مرگ دانشجویی که در بازداشت نیروهای امنیتی ایران بوده، خشم مخالفان رژیم را برانگیخته است. به اعتقاد آنها، این بخشی از فرایند سرکوب مخالفان در آستانه انتخابات مجلس ایران است.
جسد ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی سال چهارم رشته حقوق، قبل از اینکه خانواده اش فرصت دیدن آنرا داشته باشند دفن شده است. خانواده او بعداً متوجه شدند قبر او را برای پیشگیری از نبش قبر، با بتون پوشانده اند.
رهبران دانشجویی می گویند تا کنون در سال جاری، ۱۵۰ دانشجو دستگیر شده اند که ۶۰ نفر از آنها همچنان در زندان به سر می برند.
مقامات ایرانی می گویند آقای لطف اللهی در تاریخ ۱۵ ژانویه و پس از دستگیری در شهر کردنشین سنندج، دست به خودکشی زده است. به هر حال این دومین مرگ مشکوک تحت بازداشت در این شهر است.
در ماه دسامبر نیز یک دکتر جوان به نام زهرا بنی یعقوب، بعد از بازداشت به خاطر قدم زدن با مردی که خویشاوندش نبوده در داخل زندان درگذشت. خانواده این زن می گویند زخم های روی پیکر جسد نشان می دادند که او را در حین بازداشت کتک زده اند.
منابع مطلع از سنندج می گویند آقای لطف اللهی را وقتی بازداشت کردند که سالن امتحانات دانشگاه را ترک می کرد. خبر خودکشی او را هم وقتی به خانواده اش دادند که آنها مشغول انجام امور آزاد کردن وی بودند.
مرگ او خشم فعالان دانشجویی را بدنبال داشته است. این فعالان معتقدند این اقدام بخشی از روند سرکوب مخالفان توسط دولت است. آنها می گویند دانشجویان مناطق کردنشین، نظیر سنندج، آماج ضربه های سخت تری از این سرکوب ها قرار گرفته اند.
منبع: واشنگتن تایمز - ۳ فوریه
روز



گروه های مدنی فعال در حوزه سیاست همچنین وظیفه دارند با طرح سوال و پرسش در خصوص مشکلات موجود راه حل های معقول و امکان پذیر از احزاب طلب کرده و برنامه های ارائه شده از سوی آن ها را به چالش بکشند. تا از این رهگذر برنامه های ارائه شده از سوی احزاب و جریانات سیاسی پخته تر و هر چه بیشتر به واقعیت نزدیک شود.
پرهیز از تکرار، مانع باز شدن باب سخن پیرامون فعالیت های جنبش دانشجویی می گردد تا در اشاره ای کوتاه از؛ ۱. نقد قدرت و حاکمیت ۲. آگاهی بخشی در ارتباط مناسب با بدنه اجتماع ۳. همراهی نخبگان در شناخت جامعه و تولید اندیشه، در کنار سایر فعالیت های جنبش دانشجویی در بازخوانی مراد تحکیم یاری بگیریم.
اسمال تیغ زن، قبل از انقلاب، از جمله اوباش معروف "محله جمشید" تهران بود و از باج گیری از فواحش امرار معاش می کرد. وی پس از انقلاب، به ناگهان در کمیته انقلاب اسلامی جای پای خود را محکم کرد و به نمونه ای "کلاسیک" از افرادی تبدیل شد که به ناگهان، از اسفل طبقات جامعه به ارگان هایی چون کمیته و دادستانی راه یافتند.
