بنظر من پلیس داره ارزل و اوباش می نشاشو سر جاشون.


  • ۲۰م اسفند ۱۳۸۶ - ساناز :

    رضا سراج، سر بازجوی سابق حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران در پرونده فعالان دانشجویی و سیاسی،به سمت رئیس سازمان بسیج دانشجویی منصوب شده است.

    علی افشاری فعال دانشجویی و زندانی پیشین گفت “رضا سراج که خود را در زندان به عنوان علوی معرفی می کرد سر بازجوی من بود و برخورد خشنی با من داشت. سراج افتخار خود را در این می دانست که اراده زندانیان را شکسته و آنها را مجبور به توبه کرده.”

    به گفته علی افشاری این انتصاب بی سابقه جو امنیتی - اطلاعاتی بیشتری را بر دانشگاه های ایران حاکم خواهد کرد.

    شما از رضا سراج چه می دانید؟ و در مورد این انتصاب چه فکر می کنید؟


  • ۲۰م اسفند ۱۳۸۶ - مجید :

    دوست عزیز و گرامی

    شما ظاهرا نمی خواهید به پرسش های من و نوع نگاه من توجه کنید. من یک دوست هستم ولی با هر دروغی مخالفم چه جمهوری اسلامی باشد. فرقی نمی کنه ما بخاطر اثبات امری که خیلی روشن است از روش های خود جمهوری اسلامی و یا هر دروغ گوی دیگری استفاده کنیم. چیزی که با دروغ همراه باشه باید فاتحه اش را از پیش خواند. حرف من اینست انقدر دلایل زیاد و روشن برای نقض حقوق انسانی در ایران وجود دارد که نباید با ساختن این گونه فیلم ها که برای هر کارشناس فیلمی ساختگی بودنش روشن است انها را هم خراب کرد. من که قبول دارم چه اتفاقاتی می افتد ولی راهش این نیست. بابا به جای این ها یکی منبع این فیلم را معرفی کنه!!!


  • ۲۰م اسفند ۱۳۸۶ - علی :

    http://ca.youtube.com/watch?v=۱X-dorP۶uyc
    http://ca.youtube.com/watch?v=۰Kc۴dTfC۲dE&feature=related
    http://ca.youtube.com/watch?v=۳zYKlSeIbrw&feature=related

    این پلیس ها را باید تا جایی که میخورند زد

    چرا اکثر اوقات جمعیت نظاره گر این حرکات هستند ……. آیا شما موافق با این حرکات هستید که می گذارید پلیس هر کاری که دلش خواست بکند


  • ۲۰م اسفند ۱۳۸۶ - علی :

    http://ca.youtube.com/watch?v=GZF۹Zs۹AYl۸&feature=related


  • ۲۰م اسفند ۱۳۸۶ - علی :

    آیا این آینده ایست که میخواهید ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
    یا می خواهید آن را تغییر دهید ؟؟؟؟؟!!!!!!!!

    انتخابات را تحریم کنید
    این یک انتصابات است
    مطمئن باشید اکثریت مجلس در هر صورت راستی خواهند بود
    پس برای رای خود ارزش قائل باشید


  • ۲۰م اسفند ۱۳۸۶ - فروغ :

    منهم فکر میکنم اگر مدرکی ،منجمله فیلمی، در باره ی جنایات رژیم موثق و معتبر نباشد، نباید آنرا پخش کرد.بقول “مجید” حکومت باندازه ی کافی دست به جنایتهای غیرقابل تصور زده.من فکر میکنم بجای اینکه کاربران با هم درگیر شوند بهتر است مدیر خبرنامه در مورد موثق بودن یا نبودن فیلم مزبور تحقیق کندواگر معتبر است برای اطمینان کاربران در همینجا دو کلمه توضیح بنویسد.وگرنه منهم فکر میکنم بهتر است از پخش مدرک جعلی خودداری شود.وگرنه شیوه ی کار مادر جوهرش مثل جریان جعل نشریه های دانشجوئی است که الان در پرونده ی یاران اهورائی مسأله ساز شده.


  • ۲۱م اسفند ۱۳۸۶ - شکوفه :

    مرگ بر ….جوان ستیز و جوان کش حاکم بر کشورمان.
    دوستان من بعد ازدیدن فیلم وخواندن نظرات،ازکانال صددرصدمطمئن و قابل اعتمادی تحقیق کردم وبااطمینان میگویم که فیلم واقعی است. و نمایشگر یکی ازهزاران صحنه ی سرکوبگریهای رذیلانه و پست فطرتانه ی مأموران سرکوبگر رژیم،علیه جوانان.
    این جانیان از همه ی افتخارات جنائیشان فیلم برداری میکنند.تا هم از تماشای بعدی آن لذّت حیوانی بیشتری ببرند،وهم اینکه پرونده های جنایاتشان را پرافتخارتر کنند،تا مدارج ترقی را زودتر بپیمایند …
    مرگ بر دیکتاتوری،ننگ بر رأی دهندگان به دستگاه ظلم و جور جنایت.


  • ۲۱م اسفند ۱۳۸۶ - aria :

    سید زیباروی خندان هم این بداخلاقی ها را می بینند؟


  • ۲۲م اسفند ۱۳۸۶ - مهدی :

    الحمدا… که هممون عقده ای هستیم از ماموران برقراری نظم بگیر تا روشنفکر و متدین و کافرمون… شاید یواش یواش در طول هزار سال آینده و قبل از برخورد شهاب سنگ بعدی، فرهنگمون اصلاح بشه و پرورش یافتگان فرهنگمون هم اصلاح بشن


  • ۲۳م اسفند ۱۳۸۶ - زندانی :

    یکی از دانشجویان دربند تحت وحشیانه ترین شکنجه ها قرار گرفت
    ۲۳ اسفند ۱۳۸۶ Thursday, ۱۳ March ۲۰۰۸
    بنابه گزارشات رسیده از زندان سپیدار اهواز آقای جواد علیخانی ۲۷ ساله دانشجوی دکترای دامپزشکی دانشگاه چمران اهواز در تاریخ ۲۸ مهر ۱۳۸۶ همراه با تعدادی دیگر از دانشجویان در کیانپارس اهواز دستگیر و به یکی از زندانهای مخفی وزارت اطلاعات در اهواز منتقل شدند. در حین انتقال به بازداشتگاه مخفی وزارت اطلاعات مورد ضرب وشتم وحشیانه ۶ مامور دستگیر کننده قرار داشتند. پس از آن دانشجویان زندانی را به سلولهای انفرادی منتقل کردند . بازجویان وزارت اطلاعات در اواخر شب آقای علیخانی و سایر دانشجویان را در نقاطی مجزا مورد بازجوئی قرار می دادند. همراه هر بازجو ۲ الی ۳ مامور دیگر بودند که در حین بازجوئی دانشجویان را تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار می دادند. یکی از شیوه های شکنجه بازجویان این بود که به مدت طولانی دانشجویان را مورد شدید ترین شکنجه های فیزیکی خود قرار می دادند که منجر به زخمی شدن و خونریزی زندانی می گردید شکنجه اینقدر ادامه می یافت تا اینکه توان جسمی زندانی به تحلیل رود سپس بازجو بازجوئیهای خودش را شروع می کرد و اگر جوابهای مد نظربازجو داد نمی شد علاوه بر بی خوابی شکنجه های فیزیکی با شدت بیشتر ادامه پیدا می کرد که همراه با تحقیر و توهین بود. بازجویان خواهان گرفتن اعتراف به مواردی که از قبل تعیین کرده بودند.
    آقای جواد علیخانی به مدت ۳ هفته متوالی در سلولهای انفرادی یکی از زندانهای مخفی وزارت اطلاعات اهواز تحت وحشیانه ترین شکنجه ها قرار داشت، بطوریکه در این مدت در حدود ۱۰ کیلو وزن کم کرده بود. سپس او به شعبه ۱ بازپرسی دادگاه انقلاب توسط فردی بنام بارانی که قبلا بازجوی وزارت اطلاعات بوده و در حال حاضر به عنوان بازپرس مشغول بکار است مورد بازپرسی قرار گرفت.

    آقای علیخانی پس از ۳ هفته زندانی بودن در سلولهای انفرادی وزارت اطلاعات، او را به زندان کارون منتقل کردند و ۲ هفته در این زندان بازداشت بود سپس به زندان سپیدار اهواز که محل نگهداری مجرمان عادی و خطرناک است انتقال داده شد و تا به حال در این زندان بسر می برد.

    آقای جواد علیخانی تا به حال در ۲ دادگاه مورد محاکمه قرار گرفته است ، در دادگاه اول به اتهام توهین به مقدسات توسط فردی بنام طباطبائی مورد محاکمه قرار گرفت که پرونده او رادر این مورد به دادگاه کیفری استان ارجاع داده شد. دومین دادگاه او در دادگاه انقلاب که در حدود ۲ ماه پیش برگزار گردید که تا به حال حکمی علیه او صادر نگردیده است. زمانی که او در دادگاه حاضر شد در اثر شکنجه های وحشیانه قادر به ایستادن و یا نشستن بر صندلی نبود.

    خانواده علیخانی در ۳ هفتۀ اول بازداشت فرزندشان هیچگونه اطلاعی از وضعیت فرزندشان نداشتند. زمانی که پس از پیگیریهای مستمر موفق به ملاقات با فرزند خود شدند، و وقتی که با جواد روبرو شدند او بسیار لاغر و در اثر شکنجه دردمند بود ولی روحیۀ بالائی داشت.او ۱۱ کیلو وزن کم کرده بود . این خانواده علیرغم اینکه در کرج ساکن هستند و برای مراجعه به اهواز صدها کیلومتر مسافت را با هزینه های زیاد می بایست بپیمایند ولی دائم با توهینها و تهدیدات مامورین وزارت اطلاعات مواجه هستند. تلاشهای مستمر آنها برای آزادی فرزندشان تا به حال بی نتیجه بوده و وزارت اطلاعات از آزادی او ممانعت می کند و با پرونده سازی قصد محکومیت او را دارند. ملاقاتها این خانواده در حال حاضر با حضور مامورین انجام می گیرد.

    فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، خواستار آزادی فوری تمامی زندانیان دانشجوئی در زندانهای ایران است و از دبیر کل سازمان ملل و کمیسر عالی حقوق بشر و سازمانهای حقوق بشری خواستاراقدامات عملی برای آزادی دانشجویان زندانی در ایران است
    marg bar dictator
    marg bar shekanjegar
    marg bar savak o savama
    marg bar ertejaa amperialism


  • ۲۴م اسفند ۱۳۸۶ - پیمان :

    هزجند که نشان این فیلم ساختگی برای شما درد آوراست وازسایت حذف نشده اگر این اراذل با خواهر ومادر شما تجاوز کند شما چه حالی پیدا خواهید کرد اینهایی که علنا درخیابانهای تهران خفت گیری می کردند وباج گیری ، مواد می فروشند و… چطورحالا شما شدید دایه اگر تنبه خوب است پس چقدر باید ارشاد کرد چقدر دست رو دست گذاشت تا نزدیک خانه همه ما شوند وهرکاری که دلشان می خواست می کردندشما ساعت ۷ شب به بعد در برخی از محلات تهران جرات نمکردید قدم بزنید حالا که این امنیت آمده شدید دایه پس انصاف کجاست؟


  • ۲۴م اسفند ۱۳۸۶ - زندانی :

    ۲۴اسفند:سندی دیگر از شکنجه های معلم اعدامی

    فعالین حقوق بشر: آنچه در ذیل می آید رونوشت عینی سند ضمیمه این نامه میباشد ، این نامه که در مهرماه سال جاری توسط فرزاد کمانگر معلم و فعال حقوق بشری به اعدام محکوم شده در آنزمان بعلت عدم اجازه دسترسی به قلم و کاغذ بصورت مخفیانه و بر روی تکه ای از سفره غذا در سلول انفرادی نوشته شده است . حاوی درد و رنج و فریاد دادخواهی یک انسان از یکی از مخوفترین و غیرانسانی ترین امکان سیستم امنیتی است در رویای برابری قانون خطاب به مسئولی که نامش دادستان است ، هرچند فرزاد کمانگر اطلاع نداشت در زمانی که از همه جا بیخبر و در کنج سلول انفرادی و تحت شکنجه به سر میبرد مخطاب وی یعنی مسئول ستاندن داد، آقای امجدیان دادستان سنندج در جواب خانواده نگران و پیگیر وضعیت وی گفته است که ” هر وقت برادرت را کشتیم به شما برای بردن جنازه اش خبر میدهیم ” .
    این نامه که جهت خروج به زندانیان دیگر که در انتظار آزادی در آن مکان بودند به طرقی سپرده شده بود ، در طی روزهای اخیر و پس از ماهها به بیرون زندان منتقل گردید . علاوه بر پرونده پزشکی ، مدعیات وکیل مدافع ، اظهارات شاهدین این سند نیز خود گواهی دیگر بر این مدعا است که این فعال مدنی به اعدام محکوم شده تحت بیرحمانه ترین شکنجه های قرون وسطایی قرار داشته است . در این رابطه تشکلات حقوق بشری بین المللی همچون دیده بان حقوق بشر و فدراسیون جهانی جامعه های حقوق بشر و سایر مدافعان آزادی ضمن محکوم نمودن شکنجه این فعال مدنی خواستار رسیدگی به موضوع شکنجه توسط دولت جهوری اسلامی شده اند . امید است این سند مسجل ره گشای حمایتهای بیشتر رسانه ها و افکار عمومی از این قربانی نقض حقوق بشر گردد.
    هموطنان آزاد اندیش میتوانند برای پیگیری و یا اعلام حمایت خود از فرزاد کمانگر و خواست آزادی وی به کمپین نجات وی به آدرس http://www.f-kamangar.hra-iran.org مراجعه نمایند.

    صفحه اول سند:
    به دادستان محترم سنندج
    سلام علیکم
    آقای دادستان ، متهمی هستم که ماههاست در بازداشتگاههای امنیتی وزارت اطلاعات به سر میبرم تا جائیکه بیاد دارم قانون از متهم تقسیم بندی نداشته و متهم با هر اتهامی دارای حق و حقوقی است که در چارچوب قانون تعریف شده است. دادستان محترم کشور نیز چندی پیش در مطلبی در روزنامه ی اطلاعات در مورد “دادستان و نقش او” نوشته بودند که در کنار صیانت از حق جامعه ، دفاع از حق بزه دیده ، حفظ حقوق متهم از وظایف دادستان میباشد بهمین دلیل و با توجه به حقوق قانونی خود ، برخود واجب میدانم که از این طریق شما را از وضعیت خودم بعنوان متهم آگاه نمایم . و پیگیری و شکایت از وضعیت موجود را تا عالیترین مقام قضائی و افکار عمومی حق خود میدانم.
    آقای دادستان ،
    طبق کلیه قوانین کشور(آئین دادرسی ، قانون نگهداری متهم در بازداشتگاههای امنیتی و..) و در راس آنان قانون اساسی (اصل ۳۸) هرگونه شکنجه و اذیت و آزار جسمی ممنوع میباشد اما متاسفانه هرچند پرونده اینجانب در تهران مرحله تحقیقات آن به پایان رسیده و اکنون در شعبه یک دادگاه انقلاب میباشد . اما در تاریخ ۲۷/۶/۸۶ (وروزهای بعد) مورد شکنجه ، اذیت و آزار جسمی ، اهانت ، فحش های رکیک قرار گرفته به گونه ای که ساعتها بیهوش شده و روز بعد جهت مداوای فک و دندانهای آسیب دیده به خارج از بازداشتگاهها جهت مداوا منتقل شدم . هم اکنون نیز عفونت به فک زده و جهت مداوا باید تحت نظر جراح دندانپزشک یا جراح فک و صورت قرار گیرم . اما با وجودی که سلامتی به خطر افتاده کسی پاسخگو نیست . علت آن را هم دستور قاضی پرونده اعلام میکنند !! در حالیکه طبق قانون بازداشتگاه موظف به فراهم کردن امکانات مداوا و درمان متهمان خود میباشد . علی الخصوص مشکل من که مسبب آن رئیس بازداشتگاه می بوده ،
    آقای دادستان : طبق قانون متهم میتواند با خانواده ، وکیل یا مقامات قضائی ذیربط ارتباط داشته و یا مکاتبه کند . ولی متاسفانه هنوز در انفرادی بسر میبرم . ممنوع الملاقات و تلفن با خانواده میباشم اجازه ی تماس با وکیل را ندارم . ممنوع المطالعه می باشم و هر آنچه حق طبیعی یک انسان است از آن محروم میباشم تنها اجازه خوردن غذرا داشته و چند بار دستشوئی رفتن در روز . این در حالی است پرونده من در مرحله تحقیقات نمی باشد و حتی در بازدیدی که شما در روز ۱۹/۷/۸۶ از بازداشتگاه داشتید اجازه ی حرف زدن با شما را به ما ندادند و شما را ندیدیم.
    گویا در بازداشتگاه امنیتی سنندج قانون ، از ما تنهاتر ، مظلومتر و بی کس تر لای پوشه ها گرد و خاک میخورد.
    صفحه دوم سند :
    آقای دادستان ، ایران کشوری است متشکل از ملل و اقوام مختلف و قانون برای همه یکسان است . قانون ، ترک ، کرد ، عرب و فارس را با یک تعرف شهروند و ایرانی میشناسد اما متاسفانه در اینجا در جواب اعتراض های من به موارد نقض قانون و اذیت و آزار جسمی و کتک کاری ، مسئول محترم بازداشتگاه اعلام میکند که قانون تهران با کردستان فرق دارد!! این درحالیست که رئیس جمهور پیشین اعلام میکند : که هیچ کس حق ندارد از کردها خود را ایرانی تر بداند . اما در عمل و در بازداشتگاه اطلاعات سنندج گویا قانون و ایرانی بودن تعاریف دیگری دارد.
    نگرانی من نه از ماهها حبس غیرقانونی در انفرادی است . بلکه اگر معیار برخورد با متهم قانون است و در دادگاه نیز طق قانون محاکمه میشود . این خواست زیادی نیست که با ما بر اساس قانون و مانند یک انسان برخورد شود . توهین و شکنجه جسمی و روحی در قانون و تعالیم اسلام جایی ندارد . آنچه در بازداشتگاه امنیتی اطلاعات سنندج به چشم میخورد غرض ورزی و اعمال سلیقه های شخصی می باشد ، که در نهایت تاثیر منفی بر متهم و جامعه خواهد داشت . اینگونه برخوردهای خشونت آمیز و بدور از هرگونه قانونی ، جایی در دنیای امروز ندارد.
    آقای دادستان :
    ضمن تقاضای رسیدگی و برخورد قانونی با وضعیت بازداشتگاه سنندج امیدوارم از این بعد شاهد اعمال غیر قانونی در بازداشتگاه نباشیم. دیگر متهمی مجبور نشود برای مکاتبه با شما برروی “سفره نانش” نامه بنویسد . در پایان باردیگر یادآور میشوم . چون طبق قانون و موازین شرع اسلام هرگونه شکنجه ممنوع بوده و شکنجه پایمال کردن ارزشهای والای انسانی میباشد پیگیری وضعیت خود و شکایت از مسببین شکنجه خود را حق مسلم و قانونی خود میدانم و هرگونه مسئولیت در مشکلات جسمی و به خطر افتادن سلامتم را بازداشتگاه اطلاعات و کسانی که از وضعیتم اطلاع یافته اند میدانم . در صورت ادامه ی فشارها و اذیت و آزارهای جسمی و روحی هر اقدامی را در جهت رسوا کردن قانون شکنان و ناقضان حقوق بشر حق طبیعی خود میدانم .

    فرزاد کمانگر � بازداشتگاه امنیتی اطلاعات سنندج
    راهرو دوم � سلول چهارم

    ۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۱۲:۲۳


  • ۲۴م اسفند ۱۳۸۶ - زندانی :

    پیمان, تنها اراذل و اوباشی که وجود دارند در ایران همین نیروی انتظامی و پاسدار بسیجی امثالهم هستند و وابستگانشون.
    نه این قربانیان جامعه سرمایه داری که معتاد یا در فقری بسرمیبرند که خود رژیم مسببش هست و به هر بهانه ای هم میگیرندشون و ضرب و شتمشون میکنند شکنجه و حلق آویزشون میکنند
    این رژیم اینقدر جنایت کرده که با پاک کردن این فیلم از این سایت دست خون آلودش که بهترین فرزندان این مرز و بوم را کشته پاک نخواهد شد .
    در ضمن این فیلم ساختگی نیست واقعیت یکی از جنایات از صد هزاران جنایت رژیم میباشد و نمونش فراوان هست و در تاریخ ثبت شده.
    مطمئن باش اگر کسی به خواهر مادرت تجاوز کنن این جوونها که زیر یوغ استبداد به اسارت میگیرنشون و اینطور شکنجه و یا اعدامشون میکنند نیستند بلکه خود پاسدار بسیجی یا نیروی انتظامی هستند که دخترها را در زندانهای مخوف و سلاخخانهای رژیم بهشون تجاوز کردند که باکره نباشند و بعد اعدام کردند بنا به فتوای ولایت فقیه در بهشت و بروی آنان ببندند
    اگه یک ذره انصاف عدالت در وجودت بود و وجدان داشتی جنایات ۳۰ سال رژیم را نادیده نمیگرفتی
    بفرما اینم فیلم دیگه حالا باز هم بگو ساختگی هست !http://www.youtube.com/watch?v=M۲cFYbzp۹۸Q&feature=related

    http://www.youtube.com/watch?v=f۲cdUp۰۰rWc&feature=related

    http://www.youtube.com/watch?v=M_fnALLy۰NA&feature=related

    http://www.youtube.com/watch?v=l۷ByQIJhQ۶A
    http://www.youtube.com/watch?v=J۵aGhqf۶WKY&feature=related

    http://www.youtube.com/watch?v=jbxgX-Y۶ux۴&feature=related
    http://www.youtube.com/watch?v=outci۳eWQsE&feature=related

    in nemonehashe bebin peyman tof be gheyratet peyman


  • ۲۴م اسفند ۱۳۸۶ - مهران :

    بازداشتگاه ۳۳۶
    آنها که اجازه زنده ماندن می گیرند
    از اینجا به اوین منتقل می شوند!
    کامل ترین و مدرن ترین تجهیزات شکنجه دراینجا متمرکز است

    بخش پنجم از گزارش بازداشتگاه های مخفی در جمهوری اسلامی

    حتی اگر فرد بازداشتی بر اثر مدت زمان طولانی و یا فشارهای روانی دیوانه شود نیز به مرکز روانی و درمانی منتقل نمی شود، بلکه او را به سالن دیوانگان در همین بازداشتگاه منتقل می کنند. هستند کسانی از میان سران نظامی و سپاهی و یا روحانی که مدت های طولانی بدون هیچگونه تغییری در پرونده شان در این بازداشتگاه نگهداری می شوند. جنازه آیت الله میلانی از همین بازداشتگاه بیرون آمد، سعید امامی نیز درهمین بازداشتگاه خودکشی شد و زنش درهمین بازداشتگاه شکنجه و بازجوئی شد که بخشی از فیلم این شکنجه به خارج از زندان راه یافت.

    بازداشتگاه ۳۳۶ ساحفاجا که تحت نظارت “اطلاعات رهبری” مدیریت می شود از امکانات و حریم خارق العاده ای برخوردار است و در انتهای خیابان فاطمی یکی از کوچه های روبروی بیمارستان امام خمینی و پشت ساختمان اصلی دژبان مرکز در داخل پادگان دژبان واقع شده است. این بازداشتگاه شامل ۶ ساختمان ۳ طبقه است که هر کدام دارای حیاط مستقل می باشند.

    در هر طبقه ۲۶ انفرادی وجود دارد که در مجموع در هر یک از این ساختمانهای ششگانه بازداشتگاه ۷۸ انفرادی وجود دارد. در هر یک از این ساختمانها که واحد نام دارد یک بند عمومی وجود دارد و مجموعه بازداشتگاه ۶ بند عمومی دارد. در یک مجموعه مستقل در بازداشتگاه ۳۴ اتاق بازجویی در ۲ طبقه وجود دارد. ۱۷ اتاق در بالا و ۱۷ اتاق در پائین. ۳ اتاق شکنجه مجهز وجود دارد که در آنها بنا به مدارج شکنجه اعمال شونده تجهیزات وجود دارد. اتاق شکنجه های ابتدائی تا اتاق شکنجه های مدرن و حرفه ای و الکترونیکی و حتی در مجموعه اتاقهای شکنجه چند سلول با نام سیاه چال نیز وجود دارد که در اتاق شکنجه های ابتدائی اکثرا شکنجه های فیزیکی و ابتدائی در حد همان فلک کردن و کابل و تسمه زدن و از پشت دستبند زدن و آویختن استفاده می شود ولی در اتاق شکنجه مدرن تمام تجهیزات مدرن شکنجه در سطح دنیا توسط مامورین دوره دیده شکنجه گری استفاده می شود و می توان گفت حرفه ای ترین افراد متخصص در امور شکنجه در بازداشتگاه ۳۳۶ وجود دارند.

    در اتاقهای شکنجه از انواع و اقسام تجهیزات شکنجه مثل شوکهای الکتریکی و پرتاب کننده یون مثبت و منفی به طرف متهم تا شلاق زنها و ماتوم زنهای قابل تنظیم که شدت ضربات و تعداد ضربات درآنها مشخص است و همچنین تجهیزات دیگری که در حین شکنجه می توان با آنان وضعیت فرد تحت شکنحه را مورد ارزیابی قرار داد.

    در این بازداشتگاه اکثرا متهمین امنیتی و سیاسی و جاسوسی و نظامی را که خصوصا مرتبط به ارتش باشند نگهداری می نمایند. البته بنا به اهمیت این بازداشتگاه و نظارت کامل سران حکومتی بر آن این بازداشتگاه نقطه آخر تمام بازداشتگاههای مرتبط به امنیت ملی است و در مواردی حتی افراد صاحب منصب لشکری و کشوری و امنیتی را که سایر مراکز امنیتی و نظامی و انتظامی قادر به بازجوئی و نگهداری آنها نیستند و باید تحت قرنطینه اطلاعاتی بازداشت و یا نگهداری شوند به بازداشتگاه ۳۳۶ منتقل می نمایند.

    در این بازداشتگاه مدت زمانی خاص در جهت نگهداری افراد تعریف و تفسیر نمی شود. تمام امکانات نگهداری متهمین در تمام وضعیت ها چه طولانی و چه کوتاه مدت وجود دارد.

    حتی اگر در این بین بر اثر مدت زمان طولانی ویا فشارهای روانی فرد تحت بازداشت و بازجویی دیوانه شود نیز این مسئله باعث انتقال فرد بازداشتی به مرکز روانی و درمانی نمی شود و این مورد خاص را نیز با در نظر گرفتن و وجود سالن دیوانگان حل نموده اند و افرادی در دیوانه خانه بازداشتگاه ۳۳۶ هستند که سالیان سال بدون هیچگونه تغییر ماهیتی در وضعیت پرونده شان نگهداری می شوند. حتی اگر تا پایان عمرشان طول بکشد و قانون مصونیت دیوانه از مجازات در این بازداشتگاه و در مورد دیوانگاه آن صدق نمی کند. البته اکثر این دیوانه شدنها و از دست دادن مشاعیر در بین بازداشتی های بازداشتگاه ۳۳۶ بر اثر بازجوئی های سنگین و پی در پی است که آخرش به دیوانگی و جنون متهم می انجامد. حتی علیرغم دیوانه شدن متهین حق ملاقات و دیدار خانواده های آنان را نیز تحت این شرایط نمی دهند و در تنها نقطه ای که با دستور متولیان بازداشتگاه و کارشناسان پرونده ملاقات انجام می شود در حضور مامورین در دادسرای نظامی است.

    در بازداشتگاه ۳۳۶ همه نوع سلول و انفرادی و عمومی و سوئیت وجود دارد. سلولهای انفرادی از سلول ۴۰ سانتی متری که متهم در آن سرپا نگهداری می شود شروع شده تا انفرادی ۳- ۴ که هر کدام از این نوع انفرادی برای افراد و مراحل خاص بازجویی تعریف و تعیین شده و بسته به موضوعیت پرونده و همکاری و یا مقاومت متهم دارد.

    شاید بتوان گفت این بازداشتگاه خاص در سراسر ایران تنها بازداشتگاهی است که غذای تک تک افراد و وعده غذای آنها تعریف شده است و دلیلی ندارد که تمام متهمین از یک منو غذای تهیه کنند و بازجوها و کارشناسان فوق متخصص و دوره دیده تعیین می کنند که فرد چگونه تغذیه شود. از برخورداری از تغذیه بسیار ضعیف و فقیرانه در حد فقط زنده ماندن تا مطلوب ترین نوع غذا که البته در مواردی اعتصاب غذا و یا آب یک طرفه نیز در مورد متهمین اعمال می شود و جیره بازداشتی را مدت محدودی آنهم با نظر فنی کارشناسان بازجوئی قطع می کنند.

    هرازگاهی عمدا بازداشتی را برای در هم شکستن بدون چشم بند از محوطه اعدام که در آن بر روی یک میله افقی چندین طناب آماده برای اجرای اعدام وجود دارند می گذرانند و یا با چشم های بسته از میدان اجرای تیرباران صوری می گذرانند و یا حتی در مواردی خود متهم را برای زجر کش کردن به طور صوری اعدام و یا تیر باران می کنند.

    البته همه این نوع شکنجه ها به غیر از استفاده از انواع داروها و مواد شیمیایی در مراحل اخذ بازجوئی توسط بازجوهاست که در این نوع بازجوئی ها با استفاده از داروهای خاصی شخص را وادار به اقرار و تسلیم شدن در برابر خواسته بازجوها مبنی بر همکاری می کنند که البته در مواردی از داروهای روانکاو و در مواردی دیگر از داروهای خواب آور استفاده می کنند و بر خلاف تاثیرات دارو اجازه خواب به او نمی دهند و برای فشار هر چه بیشتر گاهی اوقات تا روزهای متمادی در همین وضعیت شخص را نگاه می دارند و فرد تحت بازجویی تا مرحله مرگ و اغما پیش می رود که البته لحظه به لحظه این نوع بازجوئی تحت کنترل بازجوهای فوق حرفه ای ثبت و ضبط و کنترل می شود و قبل از پاره شدن رشته حیات متهم هرازگاهی در وضعیت بیهوشی و یا نیمه بیهوشی اجازه تجدید قوا برای ادامه شکنجه و بازجویی به متهم می دهند.

    در مورد متهمین مقاوم در برابر خواسته های بازجوها حتی هفته ها رخ می دهد که فرد تحت بازجویی را که طبق قوانین بازداشتگاه ۳۳۶ فقط شبها بازجویی می کنند علیرغم قوانین جاری بازداشتگاه مبنی بر بازجویی در شب در روز هم با تعویض مامورین به طور مداوم و شبانه روزی تا مرحله در هم شکستن متهم و اخذ اطلاعات کار را پیش می برند که البته استفاده از تمام گزینه ها بدون تردید در دستور کار بازجوها وجود دارد. حتی اگر شکستن و خرد کردن مرحله به مرحله دستها و پاها و انگشتان و زانو و دنده ها و فک و کتف و لگن متهم باشد و یا تزریق پی در پی زیر پوستی و یا عضلانی آب مقطر به نقاط مختلف بدن مثل کف پا و عضلات پهلوها و مچ دست و یا لثه ها که اگر کفاف نداد مواد شیمیایی خاصی را جایگزین آن می کنند و با تزریق آن و درد حاصله فرد را تا مرحله مرگ و یا اقرار پیش می برند.

    بازداشتگاه ۳۳۶ ساحفاجا تنها بازداشتگاهی است که بر اثر نظارت افراد رده بالا و خاص در امور آن مامورین اجازه دارند که برای هرچه سریعتر رسیدن به نتیجه در تحقیقات و بازجوئی ها از خانواده متهمین بازداشتی بهره برداری احساسی نمایند. که در این موارد تمام و یا عده ای از اعضای خانواده متهم را که بیشتر از همه در مورد آنان حساسیت دارد و یا دلبستگی دارد می آورند و جو شکنجه و رعب و وحشت و تهدید برای خانواده اش ایجاد می کنند و متهم را تا مرحله ای پیش می برند که بر اثر اینگونه فشارها خرد شود و تخلیه کامل اطلاعاتی گردد و در این بین بازداشت غیر قانونی همسر و دختر و مادر و خواهر و یا برادر و پدر و دوست و آشنا فرقی نمی کند بلکه مهم این است که از این راه” بازجوئی به نتیجه برسد و چه کسی و به چه میزان صدمه می بیند و یا این اعمال نقض قانون و حقوق بشر است اصلا مهم نیست.

    البته در داخل محدوده بازداشتگاه امکانات مدرن و مجهز پزشکی و بهیاری و احیاء نیز وجود دارد که برای مواقع اضطراری همچون مواقعی که فرد بازداشتی بر اثر فشارهای روحی و روانی و جسمی دچار آشفتگی می شود و اقدام به انتحار و خودکشی می نماید “یک تیم مجهز و مجرب خدمات پزشکی هر لحظه در شبانه روز آماده رسیدگی به مسئله رخ داده بر مبنای دستورالعملی پیشاپیش صادر شده در مورد متهم می باشند که اگر دستور احیاء و رسیدگی و بازگرداندن متهم و بازداشتی انتحار و خود کشی کننده باشد که تمام تلاش خود را بر مبنای آن دستورالعمل انجام می دهند و اگر دستور بی تفاوتی صریح در مرگ در حین خودکشی باشد که اقدام خاصی انجام نمی دهند و در مورد نجات شخص اقدامی هم نمی کنند.

    در بازداشتگاه ۳۳۶ تمام شگردهای قدیمی و جدید و مدرن و پیش پا افتاده در نحوه برخورد و یا بازجویی و یا حتی معدوم و سر به نیست کردن متهم بازداشتی به کار گرفته می شود. خواه این سربه نیست کردن از طریق القاء خودکشی به عنوان آخرین راه نجات از شکنجه به متهم باشد و یا اینکه متهم را با مرگی سریع و آشکار و به هدف مقتول کردن بکشند و یا اینکه با در نظر گرفتن موقعیت زمانی و ماهیت شخصیتی فرد مورد نظر در مورد اعمال مرگ محرمانه تصمیم بگیرند که آن هم ترفندهای خاص خود را در این بازداشتگاه مخوف دارد. از مبتلا کردن فرد به انواع بیماریهای خاص و لاعلاج تا تزریق و یا خوراندن انواع سموم مرگ آور زمان بندی شده که فرد را در مسیری ظاهرا طبیعی به طرف مرگی تدریجی و فتنه گرانه و برنامه ریزی شده سوق می دهند . از موارد مورد بحث و آشکار این اعمال که در مورد آن مباحث بسیاری بر مبنای مدعیات و مدعیان اظهار می شود و در بازداشتگاه ۳۳۶ رخ داده قتل آیت الله میلانی و قتل سعید امامی است که البته حرفهای بسیاری دیگر نیز وجود دارد در مورد رخدادهایی که در مورد سعید امامی و همسر او در این بازداشتگاه رقم زده شده و رخ داده که بخش کوچکی از تصاویر شکنجه ها و بازجوئیهای آنان در سطح جامعه پخش و منتشر شد که صد البته قتل و معدوم کردن امثال آنان زدن مهر سکوت و گذاشتن سرپوشی امنیتی بر هزاران جنایت رخ داده در دخمه هایی مانند بازداشتگاه ۳۳۶ در طی سالیان سال پس از انقلاب است.

    البته نباید فراموش کرد که برای افراد مهمی که در این بازداشتگاه به طور محرمانه نگهداری می شوند و در بین آنها افراد صاحب منصب و بسیار مهم و حتی اتباع خارجی وجود دارند محدوده خاص و فوق سری و قرنطینه شده ای از نظر اطلاعاتی ایجاد شده که در آن محدوده اتاقها و یا همان سوئیت های مبله با تمام امکانات وجود دارد که حتی مامورین شاغل نیز بدون دستور افراد عالیرتبه بازداشتگاه حق نزدیک شدن به آن سوئیت ها و اتاق ها را ندارند چه برسد به اینکه بدانند در آنها چه کسانی هستند و یا چرا نگهداری می شوند.

    در نهایت در مورد این بازداشتگاه اینکه اگر فردی در طی بازداشت در این بازداشتگاه کشته نشود و به هزاران حلقه مفقوده قتلهای زنجیره ای نپیوندد و جان سالم به در ببرد اگر قرار بر این شود که پس از مدتی به سر کار بازگردد و همکاری کند به زندان و یا بازداشتگاه امنیتی با درجه پائین تر امنیتی و یا بازداشتگاه حشمتیه منتقل می شود و اگر قرار به اخراج باشد برای تحمل دوران محکومیت در صورت صلاحدید و با اخذ تعهد به سکوت به زندان اوین منتقل می شود و می توان گفت بازداشتگاه ۳۳۶ ساحفاجا در راس هرم بازداشتگاههای امنیتی سراسر ایران قرار دارد.

    مقر اصلی هدایت بازداشتگاه ۳۳۶ در ساختمان زنبوری دادستانی نظام واقع است.


  • ۲۴م اسفند ۱۳۸۶ - مهران :

    گزارشی از بازداشتگاه های مخفی
    بهشت و جهنم
    در دو بازداشتگاه بند ۲۰۹
    خانه تک طبقه “ربابه” در حیاط اوین محل نگهداری افراد بسیار خاص است!

    ضرب وشتم و شکنجه و استفاده از شوک از عادی ترین اعمال در بند ۲ الف است. بازداشتی های این بند عمدتا مرتکبین جرائم امنیتی و سیاسی در سپاه پاسداران می باشند. آنها وجود خارجی ندارند و هویت آنها در رایانه زندان ثبت نمی شود و وجودشان در بازداشتگاه رسما اعلام نمی گردد. در این بند تمام مامورین ۲ عضویتی هستند. هم در سپاه و در وزارت اطلاعات هستند و در یک مدار گردشی بین بازداشتگاه ۲۰۹ و ۲ الف و بازداشتگاه امنیتی رجایی شهر و ۶۶ سپاه و ۵۹ سپاه در حالت خدمت هستند. اتاق شکنجه این بند بسیار مدرن و مجهز است و در قسمت زیرین بند، که در آن حتی اعدام و تیرباران مصنوعی نیز انجام می شود.

    هیچ شخصی غیر از پرسنل و متهمین، حتی عالی رتبه ترین مقامات حق ورود به محدوده بازداشتگاه ۲۰۹ را ندارند. اکثر متولیان امور بازداشتی ها بالای ۵۵ سال سن دارند و دارای نسبت های فامیلی باهم. حتی برای خالی نماندن جایشان پسران بیست سال به بالای خود را برای جانشینی درکنار خویش آموزش میدهند.

    بند ۳۲۵ و ۵۰۰ الف ویژه روحانیت است. در اینجا بازداشتی ها برای خود یک اتاق اختصاصی با تمام امکانات دارند که در زمان رفتن به مرخصی های طویل المدت با قفل در آنها را می بندند. به گفته روحانیون این بندها، آوردن و استعمال مواد مخدر بطور مطلق آزاد است و بهمین دلیل بیش از ۷۰ در صد متهمین ویژه روحانیت تریاکی اند.

    بند ۲۰۹ اوین بازداشتگاهی نسبتا سری در زندان اوین است. این بازداشتگاه از ساختمان هائی ساخته شده در دوران قبل از انقلاب است . در قسمت پشت، بهداری زندان اوین و جنب آشپزخانه و بند نسوان قرار دارد و از بازداشتگاههای آموزشگاه قابل رویت است.

    در قسمت روبروی آن، قسمت نانوایی زندان اوین واقع شده است و انتهای آن به محدوده بند ۳۵۰ امنیتی و کارگری ختم می شود.

    این مجموعه ساختمانی ۲ طبقه با آجرهای قرمز فشاری است که کانالهای پوشیده شده از پشم شیشه و فویل آلومینیومی آنرا از سایر ساختمان ها مجزا می سازند. دارای ۲ درب ورودی در قسمت جلو می باشد. درب کوچک که دارای آیفون و سیستم مدار بسته تصویری است قسمت ورود متهمین و درب دیگر احتمالا محل ورود پرسنل اجرایی و عملیاتی در آن مجموعه است.

    هیچ شخصی به غیر از پرسنل و متهمین این بند امنیتی حتی عالیترین مقامات حق ورود به محدوده بازداشتگاه ۲۰۹ را ندارند و فقط و با دستور متولیان رده بالای ناظر بر این بازداشتگاه حق دیدار را دارند که آنهم در موارد بسیار استثنایی چنین اتفاقی می افتد.

    قبل از ورود از همان جلوی درب که وارد سالن باریک بازداشتگاه ۲۰۹ می شوید با چشم بند های طوسی رنگ چشم هایت را می بندند. وارد محیط می شوی سریعا چند نفر به سراغ فرد بازداشتی می آیند و تمام لباسها و لوازم شخصی را از ریز و درشت به همراه پول تحویل می گیرند و مبلغ کمی از پول را در اختیار فرد می گذارند.

    فرمهایی در اختیار فرد بازداشتی می گذارند تا تمام مشخصات خود را بنویسد. در همین حین یک پیراهن و یک شلوار و یک بلوز دوخته شده از پارچه (اخیرا) سرمه ای رنگ راه راه را تحویل بازداشتی می دهند، به همراه یک عدد صابون و یک شامپوی کوچک و یک خمیر دندان و مسواک بسیار ارزان قیمت و یک حوله کوچک و یک حوله متوسط و بعد روی یک صندلی می نشانند و بنا به دستور کارشناسان امنیتی، محل نگهداری در بازداشتگاه تعیین می شود. البته قبل از ورود به سلول فرد را به صورت لخت مادرزاد معاینه می کنند و دارا بودن بیماری خاص و درد جسمی را می پرسند و آثار و علائم خاص بدن را یادداشت می کنند و اگر در مراحل دستگیری آثار ضرب و شتم زخم و کبودی وجود داشته باشد یادداشت و صورتجلسه می شود و بر روی تصویر یک فرد که بر روی کاغذ کپی شده محل صدمات را علامت می زنند و آخرین سوال این است که داروی خاصی مصرف میکردی و یا سیگاری هستی و یا اعتیاد داری؟

    پس از اتمام همه این مراحل فرد بازداشتی به محل در نظر گرفته شده منتقل می شود. وضعیت فیزیکی محیط این چنین است که در راهرو ورودی در سمت چپ و راست اتاقهایی وجود دارد که درب اول سمت راست دفتر رئیس بازداشتگاه و درب روبروی آن اتاق مهمانها و اتاق بازجویی و اتاق کنفرانس و جنب آن اتاق کنترل دوربین ها و اتاق استراق سمع که همیشه و در همه لحظه افرادی به طور شبانه روزی پشت این دستگاهها هستند و گفته ها و شنیده ها و حرکات بازداشتی ها را در هر مکانی کنترل می کنند .

    انتهای این سالن باریک که در قسمت هم کف است یک راه پله به طرف بالا و یک راه پله به طرف پایین و یک راهرو به سمت راست می رود که البته در فاصله این سه راهرو یک آسانسور وجود دارد که به طبقه پایین می رود. در این مجموعه به طور کلی کسی حق نداشتن چشم بند ندارد و به طور مطلق تمام بازداشتی ها باید چشم بند داشته باشند و با مراقب جا به جا شوند.

    حرف زدن و یا سر و صدا کردن و با سلولهای دیگر تماس برقرار کردن به طور کلی ممنوع و باعث برخورد شدید می شود.

    بهداری در طبقه بالا و مسیر سمت چپ راهرو قرار دارد که یک اتاق پزشک و یک تخت و مقداری تجهیزات پزشکی دارد و چون دقیقا بازداشتگاه ۲۰۹ در فاصله کمتر از ۲۰ متری بهداری تقریبا مجهز زندان قرار دارد زیاد مسئله بهداری داخلی مهم نیست.

    البته در مواقع بسیار اضطراری متهمین به بهداری زندان فقط در جهت معاینه و مسائل اورژانسی منتقل می شوند و سریعا به محدوده ۲۰۹ باز گردانده می شوند. حتی برای مراجعه نکردن به خارج از بازداشتگاه برای جراحی و کشیدن دندان و یا مسائل مشابه که برای فک و دندان بازداشتی ها رخ می دهد یک اتاق مجهز به ادوات دندانپزشکی وجود دارد. یک پزشک عمومی رسمی وزارت اطلاعات مسئول کنترل کل مسائل مربوط به امور افراد بازداشتی است و چندین بهیار و پرستار در کنار او.

    هیچگونه محدودیت بودجه و دارو و امکانات و اعزام و مامور و نقل و انتقال و یا فشار روانی بر اثر کمبود نفرات در بین کارکنان بازداشتگاه ۲۰۹ وجود ندارد. هیچگونه نامی از ماموران برده نمی شود و چه بازداشتی و چه مامورین با شماره خاصی فراخوانده می شوند.

    اکثر متولیان رسیدگی به امور بازداشتی های وزارت اطلاعات که در ۲۰۹ اند افرادی دارای سنین بالای ۵۵ سال اند که حتی در بین آنها افراد نزدیک به ۷۰ سال سن نیز دیده می شوند که سالیان سال در اماکن خاص امنیتی مثل ۲۰۹ خدمت کرده اند و البته جالب ترین مسئله این است که کارکنان این بازداشتگاه نسبت های فامیلی نزدیک با هم برقرار کرده اند و برای خالی نبودن جایشان پسران بیست سال به بالای خود را در حال آموزش دادن وضعیت کارآموزی در کنارشان دارند.

    محل اقامت متهمین بازداشتی در ۲۰۹ به ۵ بخش تقسیم می شود.

    انفرادی مطلق که یک اتاق کوچک با عرض تقریبی ۱ متر و طول ۲ متر است و هیچ گاه امکاناتی در آن قرار ندارد به جز ۲ عدد پتو و موکت کف آن.

    انفرادی دارای دستشویی و توالت فرنگی که در آن نیز موکت کف و ۲ عدد پتو قرار دارد و عرض آن ۱ متر و طول آن ۵/۲ متر است.

    در سوئیت تک نفره و ۲ نفره که اتاق های ۵ متری و ۶ متری است با نظر کارشناسان و سرتیم های بازجویی کننده امکانات داده می شود که البته در آن دستشویی و توالت وجود دارد و امکانات یخچال ۷ فوت و تلویزیون طبق دستور داده می شود.

    سوئیت های سوپر لوکس که برای اتباع خارجی و افراد فوق سرشناس و دردسر ساز امنیتی از نظر اصحاب رسانه ای و افکار عمومی جهان، تدارک دیده شده و از امکانات یخچال و تلویزیون و دستشویی و حمام برخوردار است و افرادی چون کیان تاجبخش درآنجا نگهداری می شدند.

    و در آخر قسمت بندهای عمومی که اتاقهای دارای ظرفیت ۶ الی ۱۶ نفر هستند که بنا به گفته ها ۳ تا ۴ بند عمومی در ۲۰۹ وجود دارد و تعداد زیادی انفرادی در تمام طبقات که با دربهای میله ای در جلو محدوده ها مشخص می شوند.

    هر قسمت و واحد دارای افراد خاص خود می باشند و می توان به راحتی گفت هر مجموعه انفرادی در طبقات دارای ۳ مراقب ۲۴ ساعته می باشد که البته این افراد به غیر از مسئولین و متولیان صاحب امر هستند که راسا نظارت می کنند و تقریبا در هر طبقه چیزی حدود ۱۰ نفر مدام در سالن هستند که در صورت رخ داد خاصی در روز سریعا به متولیان بازداشتگاه خبر می دهند و مطالبات و خواسته ها و نامه بازداشتیها را می رسانند و یا تقاضای پزشک و غیره را اعلام می کنند و در صورت حادثه مسئله را به دفتر نماینده دادستان در ۲۰۹ که اتاقش در کنار اتاق استراق سمع است ارجاع می دهند.

    اکثر مامورین انفرادیها پیر مردهای پر حوصله هستند و درب انفرادیها را برای دستشویی باز می کنند. هر ۳ روز یکبار استحمام آزاد است. بازداشتیهای مستقر در بندهای عمومی در هفته ۳ جلسه به مدت نیم ساعت به حیاطی حدودا ۱۰۰ متر که سقف آنرا میله و شیشه پوشانده منتقل می شوند که البته حیاط و محدوده آن و نفرات حاضر در آن از طریق دوربین های فوق مدرن کنترل می شوند.

    البته سقف شیشه ای حیاط متحرک و دارای متورهای برقی می باشد که به راحتی می توانند شیشه ها را کنار بزنند و آفتاب مستقیم بتابد و هوا در حیاط جریان پیدا کند.

    به غیر از اتاقهای بازجویی که در طبقه بالا به تعداد ۴ اتاق هستند، اکثر اتاقهای بازجویی در قسمت همکف واقع شده است. در مواردی همزمان، شاید دهها نفر در حال بازجویی هستند که البته بازجوها از افراد لیسانس به بالا حداقل در موارد استخدامی دهه گذشته انتخاب شده اند و دوره های خاص بازجویی را در کشورهای دارای کلاس بالای امنیتی سپری نموده اند. بازجویی های سخت را هم که نیاز به دانستن زبانهای خارجی دارد در مورد اتباع خارجی بازداشتی انجام می دهند.

    البته در این بین متهمین زن و فعال سیاسی و روزنامه نگار و خبرنگار و یا مدافع حقوق بشر و یا فعال حزبی و گروهی و فرقه ای نیز وجود دارند که آنها در یکی از بریدگی های خاص و محدوده های کم ترددتر بازداشتگاه نگهداری می شوند در ضمن در بین دهها انفرادی و سوئیت و بند عمومی اتاقهای خاص اسفنجی نیز وجود دارد که در آن به هیچ وجه فرد بازداشتی در صورت از دست دادن تعادل روانی نمی تواند به خود صدمه ای وارد کند و اکثر اوقات به عنوان اتاق بازجویی دارای عایق صدا مورد استفاده قرار می گیرد و در آنها به طور رسمی متهم بازداشتی را نگه نمی دارند.

    اکثر بازداشت شدگان دادستانی ها و تیمهای عملیاتی وزارت اطلاعات در سراسر کشور را که در بازداشتگاه ۲۰۹ به سر می برند نسل دوم و نسل سوم فعالان و بازداشتیها و زندانیان سیاسی پس از انقلاب ۵۷ تشکیل می دهند که با توجه به میزان آگاهی و دسترسی این نسل از مبارزان و فعالان و دانشجویان سیاسی به رسانه های داخلی و خارجی و نهاد های حقوق بشری و افشاگری های قربانیان وقایع رخ داده در مورد بازداشتیهای نسل اول زندانیان سیاسی دست به دست هم داده که دیگر اصحاب اطلاعاتی و عملیاتی و دادستانی با درنظر گرفتن موقعیت و بهره زمانی کمتر بتوانند از قدرت سرکوبگرانه و زنده بگورانه در مورد متهمین و بازداشتیهای این چنینی بهره ببرند، خصوصا اینکه با بازداشت سران وزارت اطلاعات در مقوله قتلهای زنجیره ای و مرگ خانم زهرا کاظمی دیگر پشمی به کلاهشان باقی نمانده مگر اینکه متهم و بازداشتی آنقدر بی کس و کار و بی صاحب و تنها باشد که عقده دلشان را سر او خالی کرده و یا بکشندش و یا اعدامش کنند.

    در فعل حال وضعیت سلولهای انفرادی مخصوصا طبقه بالا به این شرح است که از طریق شیشه پنجره بالای اتاق که در ارتفاع بسیار بالا قرار دارد نور به داخل سلولها می آید.

    می توان گفت واقعا در انفرادی باتوجه به وضعیت فیزیکی آن اقداماتی مانند: حلق آویز شدن و اقدام به خودکشی در میان بازداشتیها به صفر رسیده است چون هیچ آویز و امکانات و ابزاری وجود ندارد.

    در جلوی پنجره ای که نور از آن عبور می کرد یک نوع فنس توری ریز وجود دارد که درفاصله ۲۰ سانتی متری از آن میله های عمودی محافظ و در فاصله ۵ سانتی متری از آن شیشه پنجره که همه اینها در ارتفاع بالای ۳ متر از سطح انفرادی است که البته در بعضی از انفرادی ها فرق می کند و در آنها فنسها و تورها باز شده و به جای آنها از ورقه های فلزی که از دهها نقطه سوراخ شده اند در سلولها استفاده گردیده که میزان ورود نور را به نصف می رساند.

    تجهیزات مداربسته و استراق سمع در بعضی از سلولها و انفرادی ها و سوئیت ها نصب است و می توان گفت در محدوده داخلی ۲۰۹ تقریبا نقطه کور از دید دوربین ها وجود ندارد و اگر چنین جایی باشد احتمال آن کمتر از ۱ درصد است و اما اگر رخدادی دور از دید دوربین ها در سلولها رخ دهد نه از جهت کارکشتگی بازداشتیهاست بلکه از این بابت است که در تمام مشاغل وقتی خیالها از مسائل آسوده شد هر قدر هم مهم باشند دستخوش راحت طلبی و فرمالیته کاری می شوند و ۲۰۹ نیز از این قاعده مستثنی نیست.

    مامورین بر مبنای سیاست تعریف شده روز که به آن دیکته می شود با متهمین بازداشتی برخورد می کنند اگر دستور داده شود فحش بده همانکار را می کنند و اگر دستور بدهند دایه مهربانتر از مادر باش باز همان کار را می کنند و برخوردهایشان هیچ ارتباطی به ذات و سلیقه شخصی ندارد.

    امروز در روزگار فعلی ۲۰۹ دیروز نیست که افراد را بی نام و نشان بیاورند و بی نام و نشان سلاخی و معدوم کنند و سالیان سال در دخمه ها بپوسانند. امروز مسئولین نیز درک کرده اند که کوچکترین تغییری در موقعیت یک متهم بازداشتی در کمتر از چند دقیقه از طریق اصحاب رسانه و مراکز حقوق بشری کنترل و نشر و پیگیری می شود.

    امروز دیگر روز اعدام کردن و زنده به گور کردن و تیرباران کردنهای مخفی و سلاخی کردن در سلولها نیست. امروز شاید دیروز افرادی مثل: کمالی ها و بهمن نادری پورها باشد و شاید روزهایی مجددا تکرار شود و آنروز روز سختی خواهد بود و چون آگاهی عوامل اطلاعاتی بیشتر از سایرمامورین در نهادهای نظامی و انتظامی و امنیتی است به خاطر همین کمتر این افراد خود را در تیررس اتهامات قرار می دهند و با اتکاء به اینکه نسل سوم مبارزین و فعالان سیاسی پرورش یافتگان چند دهه اخیر هستند و اکثرا بر اثر کاستیهای اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی مخالف نظام گردیده اند و به مانند نسل اول مبارزین چه دوران پهلوی و چه دوران اوایل انقلاب دارای ایدئولوژی محکم و تعریف شده نیستند و احتمال سست کردن اهداف و انگیزه های آنان آسان تر است با ایجاد فضای مصنوعی و محدود احیاء حقوق متهم بازداشتی سعی در انحراف افکار بازداشتیها در این بازداشتگاه را دارند تا تبدیل به پایگاه تبلیغاتی آنان درمورد نوع برخوردشان با متهمین باشد، که صد البته چون تقریبا تنها بازداشتگاه امنیتی شناخته شده و در حد بین المللی در ایران این نهاد شناخته شده با انگیزه های فریبکارانه افراد را منحرف می کنند و از فرهنگ رفتاری خاص و ریاکارانه ای که تعریف شده است تبعیت می کنند مثل گفتن: بله” بفرمایید” چه می خواهید” با چه کسی کار دارید” آیا گرسنه هستید” آیا بیمار هستید” و… می خواهند مبارزان و فعالان سیاسی را با تغذیه مطلوب بخرند. با نظارت و کنترل اجازه مکالمه تلفنی می دهند، اجازه دیدار و ملاقات با خانواده می دهند، کتاب های هدفمند در اختیار بازداشتی ها می گذارند، آنان را به صورت ماهرانه در کنار متهمین خاص و یا نرم شده و یا متزلزل و یا حداقل هم راستا قرار می دهند. تحقیقات و کند وکاوهای ایدئولوژیک در مورد اهداف و تفکرات افراد می کنند و جلسات پی در پی در مورد بازداشتی ها برگزار می کنند و با طراحی نوعی رفتار و برخورد خاص با خانواده ها اینطور القاء می کنند که آنان تافته ای جدابافته از جامعه هستند.

    اکثریت مامورین ۲۰۹ تلاش خود را میکنند که صورت آنها توسط متهمین بازداشتی دیده نشود. این افراد در راستای رفتار تعریف شده شان به متهمین سیگاری روزی چند نوبت سیگار می دهند. تمام غذاها و نوشیدنی ها با لیوان و ظرف های یک بار مصرف داده می شود. ساعات بازجویی و روزهای آن به هیچ عنوان مشخص نیست. اتاق عکاسی و خبرنگاری و تهیه عکس در طبقه بالا قرار دارد که در آن از مصاحبه ها و اقرارها و یا گفته های متهمین فیلم برداری می شود و یا در آن از چهره متهمین عکس تهیه می شود.

    در این بین وضعیت افرادی که در بندهای عمومی ۲۰۹ هستند از همه بهتر است. در این بندهای عمومی که مابین ۱۲ الی ۲۰ تخت وجود دارد و در آن متهمینی را نگه می دارند که از مراحل حساس و مهم بازجوئی گذشته باشند و یا فشار روانی آنها را دچار مشکل کرده باشد و بازدهی مطلوبی در بازجویی ندارند که بعضی اوقات به طور موقت استراحت و در مواردی تا زمان انتقال از ۲۰۹ به آنجا هدایت می شوند.

    این بندها دارای سرویس دستشویی و توالت و حمام هستند و چند دوربین مداربسته مدرن اوضاع داخلی آنرا کنترل می کنند و اما در بندهای عمومی هر کدام یک دستگاه تلویزیون و یخچال و سماور برقی دارند که البته قانون خاصی درمورد متهمین بندهای عمومی لحاظ می شود. مثلا: اکثرا دسته ها و فعالان سیاسی گروهی بازداشت شده ای هستند. مثل: اعضای القاعده و یا پژاک و پ. ک. ک . و مجاهدین خلق و یا انصارالاسلام و جندالله را که دسته های چند نفری هستند را کنار هم نگه نمی دارند که البته در این بین جاسوسان نیز مستثنی نیستند.

    اما در زمان انتقال از ۲۰۹ به بازداشتگاه و یا زندان همه اموال پس داده می شود و باید برگه ای در مورد شرح وضعیت مدت بازداشت در ۲۰۹ را پرکنی و در قسمتی در این برگه نوشته شده که پیشنهاد خود را در مورد وضعیت ۲۰۹ بنویسید که کل این ماجراها القاعات مصنوعی برخورد دموکراتیک.

    بند ۳۲۵ و ۵۰۰ الف ویژه روحانیون

    در محدوده محوطه زندان اوین دقیقا در مجموعه چسبیده به اندرزگاه ۱ و یا همان بند قرنطینه، ۲ بند وجود دارد که به بند ۳۲۵ و ۵۰۰ الف معروف هستند که تحت اختیار و نظارت مطلق دادگاه ویژه روحانیت است و امور آن هیچ گونه ارتباط قضایی و اجرایی به سازمان زندانها ندارد و فقط از جهت سرکشی و رسیدگی به امور فنی ساختمان محل اقامت زندانیان روحانی تحت اختیار و نظارت سازمان زندانها و متولیان زندان اوین است.

    بند ۵۰۰ الف قسمتی از بازداشتگاه ویژه روحانیت است که در آن متهمین بازداشتی را نگه می دارند و دارای ۲ اتاق است که حدودا روی هم رفته ۳۰ تخت دارد و در آن امکانات رفاهی مطلوبی وجود دارد مثل یخچال و یخچال فریزر و تلویزیون و کولر و سرویسهای بهداشتی و همچنین تلفن نامحدود که البته این محل برای نگهداری روحانیون بازداشتی بلاتکلیف است.

    بند ۳۲۵ روحانیت که در دوره های نه چندان دور افرادی مثل شهردار سابق تهران “غلامحسین کرباسچی” و “عبدالله نوری” در آن بوده اند که دارای سالنی بزرگ است که درآن ۱۸ اتاق وجود دارد که کل جمعیت این تشکیلات تحت نظارت دادگاه ویژه روحانیت فقط ۱۳ نفر است که هر یک از متهمین بازداشتی و یا زندانیان ویژه روحانیت برای خود یک اتاق اختصاصی با تمام امکانات دارند که در زمان رفتن به مرخصی های طویل المدت با قفل در آنها را می بندند تا زمانی که بازگردند.

    بنا به گفته روحانیون ساکن در این بندها آوردن و استعمال مواد مخدر به طور مطلق آزاد می باشد و در مواردی نیز از طریق مجاری چراغ سبزی مواد مخدر به متهمین ویژه روحانیت که بیش از ۷۰ درصدشان معتاد هستند ارائه می شود.

    استفاده از تلفن در این بندها نامحدود است. همه ملاقاتها هر هفته حضوری است و ملاقات شرعی و خصوصی با همسران هفته ای یکبار است.

    جیره قضایی خاصی با دستور و نظارت سرسختانه دادگاه ویژه روحانیت به روحانیون بند ویژه ارائه می شود.

    آشپزخانه و چراغخانه برای پخت و پز وجود دارد ، سیستم گرمایش و سرمایش و تهویه مطلوبی در این بند وجود دارد .

    بر خلاف حیاط ۳۰۰ متری که برای ۶۵۰ نفر در اندرزگاه ۸ وجود دارد بند ویژه روحانیت از یک حیاط دارای زمین والیبال و یک حوضچه و یک باغچه زیبا و گل کاری شده به وسعت ۸۰۰ متر فقط برای ۱۳ نفر بهره می برد که آنگونه که معلوم است یک گوشه از این حیاط به یکی از بازداشتگاههای محرمانه حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی که در محدوده محوطه زندان اوین واقع است متصل است که البته محدوده حیاط ویژه روحانیت چشم اندازی به ساختمان و یا خانه تک طبقه خانمی به نام ربابه در حیاط اوین که محل نگهداری افراد بسیار خاص است دارد. به همراه مجموعه ای دایره ای شکل چند طبقه که شباهت به بازداشتگاه ضد خرابکاری توحید دارد که بنا به دانسته ها این مجموعه مشترکا بنا به ضرورت زمانی و نیاز در اختیار حفاظت اطلاعات قوه قضاییه و وزارت اطلاعات یا همان بند ۲۰۹ و حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی می باشد که البته مسئله بنای تک طبقه معروف به ساختمان رباب که دارای امکانات مستقل و تکمیل یک خانه کوچک است فقط در اختیار وزارت اطلاعات و مراجع عالیرتبه ناظر بر آن نهاد است که البته قسمتی از محدوده آن متصل به مجموعه بازداشتگاه ویژه روحانیت است و احتمالا افراد بسیار خاص و فوق محرمانه و مهم در آن نگهداری می شوند و آخرین قسمت ساختمان بازداشتگاه ویژه روحانیت نیز به بازداشتگاه ۲ الف تحت اختیار حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران متصل است که بازداشتیهای امنیتی بازداشت شده از طریق سپاه پاسداران در آن نگهداری می شوند.

    بازداشتگاه ۲ الف اطلاعات سپاه پاسداران

    بازداشتگاه محرمانه ۲ الف که تحت اختیار اطلاعات سپاه می باشد در محوطه زندان اوین جنب بند ویژه روحانیت و پشت اندرزگاه ۱ یا همان قرنطینه قرار دارد.

    این بازداشتگاه هم اکنون ۲ طبقه است. ۱ طبقه هم کف و ۱ طبقه زیر زمین که البته هر از گاهی مورد استفاده مشترک با وزارت اطلاعات یا همان بند ۲۰۹ قرار می گیرد و البته بنا به شرایط خاص کشور فی الحال در حال توسعه و افزایش اتاقها و طبقات آن هستند تا در مواقع اضطراری پیش رو بتوان از آن استفاده کرد. برخلاف بند ۲۰۹ که به طور علنی از شکنجه استفاده نمی گردد و حدودا در راستای رسیدن به اهداف امنیتی خاص در سطح داخلی و خارجی رفتار و امکانات مطلوبی را در آن برای متهمین بازداشتی تعریف کرده اند ولی در بازداشتگاه ۲ الف سپاه دقیقا قضایا برعکس است.

    در بند ۲ الف که تمام مامورین مراقب آن ۲ عضویتی هستند و هم در سپاه پاسداران و هم تحت اختیار وزارت اطلاعات هستند و در یک مثلث گردشی مابین بازداشتگاه۲۰۹ و ۲ الف و بازداشتگاه امنیتی رجایی شهر و ۶۶ سپاه و ۵۹ سپاه در حالت گردشی و خدمت هستند. در هریک از این بازداشتگاهها با نوع تعریفی که دراختیارشان قرار می دهند تغییر ماهیت رفتاری می دهند.

    همان ماموری که شاید در ۲۰۹ بنا به تعریف خاصی محترمانه برخورد می کند شاید در بند ۲ الف جزو بد دهن ترین و شرورترین و شکنجه گر ترین مامورین باشد و یا در بازداشتگاه دیگری رفتاری مغایر ۲ رفتار سابق دارد.

    ولی در کل رفتار مامورین در بازداشتگاه ۲ الف خشن تعریف شده که مامورین درتمام لحظات حضور در بازداشتگاه با باتومهای دارای شوک الکتریکی و شوکرهای کوچک تردد می کنند.

    در هیچ لحظه ای متهم در بند ۲ الف بدون چشم بند نیست. از درب اصلی که در نقطه آخر راه کناری بند قرنطینه و ویژه روحانیت است تا رسیدن به درب اصلی بازداشتگاه، ۳ درب فاصله دارد. پس از درب سوم و گذشتن از مقابل دفتر پرسنل و تحویل وسایل و پوشیدن لباس مخصوص بازداشتگاه متهم وارد دالانی می شود که رودرروی آن ۴ راهروی باریک وجود دارد که در هر طرف این راهروها بعضا ۴ و یا ۵ سلول انفرادی وجود دارد و ۲ اتاق عمومی نیز وجود دارد که یکی ۶ تخته و دیگری ۹ تخته است.

    غذای ۲ الف برعکس ۲۰۹ که مجزا تهیه می شود و یا ویژه روحانیت که سفارشی طبخ و سرو می شود همان غذای زندان است با کیفیت و کمیت کمتر و بدتر.

    متهمین بازداشتگاه ۲ الف مرتکبین جرائم امنیتی و سیاسی در سپاه پاسداران می باشند به همراه هم جرمشان که فرقی نمی کند از چه قشری باشد. تماس تلفنی هر ۱۰ روز آنهم با دستور کارشناس پرونده و در حضور بازجو انجام می شود.

    زندانیان و بازداشتی های ۲ الف نیز مثل اکثر بازداشتی های امنیتی ماهیتا وجود خارجی ندارند و در بخش رایانه ثبت نمی شوند و وجودشان در بازداشتگاه رسما اعلام نمی گردد.

    دراین بازداشتگاه به طور مطلق چیزی به نام هوا خوری وجود ندارد و ملاقات به طور رسمی و حقیقی وجود ندارد. استحمام در هفته ۲ بار امکان دارد که حمام یک اتاق است و درآن میله دوش نصب شده است.

    طبقه زیرین بند ۲ الف اکثرا اتاق بازجویی و انفرادی است. از بهداری و بخش درمان در آن خبری نیست در صورت بروز شرایط اضطراری و مصدومیت وخیم متهم ” آنرا در ابتدا به بهداری و اورژانس زندان اوین و سپس به بیمارستان بقیه الله انتقال می دهند.

    ضرب وشتم و شکنجه و استفاده از شوک جز عادی ترین اعمال در بند ۲ الف محسوب می شود.

    انفرادیهایی با ابعاد کوچکتر از ۲۰۹ در بند ۲ الف وجود دارد که فاقد نور و کف پوش و پنجره است و فقط از فضای شیارهای درب ” هوا تردد می کند و نور دیده می شود.

    اتاق شکنجه بسیار مدرن و مجهزی در قسمت زیرین بند ۲ الف وجود دارد که در آن حتی اعدام و تیرباران سوری نیز انجام می شود.

    رئیس و سرپرست فعلی این بازداشتگاه در حال حاضر “آشوری” است.


  • ۲۴م اسفند ۱۳۸۶ - مهران :

    انتشار گزارش تحقیقی گروه فعالان حقوق بشر درایران
    قربانیان
    در بازداشتگاه آگاهی
    و خانه های امن امنیتی

    بر اثر تلفات گسترده و نقص عضو های پی در پی و شکایات مردم به نهادهای مختلف داخلی و خارجی تدابیری در آگاهی در جهت نحوه شکنجه اندیشیده شد که در آن به غیر از شعبات ۱ سرقت مسلحانه و ۱۰ ویژه قتل و شعبه ۱۸ کیف قاپی و شعبه کشف جرایم، مابقی شعبات که نزدیک به ۲۰ شعبه هستند متهمین را به گوشه ای محصور شده در قسمت همکف ساختمان جدید آگاهی می برند و تعدادی از درجه داران و افسران به طور دسته جمعی متهمین را شکنجه می کنند. از زدن کابل و تسمه و باتوم تا از آویزان کردن از سقف و آنقدر با چوب به سر متهم می زنند تا به صدها سرقت و چند قتل و سرقت مسلحانه و تجاوز به عنف اعتراف کند. مشهورترین روش در سال های گذشته در آگاهی تهران بستن متهمین به درخت قطور محوطه آگاهی معروف به “درخت سخنگو” بود که فرد را از پشت به این درخت دستبند می زدند و دستهای فرد آنقدر کشیده می شد تا ” تاندون های دستش پاره شود. آنقدر در این حالت او را می زدند که به زنا با مادر و خواهرخودش هم اعتراف کند. متهمین را در مواردی که نمی توانند آنگونه که می خواهند در محدوده آگاهی شکنجه کنند به محله های خلوت و پارک ها و باغ ها و حومه شهر می برند و آنجا شکنجه می کنند.اگر بر حسب اتفاق متهم زیر شکنجه تمام کرد، ۲ تیر به بدنش می زنند و می گویند در حال اعزام به محل تحقیقات می خواست فرار کند که مورد اصابت گلوله قرار گرفت! البته این شکنجه خارج از محدوده آگاهی به شدت در حال گسترش و ترویج در ادارات آگاهی سرتاسر کشور است. در آگاهی نوجوانان و جوانان کم سن و سال را در سلولی جداگانه نگهداری می کنند و در بعضی موارد برای اقرار گرفتن سریع، این نوجوانان را به سلول متهمین خطرناک مثل قتل و سرقت مسلحانه و تجاوز به عنف می برند تا غیر مستقیم شکنجه شود و اگر سوء استفاده ای هم رخ داد چشم می بندند. انتقال ۲۴ ساعته تا ۷۲ ساعته به زندان های مجرمین خطرناک مثل رجایی شهر به طور سفارشی که زندانیان گاها تا بیش از ۲۰ نفر به متهم ویژه و سفارش شده تجاوز می کنند و این عمل با مجوز غیر مستقیم متولیان انجام می شود. متهمین و مجرمین زن را در شعبات و دخمه های آگاهی و در مراحل تحقیقات و تجسس و حتی دستگیری مورد بهره کشی و سوء استفاده های جنسی و هدایت به خانه های مجردی و پاتوق مامورین آگاهی قرار میدهند که این جزء پیش پا افتاده ترین روش های رایج در ارتباط با زنان متهم و مجرم درحال انتقال و تحت بازجویی است.

    گزارشی را که می خوانید، تحقیق مشروحی ا