دادگاه رسیدگی به اتهامات ۳ فعال سیاسی کرد، فرزاد کمانگر(سیامند)، علی حیدریان و فرهاد وکیلی صبح امروز در شعبه ۳۰ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی تیارامی برگزار گردید. این دادگاه غیرعلنی و بدون حضور نماینده مدعی العموم بیش از یکساعت به طول نیانجامید و متهمان در حالی که حق صحبت با وکلای خود را نداشتند به دفاع از خود پرداختند.
فرزاد کمانگر بعنوان متهم ردیف اول ضمن رد اتهام عضویت در گروه معاند نظام و اقدام علیه امنیت ملی بازداشت خود را غیرقانونی دانست و درخواست آزادی خود را مطرح نمود.
این افراد در حالی به دادگاه برده شدند که هجدهمین ماه بلاتکلیفی خود را سپری مینمایند و شکنجه های متعدد جسمی و روحی را سپری نموده اند و هم اکنون نیز در بند ۵ زندان رجایی شهر کرج در بین زندانیان خطرناک و در تبعید به سر میبرند.
دادگاه طبق قانون ظرف هفته آینده باید اعلام رای نماید.
فعالان حقوق بشر در ایران



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
