همان گونه که انتظارش می رفت - یا دقیق تر بگویم چیزی بیش از آن چه که عده¬ ای انتظارش را می کشیدند - اصولگرایان حاکم بر هیأت های اجرایی، جسارتشان به رخ رقیبان اصلاح طلب کشیدند و اعلام کردند که “احراز صلاحیت” نه تنها اصلاح طلبان که اصول گرایان اصلاح طلب هم امری شدنی نیست. خبر از تنگ تر شدن دایره ی خودی ها حتی در بین خود اصول گرایان هم پیچیده به طوری که دامن چند نفر از چهره های فراکسیون اکثریت مجلس هفتم در چاله ی هیأت های اجرایی تر شده و بقیه هم باید پر قباشان را بالا بگیرند که نکند به میخ شورای نگهبان گیر کند و پاره شود و زنار بماند.

 

روی سخن چند خط کوتاه من، البته، با دور و بری های رئیس جمهور محترم در هیأت های اجرایی نیست که سخنی با آنان ندارم و چه سخنی هست که با آنان برود؛ نه محمل مشترکی هست و نه فضای گفت و گویی. جز آن که دست مریزادی بگویم و خدا قوتی! بلکه خستگی این چند روز از تنشان به در شود. بالاخره فرستادن سه هزار نامه برای سه هزار نفر - اگر نامه ی فدایت شوم هم می بود که نبود - کاری است کارستان و در خور سپاس!

 

روی سخنم با اصلاح طلبان است؛ چه آنان هر چه باشد بیشتر از رقیبان خود قواعد دموکراسی و آداب گفت و گو را رعایت می کنند. همین اول موضعم را مشخص کنم و سنگ بنا را راست بگذارم که تا ثریا کج نرود. باور دارم که دموکراسی، نه در ایران و نه در هیچ کجای دنیا، نه از پای صندوق های رأی که از پایین و از دل جامعه و با تقویت جنبش های اجتماعی، رشد طبقه ی متوسط شهری، وابسته شدن درآمد دولت به مردم و زورآزمایی جامعه ی مدنی در برابر دولت است که می¬ روید و جان می گیرد و تنومند می شود. لذا نگاهی که به انتخابات دارم نگاهی حداقلی و ابزاری است. مخصوصاً انتخابات ایران، که غیر دموکراتیک بودن آن، آن قدر اظهر من الشمس هست که صدای رئیس جمهور سابق را هم در سخن رانی یک ماه پیش خود در دانشگاه تهران درمی¬آورد که چرا باید دوازده نفر به جای مردم تصمیم بگیرند؟(نقل به مضمون)

 

اما لب کلام؛ آن چه که راقم سطور را به نوشتن ترغیب کرد، اظهارات اصلاح طلبان در واکنش به رد صلاحیت های گسترده در چهل و هشت ساعت اخیر است که خبر از چرخیدن در بر همان پاشنه ای می دهد که قبلاً می چرخید. بی هیچ کم و کاستی!

 

اولین چراغ را آقای ابطحی با نوشتن مقاله ای در روزنامه ی اعتماد با عنوان “اصلاح طلبان باید در انتخابات شرکت کنند” روشن کرده اند. دیگران نیز سخنانی مشابه گفته اند و به نظرم نقد صحبت های آقای ابطحی نقد جریان فکری غالب در بین اکثریت اصلاح طلبان است. پیشاپیش از ایشان و از همفکران ایشان عذر می خواهم اگر قلمم تند می شود. به صلح طلبی خود بر من ببخشند.

 

آقای ابطحی پس از برشمردن چهار دلیل (عوض شدن دیدگاه تحریمی ها در این دو سال، گرایش مردم به لیستی غیر از لیست طرفداران دولت و اصولگرایان به دلیل مشکلات معیشتی، تعیین کننده بودن ترکیب مجلس در انتخابات ریاست جمهوری و پایین بودن توقعات مردم) که همگی قابل نقدند، راهکار خویش را ارائه داده¬اند. آقای ابطحی می نویسد: “راه پیشنهادی این است که اصلاح طلبان تمام تلاش خود را برای بازگرداندن چهره های سرشناس خود از طریق گفت و گو، لابی … انجام دهند اما اگر نتیجه نداد که معمولاً نتیجه نمی دهد در سراسر ایران … از میان افراد ناشناس هم که شده لیست کاملی … که حداقل اصول اصلاح طلبی را داشته باشند، برگزینند.”

 

این که اصلاح طلبان عملکرد غیرقانونی هیأت های اجرایی را زیر سؤال ببرند کار پسندیده ای است. هر چند بر اساس ماده ۲۸ قانون انتخابات، انتخاب شوندگان هنگام ثبت نام باید اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران داشته باشند و به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت فقیه نیز ابراز وفاداری کنند و لذا شاید عمل خلاف قانونی از سوی هیأت های اجرایی سر نزده باشد، اما در ممالک شبه دموکراتیک باید از همه ی ظرفیت ها استفاده کرد تا وزن دموکراسی از وزن استبداد بیشتر شود. یحمتل در روزهای آینده که سید خندان از سفر خارجه برگردد و شیخ اصلاحات رفت و شدش را به دفتر بیت افزایش دهد تعدادی از نامزدهای دیگر اصلاح طلب نیز قطره چکانی تأیید می شوند و تنور انتخابات کمی گرم تر.

 

اما نکته ی تأسف¬بار، توقف آقای ابطحی و تمامی اصلاح طلبان در همین نقطه است. یعنی تلاش برای بازگرداندن تعدادی چهره ی شاخص و خلاص! آقای ابطحی در یادداشت کوتاهی در وبلاگ شخصی¬شان نوشته اند: “تنها کاری که در این شرایط از دست اصلاح طلبان برمی آید این است که به بخش اجرائی و نظارت پیغام دهند باید رد صلاحیت های بی دلیل را برگردانید؛ و ادامه دهند اگر آن ها را برنگردانید پس کی می خواهید برگردانید.”

 

دست مریزاد آقای ابطحی! به قولی ای والله! به نظرم یک “همین و بس” آخر جمله تان کم بود که با اجازه من آن را اضافه می کنم و می پرسم همین و بس؟ یعنی همه ی اصلاح طلبی به یک “پیغام” پسغام فرستادن به بخش های اجرایی برای برگرداندن رد صلاحیت ها ختم می شود؟ و هیأت های اجرایی هم منتظرند تا فرمایشات ملوکانه ی عالیجنابان اصلاح طلب را روی تخم چشم بگذارند و صدقه سر دموکراسی و حقوق بشر هزینه اش کنند؟ چرا تصور می کنید راه های دیگری نیست؟ با حلوا حلوا کردن که دهان شیرین نمی شود آقای ابطحی. می شود؟ مگر متاع گران قیمت دموکراسی را نمی خواهید؟ مگر نباید برای خرید یک متاع گران هزینه داد؟ هزینه ای که شما می دهید فرستادن پیغام برای هیأت های اجرایی است؟ چه هزینه ی گزافی! شما که با این جان فشانی ها دل آدم را کباب می کنید. در مقاله تان آورده اید که “تحریم و کناره گیری (از انتخابات) آسان ترین راه است که مردم توقع ندارند (که اصلاح طلبان) به جای راه سخت مقاومت و اصلاح نظام از درون به آن راه ساده تن بسپارند.”

 

آیا تحریم انتخابات از سوی همه ی اصلاح طلبان امری شدنی است که شما از آسان بودن آن سخن می گویید؟ از چه زمانی شرکت در انتخابات فرمایشی با راه سخت مقاومت یکی شده است؟ جوری می گویید راه سخت مقاومت که هر کس نداند فکر می کند که چه شده است! لابُد اصلاح طلبان بوده اند که در این چند سال بازداشت شده اند و زندان رفته اند و درد کشیده اند و قس علی هذا. انصاف هم چیز خوبی است.

 

به نظرم حرف، حرف دیگری است. این ها پنهان شدن پشت کلمات است. بگذارید کلام شما و دیگر اصلاح طلبان را به زعم خود موشکافی کنم. آقای دکتر عارف معاون اول رئیس جمهور سابق در مصاحبه ای با سایت بهارستان گفته اند: ” ما ساکت نمی شویم اما بنایمان هم براین نیست که خیلی جنجال کنیم … اصلاح طلبان انتخابات را تحریم نمی کنند اما احتمال شرکت نکردن کاندیداهای باقی مانده در انتخابات مطرح هست ، چرا که ما با نظام قهر نمی کنیم …”

 

بیت الغزل داستان همین کلام پایانی آقای عارف است. همه ی “گفت و گو”ها و “لابی” ها و “پیغام” ها و “مقاومت!” ها و “جنجال نکردن” ها ریشه در یک جمله دارد: “ما با نظام قهر نمی کنیم.” نگارنده، دست کم تا به امروز، معنای این سخن را که بارها از زبان اصلاح طلبان در برهه های گوناگون (انتخابات مجلس هفتم، ریاست جمهوری نهم، شورای شهر سوم و حالا انتخابات مجلس هشتم) تکرار شده است به درستی نمی داند. آیا نظام، همان مجموع دستگاه اداری، سیاسی، قضایی، انتظامی و نظامی کشور است؟ و یا مُراد ساخت قدرتی است که در سرزمینی معین بر مردمانی معین تسلط پایدار دارد؟ آیا در هیچ کدام از این دو معنی تحریم انتخابات به معنی قهر کردن با نظام است؟ تعریف نظام در نظر اصلاح طلبان هر چه که هست، گویا با دموکراسی سازگار نیست. چرا که تحریم انتخابات فرمایشی، قهر کردن با دموکراسی نیست. می تواند راهی برای پیشبرد دموکراسی باشد. تعریف نظام در نظر آنان با حقوق ملت هم یکی نیست. چرا که تحریم انتخابات فرمایشی و عدم حضور در “بازی آزادی”، پاسداری از حقوق ملت است. حتی با اصلاح و اصلاح طلبی هم یکی نیست. چرا که یک نفر می تواند انتخابات را فعالانه تحریم کند و البته در تقویت جامعه ی مدنی اش بکوشد و لقب اصلاح گر بگیرد و وداعی با اصلاح طلبی نداشته باشد.

 

آن چه که بیشتر به ذهن متبادر می شود نه قهر کردن این آدم ها با نظام در پی تحریم انتخابات، که قهر کردن نظام با آن هاست. و چه مصیبتی بالاتر از این برای کسی دل در گرو اصلاحات از بالا داشته باشد و درهای بالا را به رویش ببندند و او در بزند و در را به رویش باز نکنند و او باز در بزند و مؤدبانه خواهش کند که راهش دهند و باز کسی جوابش را ندهد و آخر کار صاحب خانه عصبانی شود و خدمتکارانش را بفرستد که این مزاحم را از جلوی در به کناری بیندازند. وقتی اصلاح طلبان انتخاباتی ولو فرمایشی را تحریم نمی کنند برای آن است که فکر می کنند می توانند امسال و سال بعد و سال های بعد دوباره با دربان چانه بزنند که لای در را کمی باز بگذارد که آنان نیم نگاهی داخل خانه بیندازند؛ بی آن که صاحب خانه عصبانی شود.

 

***

 

هنوز زود است قضاوت کنیم آیا شرکت ما در انتخابات کفه ی ترازو را به نفع دموکراسی سنگین تر می کند یا نه. هر چند شواهد اولیه گویای درست نبودن این گزاره است.

 

۱۳ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۵م بهمن ۱۳۸۶ - شاهین :

    تعریف نظام در نظر اصلاح طلبان هر چه که هست، گویا با دموکراسی سازگار نیست. چرا که تحریم انتخابات فرمایشی، قهر کردن با دموکراسی نیست. می تواند راهی برای پیشبرد دموکراسی باشد. تعریف نظام در نظر آنان با حقوق ملت هم یکی نیست. چرا که تحریم انتخابات فرمایشی و عدم حضور در “بازی آزادی”، پاسداری از حقوق ملت است. حتی با اصلاح و اصلاح طلبی هم یکی نیست. چرا که یک نفر می تواند انتخابات را فعالانه تحریم کند و البته در تقویت جامعه ی مدنی اش بکوشد و لقب اصلاح گر بگیرد و وداعی با اصلاح طلبی نداشته باشد—> احسنت .
    ضمنن از امثال عارف انتظاری نداشته باش . به هرحال عضو شورای انقلاب فرهنگی و از مقربین درگاه و …


  • ۵م بهمن ۱۳۸۶ - پوریا :

    دوست من سلام اصلاح طلبان هم زندان را به تن خریدن پس گیر الکی ندهید در ضمن گیریم انتخابات را تحریم کردند ان موقع عده ای جمع میشوند و کفن پوش شعار ها رها میکنند من هم از بعضی حرف ها ناراحتم اما تحریم یعنی اینکه باز اینه به قدرت برسن و سود تحریم برای انها این است که دیگر مزاحم ندارند یک بار تحریم بما دلایل خیلی از این حرف ها مملکت را به سوی نابودی پیش برد پس بیایید دیگر این اشتباه را نکنیم من نمیگویم به انها انتقاد نکنیم بلکه میگویم زمان را بشناسیم به اندازه ی کافی اقای کروبی سعی در تخریب اصلاح طلبان دارد پس شما فعلا بی خیال شوید و انتقاد را به انان کنید که موقع انتقاد را نمیدانن یا حق


  • ۶م بهمن ۱۳۸۶ - حامد :

    پوریای عزیز ،سلام - خسته نباشی . خواستم نظر شما را به چند مطلب جلب کنم :
    ۱- فرموده اید ” اصلاح طلبان هم زندان را به تن خریدن پس گیر الکی ندهید ” لطف کنید اسامی آنها را بگوئید تا من هم بدانم؟ !
    ۲- فرموده اید “پس گیر الکی ندهید در ضمن گیریم انتخابات را تحریم کردند ان موقع عده ای جمع میشوند و کفن پوش شعار ها رها میکنند ”
    دوست من سما خدا هستید که از آینده با این اطمینان سخن میگوئید؟
    ۳- فرموده اید “اما تحریم یعنی اینکه باز اینه به قدرت برسن و سود تحریم برای انها این است که دیگر مزاحم ندارند” پس بفرمائید با عدم تحریم بریم بهشون کمک کنیم (همنطور که دولت خاتمی کرد) ، تا بیشتر پدر جد مردم رو در بیارن.
    ۳- فرموده اید “پس بیایید دیگر این اشتباه را نکنیم من نمیگویم به انها انتقاد نکنیم بلکه میگویم زمان را بشناسیم به اندازه ی کافی اقای کروبی سعی در تخریب اصلاح طلبان دارد پس شما فعلا بی خیال شوید و انتقاد را به انان کنید که موقع انتقاد را نمیدانن یا حق ”
    عزیز من اگر زور اصلاح طلب ها به کسی مثل کروبی نرسه ( با این همه ادعای که دارن) ، برن تو خونه بشینن .
    ۴- گیریم اصلاح طلب ها بیان سر کار بفرمائید : آیا آنان قادر به کاری در زمان مجلس ششم شد اند که ملت بار دیگر به آنها اعتماد کند؟
    آزموده را آزمودن خطاست .(ه چه علت از تحریم میترسید؟آیا دلیل عقلانی دارید یا فقط میخواهید با ترس از کفن پوشی مردم را در حد گوسفند(همانطور که ولایت مطلقه فقیه میداند) نگه دارید؟


  • ۶م بهمن ۱۳۸۶ - بهاره-ت :

    واقعاً که تاریخ سرزمین طاعون زده مان بعدهالعنت خواهدکردکسانی را که در این شرایط که هم میهنان ما از سرما و گرسنگی، و سرکوب جنایتکارانه ی آزادی از دست میروند بجای همراهی صادقانه با مردم و همگامی با جنبش مقاومت آزادیخواهانه ی آنها باز هم بفکرشرکت در خیمه شب بازی انتخاباتی جاری بین ارکان مختلف حاکمیت سرکوبگر و ضد مردم باشد …
    امروز دیگرضدمردمی و باسمه ای بودن این نمایشات دروغین باصطلاح دموکراتیک!!!که بوسیله حاکمین سرکوبگر راه می افتد بر همه روشن است.و دیگر هر بچه ای هم میداند که از صندوق های رأی جز یک چماق جدید (و یا قدیم ،فرقی نمیکند)در نمی آید.خدا را شکر دیگر چماق جدیدی هم در کار نیست چون موجودی انبان حاکمیت از برگها ومهره های سوخته و افشا نشده خالی است و چاره ای جز ارائه ی چهره های رسوا شده (اعم از باصطلاح اصلاح طلب! و یا اصولگرا!) ندارد…
    مردم ما راه آزادی و عدالت را باگامهای توانمند خود طی خواهند کرد…


  • ۶م بهمن ۱۳۸۶ - صبا :

    به فرض اصلاح طلب نمائی به زندان هم افتاده باشداین موضوع او را خود بخوددرجبهه آزادیخواهی ودموکراسی طلبی واقعی قرار نمیدهد .چون در جنگ و دعواهای درونی حاکمیت این حذف شدن وموردغضب فرار گرفتن بوسیله جریان قدرتمند تر در ماهیت ضد دموکراتیک و ضد مردمی کسی تغییری ایجاد نمیکند.


  • ۶م بهمن ۱۳۸۶ - پوریا :

    با سلام حامد جان در راس انها میتوان اقای قابل و اقای باقی و… را نام برد دوست من من پیشگو نیستم اما خوب مردم عامی را میشناسم میخواهی سری به تاریخ بزن تا برایت روشن شود در ضمن دولت اصلاحات خون مردم را گفتی در شیشه کرد اما بگویم حداقل در ان زمان که ما هیچ چیز نداشتیم مردم نان خشکی برای خوردن داشتن اگر خواستی کمی در مورد بودجه که دولت در ان زمان داشت تحقیق کن گندم تا دو هفته دیگر بعد از شروع کار دولت داشت تمام میشد و دولت پولی برای خرید گندم نداشت کمی از این چیزها را بدانی خودمتوجه میشوی که دولت اصلاحات چه کرد بدون هیچ چیز از صفر شروع کرد وبه ایران جانی تازه بخشید دوست من شما مرا یاد انانی می اندازید که به مصدق چون در زمان شاه کاره ای بود انتقاد میکردن شما تحریم کن هرگونه که میخواهی ولی انا که یک بار هدیه تحریم یعنی احمدی نژاد را گرفته اند دیگر اینچنین کاری نمیکنند در ضمن عده ای را گوسفند خواند یادتان باشد یکی از اصل های ازدیخواهی رعایت ادب است یا حق


  • ۶م بهمن ۱۳۸۶ - پوریا :

    در ضمن از تحریم میترسم زیرا همین چند نفری که تا حدودی جلوی انها را میگیرند نیز دیگر نمیتوانند کاری کنند و انها هر کاری که بخواهند میکنند و این یعنی اینکه ایران نابود میشود من از این میترسم دوست من


  • ۷م بهمن ۱۳۸۶ - حامد :

    پوریای عزیز ، ان دو نفر را که نام بردید اولا اصلاح طلب به مانند حسین بن علی هستند . دوما دلیل به زندان افتادن استاد قابل درگیری با شخص …. بود ، شخص دوم نیز برای حقوق بشر به زندان افتاد . هر دو نفر ، بخاطر مغایرت ولایت مطلقه فقیه با اصول اولیه حقوق بشر به زندان افتاده اند در حالی که مدعیان اصلاح طلبی بخصوص سید خندان گفتگوی تمدن ها جر بزه ای در این راستا از خود نشان نداده است.
    مردم عامی را با دادن اطلاعات درست و سانسور نشده ، میتوان آگاه ساخت در حالی که در نظر خاتمی اگر مردم گوسفند نبودنند این اطلاعات داده میشد . فرموده اید که مردم را گوسفند خطاب کردم! خیر اینطور نیست این قانون اساسی ایران (ولایت مطلقه فقیه ) است که مردم را اینگونه میبیند . خاتمی نیز اینچنین میبیند (حتی الان)،و این دو نفر تنها نیستند نگاه کنید به نهضت آزادی ، به سایر گروهها .
    عزیز من ، باور به حاکمیت مردم ، میطلبد که از مردم برای اجرای حق حاکمیت کمک گرفته شود در تمامی مراحل . (در کشورهای دمکراتیک اینگونه است)، نه اینکه فقط از مردم خواست بیائید برای خود از میان کسانی که من میخواهم انتخاب کنید ، گوسفند چرانی را برای خود (همانطور که ایران میگذرد)
    اگر دولت خاتمی کاری را در راستای اقتصادی کرده مثلا گندم ، گندش نعل چشمش هم چهار تا چون به وظیفه خود عمل کرده (دوست من ، اینجانب دکترای اقتصاد از دانشگاه سوربن دارم ) ، عزیز م اقتصادی را که دولت خاتمی پایه ریزی کرد نتیجه ای بجز به سر کار امدن ،دولتی مانند احمدی نژاد نمیتوانست در بر داشته باشد .( جای بحث دارد)
    رعایت ادب نیز باید از طرف دولت در درجه اول رعایت شود که با قانون ولی فقیه مطلقه صاحب جان و مال و ناموس مردم سازگار نیست. دوست من به کسی بگوی ، صاحب ناموس او هستی ، با ادبی است ؟ چرا این ایراد را از رهبر ارجمند خود نمیگیرید ؟ چرا خاتمی آن هنگام که از او خواستند که در تغییر قانون اساسی در باب ولایت عمل کند ، پاسخ گفت : صحبت از تغییر قانون اساسی خیانت است به اسلام ! آیا اینکه من و تو صاحب جان و مال و ناموس خود باشیم خیانت به اسلام است؟ یا فحاشی های را که هم اکنون به نمایندگان انتخابات روا میکنند؟
    دوست من حساب قابل و کدیور و باقی را از اصلاح طلبان جدا کن چرا که راه اصلاح طلبی از زندان و خون خواهد گذشت و نه از بازی با اصول گرایان و التماس از آنان در همراهی در قدرت .
    نه خیر تحریم هم کشکی نباید باشد بلکه تحریمی هوشمندانه و در راستای احقاق حق حاکمیت ملت و حقوق ایشان .
    ترس شما از تحریم نیز بی اساس است چرا که آن چند نفر مورد نظر شما توانائی جلوگیری تند رو ها ر ندارند ، و فقط بی شخصیتی خود را در عدم درخواست کمک از مردم نشان میدهند.
    موفق باشی


  • ۸م بهمن ۱۳۸۶ - پوریا :

    حامد عزیز باز هم سلام من گفتم اصلاحات را قبول دارم نه ولایت فقیه را اگر شما اصلاح طلبان را خائن میبینید وتعداد را از انها جدا باید بگویم خود ان تعداد انقدر قدرت دارند که خود را از اصلاح طلبان جدا کنند اما نیکنند دوست من گفتی اقتصاد دانی پس از شما بعید است انگونه در مورد وضعیت اقتصادی دولت اصلاحات بگویید دولیت اصلاحات بود که ما را از محتاج به نفت داشت بیرون می اورد وانهم به خاطر سرمایه گذاری های خوب بود دولت احمدی نژاد هم که گفتی هر دولت بعد دولت اصلاحات اینگونه بود باید بگویم دیگر اینها چه میخواستند صندوق ارزی پر پر نفت که قیمتش تا به الان ۱۰۰ دلار شده است اصلا حرف های شما را در مورد وضعیت اقتصادی دولت اصلاحات درست بدانیم با این درامدی که اینها دارند وضعیت باید خیلی بهتر از این بود . شما میخواهی اصلاح طلبان را رد کنی رد کن هیچ عیبی هم ندارد ونظرتان هم محترم اما انهایی که اصلاح طلبند را رد نکن چون انها خود دیگر میدانند که اصلاح طلب باشند یا نه در مورد حرف های خاتمی که گفتی گفته شده باید بگویم برای بدست اوردن چیزهای بزرگ همیشه نیاز است بعضی چیزها را از دست داد یا حق


  • ۹م بهمن ۱۳۸۶ - حامد :

    پوریا جان دوست من سلام و خسته نباشی . من نمیخواهم بگویم که خاتمی و اصلاح طلبان ، دیو هستند بلکه میگویم که آنها مانع اصلی در راه حاکمیت مردم را نمیخواهند حتی ذره ای خدشه دار کنند .پوریا جان بیا تا بازی با کلمات را کنار بگذاریم و سر راست سخن بگوئیم .
    به فرض محال ، من وشما توانستیم اصلاح طلبان را راهی مجلس و ریاست جمهوری کنیم . عزیز من هر تصمیمی که آنها بگیرند ، با یک حکم حکومتی نقش بر آب میشود ، مگر یادتان رفته در لایحه مطبوعات ، با اینکه کاری بسیار خوب و پسندیده برای حق حاکمیت مردم بود ، حکم حکومتی آنها را سنگ روی یخ کرد؟ چرا خودمان را سر کار بگذاریم ؟! دوست عزیز من ؛ آقای خاتمی آیا میتواند رو در روی فرزندان قتل های زنجیره ای بایستد و بگوید ، سهل انگاری شد ؟ آیا تا بحال فکر کرده ای که اگر این حرف ها را به فرزندان آنها بگوئی آنها راضی میشوند؟
    دوست من از نظر اقتصادی نیز آقای خاتمی ، در راستای اقتصاد تولید گرا عمل نکرده است ( با اینکه ذخیره هم داشته)، بلکه اقتصاد او مصرف محور بود و درست از این مکان تندروها وارد شدند. دوست من ، ما در جهان تنها نیستیم و تجربیات دیگران را میتوانیم به آزمایشگاه ببریم و بهترین آنها را انتخاب کنیم . دوست عزیزم ، آنهمه اصرار برای ورود به بازار جهانی اشتباهی بسیار بزرگ بود چرا که برای ورود به بازار جهانی ابتدا باید قابلیت رقابت را کسب کرده باشی ( درست به مانند ژاپن و هند) ، به علاوه ایران چه محصولی داشت که در بازار جهانی رد و بدل نمیشد ؟! در صورتی که برای ورود به بازار جهانی ، شرط باز گذاشتن در بر روی تمامی محصولات این بازار الزامی است در نتیجه : تولید کنندگان ایران بدلیل عدم توانایی رقابت با سایر رقبا محکوم به مصرف گرایی شدند . نمیخواهم به جزئیات بروم ولی این را بدان که کوتاهی های دولت سید خندان نه تنها در امور اجتماعی بود بلکه در امور اقتصادی نیز بد عمل شد . وانگهی من از احمدی نژاد انتظاری ندارم همچنانکه او خود مدعی نفهمی است و علم را به کرات به مانند الگوی خود مال خر میداند، ولی از کسی به مانند خاتمی و دولت او انتظار میرفت که با ادعای علم و تمدن لائقل کاری بر خلاف علم انجام ندهد که داد.
    اروپائیان ضرب المثلی دارند : مقایسه کردن حجت و دلیل نیست . شما چرا میخواهی خاتمی را با احمدی مقایسه کنی؟ چرا خاتمی را با دولت مصدق و یا دولت اول انقلاب مقایسه نمیکنی؟
    باز هم از حوصله شما کمال تشکر را دارم . موفق باشی


  • ۹م بهمن ۱۳۸۶ - پوریا :

    دوست من باز هم سلام دوست قتل های زنجیره ای شاید در دولت خاتمی اما به دست اطلاعات انجام میشد و رییس اطلاعات ان موقع هم به دست رهبر انتخاب میشد که اگر اشتباه نکنم در ان زمان دری نجف ایادی بود دوست عزیز من از دولت خاتمی حمایت میکنم به دلایل زیادی ولی این دلیل نمیشود که اشتباهات ان را نبینم دوست من حال بگوییم چون انها نمیگذارند ما کاری نکنیم نه این نمیشد ما باید در قدرت باشیم تا حقیقت را به مردم نشان دهیم و ان موقعی که مردم با هم یکی شوند مطمئنن دیگر کسی جلوی ما را نمیگرد اگر میخواهی بگویی دست از اینها بکشیم ودست به انقلاب بزنیم باید بگویم انقلابی که حداقل ۹۰ درصد مردم از ان حمایت کردن میبینید که چه عقب ماندگی بر جای گذاشت حال چطور میشود دست به انقلابی دیگر زد وقتی من مجبور به خاطر به گوش خواهرم یا برادرم بزنم دوست من من از شاه متنفر بودم اما دلیل نمشد که انقلاب را بپذیرم چون میشد با کنار گذاشتن شاه خیلی سودهای بیشتر برد تازه در این دوره زمونه مردم با هم اتحاد ندارند چطور یک پارچه شویم دوست من باز هم میگویم خاتمی هرچه نکرد حداقل خیلی از مردم را اگاه سا خت اما باز هم تعداد اگاهان باید بیشتر شود یا حق


  • ۱۰م بهمن ۱۳۸۶ - JAHANYAR :

    ۱- اگر محکومیت رهبران ایران در دادگاه میکونوس واعلام منع سفرها و روابط سیاسی از سوی اروپائیان نبود .آقایان اجازه رای آوردن به خاتمی را نمیدادند.
    ۲-اگر خاتمی و اصلاح طلبان هم سنخ او مسلمان هستند باید بدانند که با ظالمان وکافرانی که آزادی وانسانیت رابه مسلخی خود درآورده بانام دین ومذهب باسو’استفاده ازلباس پیامبری برده اندکه دردینش به گفته حسین آزادی را ارجح بر دین وپیشنیاز آن دانسته ودر قرانش وگفتارعلی آمده:نه ستمگر باش نه ستم پذیر یار مظلوم باش دشمن ستمگران .
    ۳- وهم پیامبر اسلام فرمود: در مقابل متکبران تکبر کنید.
    اگر قرار را بر اصل امر به معروف ونهی ازمنکر بگذارند نخست در شا’ن نصیحت الملوک اقدام نموده برحق آزادی واصلاحات سیاسی اجتماعی پای می فشردند. همان شعاری که با آن به رای مردم رسید.
    ۴- بهترین تعبیر از خاتمی را آقای ..طنز پرداز معروف آورده که:اورا به آدم با فرهنگی که ته یک بن بست با سر چاقوی رندی تحدید شده واز اصول عدول نموده وهرچه خواستند داده . فعلا” والسلام یا وااسلاما

    سازماندهی در حرکت واستقامت در رای


  • ۴م اسفند ۱۳۸۶ - ارش :

    حامد جان درسال اخرخاتمی ۷۵ درصد وارداتمان کالاهای سرمایه ای بوده وکمتراز۲۰ درصدکالاهای مصرفی.فکرمیکنم مدلهای اقتصادی کشور های پیشرفته به خاطر موانع ودولتی بودن اقتصاد در مدت کوتاهی نمیتوان انها را نهادینه کرد و مردم ایران هم صبر و تحمل ندارند.در مورد قتلها اقای خاتمی تلاش خود را برای پیگیری ان کردند در حالتی جزو حیطه وظایف ایشان نبود محول قتل روشنفکران خاموش شد این خود پیروزی نیست؟عامی ترین مردم هم میدانند قتلها از چه زمانی اغاز و به دستور چه افرادی انجام میشد کمی کتاب بخوانید بد نیست.در مورد تحریم شما میگویید تحریم برای بعد تحریم چه برنامه ای دارید تاکتیکتان بعد از انتخاباتی که تحریم میکنید چیست؟ ایا جامعه مدنی قدرتمندی داریم ؟


 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
Close
E-mail It