بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی و رخشان بنی اعتماد، از کارگردانان شناخته شده سینمای ایران، از نامه شماری از سینماگران شناخته شده در اعتراض به آنچه آن را تلاش برای حذف بخشی از سینمای اندیشمند ایران خوانده اند، حمایت کردند.
بهرام بیضایی، کارگردان برجسته سینما و تئاتر ایران در گفت و گویی با رادیو فردا در این باره گفت:« ببینید من نامه را دیدم، ولی فیلم ها را ندیده ام، بنا براین آنچه می گویم، راجع به مفهوم نامه است.»
وی افزود:« مفهوم نامه راجع به این است که به سینمای فرهنگی کم توجهی می شود و من از این حرف پشتیبانی می کنم و فکر می کنم این طور هست. حتی اگر بخواهیم کمی جلوتر برویم باید بگوییم بی توجهی می شود، یا بعضی وقت ها من فکر می کنم حتی توجه منفی می شود به فیلم فرهنگی و به آن فیلم مستقل را هم اضافه می کنم.»
آقای بیضایی گفت:« من کسانی را که این نامه را امضا کرده اند، می شناسم و می دانم که می کوشند که سینمای بهتر و متفاوتی را به وجود آورند و به همین دلیل هم ممکن است که فیلم هایشان کمتر به نمایش عمومی درآید.»
پیشتر، تعدادی ازاهالی سینما به دنبال سیاست های اعمال شده در جشنواره فیلم فجر، با صدور یک بیانیه خطاب به سیاست گذاران و مدیران عرصه فرهنگ وهنر نسبت به حذف بخشی از سینما ی فرهنگی ایران اعتراض کرده بودند.
دراین بیانیه نوشته شده است:« کم توجهی و نادیده گرفته شدن سینمای فرهنگی، که بخش مهمی از سرمایه ملی ایران محسوب می شود، بسیار نگران کننده است. به نظر می رسدد تصمیم گیران عرصه سینما، به جای همفکری و ارایه راهکارهای اجرایی برای رسیدن به افق های ملی و جهانی، با اتخاذ تصمیم های نامناسب، موجب انزوا و حذف بخشی از سینمای اندیشمند ایران در نمایش های عمومی شده اند، درحالی که این بخش از سینما، مهم ترین ابزار فرهنگی در جهت شناساندن فرهنگ ایرانی به جهانیان بوده است.»
دایره زنگی به کارگردانی پریسا بخت آور، آتشکار ساخته محسن امیر یوسفی و صد سال به این سال ها به کارگردانی سامان مقدم، سه فیلمی هستند که به دنبال افزایش سختگیری ها در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی امکان حضور در جشنواره فیلم فجر را پیدا نکرده اند.
در همین حال، گزارش شده که نمایش فیلم های همیشه پای یک زن در میان است ساخته کمال تبریزی، تلخ عین عسل به کارگردانی محمد باشه آهنگر، به همین سادگی ساخته رضا میرکریمی و انعکاس به کارگردانی رضا کریمی با حذف و تغییر برخی سکانس ها و اعمال برخی تغییرات عمده در بیست و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر ممکن شده است.
بهرام بیضایی در ادامه گفت و گوی خود با رادیو فردا گفت:« خود من سال ها است که همین مشکل را دارم. سینمای من به خاطر متفاوت بودن همیشه با این مشکلات روبه رو بوده و به همین دلیل است که توانسته ام تنها هفت سال یک بار یا ده سال یک بار فیلمی را با مشکلات بسیار کار کنم.»
وی افزود:« بنابراین امضا کنندگان این نامه دارند همین کار را می کنند، همان کاری که من یا آقای مهرجویی یا دیگران، سال ها کوشیده ام، انجام دهیم. در واقع آنها هم متاسفانه دارند همین راه را می روند، یعنی شرایط برای آنها اصلا بهتر نشده است. ما تاوان خیلی چیزها را دادیم، ولی راه برای آنها هم بازنشده است.»
بهرام بیضایی گفت:«به همین دلیل، من از این راه، یعنی راه متفاوت بودن، سینمای فرهنگی ساختن و در واقع مستقل بودن، پشتیبانی می کنم؛ مستقل از این جهان داد و ستد، این جهان حکومت پول و حکومت و نظام چند دستگاهی بودن.»
آقای بیضایی در ادامه افزود:«در واقع، سینمای مستقل اصولا کمی مشکوک است. شرایط سینمای ایران از نظر نمایش عمومی فیلم ها و از نظر حکومت سرمایه کم و بیش شبیه شرایط سینمای قبل از انقلاب است و در واقع با یک نظارت خیلی حساس تر در بعضی وجوه. حالا ممکن است در دوران قبل از انقلاب به وجه دیگری حساس تر بودند، ولی به هر حال با حساسیتی به همان شدت یا بیشتر این فیلم ها نگاه می شوند.»
بهرام بیضایی گفت:« این شک اصولا در باره سینمای مستقل وجود دارد که در این جهان کاسب کاری و این جهان داد و ستد، چرا کسانی دارند فیلم فرهنگی و مستقل می سازند، چون این کار که آینده ای ندارد، این فیلم ها که نمایش عمومی هم ندارند و تنها در موارید ممکن است تصور شود که بعضی از این فیلم ها، چون در خارج از کشور نمایش داده می شوند، کسانی که حمایت می کنند به دلیل سفرهای خودشان علاقه مندند سفربروند، به جشنواره هایی بروند، لبخندهایی بزنند و جهانی را ببیند که خوب در این مورد فرق می کند.»
آقای بیضایی ادامه داد:« اصولا سینما، مثل همه چیز این جامعه تقسیم شده به کسانی که اولویت دارند، کسانی که خودی هستند مضامینی که اولویت دارند، مضامینی که خودی هستند. معلوم نیست کی اینها را انتخاب می کند و چرا برای یک سود فرهنگی یک ملت چند نفر فقط می توانند سه چهار مضمون تبلیغاتی را فکر کنند که می بایست ساخته شود.»
بهرام بیضایی گفت:«آنچه در تایید این تبلیغات است، خب اولیت دارد و خودی است، در غیر این صورت، ما همه معطل هستیم در صف و پشت خط که یک جایی مثلا تایید بشویم تا شاید کارمان از مشکلات و هفت خوان ها بگذرد.»
آقای بیضایی درباره ی مشکلاتی که بر سر ساخت یک فیلم وجود دارد، گفت :«من همین امسال فیلمی را که یک سال و نیم وقت من را گرفت، نتوانستم بسازم. خب نشد و منتفی شد به خاطر همین مشکلات، مشکل حکومت سرمایه، مشکل اینکه تنها یک دستگاه رسمی نیست که به فیلم ها جواز می دهد و آنها را بازبینی می کند که حالا بشود قوانین آن فهمید.»
وی افزود:« همه دستگاه های دیگر هم این حق را دارند یعنی آنها جداگانه بازبینی می کنند و جداگانه پروانه می دهند.این تعدد مراکز تصیم گیری در واقع یک جهانی را به وجود آورده که یک فیلم، جایی تایید می شود و یک ارگان دیگر می گوید نه. چنین چیزی در قبل از انقلاب نبود یا خیلی به ندرت چنین اتفاقی می افتاد.»
بهرام بیضایی گفت:«الان واقعا تعدد مراکز تصمیم گیری در این مملکت، سینمای فرهنگی و سینمای مستقل را که همیشه مشکوک بوده، به کلی فلج کرده است.»
وی در پایان بار دیگر با اشاره به نامه اعتراضی سینماگران گفت:«بنابراین، آنچه که من از آن حمایت کرده ام، اعتراض به همان مشکلی است که سال ها ی سال است که وجود داشته است.»
کیانوش فرید
رادیوفردا



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
