ماهنامه زنان به مدیرمسئولی «شهلا شرکت» بعد از ۱۶ سال انتشار به دستور هیأت نظارت بر مطبوعات، لغو مجوز شد.
«زنان» در بهمن ماه سال ۱۳۷۰ خورشیدی آغاز به کار کرد و جزو معدود نشریاتی بود که از سیل هجوم توقیف و لغو مجوز در سالهایی چون ۱۳۷۹، جان سالم به در برد. ماهنامه «زنان» را شاید بتوان از اولین نشریاتی دانست که به طرح مسائل مربوط به حقوق زنان و نارساییهای قانونی در این زمینه پرداخت.
افرادی چون مهرانگیز کار و حسن یوسفی اشکوری از جمله کسانی بودند که در دهه هفتاد در این نشریه مقالاتی در این زمینه مینوشتند. شهلا شرکت، مدیر مسئول «زنان» میگوید از آنجا که هیچ حکمی به وی ابلاغ نشده، او و همکارانش در این نشریه به کار خود ادامه خواهند داد.
رادیو دویچه وله: خانم شرکت از لغو امتیاز ماهنامه زنان چگونه مطلع شدید شما؟
شهلا شرکت: من از طریق خبرگزاری فارس که این خبر را زده بود اطلاع پیدا کردم.
رادیو دویچه وله: آیا تا به امروز هیچ نامهای نامه رسمی یا اطلاعیه رسمی از این قضیه از طرف وزارت ارشاد یا از طرف دادگاه به شما ابلاغ نشده؟
شهلا شرکت: نه متاسفانه تا این ساعت چیزی به ما ابلاغ نشده.
رادیو دویچه وله: آیا این روال یک روال معمولی و عادی در مطبوعات امروز ایران است یا خیر؟
شهلا شرکت: ظاهرا قبلا هم یک همچین برخوردی با این روش با نشریه مدرسه شده ولی تا آنجا که من با حقوقدانان صحبت کردم و سؤال کردم، آنها نظرشان این است که در قانون چنین چیزی نیامده که هیأت نظارت بتواند بدون حضور من یا به هر حال مدیر مسئول و بدون ارجاع به دادگاه یک نشریهای را لغو مجوز بکند.
رادیو دویچه وله: یکی از علتهایی که خبرگزاری فارس برای لغو امتیاز نشریه زنان به آن اشاره کرده «سیاهنمایی وضعیت زنان در جمهوری اسلامی» است. نظرتان راجع به این اتهامی که به شما زدهاند چیست؟
شهلا شرکت: قبلا هم طی یک نامهای این مورد را به ما تذکر داده بودند که من حضورا با مدیرکل مطبوعات داخلی که آن زمان در این سمت بودند رفتم و صحبت کردم و به هر حال با ایشان به این نتیجه رسیدیم که ما یک مقداری شیوه کارمان را تغییر دهیم و همین کار را هم کردیم یعنی دیگر جزئیات مثلا اخبار زنان که به نظر ایشان یا به هرحال کسانی که نشریه را بررسی کردهبودند ممکن بود که احساس ناامنی بدهد به افراد و جامعه، این را تغییر دادیم و سعی کردیم که خیلی کلیتر به اخبار زنان اشاره بکنیم و آن هم به هر حال این منظور بود که این اخبار بتوانند کمک کنند که زنان و خانوادهها و فرزندان آنها مراقبت بیشتری از خودشان بکنند در قبال مشکلات و مسائلی که در سطح جامعه ممکن است برایشان پیش بیاید و خوب یک بخشی هم با این نیت بود که مسئولان به هر حال باید آگاه شوند از آن چیزی که در جامعه اتفاق میافتد و پیشگیری کنند از آن.
رادیو دویچه وله: یکی دیگر از مواردی که به آن اشاره شده «تضعیف نهادهای نظامی از جمله بسیج» است. آیا اخیرا شما موضوعی در این ارتباط داشتید یا احیانا تذکری از سپاه پاسداران یا بسیج در این مورد دریافت کرده بودید؟
شهلا شرکت: نه نه ما هیچ تذکری دریافت نکرده بودیم.
رادیو دویچه وله: فکر میکنید اشاره مقامی که به این مسئله اشاره کرده یعنی «تضعیف نهادهای نظامی از جمله بسیج» به چه موضوعی میتواند باشد در مجله زنان؟
شهلا شرکت: ما هنوز در مورد مصادیق آن چیزی که در موردش توی این خبر آمده هیچ اطلاعی نداریم و الان هم من نمیتوانم چیزی بگویم تا زمانی که این مسئله به خود من ابلاغ شود.
رادیو دویچه وله: الان قصد دارید که چه اقدام قانونی انجام دهید؟
شهلا شرکت: هیچ اقدامی، چون هنوز هیچ ابلاغی به من نشده و دارم کار معمول مجله را ادامه میدهم.
میترا شجاعی
دویچه وله



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
