خبرنامه امیرکبیر: با تلاش جمعی از انجمنهای اسلامی دانشجویان شرق کشور و اعضای شعبه خراسان رضوی سازمان ادوار تحکیم وحدت مراسم شبهای محرم در مشهد برگزار شد. در اولین شب، طاهر احمدزاده و احمد قابل به ایراد سخنرانی پرداختند.
احمد قابل در مقدمه سخنان خود گفت کشتن جوان دانشجو در زندان بی شرمی است، نه درخواست نظارت بین المللی بر انتخابات و در ادامه اشاره کرد: من حقیقتا برایم سخت است که در ماه محرم و صفر سخنرانی قبول کنم و سخنانی مطرح کنم که باب طبع دعوتکنندگان باشد. همیشه از خودم میپرسم که در این وضعیت که این دو ماه محرم و صفر را سیاه میپوشند و برای سیدالشهدا عزاداری میکنند و حتی روشنفکران ما تنها به پیام حسین توجه میکنند، هیچکس در پی بازخوانی این ماجرا نیست و حقیقت را از اصل مورد پرسش قرار نمیدهند. روزی که صاحب شریعت اسلام پا به عرصه گذاشت اعلام کرد که این شریعت در تلاش است که از غم های مردم بکاهد و در جهت شادی آن ها قدم بگذارد. اما پیروان این شریعت در خلاف جهت حرکت کردهاند و چهره این دو ماه را سیاه کردهاند، چیزی فراتر از سیاهنمایی، و به خصوص شیعه بیشتر به این جریان دامن زده است. من با دینی که چیزی به جز غم و افسردگی دارد نمیتوانم ارتباط برقرار کنم. هیچ گاه از خودمان نمیپرسیم: که آیا کار دیگری ممکن نیست؟
قابل در ادامه اظهار داشت: در ذهن اصلاحطلب و غیراصلاحطلب این نشسته که حسینبنعلی بر علیه حکومت یزید قیام کرده است؛ در حالیکه حسین در حال زندگی خود بوده است و این حکومت بوده است که پایش را در زندگی خصوصی حسین کرده و در پی کسب رای مثبت او بوده است و میگوید تو یک رای داری، یا آن رایت را به ما بده یا سرت را! اما حسین حق دارد که با آنها بیعت نکند؛ در بعضی از جلسات شرکت نکند… و حق دارد که رای ندهد. حسینبنعلی هیچ گاه در پی مبارزه علنی با حکومت نبوده است؛ بلکه با کار کردن روی مردم به دنبال اصلاحطلبی بوده است. خوشبختانه امروز فرق بین اصلاحطلبی و انقلابیگری را میدانیم. حسینبنعلی در پی امر به معروف و نهی از منکر بود؛ اما چگونه؟ ایشان میگوید من با حکومت دشمنی ندارم و به متن صلحنامه پایبندم اما این دلیل نمیشود که از حکومت انتقاد نکنم. وی می گوید برای حفظ جانم مهاجرت می کنم.
احمد قابل در ادامه سخنرانی خود گفت: در قانون اساسی ما اعتراض و برگزاری تجمع مشروع است. اما کارگرانی که ۸ ماه حقوقشان را نگرفته اند تجمع اعتراضآمیز برگزار میکنند فورا به اقدام علیه امنیت ملی متهم میشوند و زندانی میشوند و حتی وکیلشان را هم زندانی میکنند. آقایان هیچ شرمی ندارند. هیچکس شرم ندارد از این که یک دانشجوی ۲۷ ساله را در سنندج بکشند و بعد از اینکه خودشان او را دفن کردند تازه به خانوادهاش خبر میدهند و میگویند حق برگزاری هیچ مراسمی را هم ندارید. هیچکس شرم ندارد از این که یک دکتر را در همدان بکشند. اگر کسی بگوید که به چه حقی کسی را که در دوره قبل با دو میلیون و ۷۰۰هزار رای نفر اول تهران شده است را رد صلاحیت میکنید، متهم به هوچیگری میشود.
قابل همچین افزود: حسینبنعلی امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه یک انسان آزاده میدانست و میگوید هر انسان پاکی در این دوراهی قرار بگیرد مرگ را ترجیح میدهد. متاسفانه ما بزرگان دین را به رنگ خود در میآوریم و تلاش میکنیم آنها را شبیه خود کنیم تا خودمان را اثبات کنیم. ما خودمان خشونتطلبیم و میخواهیم حسین را هم مثل خودمان بکنیم. با همه بزرگان دین همین کار را کردیم. درحالیکه ما باید شبیه آنها شویم. آن روزی که بعضی از آقایان که در انتخابات ریاست جمهوری قبلی، که حالا به صف اصلاحطلبان پیوسته بودند، رفتند و به خدا شکایت کردند، قبلا خودشان ظلم کرده بودند و حالا صابون این ستم به تن خودشان خورده است. اگر دو تا مامور غلط کردند و یک دانشجو را کشتند بروید و آن ها را تنبیه کنید. چرا ستم میکنید؟ مگر نمیخواهید بمانید؟ مگر نمیدانید که عاقبت ظلم چیست؟ اگر طرفدار حق هستید همین الان از حق حمایت کنید. حق همیشه حق است.
قابل در پایان سخنرنی خود گفت: چرا بعضیها از ظلم انتقاد نمیکنند؟ یک دلیل این است که آنها از ظلمی که به عدهای وارد میشود سود میبرند. یک عده رد صلاحیت میشوند تا عدهای دیگر بتوانند به راحتی وارد مجلس شوند. دلیل دیگر ترس از قدرت است که منجر میشود از ظلم و ستم انتقاد نشود. ما فکر نمیکردیم قرار است که اینطور شود. قرار نبود که کسی نتواند با شخص اول مملکت بدون لکنت زبان صحبت کند. این ماییم که به ظلمی که به ما وارد میشود عادت کردهایم. ماییم که خواستیم با خواهش و تمنا و لابی حق خودمان را بگیریم. یک عده را رد صلاحیت میکنند، ما میرویم و التماس میکنیم و میگوییم تندروها را رد صلاحیت کردهاید، حالا بیایید کندروها را تایید صلاحیت کنید!! ماییم که آن ها را این قدر پر رو کرده حالا این قدر بیشرم شدهاند. اگر از همان اول در برابر رد صلاحیتهایی که از اول انقلاب مد شد میایستادیم حالا وضعمان این نبود.
قابل با بیان این که انسان آزاد است و بیان رای و نظر چیزی نیست که کسی بخواهد آزادی آن را از انسان سلب کند، اظهار داشت: هنگامی که جامعه در برابر ظلم حاکمان ساکت میماند، نگاه حاکمان این چنین مدعی میشود و در صدد گرفتن رای و نظر مردم به زور هستند.
پس از سخنرانی احمد قابل، طاهر احمدزاده به ایراد نامهای که خطاب به دانشجویان نوشته بود، پرداخت. وی در بخشی از سخنان خود گفت: بعد از ۷۰ سال فعالیت تنها چیزی که از من میتواند به شما عزیزان برسد، همانا انتقال تجربیات است. همان طور که دکتر شریعتی میگوید، ما همواره در طول تاریخ شاهد جنگ مذاهب بودهایم؛ مذهب علیه مذهب! احمدزاده همچنین به نقل خاطراتی از علت بروز اختلافات بین دکتر شریعتی و آیتا… مطهری پرداخت.
گزارشی شب دوم سخنرانی در مراسم شب های محرم
دومین جلسه از سلسله جلسات جمعی از انجمنهای اسلامی دانشجویان شرق کشور با سخنرانی ۲ نفر از روشنفکران دینی برگزار شد.
در ابتدای این جلسه، علی طهماسبی، پژوهشگر و نویسنده کتب متعددی با مضامین دینی و اسطوره ای با موضوع «طرح یک نظریه سیاسی در مسأله قدرت و حکومت به ایراد سخن پرداخت. وی در آغاز کلام خود به طرح این سؤال پرداخت که «آیا برای صحبت از مسائل روز نیاز به تأیید گذشته داریم؟» و سپس در پاسخ به این سؤال گفت: «عده ای از نسل جوان ما می گویند که هر آنچه در گذشته شده به امروز ما ارتباطی ندارد، اما باید توجه کنیم که نگاه به گذشته غیر از تقلید از گذشته است و به معنی ادامه دادن راه است. گذشته قابل تکرار نیست اما نیازی به شروع کردن از نقطه آغازین در هر تجربه را هم نداریم، بنابراین می توان گذشته را امتداد داد.»
وی سپس با بیان این مطلب که تمامی ادیان غایتمند هستند، یادآور شد: «هر دینی برای انسانهای دیندار غایت و هدفی را درنظر گرفته است اما کلاه گشادی که روشنفکران ما سرخود گذاشتند این بود که گفتند این غایت مهم نیست و آنچه مهم است، تنها خود زندگی است.» وی در ادامه با انتقاد از گسست ایده ها و واقعیات در جامعه امروز یادآور شد: «حاصل این قطع ارتباط میان ایده ها و واقعیات، به وجود آمدن نسلی بی رؤیا، بی آینده و بی هدف است که حتی ایده آلهای سنتی هم برای چنین نسلی معنای پیشین را ندارد و گویی کلوچه های بهشت سنتی را موشهای گورستان خورده اند.»
وی سپس دین را جهتی به سوی اعتلای بشر در ساحت اندیشگی و روانی انسان خواند و بیان داشت: «تمام نامهای خداوند در قرآن به جز الله را که نگاه کنید، همه آرمانهای بشری است. ایده هایی است که در افق فکری آدمی معنا پیدا کرده و می تواند زندگی روزمره را سامان بخشد. اما پیاده شدن این آرمانها نیاز به ساز و کاری در جامعه دارد که از دل نیاز به تلاش برای رسیدن به آرمانهای اندیشگی، حکومت پدید می آید.»
طهماسبی در ادامه با اشاره به اینکه در اندیشه علی(ع) هر جامعه ناگزیر از داشتن امیر است، خاطرنشان ساخت: «اما وظایفی که در آن زمان برای حکومت متصور بودند، همگی جنبه دنیایی داشت. چنین است که وقتی به علی(ع) می گویند که امیر باش، به مردم می گوید: من در کنار شما باشم بهتر است تا اینکه امیر بر شما باشم.» وی در ادامه به روایت عهد عتیق، انجیل ها و قرآن از نسبت میان حکومت و نبوت اشاره کرده و اظهار داشت: «در مسیحیت دین و دولت کاملاً از یکدیگر جدا هستند. در قرآن هم بارها به رسولان تذکر داده می شود که آنها بر مردم سیطره ندارند. در کتاب سموئیل نبی هم آمده به مرز میان قدرت و نبوت اشاره می شود. با تمام این احوال می بینیم که چون خواست قدرت می خواهد نقد ناپذیر باشد، در دوره بنی عباس ناگهان عبارت معجول خلیفه الله که هیچگونه سابقه قرآنی ندارد پدید آمده و در همین دوره به نام دین شریف ترین انسانها به بند کشیده می شوند. مثلا امام موسی(ع) که به نام دین در بند بود.»
این صاحبنظر دینی با تأکید بر واکنشهای پیامبران و قدیسین در رابطه با عملکرد حکومتها ادامه داد: «چنین واکنشهایی در واقع دعوت به خیر است و دعوت به خود نیست اما امروز در جامعه می بینیم که عده ای نقد قدرتی که می کنند در واقع با هدف تدبیر قدرت است و چه بسا همین منتقدین اگر به قدرت برسند، هیچ نقدی را برنتابند.» وی مفهوم امام را به معنای الگو و نمونه و نه فرمانده و رئیس دانست و در ادامه یادآور شد: «سؤال من اینجاست که چرا قرآن پس از ۲۵۰۰ سال ابراهیم(ع) را به عنوان امام معرفی می کند؟ اگر امامت به معنای فرمانروایی است که یک قدیس که صدها سال از مرگش گذشته، چگونه می تواند فرمانروایی کند؟ پس امام چیزی به جز الگو نیست.»
وی در ادامه با تشریح نظریه سیاسی خود گفت: «ما در جامعه افراد و نهادهایی می خواهیم که فارغ از کسب قدرت، نقد قدرت کنند. چنین افراد و نهادهایی هستند که جامعه مدنی را تقویت کرده و می توانند اعتماد مردم را جلب کنند.» طهماسبی با بیان این مطلب که نگاه دستوری و حکومتی به دین منجر به اعتلا نخواهد شد، تأکید کرد: «اگر نهادهای اجتماعی پایگاه قدرتمند مردمی داشته باشند، می توانند حاکمیت را محدود کرده و مانع از ظلم و ستم شوند.»
وی همچنین با اشاره به واقعه غدیر، مولا را به معنای یاری کننده خوانده و یادآور شد: «پیامبر در آن واقعه می خواهد جایگاهی را در متن جامعه نهادینه کند که مستقل از حکومت باشد اما ناظر بر رفتار حاکمان، جلوی ظلم و خطا را بگیرد تا کسی به نام دین به جان و مال مردم تجاوز نکند.»
تقی رحمانی، نویسنده، یکی از نیروهای ملی- مذهبی، سخنران دیگر دومین شب از سلسله جلسات پاسداشت محرم بود که در جمع دانشجویان حاضر در این جلسه با انتقاد از آرمانگرایی بیش از اندازه روشنفکران، گفت: «مشکل ما در جامعه امروز اینجاست که اگر چه ما دارای چراغ راه هستیم اما نقشه راه نداریم و به همین سبب حتی وقتی که روشنفکران به قدرت می رسند، راهکاری ندارند.» وی افزود: «صد سال است که داریم شعارهای مشابه داده و به جوابهای مشابهی می رسیم اما هنوز نفهمیده ایم که ایدئولوژی، استراتژی نمی شود.»
وی غلبه مخالفان روشنفکران بر آنها را ریشه دار در فقدان یک استراتژی مشخص خواند و با اشاره به حرکتهای امام صادق(ع) در زمانه خود اظهارداشت: «در آن زمان این دین نبود که حکومت را مشخص می کرد بلکه حکومت، دین را تعریف می کرد. چنین بود که در آن دوران امام صادق(ع) به جای حضور در مناصب حکومتی که به ایشان پیشنهاد می شد، اقدام به نهادینه کردن یک سازمان مدنی (سازمان نمایندگان) کرد و فعالیت خود را در جامعه مدنی بسط داد و از طریق کار فرهنگی بر جامعه تأثیرگذاشت.» وی با بیان این مطلب که جایگاه واقعی قدرت نه در کرسی های دولتی و حکومتی که در دل مردم و در خیابانها است، ادامه داد: «با استفاده از منش امام صادق(ع) است که می توان گفت، امروز شاید راهبرد عاشورایی برای ما جواب ندهد اما فرهنگ عاشورا، بیعت نکردن با ظالم زمان و حاضر به تأیید او نشدن، امری است که می تواند گره گشا باشد.»
تقی رحمانی سپس گریزی به مسائل روز جامعه نیز زد و خاطرنشان ساخت: »هنوز هم استراتژی زمانه ما دولت محوری است. با اینکه ۱۸۰ سال از امیر کبیر و ۱۰۱ سال از تأسیس مجلس می گذرد، اما هنوز نتوانسته ایم به یک پارلمان درست با نظام حزبی برسیم. ما دوری حلزونی می زنیم چرا که اگر چه آسمان ایده آلهای ما پر ستاره است اما زمین واقعیات امروز بسی خاموش است.» رحمانی دولت بدون جامعه مدنی را خودسر دانست و تأکید کرد: «ما خیلی عجول هستیم. در طول ۱۰۰ سال اخیر هر فرصتی را آخرین فرصت دانسته ایم در حالیکه از این فرصتها بسیار است و ما باید رقیب را وادار به پذیرش دموکراسی کنیم که این به جز ایجاد تحول در متن جامعه ممکن نیست.»
وی تقویت طبقه متوسط را از الزامات دموکراسی دانست و اضافه کرد: «نقشه راه یک استراتژی قدم به قدم است و در این راه نباید از نهادهای صنفی و فعالین جامعه مدنی و غافل شد. اگر به جای توجه به این نهادهای اجتماعی تنها به کسب قدرت بیاندیشیم به همان نقطه ای می رسیم که عده ای به نام اصلاحات به آن رسیدند و تحصن ها و استعفاهایشان هیچ واکنشی را در میان مردم برنیانگیخت.»
گزارشگر: مریم محمدپور



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.