خبرنامه امیرکبیر: علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه قضاییه، در یک کنفرانس مطبوعاتی خبر صدور حکم اعدام برای یعقوب مهرنهاد روزنامه نگار و فعال حقوق مدنی، را تایید کرده و اتهام وی را “ارتباط با گروه جندالله” اعلام کرد.

 

علیرضا جمشیدی، حکم صادره را قابل تجدید نظر دانست.

 

دادگاه این جوان فعال مدنی در دی ماه بدون حضور خانواده وی در زاهدان برگزار شده و پنج شنبه ۱۸ بهمن ماه حکم اعدام وی به خانواده اش ابلاغ شد.

 

خبرگزاری های آسوشیتد پرس، رویترز، سی.بی.اس، هرالد تریبون بین المللی، دیلی تایمز، اینترپرس و اخبار سایت یاهو، خبر تایید حکم اعدام یعقوب مهرنهاد توسط سخنگوی قوه قضاییه را مخابره کرده اند.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، روز گذشته خانواده یعقوب مهرنهاد توانستند بعد از ۵۰ روز، فقط به مدت ۱۰ دقیقه با وی ملاقات کنند. در این ملاقات که همراه با حضور مامورین انجام شد، یعقوب به فشارهای وارده برای اعتراف گیری از وی در مورد همکاری با گروههای مسلح اشاره کرده و هدف از این اتهامات را تنها برای سرپوش گذاشتن بر واقعیات و فعالیتهای مدنی وی دانسته است.

 

همچنین با توجه به فعالیتهای فعالیتهای هنری و فرهنگی یعقوب مهرنهاد در استان سیستان و بلوچستان، بازداشت وی باعث نارضایتی هایی در بین مردم استان شده است.

 

لازم به یادآوری است چندی پیش نیز، عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار، دو روزنامه نگار کرد، با اتهام های مشابهی به اعدام محکوم شدند.

 

یعقوب مهرنهاد علاوه بر ۳ فرزندش، سرپرست ۲ برادر و ۶ خواهرش نیز می باشد. پدر وی سالها پیش فوت کرده و مادرش دچار بیماری قلبی می باشد.

 

یعقوب مهرنهاد، دبیر انجمن “جوانان صدای عدالت”، روزنامه نگار و سرپرست روزنامه “مردم سالاری” در استان سیستان و بلوچستان می باشد. وی در اردیبهشت ماه پس از برگزاری همایشی با عنوان “جوانان پرسشگر؛ مسئولین پاسخگو” که با حضور مسئولین استان برگزار گردید، بازداشت شد.

 

 

گزارش خبرگزاری اینتر پرس از صدور حکم اعدام یعقوب میرنهاد

 

تایید حکم اعدام یعقوب مهرنهاد، ۲۸ ساله، فعال حقوق مدنی و روزنامه نگار در استان سیستان و بلوچستان در جنوب شرقی ایران، سرکوبی اقلیت های مذهبی و قومی را مشخص کرده است.

 

مهرنهاد، یک سنی بلوچ، در زمان دستگیری اش دانشجوی دانشگاه زاهدان بود. وی در تاریخ ۲۶ آپریل ۲۰۰۷ بعد از همایش سالانه انجمن جوانانی که وی ۵ سال دبیر آن بود، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

 

“جوانان پرسشگر؛ مسئولین پاسخگو” نام همایشی بود که در زاهدان مرکز استان برگزار شد. گزارش شده است که در این همایش مسئولین و مقامات استان نیز حضور داشته اند.

 

انجمنی که مهرنهاد در سال ۲۰۰۲ تاسیس کرد، برنامه های مختلف فرهنگی مانند کنسرت موسیقی، کلاسهای نقاشی و کامپیوتر برای جوانان برگزار می کرد. مهرنهاد همچنین نماینده روزنامه اصلاح طلب “مردم سالاری” در استان بود.

 

یک فعال دانشجویی در تهران، که خواست نامش فاش نشود، به خبرگزاری اینتر پرس گفت: “مهرنهاد تا قبل از دستگیریش کمتر در بیرون از استان شناخته می شد. وی دولت را به دلیل نادیده گرفتن استان سیستان و بلوچستان مواخذه می کرد و با کمیسیون حقوق بشر اسلامی، یک ان.جی.او ملی، همکاری می کرد.”

 

وی گفت: “حکم مرگ برای چنین مواردی غیرطبیعی می باشد. کسی نمی داند که چه چیزی منجر به چنین حکم سنگینی شده است، زیرا وی (یعقوب) به عنوان طرفدار خشونت شناخته نشده است. حدس می زنیم حکم اعدام برای سرپوش نهادن بر شکنجه های وارد بر وی صادر شده است.”

 

پنج نفر دیگر که شامل برادر ۱۶ ساله یعقوب مهرنهاد نیز می شدند و همرا با وی دستگیر شده بودند، پس از ۳ ماه بازداشت آزاد شدند. وی ۵ ماه در بازداشتگاه بوده است و سپس به زندان مرکزی زاهدان منتقل شد که خانواده اش توانستند برای اولین بار پس از بازداشتش با وی ملاقات کنند.

 

وی در تاریخ ۲۵ دسامبر مجددا به بازداشتگاه اطلاعات منتقل شد. پس از یک ماه و نیم، خانواده و وکیل اش، که اجازه شرکت در دادگاه را نیافتند، از صدور حکم اعدام آگاه شدند.

 

نه حکم دادگاه و نه دلایلی که منجر به حکم اعدام وی شده است، به طور رسمی اعلام نشده اند.

 

در غیاب خبرگزاری های رسمی و روزنامه های آزاد، بیشتر اطلاعات در مورد حکم اعدام وی از طریق منابع غیررسمی نظیر وبلاگ وی و خبرنامه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، که اخبار حقوق بشری گسترده ای را پوشش می دهد، به دست آمده است.

 

وبلاگ مهرنهاد نشان می دهد وی در تلاش برای تاسیس کمیته حقوق بشری برای به رسمیت شناختن زبان بلوچی بوده است. وی همچنین برای انتخابات شورای شهر در سال ۲۰۰۳ کاندید شد ولی بدون اعلام دلیلی رد صلاحیت شد.

 

خبرنامه امیرکبیر گزارش کرده است که خانواده یعقوب، آثار شکنجه بر بدن وی در آخرین ملاقات در ۲ ماه پیش را تایید کرده اند. آنها همچنین گفتند وی ۱۵ کیلو وزن کم کرده و قادر به حفظ تعادل خود نبوده است.

 

 

گزارش هرالد تریبون بین المللی

 

روز سه شنبه ایران اعلام کرد روزنامه نگار و محققی را به علت درگیری در مسائل تروریسم محکوم به مرگ کرده است.

 

یعقوب میرنهاد، که علاوه بر روزنامه نگاری، پایگاه نیکوکاری ای را برای کمک به بالا بردن سطح علمی کودکان در ایران راه انداخته بود، به دلیل عضویت در گروه تروریستی جندالله و اقدام علیه امنیت ملی محکوم به مرگ شد. علیرضا جمشیدی، سخنران قضایی ایران این موضوع را روز سه شنبه اعلام کرد.

 

اوایل این ماه، برخی از وب سایت ها موضوع محکومیت میرنهاد را اعلام کرده بودند، ولی سخنان جمشیدی اولین تاییدیه از سوی دولت ایران بود.

 

به گفته جمشیدی، میرنهاد می تواند درخواست تجدید نظر خود را به دیوان عالی کشور بدهد. او هیچ گونه اطلاعات دقیقی چه درمورد فعالیتهای تروریسمی میرنهاد و چه در مورد کارهای نیکوکارانه او اعلام نکرد.

 

طبق گزارشات، میرنهاد همکار روزنامه سالاری در منطقه ای در جنوب شرقی ایران بوده است. وی در ماه می گذشته در زاهدان، مرکز استان سیستان بلوچستان (واقع در ۱۶۰۰ کیلومتری جنوب شرق تهران) دستگیر شد. منطقه ای نزدیک پاکستان و افغانستان، محلی که درگیری بین پلیس و قاچاقچیان مواد مخدر صورت می گیرد. همچنین این منطقه محل سکونت تعداد زیادی از اقلیت مذهبی مسلمانان سونی ایران می باشد.

 

گروه جندالله یا تشکیلات خدا، در جنوب شرقی ایران فعالیت می کنند و به علت حمله به نیروهای نظامی در آن منطقه، محکوم شده اند. جمشیدی نقش میرنهاد را در این گروه را اعلام نکرد.

 

در ماه دسامبر، پلیس ایران ۱۲ نفر را به علت مظنون بودن به همکاری در این گروه کشته و ۵ نفر دیگر را پس از درگیری بازداشت کرد.

 

۶ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۱م اسفند ۱۳۸۶ - ساناز :

    در وسط پرچم ایران فقط صلیب شکسته نازی را کم داریم !!!


  • ۱م اسفند ۱۳۸۶ - علی نیا :

    با درود فراوان
    اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست هز مسلمانی ماست
    بسیار ناراحت و اندوهگین از تائید چنین حکمی هستم.
    فقط می توانم بگویم اندکی صبر سحر نزدیک است. وبه آقایان بگویم ملت عزیز برای رسیدن به آرمان هائی مانند آزادی اندیشه و بیان واستقلال و جمهوریت اسلامی انقلاب کردند که به هیچ یک نرسیدند. به امید روزی که به آرمانهایمان برسیم.


  • ۲م اسفند ۱۳۸۶ - درود بر جنبش دانشجوئی :

    از گفتار مهندس بازرگان در بیدادگاه شاه بگور رفته(سال ۴۲) :
    “ما آخرین گروهی هستیم که بصورت قانونی عمل میکنیم.اماوقتی که به ما که قانونی هستیم اجازه فعالیت داده نمیشود،از آیندگان انتظاری جز کشیدن اسلحه به رویتان را نداشته باشید…”
    مگر گناه “یعقوب مهر نهاد” چه بوده الاّ فعالیتهای خیرخواهانه ی مردمی ومطلقاً در چارچوب قوانین رسمی حاکمیت دیکتاتوری؟!
    مرگ بر این دیکتاتوری،که نه فقط امکان کوچکترین فعالیت قانونی به آزادیخواهان نمیدهد،بلکه حتی از خون کسانی هم که مطلقاًبه قوانینش پایبندند نمیگذرد.
    _______
    اما دوستان عزیز من،چرا یک چنین خبر هولناک و ضد بشری را میشنویم و بهت زده ساکت مینشینیم؟!چرا اعتراض حق طلبانه و خشمگینانه نمیکنیم؟!دوستان برخیزیم،برخیزیم ودرمقابل استبداد ،که از سر تا پایش بخون هم میهنانمان آلوده است ایستادگی انسانی کنیم.وگرنه ما هم چندان تفاوتی با سرکوبگران نخواهیم داشت .


  • ۲م اسفند ۱۳۸۶ - uni :

    طبق آخرین اخباری که از طریق دوستان نزدیک علی کانطوری بدست ما رسیده روز دوشنبه ۲۹ بهمن ماه خانواده ی علی به ملاقات وی رفتند.ملاقات از پشت شیشه و به صورت کابینی بوده است. وضع ظاهری وی مساعد نبوده است و آثار شکنجه های جسمی و روحی کاملا مشهود بوده است.خبر دردناک تر این که علی از ناحیه ی دنده ی چپ دچار شکستگی و فرورفتگی شده است. ظاهرا چند روز پیش وقتی علی به بازپرس خود میگوید من باید وکیل خوبی داشته باشم تا در دادگاه از من دفاع کند بازپرس وی با عصبانیت لگدی به سوی او پرتاب میکند و دنده ی علی را میشکند.پس از اتمام ملاقات روز دوشنبه نیز دو زندان بان با خشونت زیر بغل علی را گرفته و او را به سمت سلولش میبرند.همچنین برادر وی همچنان از سوی ماموران امنیتی به شدت تحت نظر است.


  • ۲م اسفند ۱۳۸۶ - مهر مردم :

    امشب بدل شوری دگر دارم ،سودای عشقی تازه تر دارم،در دل هوای آتشی دارم،تابرفروزم جاودانه درسرای جان،تا بگذرم زین پس زمال و خون و یاروجان،
    دارم بدل سودای خلق،جان میدهم درراه خلق،ره میروم در راه خلق،به همراهی یاران،
    هر لاله ای در دامن صحرا،دارد بدل داغ شهیدان را،از جا بخیز ای خلق رزم آرا ،زنجیر خود را پاره کن بشکن قفس ها را،از بیخ و بُن برکن تو بنیان ستم هارا…
    ………..
    مرگ براین … که جز کینه به نسل جوان وآزاده ی این میهن در قلب سیاه خود نمیشناسد،زنده باد آزادی.
    دوستان برای نجات جان این هم میهن نیکوکار که جز فعالیت مدنی قانونی و کاملاًزیرنظر کارگزاران حاکمیت …. نداشته با همه ی امکانات اعتراض کنیم.وگرنه ازفردابرای هر بیگناهی ازمردم میهنمان، ومنجمله خودمابرچسب وپاپوشی دروغین برای روانه کردنمان به پای چوبه های دار پیدا میکنند.


  • ۶م اسفند ۱۳۸۶ - احمد قلی :

    یکی از دوستان گفت بودن گه عیب از اسلام نیست. خواستم بگم این چه دینیه که همه پیروانش وحشی و آدم کش و عقب موندن. این چه دینیه که مردم رو گوسفند میدونه؟


 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
Close
E-mail It