خبرنامه امیرکبیر: در حالی که از شروع طرح امنیت اجتماعی، برخوردهای تند نیروی انتظامی با مردم به سطح کوچه و خیابانها کشیده است، بار دیگر فیلمی از توحش نیروی انتظامی برای تحقیر یک جوان پخش شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در این فیلم که در سایت “یوتیوب” پخش شده است، ۲ مامور نیروی انتظامی جوانی را مورد ضرب و شتم قرار داده و با ضربات سنگ موهای سر وی را کوتاه می کنند. در ادامه این وحشیگری ها، مامورین نیروی انتظامی موهای این پسر را که وحشتزده شده است، با فندک آتش می زنند. (لینک فیلم در سایت یوتیوب)
تلاش برای تحقیر این جوان که نشاندهنده واقعیاتی برای سرکوب جوانان در ایران می باشد، تنها بخش کوچکی است از آنچه که در بازداشتگاهها و زندانهای ایران به وقوع می پیوندد. این در حالیست که احمدی نژاد ایران را آزاد ترین کشور دنیا دانسته و مسولین قضایی هم ایران را الگویی در زمینه حقوق بشر برای تمامی کشورها می دانند.
مخالفت مردم با این طرح به حدی است که حتی سخنگوی دولت در آستانه انتخابات برای جلوگیری از تبلیغات منفی علیه دولت، موافقت دولت با این طرح را تکذیب کرد. ولی بلافاصله مسئولین نیروی انتظامی سخنان الهام را صرفاً یک تاکتیک تبلیغاتی دانسته که با واقعیتهای پشت پرده تفاوتهای جدی دارد. احمدیمقدم، فرمانده کل نیروی انتظامی، تایید کرد که طرح امنیت اجتماعی با تایید احمدی نژاد اجرا شده است.
همچنین در بازداشت افراد معتاد نیز، مامورین نیروی انتظامی به صورت وحشیانه ای این افراد را مورد ضرب و شتم قرار می دهند. (تصاویر تکان دهنده از برخوردهای وحشیانه نیروی انتظامی در مرحله جدید طرح موسوم ارتقاء امنیت اجتماعی)
این چندمین بار است که تصاویری از برخورهای غیرانسانی نیروی انتظامی پخش می شود. چندی پیش نیز فیلمی پخش شد که در آن مامور نیروی انتظامی دختری را با ضربه لگد وارد ماشین می کند، ولی سردار رادان در یک برنامه زنده تلویزیونی گفت که چنین فیلمی را ندیده است. در درگیری های چند هفته پیش میدان صادقیه نیز، برخورد وحشیانه مامورین انتظامی با یک دختر باعث درگیری مردم با نیروی انتظامی شد. در اردیبهشت ماه نیز، عکس ها و فیلم هایی از سر و صورت خونین یک زن که در میدان هفت تیر توسط نیروی انتظامی مضروب شده بود، پخش شد.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»