خبرنامه امیرکبیر: دادگاهی در سیستان و بلوچستان، یعقوب مهرنهاد روزنامه نگار و دبیر انجمن “جوانان صدای عدالت” را به اعدام محکوم کرده است.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، دادگاه این جوان فعال مدنی در دی ماه بدون حضور خانواده وی در زاهدان برگزار شده و پنج شنبه گذشته حکم اعدام وی به خانواده اش ابلاغ شده است.
انجمن صدای عدالت، نهادی مدنی، مستقل و مردمی بود که با اخذ اعتبارنامه از سازمان ملی جوانان از سال ۱۳۸۱ فعالیت خود را آغاز کرد. این انجمن که از دانشجویان و جوانان سیستان و بلوچستان تشکیل گردیده است، در جهت ارتقا سطح آموزشی و فرهنگی مردم استان و کمک به مردم محروم و فقیر تلاش می کرد.
(مهرنهاد همراه با نماینده خاش در مجلس در بازدید از مناطق سیل زده)
یعقوب مهرنهاد علاوه بر دبیری انجمن “جوانان صدای عدالت”، روزنامه نگار و سرپرست روزنامه “مردم سالاری” در استان سیستان و بلوچستان می باشد.
این انجمن هر ساله در اردیبهشت ماه همایشی با عنوان “جوانان پرسشگر؛ مسئولین پاسخگو” برگزار می نماید که در آن مردم به انعکاس مسایل و مشکلات و مطالبات مردم می پردازند. انعکاس و پیگیری مراجعات و مشکلات مردمی به مسئولین و گرفتن پاسخ از آنها از دیگر فعالیت های انجمن جوانان صدای عدالت می باشد. همچنین برگزاری مستمر کلاس های کامپیوتر، زبان، طراحی و نقاشی از دیگر برنامه های مداوم این انجمن می باشد. این انجمن دارای کمیسیونهای تخصصی از جمله کمیسیون زنان، دانش آموزی، دانشجوئی، فرهنگی، هنری، اجتماعی و تحقیق و پژوهش می باشد.
اعضای شورای مرکزی انجمن، طی انتخاباتی که هر دو سال یکبار برگزارمی گردد توسط اعضاء برگزیده می شوند. تا به حال سه دوره انتخابات شورای مرکزی انجمن جوانان صدای عدالت برگزار گردیده است و در هر سه دوره یعقوب مهرنهاد دارای به عنوان دبیر کل انجمن برگزیده شده است .
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در اردیبهشت ۸۶ پس از برگزاری پنجمین همایش سالانه “جوانان پرسشگر، مسئولین پاسخگو” که تعدادی از مسئولین نیز در آن حضور داشتند تعدادی از اعضای شورای مرکزی انجمن از جمله یعقوب مهرنهاد دبیر کل انجمن بازداشت شدند. ۵ تن از آنان پس از مدتی آزاد شدند اما مهرنهاد با گذشت ۱۰ ماه همچنان در بازداشت می باشد.
یعقوب مهرنهاد بیش از ۵ ماه در بازداشتگاههای وزارت اطلاعات به سر برده و پس از آن به مدت ۲ ماه بدون هیچ حکمی در زندان مرکزی زاهدان زندانی شد. در چهارم دی ماه دادگاه وی تشکیل شده و پس از محاکمه به جای صدور حکم و علی رغم گفته ی قاضی پرونده مبنی بر صدور حکم طی ۱۰ روز، مجددا وی را در تاریخ ۱۵/۱۰/۸۶ برای اخذ اعترافات اجباری و ایجاد سناریوی ساختگی، به بازداشتگاه اطلاعات انتقال داده اند.
در آخرین ملاقات یعقوب میرنهاد با یکی از اقوامش در ۲ ماه پیش، آثار شکنجه بر سر، صورت و بدن وی آشکار بوده و وی به شدت دچار کاهش وزن شده بوده است. اعضای خانواده یعقوب مهرنهاد معتقد هستند که حکم حقیقی دادگاه، حکم اعدام نبوده و احتمالا در اثر شکنجه و ضرب شتم یعقوب، مشکلی برای وی پیش آمده و برای سرپوش گذاشتن بر این ماجرا این حکم صادر شده است تا با یک صحنه نمایشی اعدام در محوطه زندان از افشای شکنجه های وارده بر یعقوب جلوگیری شود.



بدینسان،گوهری که پیمان نهاده شده بود به خونش پاسداری کنند در پرتو بی کفایتی و تعلل مجلسیان و هم بستگی بدخواهان با کمترین مقاومت از دست رفت و آتش لاف های سرکردگان انجمن شهرها که وعده ی جانبازی ها در راه نگهداشت مشروطه میدادند نیز به پفی خاموش شد. ولی این پایان این فصل از تاریخ ایران نبود زیرا در حالی که خوشبین ترین کسان نیز مشروطه را از دست شده می دانستند و در همان چند روز نخست فضای خود کامگی بار دیگر بر کشور حاکم شده بود در تبریز حماسه ای شکل می گرفت.
آقای حداد ، تشکیلات دادستانی و مجموعه وزارت اطلاعات بهتر از هر گروهی می دانند که تحکیم یک مجموعه شفاف و شیشه ای است و چیزی برای پنهان کردن ندارد . سیاست ها و برنامه های آن کاملا علنی هستند و چیزی برای مخفی کردن ندارد ، اصولا این مجموعه یک مجموعه ی زیر زمینی نیست و کاملا رفتارش علنی است . آنها خود بهتر از هر کسی می دانند که تحکیم در میان جریان های دانشجویی یک مجموعه ی میانه رو است و فعالیت های آن کاملا مدنی و مسالمت آمیز است . دانشجویان تحکیمی خود را ملزم به پیشبرد اصلاحات می دانند و در این مسیر نیز هزینه های زیادی پرداخته اند.
باید به افرادی که بر اقدامات دیوان عدالت اداری خرده می گیرند اینگونه پاسخ داد که اگر این دانشجوی پیگیر و عدالت خواه با در بسته دیوان عدالت همانند دانشگاه و وزارت علوم مواجه و حق او ضایع می شد، سرنوشت او چه می شد؟ آیا این مشکل دیوان عدالت است یا مساله دانشگاه ها و وزارت علوم؟ نباید فراموش کرد وزارت علوم تنها مربوط به مسوولان دانشگاهی نیست بلکه مربوط به دانشجویان نیز هست و باید این اقدام دیوان عدالت را برای صیانت از حقوق دانشجویان به فال نیک گرفت و از آن استقبال کرد.
ژیلا بنی یعقوب در دیدار جمعی از اعضای جنبش زنان و کمیسیون با خانواده بهاره هدایت در تابستان امسال خطاب به مادر او و حاضرین از آرامش و خونسری وی به هنگام بازداشتش در ۲۲ خرداد ۸۵ تعریف می کند. مهدی عربشاهی، همکار او در شورای مرکزی تحکیم نیز در همین ملاقات با خانواده بهاره، از بازداشتشان در ۱۸ تیر مقابل دانشگاه امیرکبیر یاد می کند و به خاطر می آورد که بهاره از همه آرامتر بود و به آنها روحیه می داد. پروین اردلان شجاعت و جسارت بهاره را مهم قلمداد می کند.