بنا بر گزارش های منتشر شده در ۹ ماه ابتدایی سال ۱۳۸۶ طلاق در جامعه ایرانی با رشد بیش از هشت و نیم درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته رو به رو بوده است؛ پدیده ای که برخی آن را از تبعات اجتناب ناپذیر توسعه یافتگی نسبی می دانند و برخی مقام ها نیز «دشمنان خارجی» را مسئول آن معرفی می کنند.
در تازه ترین آمار منتشر شده از سوی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور که در خبرگزاری ها منتشر شده ، آمده است: «در اسناد مربوط به ازدواج و طلاق در این سازمان در مقابل هر سه و هفت دهم ازدواج در کشور یک مورد طلاق به ثبت رسیده است.»
این آمار در حالی اعلام شده است که پیش از این معاون مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان نیز در آماری مشابه از افزایش آمار طلاق در ایران ابراز نگرانی کرده بود.
افزایش طلاق در ایران درحالی از سوی سازمان ثبت و اسناد و املاک کشور و سازمان ملی جوانان اعلام شد که معاون حقوقی و سجلی سازمان ثبت احوال کشور نیز در همین ارتباط گفت: «در ۹ ماهه اول سال جاری ۷۵ هزار و ۳۱۱ مورد طلاق به ثبت رسیده است.»
سعید عبودی در این رابطه گفت: «در ۹ ماهه اول سال ۸۶، از تعداد کل طلاق های ثبت شده حدود ۴۸ درصد از آنها، طول زندگی مشترکشان کمتر از چهار سال بوده است. همچنین از کل طلاقهای ثبت شده بیشترین رقم مربوط به گروه سنی ۲۰ تا ۲۴ سال برای زنان و ۲۵ تا ۲۹ سال برای مردان است.»
سال گذشته سازمان ثبت اسناد و املاک کشور رشد آمار طلاق در ایران را نسبت به سال ۸۴، سیزده و نیم درصد اعلام کرده بود و هم اکنون اعلام رشد هشت و نیم درصدی طلاق در ۹ ماه اخیر نیز بر اساس آمارهای سال گذشته محاسبه شده است.
مقایسه این آمارها نشان می دهند که در واقع طی دوسال اخیر، تعداد طلاق های ثبت شده در ایران، بیش از ۲۲ درصد رشد داشته است.
افزایش در «استان های توسعه یافته»
بنا بر آمارهای منتشر شده، طلاق بیشتر در استان هایی افزایش یافته که رییس سازمان ثبت احوال آن ها را «استان های توسعه یافته» توصیف کرده است.
رییس سازمان ثبت احوال تهران با اشاره به این که آمار ازدواج نیز در چنین استان هایی بیشتر است به خبرگزاری مهر گفت: «در ۱۰ ماه اول سال جاری، ۱۱۳ هزار و ۵۴۴ ازدواج درتهران به ثبت رسیده است که این تعداد نسبت به سال گذشته که برابر با ۱۰۵ هزارو ۲۲۲ مورد بوده است ۸ درصد رشد داشته است.»
احمد قشمی همچینین درباره افزایش آمار طلاق در استان تهران نیز گفت : «۲۲ هزارو ۴۰۳ واقعه ازدواج در۱۰ ماه گذشته به طلاق منجر شده است که این رقم با مدت مشابه خود در سال گذشته که ۲۰ هزارو ۸۵۸ واقعه طلاق بوده، ۷ درصد افزایش پیدا کرده است.»
بنا بر آمار سازمان ثبت اسناد و املاک کشور ، طلاق دراستان تهران سال، گذشته نیز نسبت به سال ۱۳۸۴ بیش از ۱۹ درصد رشد داشت.
درهمین رابطه سازمان ملی جوانان نیز آذرماه امسال در گزارشی که درباره وضعیت طلاق در کشورمنتشرکرد، عدم وجود سال مبنا برای مقایسه آمارها را از «ضعف های بزرگ آماری چند سال اخیر» عنوان کرد.
این سازمان همچنین درگزارش خود اعلام کرد: «بالاترین نسبت درصد طلاق به ازدواج مربوط به نقاط شهری و روستایی استان تهران است که سهم بالای آن متعلق به کلان شهر تهران است.»
بنا براین گزارش، پس از تهران نقاط شهری استان های کردستان با ۱۷ درصد ، کرمانشاه با ۱۶ درصد ، مرکزی با ۱۴ درصد و بوشهربا ۱۴ درصد در رده های بعدی بالاترین درصد طلاق درکشور را دارا هستند.
«نفش دشمن خارجی در طلاق ایرانیان»
درحالی که بسیاری از جامعه شناسان و کارشناسان مسایل خانواده بر این باورند که دلایل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هر کدام به نحوی در افزایش طلاق نقش بسیار موثری را ایفا می کنند، برخی مقام های جمهوری اسلامی دلایل دیگری را برای افزایش طلاق در کشور عنوان می کنند.
مدیرکل امورمجلس وزارت کشور از آن جمله مقام ها است که ضمن «خظرناک» خواندن افزایش طلاق در ایران، ردپای «دشمنان خارجی» را در این اتفاق دیده است.
وی به خبرگزاری مهر گفت : «زن به جهت اینکه یک نیروی ارزان برای کار است، از سوی استعمار نو و جامعه سرمایه داری جهانی مورد استثمار قرار گرفته و برای استفاده بیشتر از این نیرو آنها تلاش می کنند بنیان خانواده های ما را متزلزل کنند.»
مدیر کل امور مجلس وزارت کشور همچنین گفت: «امروز با دو هجمه از سوی غرب مواجه هستیم. زن امروز در دنیا تحت فشار و تهدیدات حملات سنگین فمینیسم و سکسیسم قرار دارد و همین مسئله موجب بر هم ریختن نظم خانواده شده است.»
این سخنان درحالی از سوی یک مقام مسئول در دولت نهم منتشر شد که پیش از این جمعیت موتلفه اسلامی که از جمله احزاب حامی دولت محمود احمدی نژاد است در گزارشی درباره دلایل افزایش آمار طلاق در کشور نوشت: «آمارها نشان میدهد که ارتباط جنسی مناسب ۶۰ تا ۷۰ درصد باعث رونق زندگی زناشویی می شود و متأسفانه دیده می شود که خیلی از طلاق ها به خاطر داشتن ارتباط جنسی نامناسب روی داده است.»
در این گزارش که بازتاب های فراوانی به همراه داشت همچنین آمده بود: «یکی دیگر از عوامل طلاق را می توان استقلال اقتصادی و مالی زنان دانست با نگاهی به زندگی زنان گذشته می توان دریافت که آنها نیز با مشکلات زیادی رو به رو بودند ولی طلاق در زندگی آنها معنای خاصی نداشت و در زندگیهای آنها طلاق صورت نمیگرفت! چرا طلاق صورت نمیگرفت؟ آیا آنها مشکلی نداشتند؟! باید گفت زنان گذشته به دلیل عدم استقلال مالی مجبور به ادامه زندگی بودند زیرا خود به تنهایی قادر به تأمین و اداره زندگی نبوده اند. البته باید گفت استقلال مالی خوب است، ولی از آن مهمتر داشتن جنبه و ظرفیت استقلال مالی است. و اگر زنان امروز این ظرفیت را داشته باشند و به آرمان های زندگی مشترک پایبند باشند، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد و آمار طلاق روز به روز کاهش می یابد و اسلام نیز حقوق مالی زنان را محترم شمرده است.»
در گزارش جمعیت موتلفه که بیشتر شبیه بیانیه ای در حمایت از سیاست های دولت نهم ، وزارت ارشاد اسلامی و نیروی انتظامی بود همچنین آمده بود: «بدحجابی و کاهش عفاف نیز یکی دیگر از عوامل طلاق میتواند باشد. این بدحجابی که دستاورد تهاجم فرهنگی در کشورهای اسلامی است منجر به جدایی بسیاری از خانوادهها شده است.»
بهرام رفیعی
رادیوفردا



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
