جلسه‌ی رسیدگی به اتهامات متهمان پرونده‌ی انتشار کتاب «تراژدی دموکراسی در ایران» صبح امروز در شعبه‌ی ‌١٠٨٣ دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسینیان برگزار شد.

 

به گزارش ایسنا، در این پرونده، عمادالدین باقی که پیش از این با اتهام نشر اکاذیب و افترا به سه سال حبس و به عنوان تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس محکوم شده بود، به عنوان مطلع حضور داشت. هم‌چنین خسرو طالب‌زاده مدیرکل وقت کتاب وزارت ارشاد به عنوان مشارکت در افترا و نشر اکاذیب و همایی مدیر انتشارات نشر نی به عنوان مباشرت در افترا و نشر اکاذیب، دیگر متهمان این پرونده هستند.

 

همایی، مدیر انتشارات نشر نی در جلسه‌ی دادگاه اظهار کرد: کتاب مذکور برای انتشار از وزارت ارشاد، مجوز داشته و پس از مدتی که مجوز کتاب باطل شده بود، این کتاب به صورت قاچاقی چاپ شده بود که پس از آن، من در نامه‌ای به دادستان در این‌باره گزارشی ارایه کردم.

 

حسینیان در این‌باره گفت: صرف داشتن مجوز وزارت ارشاد دلیل چاپ یک کتاب نمی‌شود. ممکن است در یک کتاب مسایل خلاف شرع، توهین و افترا به اشخاص وجود داشته باشد و حتی ممکن است ارشاد اجازه‌ی انتشار این مسایل و فحشا و منکرات را هم صادر کند اما شما به عنوان یک شخص فرهنگی باید این کتاب را بخوانید.

 

وکیل مدافع همایی در این‌باره گفت: طبق قانون، ارشاد کلیه‌ی مسوولیت انتشار یک کتاب را به عهده می‌گیرد و به همین خاطر پیش از انتشار، دو نسخه به وزارت ارشاد تحویل داده می‌شود که در صورت نیاز تغییر، بازنویسی یا برخی اصلاحات را در آن تذکر دهند. ممکن است این بزرگان متوجه نشوند؛ پس طبیعی است که ناشر به عنوان یک سرمایه‌گذار هم متوجه این موضوع نشود.

 

قاضی حسینیان اضافه کرد: در این پرونده دو مورد وجود دارد؛ یکی چاپ کتاب با مجوز وزارت ارشاد است که البته آن هم محل اشکال است و یکی دیگر چاپ غیرقانونی کتاب است. با توجه به این‌که در چاپ غیرقانونی از نام نشر نی استفاده شده، باید ثابت کنید که این کتاب را شما چاپ نکرده‌اید و هم‌چنین باید پیش از اعلام جرم دادستان، شکایت می‌کردید.

 

همایی اظهار داشت: زمانی که از انتشار غیرقانونی کتاب مطلع شدم، اعلام جرم و شکایت کردم.

 

عمادالدین باقی، نویسنده کتاب نیز در این‌باره گفت: تا زمانی که کتاب مجوز داشت و نشر نی آن را چاپ کرد، هیچ شکایتی مطرح نشده بود اما پس از توقیف کتاب و صدور رای، کسی به دنبال انتشار کتاب نبود و کتاب به بازار سیاه ورود پیدا کرد و با همان آرم نشر نی به صورت قاچاق چاپ شد که در این‌باره مرا از زندان احضار کردند و من توضیح دادم.

 

حسینیان گفت: بین دو کتابی که یکی به صورت قانونی و دیگری به صورت قاچاق منتشر شده، مختصر تفاوتی در رنگ جلد آن است و چیز دیگری نیست.

 

باقی در پاسخ به حسینیان درباره‌ی زمان محکومیت خود در موضوع انتشار کتاب گفت: یک بار در تاریخ ‌٢٢/٤/٧٩ و بار دوم در تاریخ ‌١٨/٨/٨٢ محاکمه شدم که هر دو رای نیز نسبت به مقالات و محتویات همین کتاب صادر شده است.

 

قاضی خطاب به همایی مدیر نشر نی نیز اظهار کرد: شما کتابی مشتمل بر افترا، توهین و نشر اکاذیب را چاپ کردید که چاپ اصلی و چاپ قاچاق آن هر دو چاپ ششم این کتاب و مربوط به سال ‌٧٩ است. پس از چاپ قاچاق نیز تعهد کردید که نسبت به جمع‌آوری کتاب اقدام می‌کنید؛ اما سوال این‌جاست چرا از کسانی که به چاپ قاچاق اقدام کرده‌اند، شکایت نکرده‌اید؟ هم‌چنین شما باید ثابت کنید که چاپ، قاچاق بوده و کار شما نبوده و به انگیزه‌ی منفعت‌طلبی صورت نگرفته است؛ زیرا این کتاب به سرعت در حال فروش بوده و ظرف چهار ماه شش بار تجدید چاپ شده است.

 

همایی گفت: تجدید چاپ کتاب با مجوز و کار خودمان بوده است. کتاب‌هایی هم که مهر آرشیو نشر نی دارد، متعلق به ماست اما کتاب‌های قاچاق مهر ندارد.

 

طالب‌زاده در این‌باره توضیح داد: روال این بود که برای انتشار کتاب، کارتی به عنوان مجوز دائم داده می‌شد و به این ترتیب دیگر لازم نبود برای تجدید چاپ هر دفعه پیش از چاپ، نسخه‌ها را به وزارت ارشاد تحویل دهند بلکه تنها باید پس از چاپ مجدد به وزارت ارشاد آن را اعلام می‌کردند و وزارت ارشاد آن را تایید می‌کرد که این کار انجام شده بود. هم‌چنین این کتاب در آن زمان کتاب مطرحی بود و فروش خوبی هم داشت اما به دلیل توقیف، قاچاق شد و بازار سیاه پیدا کرد.

 

قاضی حسینیان اظهار کرد: آقای همایی ‌باید پیش از اعلام جرم دادستان، اعلام قاچاق می‌کرده، در حالی که ایشان پس از احضار، اعلام قاچاق کرده و تعهد به جمع‌آوری کتاب‌ها داده است. اصل چاپ این کتاب چه با مجوز و چه بی‌مجوز، غیرقانونی است؛ زیرا مطالبی در آن نوشته شده که قابل اثبات نیست. اگر هم وزارت ارشاد می‌خواسته که این کتاب چاپ شود شما نباید آن را چاپ می‌کردید.

 

وی افزود: باید کتاب بررسی و سنجیده شود تا ببینیم مطالب قابل دفاع هست یا نه؛ یا مطالب مستهجن و مبتذلی در آن وجود دارد یا خیر. اگر ارشاد امروز بخواهد کتابی حاوی توهین به یک شخصیت چاپ شود، آیا شما آن را چاپ می‌کنید؟

 

طالب‌زاده در پاسخ به قاضی حسینیان که از او می‌پرسید چرا وزارت اطلاعات را در جریان انتشار این کتاب قرار ندادید؟ و در این‌باره به مواردی از نوشتار این کتاب اشاره کرد که گفته شده بود برخی دیگر هم قرار بود در روند قتل‌های زنجیره‌یی به قتل برسند، گفت: این مقالات پیشتر در روزنامه‌ها به چاپ رسیده بود.

 

حسینیان گفت: کتاب حکم روزنامه را ندارد و این دلیلی بر در جریان نگذاشتن وزارت اطلاعات نیست.

 

عمادالدین باقی نیز درباره‌ی این‌که گفته شده کتاب با اطلاع وی چاپ نشده، تصریح کرد: پس از توقیف کتاب و جمع‌آوری آن از بازار سیاه، من از زندان احضار شدم. در آن زمان قاضی مرتضوی کتاب‌های زیادی که از مقابل دانشگاه تهران و دستفروش‌ها جمع‌آوری شده بود را به من نشان داد و درباره‌ی چاپ قاچاق آن از من پرسید که من گفتم چاپ این کتاب‌ها با اطلاع و اجازه‌ی من نبوده است و این گفته‌ی من مربوط به آن زمان است نه چاپ کتاب از سوی نشر نی.

 

طالب‌زاده در پاسخ به حسینیان که درباره‌ی برخی مطالب منتشره در کتاب «تراژدی دموکراسی در ایران» از وی می‌پرسید و می‌گفت که شما با صدور مجوز برای صدور این کتاب، مطالب آن را تایید کرده‌اید؟ گفت: اگر به زمان انتشار کتاب برگردید از مطبوعات و مقامات کشور همه درباره‌ی قتل‌های زنجیره‌یی صحبت می‌کردند. ممکن است الان در این فضا نظرات دیگری مطرح باشد اما مطبوعات آن زمان پر است از این مطالب. حتی اطلاعیه‌ای که وزارت اطلاعات صادر کرد نیز تایید می‌کرد که این اتفاق در وزارت اطلاعات افتاده است؛ اما با فضای امروز شاید اگر کتاب به همین نویسنده، همین کارشناس و همین انتشارات داده شود شاید هیچ‌کدام حاضر به چاپ آن نباشند.

 

قاضی حسینیان گفت: شما کارشناس هستید. نباید فضازده شوید و تحت تاثیر جو قرار گیرید. شما با این مجوز به نگاشته‌های این کتاب سندیت داده‌اید. اینها سندی است که وزارت ارشاد با صدور مجوز دائمی بر آن صحه گذاشته و گفته بخشی از نظام در آن نقش داشتند و اگر این کتاب به شورای حقوق بشر برود علیه کشورمان سند است.

 

طالب‌زاده گفت: این مقالات پیش از این در مطبوعات به چاپ رسیده بود و شکایتی هم نداشته است.

 

حسینیان با اشاره به مطلبی از کتاب که در آن آمده بود برای قتل‌های زنجیره‌یی از سوی برخی، فتواهای شرعی صادر شده بود، خطاب به طالب‌زاده گفت: شما این مطالب را تایید کرده‌اید. پس بگویید آن فتواها کجاست؟

 

طالب‌زاده گفت: من کتاب را نخوانده‌ام و فقط برخی قسمت‌های آن را مطالعه کرده‌ام.

 

باقی در پاسخ به قاضی حسینیان که درباره‌ی فتواها از او می‌پرسید، گفت: من هفت جلسه‌ی هفت ساعته محاکمه داشته‌ام. یکی از آنها مربوط به اهانت به مقدسات بوده و بقیه مربوط به همین محتوای کتاب که به تفصیل دفاع کردم. در مورد فتوا هم متهمان قتل‌های زنجیره‌یی را در زندان به صورت اتفاقی ملاقات کردم و آنها مسایلی مطرح کردند که من هم در نامه‌ای به آیت‌الله شاهرودی گزارش کردم.

 

حسینیان گفت: آیا خودت می‌توانی این مطالب را اثبات کنی یا این‌که صرفا مطالب منتشره در مطبوعات را جمع کرده‌ای و مطلبی نوشته‌ای؟ راجع به همین فتوا توضیح بده. ضمنا زندان شما با متهمان یک جا نبوده است.

 

باقی گفت: مجموع دفاعیات من از دو جلد این کتاب بیشتر است. در ملاقاتی که با وکیلم داشتم به طور اتفاقی، متهمان قتل‌های زنجیره‌یی را دیدم. آنها توضیحاتی دادند و من آن را به رییس قوه‌ی قضاییه منعکس کردم. اگر این موضوع برای شما اهمیت داشته باشد، می‌توانید پرونده را از دادسرای نظامی بخواهید. پیش از این دفاعیات من از سوی دادگاه مورد پذیرش قرار نگرفته و دادگاه استدلالات من را نپذیرفته بود و مرا محکوم کرد که یک سال از آن حبس را تحمل کردم و در حال حاضر در حال سپری کردن دوران حبس دیگرم هستم که هم‌اکنون به عنوان مرخصی استعلاجی بیرون آمده‌ ام.

 

بدون دیدگاه » بیان دیدگاه

 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
Close
E-mail It