فیدل کاسترو دیکتاتور کوبا پس از ۵۰ سال حکومت اعلام کرده است که برای بار دیگر کاندیدا نخواهد شد. کاسترو در حالی ۵ دهه بر ملتش حکم رانده است که کشور همسایه، ایالات متحده آمریکا، در این مدت ۹ رئیس جمهور به خود دیده است. ارمغان سوسیالیسم و کاسترو برای مردم کوبا دیکتاتوری، فقر، عقب ماندگی و حکومت خانوادگی بوده است. کاسترو همچون بسیاری دیگر از سوسیالیست ها از خانواده ای ثروتمند آمد. پدر “فیدل” با سرمایه گذاری در خط آهن کوبا به کار نقل و انتقال شکر مشغول شد و از وضعیت مالی بسیار خوبی برخوردار بود از این رو فیدل همچون دیگر دایه های پرولتاریا هرگز به کارگران اعتماد نکرد تا آنها خود در اداره کشور سهیم شوند. فیدل پند لنین را آنجا که می گوید «… می‏دانیم آن دسته از کارگرانی که با دهقانان تماس دارند اغلب در معرض این خطرند که به دام شعارهای غیر پرولتاریایی بیفتند. چند نفر از کارگران درگیر کار حکومت در شوروی شده‏اند؟ شمار آن‏ها بی‏شک بیش از چند هزار در سرتاسر روسیه نیست. اگر مثلاً بگوییم که از آن پس کاندیدها و مدیران را به جای حزب اتحادیه‏ها معرفی خواهند کرد، شاید این کار بسیار دمکراتیک به نظر بیاید و چه بسا که حتی چند رایی هم برای ما به همراه بیاورد. اما برای دیکتاتوری پرولتاریا مهلک خواهد بود.»(سخنرانی در کنگرۀ معدنچیان ۲۳ ژانویه ۱۹۲۱) به گوش جان نیوشیده است و درطول حکومتش برای لحظه ای نیز دچار وهم شریک کردن پرولتاریا در حکومت نشده است و از آنجا که جز خود کس دیگری را برای اداره امور صالح نمی داند اینک ۵۰ سال است که با زور سرنیزه به همراه خانواده و رفقایش بر کوبا حکومت می کند. کاسترو اما نیم قرن حکومت خود را نیز برای بلوغ پرولتاریا در کوبا کافی نمی داند و اینک حکومت را به برادرش رائول می سپارد تا همچون رفقای سوسیالیستش در کره شمالی سلسله پادشاهی سوسیالیستی کاستروها را در کوبا تثبیت کند.

 

نسبت زندانیان سیاسی به جمعیت کشور در حکومت کاسترو، کوبا را در جهان در صدر جدول نشانده است. کاسترو البته حق دارد که اینگونه مخالفین را سرکوب کند او خوب می داند مخالف سیاسی را نباید به این راحتی ها رها کرد؛ چرا که اگر او پس از تلاش برای کودتا توسط باتیستا عفو نشده بود اینک کوبا مصیبت نیم قرن دیکتاتوری او را تحمل نمی کرد. در ۱۹۵۳ کاسترو با همراهی ۱۶۰ تن به پادگان نظامی در شهر سانتیاگو (دومین پادگان نظامی کوبا) حمله کرد. پادگان مقاومت سختی کرد و نیمی از مردان او کشته شدند و خود او نیز دستگیر و محاکمه شد. در مدت دادگاه اواصرار داشت ثابت کند که برای کمک به برقراری دموکراسی چنین اقدامی کرده وی مجرم شناخته شد و به ۱۵ سال زندان محکوم گشت. دو سال بعد، باتیستا دستور عفو عمومی داد و زندانیان سیاسی از جمله کاسترو آزاد شدند.کاسترو درسهایش را بسیار خوب آموخته است تمامی احزاب را نابود و تمامی صداهای مخالف را خفه کرده است.او از لنین آموخته است که «پیش‏تر گفته بودیم که اگر روی کار بیاییم، روزنامه‏های بورژوایی را تعطیل خواهیم کرد. اگر وجود چنین روزنامه‏هایی را تحمل کنیم دیگر سوسیایست نیستیم.»(سخنرانی در هیئت اجرائیه کمیته مرکزی، ۱۷ نوامبر ۱۹۱۷) بنابراین یک روزنامه مخالف نیز در کوبا منتشر نمی شود. پیدایش حکومت کاسترو ناشی از اشتباه جهان آزاد است.نیم قرن است که مردم کوبا در رنجند. کاسترو کوبا را به فاحشه خانه ثروتمندان تبدیل کرده است ، مخالفین را سرکوب می کند، حقوق اولیه مردم را نقض می کند، مردم کوبا حتی آزادی مسافرت نیز ندارند، روزنامه مخالفی در کوبا منتشر نمی شود ، حزب مخالفی در کوبا وجود ندارد، امیدی به زندگی بهتر در کوبا نیست.ارمغان سوسیالیسم برای کوبا فقر ، بدبختی و دیکتاتوری بوده است.

 

جهان آزاد به مردم کوبا بدهکار است. اگر جهان آزاد هوشیار بود کاسترو نیز می بایست به همان جهنمی می رفت که رفیق ماجراجویش چه گوارا رفت. تا شوروی بود جهان آزاد برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت بهانه لازم را داشت اینک شوروی نیست و حکومت کاسترو یکی از آخرین نمادهای باقیمانده از آن امپراطوری شیطانیست. کاسترو اینک وارث جنایتکارانی چون لنین، استالین و مائوست و بالاتر از جلاد حاکم بر کره شمالی، نشان دارترین و عالیرتبه ترین سردار بربریت سوسیالیستی محسوب می شود. جهان آزاد سرنگون کردن کاسترو را به خاطر نقض مکرر و سازمان یافته حقوق بشر در کوبا به مردم کوبا و به تمامی آزادیخواهان جهان بدهکار است. ای کاش کاسترو در رختخوابش نمیرد، ای کاش او نیز همچون صدام در دادگاهی علنی و عادلانه و قانونی، آن چه از مردم کوبا دریغ می دارد، پیش چشم مردم کوبا و جهان به خاطر جنایت هایش محاکمه شود و کیفر ببیند. مردم کوبا به استمرار بربریت سوسیالیستی ـ موروثی کاستروها احتیاج ندارند مردم کوبا به آزادی، دموکراسی و ارتباط با جهان آزاد نیاز دارند.

 

۳۰ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۳م اسفند ۱۳۸۶ - دانشجو :

    وحشتناکه در آغوش جنایت های امپریالیسم قرار گرفتن !
    کاسترو دیکتاتور بود چه ربطی دارد به ستایش از برزرگترین دشمن بشریت و انسانیت ؟
    کاسترو جنایتکار بود چه ربطی دارد سینه چاک دادن برای اولین استفاده کننده از سلاح های اتمی .
    کاسترو هر چه بود چه ارتباطی دارد مدیحه سرایی برای قاتلین مردم وییتنام - افغانستان - عراق - ایران - کره - فلسطین - افریقا - بالکان و بی تردید سراسر جهان
    حداقل به عنوان یک ایرانی شهامت داشته باشید که به هر که فحش می دهید از عاملین کودتای ۲۸ مرداد و بدبختی های امروز ما دفاع نکنید سلاح های آمریکا آلمان شوروی فرانسه انگلیس و … هنوز بر بدن ملت ما نقش بسته است . فراموش نکرده ایم مدعیان حقوق بشر با انداختن هواپیمای مسافربری ایرانیان بی خبر از همه دنیا چه جنایتی را برای رسیدن به اهداف شوم خود مرتکب شدند و بسیاری دیگر …
    حرف استالینیست ها و نئو لیبرال ها برای این ملت خریدار ندارد . راستی جهان آزاد منظور هم جنایتکاران گاو چران است ؟ راستی در گوانتونامو چه خبر ؟ در مورد چه گوارا هم تاریخ شهادت داده است و به قول شما یک نفر نیازی ندارد
    لطفا این مطلب را ( که بسیار هم سریع تایپ کردم !!! ) در جواب این نوشته درج کنید . امیدوارم حداقل در درج جواب کمی شهامت داشته باشید .


  • ۳م اسفند ۱۳۸۶ - بابک :

    می خواستم بپرسم چه لزومی در این شرایط باعث شد تا این مطلب نوشته شود ؟!‌ کاری به کاسترو ندارم . ولی گویا کاسترو در به اصطلاح مقاله ی بالا حربه ای بوده برای دیکتاتور نامیدن لنین و … . راستی چرا اسم مارکس و انگلس رو اضافه نکردید تا مقاله تون کامل تر بشه ؟
    تو این گیر و دار یه سری افرادی هستند که فکر می کنند دستگیری دانشجویان چپ برنامه ی تبلیغاتی شده !‌ یک سوال از دوستان انجمنی و تحکیمی ؟ شما این مقاله رو تایید کردین که تو سایت درج شده دیگه ؟ یعنی نظر شما نسبت به این جمله که به لنین منسوب شده ” پیش‏تر گفته بودیم که اگر روی کار بیاییم، روزنامه‏های بورژوایی را تعطیل خواهیم کرد. اگر وجود چنین روزنامه‏هایی را تحمل کنیم دیگر سوسیایست نیستیم‌ ” این هستش که باید آزادی بیان داشته باشیم . درسته ؟ پس چرا کامنت هایی که در طول این چند ماه نوشته ام رو درج نکردید ؟؟؟ اگر منظورتان از آزادی ، آزادی مطبوعات و مقالات دوستان تحکیمی و انجمنی و لیبرال هستش ،‌ این دموکراسی بورژوایی تون رو به خودتون واگذار می کنیم . . . اگر هم مدعی خلاف این هستین پس لطف کنید این بار این کامنت رو پاک نکنید . ضمنا اگه مایل باشید و ادعا نداشته باشید مقاله های چپ ها رو هم درج کنید تا به قول خودتون شما مثل لنین ،‌دیکتاتور !‌ نباشید … . هرگونه درج نکردن این کامنت رو به حساب ادعا ی دروغین تون می ذارم … برقرار آزادی - برابری


  • ۴م اسفند ۱۳۸۶ - فانوس خون :

    با درود مجدد اگر چه کامنت نخست من سانسور شد اما مجدد از شما می خواهم اگر امکان دارد - و از آنجا که دسترسی به وبلاگ آقای قاسمی نژاد غیر ممکن است ( ظاهرا مشکل فنی دارد) یک بار دیگر کامنت بگذارید تا امکان بحث متقابل و نه بگو در رو پیش آید
    به امید تحقق آزادی عقیده و بیان ونشر آن پاینده باشید
    زنده باد آزادی زنده باد عدالت
    به امید آزادی همه زندانیان فارغ از هر عقیده و مرام


  • ۴م اسفند ۱۳۸۶ - آرش :

    فقط باید بگم متاسفم…تو روزگاری که دانشجو های طیف چپ رو می گیرن لیبرالها بایدم به مارکس و لنین و چه گوارا فحش بدهند…نه ؟
    لازمه برای محکم کاری …..آره اگر آمریکایها برن بهشت چه گوارا هم میره جهنم…
    دوست عزیز یادت نره که اینجا را دانشجو ها می خونن…با دسته کر و کورها طرف نیستی
    چه گوارا اسطوره مبارزات چریکی و یک آرمان خواه واقعیه…لازمه بدونی احترامی که به چه گوارا گذاشته میشه به خاطره عقاید مارکسیستی ایشان نیست …یک کم هم مطالعه کن…در ضمن شکی نیست که شیوه حکومت کاسترو مورد قبول نیست ولی به نظرم این فحشنامه فحش دهنده مقصودی دیگر دارد…


  • ۴م اسفند ۱۳۸۶ - مهدی مجتهدی :

    تو و …چقدر بی ادبید
    چه راحت به خودت اجازه میدی در مورد آدم شریف و انسانی مثل چه گوارا بگی به جهنم رفت!!!
    تو مگه جنتی هستی که خبر داری چگوارا الان تو جهنم است؟!
    اونوقت سارکوزی و بوش تو بهشتن لابد؟!
    شاملو:
    از بهشت گندتان/مارا
    جاودانه بی نصیبی باد


  • ۴م اسفند ۱۳۸۶ - بهار آزادی :

    من چند سطر بیشتر از این مقاله را نخواندم .از همان اطلاعات اولیه ی ارائه شده اش بوی بی اطلاعی یا کَج اطلاعی ویاغرض ومرض سیاسی تعمدی میآمد.نظرم هم تحلیل”کاسترو”یا رد و یا تأییدسیاستهای او نیست. بلکه صرفاًاشاره به پاره ای از واقعیات است.
    از سیستم تک پایه ای حکومت”کاسترو”که بگذریم،بنا به اذعان همه ی سیاستمداران ،روشنفکران،روزنامه نگاران وتاریخ شناسان برجسته ی جهان(چه دوست و چه دشمن او)،کوبای دوران “کاسترو”تنها کشور از کشورهای جهان سوم بوده است که مسأله ی “بیسوادی ،بهداشت (بخصوص در زمینه ی ریشه کن کردن بیماریهای اپیدمیک)و همچنین مسأله ی گرسنگی”را در بالاترین سطح واستنانداردآن حلّ و ریشه کن کرده است. کشور کوبا تنها کشور در جهان است که بجای صدور اسلحه و…به کشورهای همسایه پزشک و معلم و استادصادرمیکند و در رشد سطح فرهنگ و آموزش و بهداشت سایر کشور های آمریکای لاتین نقش حایز اهمیت دارد.آنهم در شرایطی که در همه ی این سالها کوبا تحت محاصره ی همه جانبه ی اقتصادی بوده و…این اطلاعات را من در همین روزهای اخیر و با سر زدن به سایتهای مربوط به روزنامهای معتبر غربی بدست آورده ام.اگر هر یک از شما هم بخواهید میتوانید این مطالب را روی اینترنت پیدا کنید.خوشا بحال آنکس که حتی دشمنانش هم ناگزیر به ستایش او باشند.
    البته خود من با ضعف شناخت کاسترو از ماهیت دیکتاتوری حاکمیت کشورمان مسأله ی جدی داشته ام…


  • ۴م اسفند ۱۳۸۶ - ناهید/ :

    خبرنامه ی امیر کبیرلابدنمیداندکه بانوع انتخاب مقالاتی که درج میکند، و نظراتیکه مرتباًحذف میکنددرواقع سطح،و کیفیت و جهتگیری سیاسی خودش را به نمایش میگذارد.و حتماً نمیداندکه هر چه شرایط پیچیده تر و دهشتناکتر میشود،هر آنکس که غرض دارد و ناخالص است بر راه… میماند.


  • ۴م اسفند ۱۳۸۶ - محسن :

    آقایان و خانم ها(یا شاید هم آقا و خانم چپی که با چند اسم در بالا نظر دادید):
    عکس العمل شما در مورد نقد بت های ذهنیتون مثل کاسترو با ۵۰ سال حکومت دیکتاتوری و غیر انتخابی بر کوبا که حاصلش اوارگی هزاران کوبایی به سراسر جهان بوده و همین طور به نقد لنین که نوشته هاش کاملا شفاف از سرکوب مخالفین مارکسیسم دفاع کرده و عملکرد خود و جانشینانش هم کاملا منطبق بر این نوشته ها بوده دقیقا شبیه عکس العمل نیروهای حزب اللی دواتشه در برابر نقد اقای خمینی است.یعنی هر نقدی رو با پرخاش و داد .و بیداد و گاها با لجن مال کردن منتقد به خود انتقاد کننده بر می گردونید.به جای اینکه به نقد نوشته لنین که صراحتا توش نوشته هیچ روزنامه غیر کمونیستی در حکومت ایده الش اجازه چاپ نخواهد داشت پاسخ بدید و اینکه ایا میشه این نظرات رو پذیرفت و ازش دفاع کرد و اونوقت دموکرات و مدافع ازادی بیان هم بود،ترجیح میدید به طرف مقابلتون با اتهامات مختلف حمله کنید.اقایون و خانومها اگه نمیدونید بدونید بزرگترین صنعت کوبا و بزرگترین صادراتش نه پزشکیه نه معلم.فاحشه است!!! بله فاحشه؟ضمنا تربیت معلم و پزشک چه ربطی به سرکوب مخالفین سیاسی و دیکتاتوری داره؟کی گفته اگه یه حکومت چند تا پزشک و معلم تربیت کرد حق داره مردم کشورش رو سرکوب و شکنجه کنه؟با این حساب جمهوری اسلامی هم حق داره بگه من توی روستاها راه کشیدم پس حق دارم هر کس رو که بخواد نقدم کنه سرکوب کنه.اخه خودتون یه نگاهی به این استدلالتون بکنید بعد ببینید خنده تان نمی گیرد؟تازه شما عملکرد این دیکنانور ۵۰ ساله رو تو همین زمینه هایی که گفتید مثلا با کره جنوبی مقایسه کنید.با ژاپن مقایسه کنید حتی با امارات متحده مقایسه کنید متوجه میشید که کاسترو حتی در این زمینه هم کار خاصی نکرده.حاصل ۵۰ سال دیکتاتوری کتسترو به نام خلق کوبا فلاکت اقتصادی،تبدیل کوبا به بزرگترین فاحشه خونه دنیا،سرکوب و شکنجه و قتل مخالفین به نام منافع انقلاب و عقب موندگی اقتصادی و فرهنگی کوباست.تازه بعد از ۵۰ سال حکومت رو داده به برادرش!یعنی مضحک تر از این میشه؟روتون میشه از همچشن حومت مرتجعی دفاع بکنید؟خودتون حاضرید ۶ ماه برید تو همچین کشوری زندگی بکنید؟واقعا مایه تاسفه!


  • ۴م اسفند ۱۳۸۶ - محمد :

    واقعا متاسفم
    دموکراسی که این همه از آن حرف زده می شود همین است.
    همین که براحتی چه گوارا و لنین را بکوبیم
    من خودم سوسیالیسم را به کلی نقض می کنم ولی دلیلی ندارد که اندیشه و تفکر یک انسان مثل چه را با الفاظ رکیک زیر سوال ببرم
    آیا دموکراسی یعنی این…
    بزرگترین مشکل ما ایرانیها همین است که در ظاهر خواهان دموکراسی هستیم.ولی در عمل دیکتاتورترین آدمیم.
    هنوز از زیر خاک فکه و شلمچه و طلائیه جوون ایرانی بیرون میاد ولی ما چشمون را بستیم و دلمون به آمریکائی خوش که بیشترین جوون تو این مملکت کشت و بیشترین سرمایه این مملکت غارت کرده…
    افسوس که فقط حرف می زنیم…


  • ۴م اسفند ۱۳۸۶ - مادر خراسانی :

    نویسنده ی این مقاله عجب وقاحتی در انتخاب کلمات ،وعجب عدم درک رقّت باری از اهمیت اساسی کشف بخشی ازقانونمندیهای حاکم برتحولات تاریخی واجتماعی(بوسیله ی دانشمندان بزرگ جامعه شناسی مثل مارکس و…)از خودش نشان داده!باور نکردنی است! (یک مادر مسلمان)


  • ۴م اسفند ۱۳۸۶ - جمال کمانگر :

    آنچه در کوبا هست نسیمی از سوسیالیست است.سرنخی به ایده های انسانی سوسیالیسم است .هدف من از دخالت در این بحث فقط این است که لیبرالهای وطنی زیاد جوگیر دمکراسی آمریکایی نشوند.کشوری که ۵۰سال زیر وحشیانه ترین تحریمهای اقتصادی امریکا و همپیمانانش که بعنوان یک سلاح کشتار جمعی از ان استفاده میکنند به این درجه از رفاه و آسایش برسد نه تنها قابل تقدیر است. بله باید به احترام کلاه را بردارید.اینکه شما از ارمغان دیکتاتوری باتسیتا دفاع میکنید. انتخاب سیاسی شماست و احتیاجی به لجن پراکنی به ایده های برابری طلبانه ندارد. این درست است که در زیر سایه ۵۰ سال محاصره اقتصادی و تجاوز نظامی مردم فقیر باشند.ولی کار کرد ۱۵ساله نئولیبرالها جهان را در این دوهه به قهقرا برده است.نیازی به اثبات ندارد عینک خود فریبی را کنار بگذارید خواهید دید که دنیا بدون فراخوان سوسیالیسم و بدون خطر سوسیالیسم به چه منجلابی تبدیل شده است شما با کمی خونسردی میتوانید به دستاوردهای کوبا در زمینه مسکن ، ترانسپورت و بهداشت و اموزش و پرورش دقت کنید. تا بخشی از راز بقای کاسترو را ببینید. کاسترو درهای کوبا را به روی همه باز نگه داشته تا مردم بیایندو از نزدیک این “دیکتاتوری “را ببینند. نمونه زیر از زبان یکی از دست راستی ترین بنگاهای خبری مانند بی بی سی بیرون آمده است . بخوانید و کمی دقت کنید.

    “بهداشت و درمان در کوبای سوسیالیست

    کامبیز کلاهدوز

    دکتر کوبایی
    برای هر ۶۰۰ کوبایی یک تیم پزشکی مجهز شامل پزشک خانوادگی، پرستار، و مددکاران اجتماعی در پایگاه های بهداشتی محله ای معین شده اند
    بر مبنای آن چه اصل سوسیالیستی دسترسی‌ عادلانه‌ کلیه اعضای جامعه‌ به‌ خدمات بهداشتی دانسته شده، حقوق بشر در کوبا شامل بهداشت و درمان رایگان برای همگان است. به همین دلیل از سال ۱۹۵۹ با انقلاب کوبا ‘دولت انقلابی’ دست به اصلاح سیستم بهداشت و درمان این کشور زد که با تاکید بر روش های پیشگیری از بیماری، کوبا را به یکی از موفق ترین کشورها در مدریت بهداشت عمومی تبدیل کرد.

    اساس ارائه این خدمات بهداشتی و درمانی بر پیشگیری بیماری با بهینه سازی بهیاری در سطح محلی و سرمایه گذاری در آموزش های بهداشتی به عموم مردم است.

    نهاد های بهداشتی در کوبا به سه قسمت عمده تقسیم می شوند. سیستم بهداشت کوبا امروز در سطح اولیه مراکز درمانی، شامل بیمارستان های تخصصی پزشکی است که ۲۵ تا ۳۰ هزار کوبایی را پوشش می دهند. بیمارستان های استانی که شامل پلی کلینیک های تخصصی، سی سی یو، آی سی یو، و اورژانس هستند، برای هر ۴۰۰۰ تا ۵۰۰۰ کوبایی خدمات درمانی ارایه می کنند.

    بهداشت در کوبا در سال های دهه شصت میلادی بر مبنای مدیریت و درمان بیماری ها در بیمارستان ها آغاز شد و در دهه های هفتاد و هشتاد میلادی به سمت پیش گیری بیماری ها در سطوح محلی ترقی پیدا کرد. به این ترتیب اکنون برای هر ۶۰۰ کوبایی یک تیم پزشکی مجهز شامل پزشک خانوادگی، پرستار، و مددکاران اجتماعی در پایگاه های بهداشتی محله ای معین شده اند.

    موفقیت سیستم بهداشتی کوبا در بهینه سازی ارتباط این تیم های کوچک پزشکی با خانواده های ساکن هر محله هست که با دادن آموزش های بهداشتی، مراقبت های تشخیصی، مراقبت های اولیه، مراقبت از زنان باردار، و تنظیم خانواده برای پیشگیری و تشخیص بیماری تلاش می کنند

    موفقیت سیستم بهداشتی کوبا در بهینه سازی ارتباط این تیم های کوچک پزشکی با خانواده های ساکن هر محله هست که با دادن آموزش های بهداشتی، مراقبت های تشخیصی، مراقبت های اولیه، مراقبت از زنان باردار، و تنظیم خانواده برای پیشگیری و تشخیص بیماری تلاش می کنند.

    وضعیت بهداشت در کوبا

    بسیاری از متنقدین نسبت بالای هزینه تربیت پزشکان، که پانزده درصد میزان تولد ناخالص ملی را تشکیل می دهد، را اتلاف سرمایه ملی و غیر ضروری می دانند. در حالی که کوبا که دارای رتبه سوم تعداد پزشک برای هر شهروند نسبت به هر کشور دیگری در جهان است، با تربیت مازاد متخصصین بهداشت به یکی از صادر کنندگان پزشک و خدمات درمانی به سایر کشور های در حال توسعه مبدل شده است.

    به عنوان مثال در سال ۲۰۰۴ میلادی دولت کوبا و ونزوئلا یک برنامه انسان دوستانه برای درمان بیماری های چشم در آمریکای لاتین و کارائیب را آغاز کردند. “عملیات معجزه” یک پروژه ده ساله است که با هدف ریشه کن کردن بیمارهای چشم در سطح آمریکا لاتین تا کنون ۲۵۰ هزار نفر را تحت پوشش قرار داده است.

    پزشک کوبایی
    “عملیات معجزه” یک پروژه ده ساله است که با هدف ریشه کن کردن بیمارهای چشم در سطح آمریکا لاتین تا کنون ۲۵۰ هزار نفر را تحت پوشش قرار داده است

    بیماران چشم هر ساله برای انجام عمل جراحی به کوبا می روند و دولت کوبا در مقابل این خدمات از دولت ونزوئلا روزانه نود هزار بشکه نفت با قیمت پایین دریافت می کند. این در حالی است که با فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی، کوبا یک شبه از هشتاد و پنج درصد تجارت خود و شش میلیارد دلار رایانه ی سالانه شوروی محروم شده است.

    با توجه به گزارش های سازمان ایدز حقوق بشر، در سال ۲۰۰۳ در کوبا ۳۳۰۰ مبتلا به بیماری ایدز زندگی می کنند که این رقم پایین ترین در قاره آمریکا و یکی از پایین ترین ها در جهان است. دولت کوبا در طی دهه ی هشتاد، در میان انتقاد شدید مجامع بین المللی، برای پیشگری از ایدزآزمایش های سراسری اچ آی وی را اجباری و مبتلایان به این بیماری را در آسایشگاهای مخصوص قرنطینه کرد.

    از سال ۱۹۹۳ به دنبال فشار های بین الملل کوبا شرایط بازگشت به زندگی عادی را برای این بیماران فراهم کرده است. امروزه مبتلایان به ویروس اچ.آی.وی ناچارند که دوره های سه ماهه آموزشی را در آسایشگاه های مخصوص بگذارانند و تنها به شرط اینکه لیست تمامی شریک های جنسی خود را در اختیار مسئولین بهداشت قرار بدهند است که اجازه ترک آسایشگاه را دارند.

    مهمترین پیشرفت کوبا در مبارزه با ایدز ساخت بومی شش نوع مختلف دارو های ضد رترو-ویروس هاست. با وجود تحریم های دارویی ایالات متحده، کوبا امروزه موق ترین کشوردر حال توسعه برای تولید و صدور واکسن های رترو-یروسی و با قیمتی بسیار پایین تر از صنایع داروسازی ایالات متحده است.

    کوبا سعی دارد که بیوتکنولوژی را تبدیل به صنعت اول خود کند. در پی همین سیاست درآمد خالص حاصل از صدور محصولات صنعت بیوتکنولوژی کوبا از ۱۳۰ میلیون دلار در سال ۱۹۹۸ با ۴۲% افزایش به ۳۰۰ میلیون دلار در سال ۲۰۰۵ رسیده است

    بیوتکنولوژی: نگاه کوبا به آینده

    با پشرفت های کوبا در علوم پزشکی و بیو تکنولوژی ایالات متحده به شدت در مورد خطر استفاده این کشور از سلاح های میکروبی ابراز نگرانی کرده و به همین خاطرکوبا درلیست دولت های تروریست واشنگتن قرار گرفته است. این در حالی است که کوبا خود می تواند هدف چنین حملاتی قرار گیرد. در همین حال باید توجه کرد تحریم های اقتصادی واشنگتن که شامل دارو هم می شود، کوبا را ناچار ساخته که از دانشمندان بومی برای توسعه صنعت داروسازی و بیوتکنولوژیک استفاده کند.

    شایان ذکر است علی رغم آن که هیچ شاهد رسمی بر استفاده بایوتروریسم توسط ایالات متحده یا کوبا برعلیه یکدیگر وجود ندارد برخی منابع اپیدمی بیماری تب دنگوی سال ۱۹۸۱ را نشانه ای از بایوتروریسم آمریکا بر علیه آمریکای لاتین دانسته اند. برای مقابله با ویروس تب دانگوی، کوبا توانست برای اولین بار و در سطح انبوه پروتئین انترفرون را برای درمان این بیماری توسط مهندسی ژنتیکی تولید انبوه کنید. این خود بزرگ ترین پیشرفت کوبا درزمینه ی بیوتکنولوژی است.

    داروهای ساخت کوبا
    پیشرفت در زمینه بیو تکنولوژی و فن آوریهای تولید دارو باعث افزایش چشمگیر درآمدهای کوبا از صادرات دارو در سال های اخیر شده است

    علاوه بر این واکسن مننژیت ساخت کوبا امروزه در سر تا سر آمریکای شمالی مورد استفاده قرار می گیرد. هم چنین مسئولین بهداشت کوبا امروز توانسته اند علاوه بر ریشه کن کردن بیماری های فلج اطفال، سل، طب تئفوئید، و دیفتری، واکسن بیماری های مننژیت.ب و هپاتیت.ب را تولید کنند.

    کوبا از سال ۱۹۵۹ در بالابردن شاخص امید به زندگی و پایین آوردن شاخص مرگ و میر نو زادان پیشرفت های چشمگیری بدست آورده است. بنا به آمار سازمان بهداشت جهانی شاخص امید به زندگی در مردان و زنان کوبایی برابر با همان شاخص ها در ایالات متحده به ترتیب ۷۵ سال و ۸۰ سال است. آمار مرگ و میر نوزادان در کوبا ۶.۵ در هر هزار نوزاد با کشور کانادا و درمیان ثروتمندترین کشورهای غربی رقابت می کند.

    کوبا سعی دارد که بیوتکنولوژی را تبدیل به صنعت اول خود کند. در پی همین سیاست درآمد خالص حاصل از صدور محصولات صنعت بیوتکنولوژی کوبا از ۱۳۰ میلیون دلار در سال ۱۹۹۸ با ۴۲% افزایش به ۳۰۰ میلیون دلار در سال ۲۰۰۵ رسیده است.

    بهداشت سوسیالیستی؟

    از کوبا بارها توسط سازمان بهداشت جهانی به عنوان نمونه برتر بهداشت تقدیر شده است. در مهم ترین این تقدیرها سازمان بهداشت جهانی بعد از آن که در سال ۱۹۸۸استاندارد های را برای بهینه سازی بهداشت جهانی تا سال ۲۰۰۰ اعلام کرد، به فیدل کاسترو به عنوان رهبر کشوری که به این استانداردها در همان سال ۱۹۸۸ دست یافته مدال “بهداشت برای همه” را اهدا کرد. در سال ۱۹۹۸ این مدال برای بار دوم به کاسترو تعلق گرفت.

    به این ترتیب و با در نظر گرفتن آن چه گفته شد به نظر می رسد بتوان دولت کوبا را حداقل در زمینه ی بهداشت و درمان بسیار موفق ارزیابی کرد. با این حال معلوم نیست این خدمات بهداشتی استثنایی در میان کشورهای جهان سوم، خصوصا در غیاب احتمالی فیدل کاسترو، تا کی آبتواند از گزند بازار آزاد در امان بماند. “


  • ۵م اسفند ۱۳۸۶ - آیدین :

    هیچ وقت هیچ جا ندیده بودم به چه گوارا توهین کنن…حتی در جایی خوندم که مامورین سیا هم که رو پرونده او کار می کردن برایش احترام خاصی می گذاشتند…این نوشته واقعا نو بره….متاسفم


  • ۵م اسفند ۱۳۸۶ - یک مادر :

    نویسنده در پاراگراف دوم مقاله اش نوشته:«کاسترو کوبا را به فاحشه خانه ی ثروتمندان تبدیل کرده است.»،و یکی از همفکران و مدافعانش بنام “محسن”هم اظهار افاضه کرده که:«بزرگترین صنعت کوبا…فاحشه است !!!بله فاحشه» و در یکجای دیگر،به شیوه ی نویسنده ی مقاله، باز نوشته:«حاصل ۵۰سال دیکتاتوری کتسترو…تبدیل کوبا به بزرگترین فاحشه خونه ی دنیا…ست».
    خب ،عزیزان من! پدرو مادر های شما به شما یاد نداده اند که به مردمان سایر کشورهاتوهین نکنیدو آنها را با بیشرمی و دنائت پینوشه ای فاحشه وخودفروش نخوانید؟!بخصوص به شما نگفته اند که حرمت “زنان”را نگهداریدو منزلت آنها را،به رسم سیاه جامگان شلاق بدست وطنی واربابانشان،با کلمات وقاحت آمیز،وتهمت های شایسته ی خود،آلوده نکنید؟!
    عزیزان من!میدانید که فحاشیهای شما به “یک ملت” قابل پیگیری قضائی و قانونی از طرف مردم شریف و آزاده ی کوبا بخصوص “زنان محترم وبا عزت و شرف “کوبائی است؟!فکر نمیکنید که قبل از کاسترو شمابایددربرابر یک دادگاه پاسخگوی دهن درانیهای هرزه ی خود باشید؟!نترسید!با توجه به بی ارزش بودن نظرات شما برای آن مردم شرافتمند،جلوی دادگاهی نخواهید رفت الاّدادگاه قضاوت ما زنان ومردان آزاده ی ایرانی.مادرانه به شما توصیه میکنم یک معذرت خواهی بنویسید و از مردم کوبا و همه ی زنان عذر خواهی کنید.تا ما هم بتوانیم اگر بر حسب اتفاق عکس شما را در سایتی دیدیم تحمل کنیم و روی خود را بر نگردانیم.


  • ۵م اسفند ۱۳۸۶ - یک پسر(برای یک مادر) :

    مادر عزیز شما اخیرا به نمایندگی زنان کوبایی انتخاب شده اید؟ چند سال در کوبا و ذیل حکومت دیکتاتوری کاسترو زندگی کردید که این طوری به محاسن حکومت یک دیکتاتور خونریز احمق که ملتش رو به فلاکت کشونده علاقهمندید؟مطمئنن هیچ سال!چون اگه زندگی کرده بودید می فهمیدید که توصیف فلاکت ها ی مردم کوبا و این واقعیت که بزرگترین منبع درامد کوبا فاحشه خانه هایش است توهین به مردم کوبا نیست(واین رو با یک جستجوی کوچک در اینترنت میتونید متوجه بشید) توهین و تحقیری که امثال شما مدعیان ازادی باید براش اشک بریزید شرایطیه که تبدیل کوبا به بزرگترین فاحشه خانه دنیا بعد از تایلند یکی از نتایجشه.یکی دیگه از نتایجش هم اوارگی چند ملیون کوبایی بدبخت از کشورشونه.اینها هم از شاهکارهای رفیق کبیر شما فیدل کاسترو و ایدئولوژی احمقانه اش است.که هم دیکتاتوری سیاسیش رو با فضاحت اقتصادی تکمیل کرده.تازه طی یک اقدام دموکراتیک!!! بعد از ۵۰ سال حومت رو واگذار کرده به داداش جونش همه خوشحال شدن که شاید این یکی کمتر از اون یکی احمق باشه.


  • ۵م اسفند ۱۳۸۶ - آزادمردمان :

    این مقاله بسیار یکسویه نگاشته شده است. به نویسنده محترم توصیه می کنم هنگام نوشتن مقاله های انتقادی هرگز فقط یک جانب قضیه را ننگرند و کمی بی طرفانه تر قضاوت کنند. مخالفت با استبداد امری پسندیده است اما مستبدانه و یکسوگرایانه به جنگ آن رفتن…؟


  • ۵م اسفند ۱۳۸۶ - علی :

    اگر این فحش و فضاحت ها رو تو کیهان می خوندم خیلی تعجب نمی کردم…اما این جا تو خبر نامه واقعا بعید بود…….خیلی خوبه که در فضای محدودی که داریم داشتنن آزادی بیان را تمرین کنیم…ولی دوستان توهین به یک ملت و کشور ویک مرام و عقیده آزادی بیان نیست…شخصا از توهین به چه گوارا و مردم کوبا بسیار ناراحت شدم…هر چند که متعقدم چه گوارا هم می تواند نقد شود اما نقد نه توهین و….فکر کنم یه عذر خواهی به کوبایی ها بدهکارید…


  • ۶م اسفند ۱۳۸۶ - صبا :

    این آقا این دُرّافشانیهاش رو برای یک سایت دیگه نوشته بوده،باید از دست اندرکاران خبرنامه پرسید چرا چنین مقالاتی رو انتخاب و درج میکنند؟
    من که علیرغم کنجکاویم ،بعلت حساسیتم نسبت به بی وقاحتی، نتونستم نوشته را تا آخر بخونم.ولی منهم فکر میکنم این آقا که انگار بخاطر بازبودن راهش برای … ،دیگه شرم در برابر زنان و مردم یک کشور دیگه روهم قورت داده بوده،لازمه از ملت و کشور کوبا عذر خواهی کنه،حد اقل بخاطر ما ایرانیهای آزاداندیش که از بابت این نوشته شرمنده ی مردم کوبا بخصوص زنانشون شده ایم.


  • ۶م اسفند ۱۳۸۶ - غریبه :

    با سلام

    همانطور که کم و بیش دیگر دوستان گفتند آقای نویسنده قصدش نوشتن بوده و همین گاهی اوقات با نوشتن و کوبیدن این و آن خود را مطرح می کنیم و موجودیت خود را اعلام میداریم حال آنکه موجودیت هر کس مستقلا وجود دارد و نباید برای اثبات آن خود را به زحمت انداخت ضرب المثلی است معروف در زبان فارسی که می گوید کسی که تنها به قاضی رود راضی بر می گردد و این دوست نویسنده نیز فضای مجازی را مناسب تنها به قاضی رفتن و راضی بر گشتن یافته است


  • ۶م اسفند ۱۳۸۶ - مریم :

    من متوجه این استدلال مسخره نمیشم که حالا که دانشجویان چپ زندانی هستند انتقاد به لنین و استالین و کاسترو و… تا اطلاع ثانوی تعطیل! اصلا یعنی چی که انتقاد به انها را به خودمان می گیریم؟! یکی به من بگه چپ های ایرانی به جز اون عده که با عکس و ریش چگوارا حال می کنن! چه ربطی به آمریکای لاتین و شوروی سابق دارند؟!!! هرچند که این مقاله با ارجاع مبتذلش به “دنیای آزاد” جای دفاع نداره!


  • ۶م اسفند ۱۳۸۶ - سامان :

    با سلام
    نوشته بسیار جذابی بود
    امیدوارم دوستان عزیز که حالا دیگر تنها عرصه عملشان پشت کیبرد آن هم در تاریکی شب است دست از این بچه باری ها بردارند


  • ۶م اسفند ۱۳۸۶ - سعید قاسمی نژاد :

    نقدهای انجام شده تا به حال چند دسته اند
    ۱-یک دسته استدلال می کنند چون دانشجویان چپ در زندانند لنین نباید نقد شود
    ” می خواستم بپرسم چه لزومی در این شرایط باعث شد تا این مطلب نوشته شود ؟!‌ کاری به کاسترو ندارم . ولی گویا کاسترو در به اصطلاح مقاله ی بالا حربه ای بوده برای دیکتاتور نامیدن لنین و … . راستی چرا اسم مارکس و انگلس رو اضافه نکردید تا مقاله تون کامل تر بشه ؟”
    چنین نقدی آشکارا غیرعقلانیست چرا که مبتنی بر این گزاره است که در صورت در زندان بودن معتقدان به یک اندیشه آن اندیشه نباید توسط کسی نقد شود. نقد یک اندیشه ربطی به زندان بودن یا نبودن منتقدانش پیدا نمی کند.چنین گزاره ای تالیهای فاسدی نیز دارد فی المثل امروز بسیاری از اعضای القاعده در زندانند آیا به این دلیل می باید نقد بنیادگرایی اسلامی را کنار گذاشت؟مسئله دیگر اما این است که بیان کنندگان چنین مطالبی خود به آن پایبند نبوده اند در هنگامی دانشجویان امیرکبیر در زندان بودند دانشچویان چپ گزنده ترین نقدها را به انجمن امیرکبیر بیان کردند.چطور می شود یک تشکیلات را که اعضایش در زندانند به شدیدتین وجهی مورد انتقاد قرار داد اما اگر دانشجویان چپ در زندان باشند نمی شود لنین را نقد کرد.
    ۲-عده ای معتقدند که مقاله حاوی توهین به زنان کوباست.این دوستان یا قبول ندارند که کوبا امروز یکی از مراکز عمده تفریحات جنسی توریستهای دنیاست که با هم بحثی نداریم چون کسی که مسئله ای به این وضوح را نمی پذیرد قاعدتا مشکلش چیز دیگریست یا این مطلب را می پذیرند اما بیان آن را توهین می دانند.فاحشه اصولا به کسی گفته می شود که در برابر سکس پول طلب می کند چنین عملی چنانکه در سفرنامه ها و گزارشهای گردشگران و روزنامه نگاران متعدد به کوبا سفر کرده آمده است در کوبا عملی بسیار رایج است و اصولا یکی از جاذبه های کوباست.چندی پیش خبر فروش دختران ایرانی در فجیره افشا شد مسئولان جمهوری اسلامی به جای اینکه توی سر خودشان بزنند توی سر افشا کننده خبر زنند که این توهین به دختران ایرانیست استدلال این دوستان هم عین استدلال مسئولان جمهوری اسلامیست یعنی به جای اینکه توی سر کاسترو بزنند اعلام می کنند که بیان چنین حرفی توهین به زنان کوباست. قاعدتا بیان امر واقع آن هم امر واقعی که همه از آن مطلعند و اساسا برای آن به کوبا می شتابند همچنان که به تایلند می شتابند توهین به کسی نیست
    ۳-عده ای اعلام می کنند که چون کوبا در زمان کاسترو در بهداشت پیشرفت کرده است پس کارنامه کاسترو کارنامه موفقیست.چنین استدلالی سخیف تر از آن است که بشود به آن جواب داد اتفاقا ایران نیز در زمینه بهداشت پیشرفتهای بسیاری داشته است آیا پیشرفت ایران در بهداشت ، گازرسانی و برق رسانی و آبرسانی به روستاها و پیشرفت در تکنولوژی هسته ای و موشکی و … بیانگر کارنامه موفق جمهوری اسلامی و دلیلی برای دفاع از کارنامه حقوق بشری آن است؟
    ۴-در مورد چه گوارا ،چه گوارا مسئول مستقیم اعدامهای انقلابی در زمان حضورش در کوبا،اعدامهای بدون دادرسی عادلانه با حق برخورداری از دادگاه علنی با حضور هیئت منصفه و وکیل بوده است.آیا اعدام بدون دادرسی کمونیستهای ایرانی در سال ۶۷ بد است ولی اعدام بدون دادرسی عادلانه ضدکمونیستهای کوبایی با دستور مستقیم و امضای شخص چه گوارا خوب است؟چه گوارا همچون هر کس دیگری که اعمالی از این دست انجام دهد و دیگران را بدون محاکمه اعدام کند جنایتکار است و مستحق سرزنش.
    ۵-ادعاهای اصلی مقاله در مورد نقض حقوق بش در کوبا،موروثی و دیکتاتوری بدون حکومت کاسترو و فقر و عقب ماندگی کوبا همچنان مورد توجه دوستان نیست و دوستان می کوشند مبارزه طبقاتی را از پشت دکمه های کیبرد با شدت و حدت هر چه بیشتر ادامه دهند و بدون خواندن یک مقاله تا آخر -”من که علیرغم کنجکاویم ،بعلت حساسیتم نسبت به بی وقاحتی، نتونستم نوشته را تا آخر بخونم”- مقاله ای را نقد می کنند و علاوه بر آن علم غیب هم دارند و اعلام می کنند مقاله به قصد “بازبودن راهش برای …” نوشته شده که لابد منظور از … می بایست وقاحت انقلابی ایشان و دریده گویی و درنده خویی رفقایشان باشد. در مورد عذرخواهی به مردم کوبا بدهکار بودن کسانی به مردم کوبا عذرخواهی بدهکارند که پنجاه سال است از دیکتاتوری کاسترو در کوبا حمایت می کنند و حالا نیز چشم بر موروثی شدن حکومت در کوبا می بندند و به جای آنکه خواهان آزادی اندیشه، بیان ومطبوعات در کوبا بشوند و تقاضای برقراری دموکراسی در کوبا را داشته باشند امیدوارند که حکومت دیکتاتوری کاستروها همچنان مستدام باشد.


  • ۶م اسفند ۱۳۸۶ - شیوا-م :

    این آقا با نوشته ی … اش،قبل از اینکه انتقادی بر یک اندیشه،یا معتقدان به آن اندیشه ویا یک کشور و مردم وارد آورده باشد،فرهنگ حاکم بر افکار و بینش خودش را در انظار روشنفکران و آزادیخواهان واقعی قرار داده. از این بابت باید از او تشکرهم کرد.وگرنه چطور میشد پی برد که امثال این وجود، یک چنین طرز اندیشه و بیان … دارند.باور کنید که خود من این شیوه ی بیان و…را مخصوص بسیجی ها میدانستم.حالا فهمیدم خیلی های دیگر هم اگریک کم پوسته ی ظاهریشان راخراش بدهی ،یک بسیجی ….از زیر پوستشان بیرون میزند.
    بعضی ها هم آنقدر کوته فکرند که خیال میکنند هر کس در اینجا نظری در دفاع از حرمت توهین شده ی مردم شریف کوبا داده الزاماً از بچه های موسوم به چپ یا طرفدارهای آنها باید باشد.دیدم حتّی،به این خاطر،بعضی هامجبور شده انداعلام کنند که مسلمانند.خب پس لازم هست من هم اعلام کنم که یک “مسلمان”آزاده ام و بشدت ضد ستم ودیکتاتوری،و مدافع سرسخت عدالت و برابری و آزادی.دفاع از مظلوم و قیام علیه ظلم اساساً ازجمله ویژگیهای یک مسلمان واقعی است.
    واقعاً این جنابِ… باید از مردم کوبا بطور عام و از زنان شریف آن کشور، بطور خاص از بابت توهین های بغایت ناجوانمردانه و رذیلانه ای که بهشان کرده معذرت خواهی کند.


  • ۶م اسفند ۱۳۸۶ - ستاره :

    جناب “قاسمی نژاد” پیشنهاد میکنم باز هم بیشتر توضیح بده وبیشتر بنویس. اینطور سطح فکر نازل و عدم قدرت تجزیه و تحلیلت ازمسایل اجتماعی و تاریخی، و همینطورفرهنگ بسیجی رفتاریت را بیشتر نشان میدهی.
    میدانی ،با اینکه در دنیا در هیچ کشوری به اندازه ی ایران امروزی ما فساد رایج نیست،و در هیچ کشور دیگری در ابعاد کشور امروزی ما زنان خرید و فروش نمیشوند،اگر کسی(بخصوص یک خارجی آنهم به فرض غیر ممکن ازشهروندان کشوری باشرایط عقب مانده ایران کنونی)، در جائی بگوید یا بنویسد «ایران تبدیل به فاحشه خانه ی ثروتمندان عرب شده… و قس علیهذا»معنی اش این است که خدای ناکرده خواهر و مادر شما هم جزو همان فاحشگان و خود فروشانند.چرا که یک حکم کلکتیو کرده . در اینصورت من اولین کسی خواهم بودکه با بلندترین صدا از آن نویسنده سخیف فرضی میخواهم از همه ی زنان آزاده ی ایران، منجمله خواهر و مادر شریف شما،عذر خواهی کند.انتقاد به رشد سر سام آور فساد در ایران با صدور حکم کلکتیو فاحشه گری زنان ایران تفاوت از زمین تا آسمان دارد.البته یک وقت تصور نشود که من شرایط اجتماعی و سیاسی کوبا را با ایران امروزمقایسه میکنم.بهیچوجه. فقط خواستم با طرح این مقایسه ی دور از واقعیت، شاید شما را به اندازه ی سر سوزنی متوجه جوهر اعتراضات کاربران بکنم.
    من از شما میپرسم یعنی مردم کوبا و منجمله زنانشان هیچ شغل دیگری بجز روسپیگری ندارند؟نکند در مزارع نیشکرکوبا،و یا در کارخانه های دخانیاتشان و… انسانهائی از کره ی مریخ کار میکنند.یا معلمان و استادان و پزشکان کشورشان ومحققان و نویسندگان ودانشمندانشان ….همه و همه انسانهای برتر وارداتی ازخطه ی از ما بهتران شمالی اند !!!
    ضمناً منهم یک مسلمانم و هیچ رابطه ای هم با دانشجویان آزادیخواه موسوم به چپ ندارم.اگر باور ندارید اشهد بخوانم…!!!!!!!!این اعلام نوع دین و مذهب ازجانب کاربران هم حاصل همان خصلت بسیجی گری شما ست.


  • ۷م اسفند ۱۳۸۶ - ندا :

    آخه دوستان من از این لیبرالها از این هم بیشتر انتظار نمیره…در جریانات اخیر کوی دانشگاه این آقا ودوستانشون در بیانیه ای دانشجویان خشمگین رو به آرامش دعوت کرده بودند و از آنها خواسته بودند که فقط مطالبات صنفی داشته باشند و اصلا شعار سیاسی ندهند(البته دیدید که دانشجویان شجاع چگونه جوابشون را دادند)….منظور اینست که وقتی این آقایان از درک مسائل هم کلاسی های خود عاجزند(این آقا متاسفانه دانشگاه تهرانی است) و حتی درک نمی کنند که مسائل صنفی ریشه در مسائل سیاسی دارند چطور از انها انتظار دارید که مسائل کوبا رو تحلیل کنند……توصیه میکنم که یاداشت انسان وسوسیالیسم چه گوارا را بخوانید تا بفهمید این آقا در دفاعیه اش چه … به چه گوارا نسبت داده…….به آن دوستی هم که گفته بود عرصه عمل ما پشت کیبورده توصیه میکنم سرش رو از پشت مانیتور بیاره بیرون تا ببینه چه کسانی دارند مبارزه میکنند یا حداقل بگه لیبرالها تا حالا چی کار کردن……در ضمن دوستان من دفاع از حق وحقیقت نه نیاز به چپ بودن داره نه مسلمان بودن …….انسان بودن کافی است…….به نظر من چاپ این نوشته (یا هر چیز دیگه که اسمش رو می گذارید) کاره خوبی بود……..به هر حال در سایه ظفرمندان فریاد بر آوردن کار سختی نیست…


  • ۷م اسفند ۱۳۸۶ - مرتضی :

    جناب قاسمی نچاد گرامی

    با افسوس نوع نگارش و تحلیل شما چه در مقاله و چه در جوابیه تان همانند نوع نگرشی است که اکثر منتقدین شما نیز به نظر میرسد بدان مبتلا هستند و حضرت مولانا و داستان فیل او را تداعی میکند. هر طرف تنها بخشهایی از واقعیت ها را بزرگ میکنیم و بر آن مبانی حکم میرانیم.

    دوست گرامی ارتباط میان نقد استبداد ۵۰ ساله کاسترو و کاربرد زبان زور و توهین به هر کس و به ویژه زنان کوبایی و یا چه گوارا چیست؟

    دفاع به حق از حقوق انسانی ملت کوبا و ربط آن با جمله “جهان آزاد سرنگون کردن کاسترو را به خاطر نقض مکرر و سازمان یافته حقوق بشر در کوبا به مردم کوبا و به تمامی آزادیخواهان جهان بدهکار است ” و نیز جمله ” ای کاش کاسترو در رختخوابش نمیرد، ای کاش او نیز همچون صدام در دادگاهی علنی و عادلانه و قانونی، آن چه از مردم کوبا دریغ می دارد، پیش چشم مردم کوبا و جهان به خاطر جنایت هایش محاکمه شود و کیفر ببیند.” چیست؟ آیا خدای ناکرده بر آنید که همانگونه که “جهان آزاد” (یعنی آمریکا؟؟) مردم عراق را “آزاد” کرد و صدام را در دادگاهی “عادلانه و قانونی” محاکمه کرد باید به کوبا ( و شاید به ایران؟؟؟) حمله کند و دین خود را به ملت کوبا (و ایران؟؟؟) ادا نماید؟
    آیا نقش دولت های “جهان آزاد” در ایحاد و یا استمرار دیکتاتورها و دیکتاتوری ها بحشی از آن فیل مولانا نیست؟

    اما چند کلمه ای نیز با آن گروه ازدوستان سوسیالیست و یا مارکسیست عزیزی (که خود را بنا بر عادت چپ میخوانند): عزیزان من برخی دستاوردهای ملت کوبا (و یا حتی دولت کوبا) و یا ۵۰ سال فشار “جهان آزاد” را چگونه میتوان توضیحی و یا در واقع توجیهی برای ۵۰ سال دیکتاتوری کاسترو و دولتش خواند؟ و یا بد اخلاقی قلمی آقای قاسمی نژاد را پوششی برای نقد ناپذیر انگاشتن کاسترو و یا لنین نمود؟

    “آزادی خواهی” و “برابری طلبی” را تنها در چارچوب آزادی, استقلال, و حقوق بشر, به عنوان اصولی جهانشمول که همه زمانی و همه مکانی هستند ,میتوان بدست آورد و ماندنی کرد.

    همین امروز و همین جاست که باید این اصول را به کار بست تا بتوان به رغم باور به ایدُولوژی های گوناگون همچون یاران دبستانی دست در دست هم آینده ای شاد و آباد و آزاد را بسازیم.

    از نگاه یاران به یاران ندا میرسد دوره رهایی فرا میرسد (مشیری)


  • ۷م اسفند ۱۳۸۶ - سعی :

    آقای قاسمی! من بیش از ده سال است در امریکا زندگی میکنم. پیشتر هم در کانادا و دو بار هم به کوبا سفر کرده ام. این مسائل را هم دائم دنبال میکنم. چرا ندیده و ندانسته مینویسید؟
    اگر مردم کوبا در فقر هستند (و بویژه بعد از سقوط شوروی) بخاطر آن است که در پنجاه سال گذشته توسط امریکا و برخی دیگر از کشورهای غربی در محاصره اقتصادی بوده اند. ما دیگر در جزایر جداگانه زندگی نمیکنیم. غرب، و به اصطلاح شما جهان آزاد، این آزادی سرمایه را در قبال اعمال قدرت نظامی و اقتصادی و سیاسی روی کشورهای دیگر و بویژه مخالف بدست آورده. برای همین آنها ثروتمند هستند و ما و بدتر از کوبائیها فقیر اند. با این همه فقری که در کوبا هست تقسیم شده است، امکانات هم همین طور. برای همین است که آمار بهداشتی، سوادآموزی و مقابله با حوادث طبیعی در کوبا بالاتر از خود امریکا است. چنانکه داروی ارزان از همین جزیره کوچک به امریکای پر از دارو اما گران میاید. در امریکا اما ثروت در انحثار و فقر تقسیم شده، برای همین هشتاد درصد ثروت در دست کمتر از ده درصد جامعه است و بیش از پنجاه میلیون، بله میلیون، بیمه درمانی ندارند و جمعیت بی خانه نصف جمعیت کوبا است و تعداد زندانیان که بزرگترین آمار را در جهان دارد، بیشتر از یک سوم جمعیت این کشور است. فقط فیلم اخیر مایکل مور را در مورد بهداشت در امریکا ببینید تا تفاوت این دو ملت را دریابید. یا درباره دو طوفان عظیم یکی در کوبا و دیگری کاترینا در لوئیزیانا مطالعه کنید و ببینید که عملکرد این دولت دیکتاتوری در قبال مردمش چگونه بوده و در مقابل امریکای دمکراتیک چگونه مردم خودش را بعد از دو سال نیم فراموش کرده است. فقط اشاره میکنم در طوفان کوبا که در سال ۲۰۰۳ یا چهار رخ داد یک نفر هم کشته نشد و دولت با سرعت مردم را از منطقه خطر به جای دیگر منتقل کرد و به دنبال آن همه را سکنا داد. در مقابل در امریکا طبق آمار دولت هزار و دویست نفر کشته شدند، مردم برای چند روز نادیده گرفته شدند، برای اینکه گارد ملی در عراق بود و آدم به اندازه کافی وجود نداشت. و بدتر از آن مردم هنوز نتوانسته اند به زندگی عادی خود بازگردند. حتی موبیلها و چادرهایی که قرار بود به مردم داده شود به منطقه شرقی امریکا منتقل شده است. دولت هم هیچ پاسخی در قبال این کارها به مردم نداده است.
    در هاوانا مردم ماشین نو ندارند، اما موسیقی و شادی ای که در خیابانها هاوانا دیدم هیچگاه در هیچ گوشه امریکا ندیده ام. در ضمن آن حرفی که درباره زنان کوبایی گفتید یک توهین است، لطفا آن را پس بگیرید. درست نیست ندیده و ندانسته سخن بگویید.
    آنجا که ایدئولوژی عمل میکند، دیگر واقعیتها عمل نمیکنند، یا بنا بر آن میشود که هر طور شد آنها را تغییر داد. این همان کاری است که شما در این یک صفحه مطلب کرده اید.
    فرموده اید که کوبایی های مهاجر در جهان پخش هستند. پزشکان کوبایی بله، اما مهاجری ندارد، اگر هم داشته باشد قابل قیاس با بسیاری از کشورها نیست. بیشتر مخالفان دولت کوبا از همان قدیم در فلوریدای امریکا زندگی میکنند. این مخالفین مثل بسیاری از مخالفان ایرانی در لس آنجلس از واقعیت بی اندازه دور هستند و در واقع مخالفتشان بیشتر ناشی از ایدئولوژی و احساساتشان است تا آنچه واقعا در آنجا میگذرد.
    کوبا در پانزده سال گذشته بیشتر از هر چیز با توریست کانادائی و کمی هم اروپایی گذران کرده است. امریکاییها حق رفتن به کوبا ندارند، چنانچه دادگاهی در امریکا مایکل مور را به خاطر بردن تعدادی بیمار امریکایی به کوبا به دادگاه کشانده است. امریکاییها بارها از دولتشان خواسته اند که این قوانین را لغو کند، حتی کارتر رئیس جمهور سابق نیز چنین درخواستی کرده است، اما سیاست دولت امریکا همچنان در جهت تنبیه مردم کوبا است، آن هم به این دلیل که برعلیه کاسترو قیام نکرده اند.
    حرفی هم که شما درباره چه گوارا زدید، شبیه است به حرف مک کین، کاندیدای ریاست جمهوری امریکا از حزب جمهوریخواه، که چند روز پیش درباره کاسترو زد. او گفت امیدوارم هر چه زودتر پیش کارل مارکس به جهنم برود.
    تحقیق این روزها و از طریق اینترنت کار سختی نیست، پیش از نوشتن بد نیست کمی پژوهش کنید.


  • ۷م اسفند ۱۳۸۶ - آشنا :

    به نظرم نباید از قدرت رسانه غافل بود. مثلن تبلیغات گسترده‌ی آمریکایی درباره‌ی روسپیگری در کوبا باعث شده نویسنده‌ی مقاله و یکی از خوانندگان هم آن را تکرار کنند. امیدوارم خداوند نصیبتان کند و به عنوان توریست به کوبا بروید، مطمئنم فضا را غیر از این خواهید دید. البته منظورم عدم وجود حتا یک روسپی نیست اما باور کنید از کشور ما نیز بیشتر نیست! مردم فقیر هستند و همه چیزشان را دولت مهیا می‌کند (حتا مشروب) و سطح حقوق به دلیل همین سیستم اقتصادی دولتی بسیار نازل است. اما در کنار این وضعیت که به محض ورود به کوبا مشاهده خواهید کرد با تعجب متوجه می‌شوید بسیاری از مردم از آغاز غروب آتش روشن می‌کنند و می‌خوانند و می‌رقصند؛ اینها البته مشاهده‌ی مستند بنده است و نه موضع‌گیری. به نظرم برای حرف زدن درباره‌ی هر پدیده‌ای ابتدا باید آن را آن چنان که هست شناخت نه آن‌چنان که دیگران می‌خواهند. از طرفی هیچ‌کس جرأت ندارد درباره‌ی وضعیت سیاسی با شما گفت‌وگو کند؛ آدمی که تا قبل از این پیش شما نشسته و گلویی تر کرده به محض اینکه صحبت را به سوی سیاست و . . . بکشانید بدون خداحافظی بلند می‌شود و میز را ترک می‌کند - و البته یک ایرانی در اینجور موارد به دلیل تجربه‌ی خود به افراد فشار نمی‌آورد (این وضعیت را در سوریه هم دیدم). از طرفی برای مقابله با تبلیغات سنگین امریکایی، کوبا و اخیرن ونزوئلا نیز به تبلیغات پرداخته‌اند و مغالاتی نظیر آن‌چه یکی از خوانندگان درج کرده بودند اینجا و آنجا منتشر می‌کنند که بله از نظر پزشکی چنان شده و آن‌چنان تر شده و از لحاظ علمی هم بسیار پیشرفت کرده‌اند و غیره. در صورتی که چنین چیزی نمی‌تواند انتزاعی باشد و لابد نشانه‌های مستند یک همچین پیشرفتی را در دیگر مقالات و مشاهدات هم می‌توانید ببینید اما این طور نیست. لابد خبر دارید که وقتی اعتراض به محمدرضا پهلوی زیاد می‌شد با پول در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های معتبر مقالاتی در تبلیغ خودش منتشر می‌کرد. این اتفاق در میان کشورهای زیر سیطره‌ی استبداد امری رایج است. باری، می‌خواهم به این موضوع اشاره کنم که زیاد تحت تأثیر مطالب روزنامه‌ای سطحی نباشید و آن مطالب را سند قرار ندهید.
    نکته‌ی دیگری که اشاره به آن را لازم می‌بینم توجه به ماهیت استبداد ایدئولوژیک است در برابر استبداد اشرافی یا دیکتاتوری هایی نظیر دیکتاتوری پینوشه و رضاشاه و . . . در استبداد ایدئولوژیک هوادارانی وجود خواهند داشت که بدون تطمیع و دریافت پست و پول و مقام حاضر به فداکاری هستند و همین موضوع کمی مواجهه با این حکومت‌ها را سخت می‌کند. در کوبا بعضی ابراز نظرها به نظر بسیار صادقانه است، همان‌طور که بعضی اظهارات دوستانمان در ایران نیز. نمی‌گویم برای مردمی جلوه دادن این حکومت‌ها خرج نمی‌شود اما به هر حال پینوشه هیچ وقت نمی‌خواست خودش را مردمی نشان دهد. یعنی مسئله‌ی یک حکومت استبدادی نظیر حکومت پینوشه مردمی بودن نیست اما استبداد ایدئولوژیک همیشه دغدغه‌ی مردمی بودن را دارد و بابت آن زیاد هم خرج می‌کند. به همین دلیل اشاره‌ی دقیق به مستندات موجود که در درستی آن کمترین تردید است بیش از هر چیزی به ابراز عقیده‌ی تحلیلی ما مدد می رساند.
    یک سؤال: من جایی در مورد رفتار چه‌گوارا در کوبا و اعدام غیر عادلانه چیزی نخوانده‌ام. تنها یک بار در مصاحبه‌ی ابراهیم نبوی با یکی از خبرنگاران مخالف فیدل کاسترو در ایتالیا این مطلب را دیدم. از طرفی خوی و خصلت نبوی و مطالب سطحی و احساساتی او در مورد اتفاقات سیاسی (به عکس طنز زیبایش) اجازه‌ی اطمینان به آن را نمی‌داد. جایی هم در این مورد چیزی ندیدم، خواستم اگر برای نویسنده‌ی مقاله و یکی از خوانندگان که به این موضوع اشاره کرده‌اند مقدور است منبع خود را ذکر کنند.


  • ۱۷م اسفند ۱۳۸۶ - حسین :

    حسین
    مقاله سعید قاسمی نژاد و نقد های افراد مختلف بر ان سبب ساز این نوشته است
    مقاله دو نکته اساسی را نشان میدهد: یکی اینکه انگیزه رهبران مدعی نجات محرومین ستمدیدگان و بطور کلی بشریت هیچ چیزی بجزقبضه قدرت بهر قیمتی برای سلطه بر دیگران و ارضائ حس خود شیفتگی و قدرتگرائی بیمارگونه خویش نیست.بهمین دلیل همه انها قدرت بدست اورده رابهر قیمتی ولو با شکنجه و کشتار بی محابای هر تعداد که لازم باشد حفظ میکنند. تفاوت ایدئولوژیهای انها فقط تفاوت ابزار هایی است که هرکدام فکر میکنند با ان بهتر میتوانند به مقصود برسند. دوم انکه جامعه جهانی موظف است ملت هایی را که اسیر اینگونه ادمهای حریص قدرت هستند را یاری دهد که از اسارت رهائی بابند.
    متاسفانه لحن نوشته خشن و بدور از ادب طرح چنین مسایلی است . اما لحن بعضی از منتقدین نیز خشنتر و بدور ار از هر بررسی منطقی است.بنظر این نگارنده هر دو نکته مورد اشاره مقاله درست و بیان واقیت است .نگاهی به تاریخ در مورد نکته اول نشان میدهد که همه بدون استثنائ بهر کاری برای حفظ قدرت خود دست زده اند ( شاید بتوان تنها دانیال اورتگا را تا حدی متفاوت با دیگران دانست ) هنچه از تارچه زندگی چه گوارا بر میاید اگر در کشوری بقدرت میرسید همان راهی انتخاب میکرد که دیگران در طول تمام تاریخ کردهاند ..منتقدین محترم در برابر ایرادات قاسمی نژاد به کاسترو به حمله به امریکا انگلیس و ….. پرداخته کوانتانامو عراق وافغانستان و …. را پیش کشیده اند بدون اینکه توجه کنند جنایات دولتهای متجاوز یا استعمار گر بهیچ وحهاز بار گناه جنایات کاسترو استالین انورخوجه و….نمی کاهد همانگونه که جنایات استلین مائو و …. از با ر گناهان امریکا و اگلیس و… کم نمینماید اما نکته مهمی اینجا وجود دارد که همیشه از ان غفلت شده است بویژه از طرف دولتهای دیکتا توری جهان سوم و ان اینست که امریکا و انگلیس و… ان جنایات را نسبت به دشمنان خارجی خود مرتکب شدهاند اما لنین استالین و کاستروها و بسیاری از دیکتاتور های نظامی جهان سوم نسبت به مردم مظلوم خود مرتکب شده و میشوند و این بسیار ظالمانه تر است هر جند هر دو جنایت بر علیه بشریت است. پرسشی سالهاست ذهن مرا به خود مشغول کرده که چرا هیچوقت در کشور ما ۰وشاید در سایر کشور های استبداد زده جهان سوم همچنین) نه مردم ما و نه روشنفکران و نخبگان به افرادی نظیر کنراد ادنائر اولین صدر اعظم المان اشغالشده و یوشیدا و ایساکاساتو نخست وزیران اولیه بعد از جنگ ژاپن تسلیم شده بدون قید و شرط که کشورتحت اشغال و ویران شده با ملیون ها معلول وهمه مردم مصیبت دیده خود را با درایت بسیار ارام ارام ساختند و ظرف کمتر از بیست سال به بزرگترین کشور های اقتصادی جهان بعداز امریکا تبدیل کردند حتی اندک توجهی نکرده و نمیکنند. قهرمانان مردم و روشنفکران ما همیشه چه گوارا ها مائو ها استالین ها و انور خوجه ها ونظایر این افراد بوده است که همیشه پیامشان دعوت به مبارزه ستیزه وتخریب و جدال بود . ما شیفته تخریب گران میشویم.
    نکته اخر که بنظر میرسد مهم و اساسی است اینکه گرچه قاسمی نژاد به دیکتاتوری اشاره نموده است اما به ضرورت و اهمیت ازادی در بلوغ فکری مردم یک جامعه و اسیب های عمیق و ریشه دار روانی که مردم کشور های استبداد زده با ان مواجه میشوند و موجب میشودشکل گیری شخصیت انها از تعادل و اینتگریتی لازم بی بهره شده ونتیجتا نتوانند به پیشرفتهای لازم برسند سخنی نگفته است تا زیان غیر قابل جبران نظامهای استبدادی را روشن کند مراجعه به توضیحات مونتیسکیو در مورد مردم کشورهای استبدادی مراجعه به اثار کانت در مورد اهمیت و ضرورت ازادی تا انجا که جهان را در گرو وجود ازادی در همه ممالک جهان توصیف میکند وبسیار کتابهای دیگر به ما هشدار میدهد که ازادی چیزی نیست که فقدان ان زیان چندانی نداشته باشد.. نباید اترا ایقدر کم بها بگریم که متسفانه جامعه ما عادت دارد


  • ۱۸م اسفند ۱۳۸۶ - حسین :

    منظورتان از جمله نظر شما در انتظار تایید چیست؟

    اگر ممکن است در چهار سطر به اخر نوشته من جلوی واژه جهان واژه صلح را بگذارید زیرا در تایپ افتاده است
    بهر حال اگر تایید مجدد مرا لازم دارید بدینوسیله تایید میکنم


  • ۹م فروردین ۱۳۸۷ - علامت سئوال :

    نمیدونم چرا هر وقت عکس کاسترو رو میبینم یاد امام راحل می افتم
    لطفا فکر بد نکنید


 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
Close
E-mail It