سرپرست وزارت آموزش و پرورش ایران، خواستار جداسازی کتابهای آموزشی دختران و پسران در مدارس این کشور شده است.
علیرضا علیاحمدی معتقد است: “کتابهای درسی باید متناسب با نیازها و ویژگیهای دانشآموزان، آینده زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی آنها، نیازهای روحی، روانی و عقلانی آنها تنظیم شود.”
بهگزارش خبرگزاریکتاب، ایبنا (وابسته به وزارت ارشاد) احمدی دیروز در همایش” برنامه درسی ملی” با اشاره به نیازهای متفاوت روحی، روانی و جسمی دختران و پسران درشرایط سنی مشابه گفته است: “ضرورت دارد در برنامه درسی ملی و به تبع آن کتابهای درسی به این نیازها پاسخ داده شود.”
وی تاکید کرده است که “هدف هیچ کدام از این تغییر و تحولات ایجاد ممنوعیت و محدودیت برای خانمها نیست.”
سرپرست وزارت آموزش و پرورش با رد الگوبرداری از نظام آموزشی غرب گفته است:”آموزش و پرورش ما نباید منفعل باشد و باید با توجه به مبانی ارزشی و اعتقادی کتابهای درسی را تنظیم کند.”
هفته گذشته یک نماینده محافظهکار از محتوای کتابهای درسی آموزش و پرورش ایران به شدت انتقاد کرده و آن را مسبب حذف دین از زندگی آینده دانشآموزان ارزیابی کرده بود.
فاطمه آجرلو از بیتوجهی متون درسی در بیان نقش و موقعیت روحانیت در انقلاباسلامی انتقاد کرده و گفته بود: “در برخی کتب درسی نقش میرزای شیرازی دراحقاق حق ملت و تاثیر سازنده امام خمینی درقیام ۱۵خرداد به دست فراموشی سپرده شده شده است”.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
