خبرنامه امیرکبیر: کمیته انضباطی دانشگاه کرمان در پی برگزاری تریبون آزاد قانونی در این دانشگاه توسط انجمن اسلامی دانشجویان، برای ۴ تن از اعضای انجمن اسلامی احکام سنگین محرومیت از تحصیل صادر کرد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر کمیته انضباطی برای محسن خسروی، دبیر تشکیلات انجمن اسلامی، حسن حسنی، عضو شورای مرکزی انجمن، حسام سعیدی، عضو شورای عمومی انجمن، و محمود هادی پور عضو شورای عمومی انجمن اسلامی به اتهام «ایجاد وقفه در برنامه ها و اخلال در نظم دانشگاه» حکم «یک ترم محرومیت از تحصیل» صادر نمود.
این در حالی است که تریبون آزاد فوق با مجوز هیات نظارت دانشگاه و در مکانی بسته برگزار گشته و هیچگونه آشوب یا بلوائی در طی برگزاری این جلسه رخ نداده بود. این دانشجویان عنوان کرده اند که نسبت به این این حکم اعتراض خواهند کرد.
پیش از این اعلام شد در دانشگاه کرمان محسن خسروی، حسن حسنی، محمود هادی پور، حسام سعیدی، وحید زارع و یک دانشجوی دیگر به کمیته انضباطی احضار شدند. کمیته انضباطی همچنین برای ۷ نفر دیگر از دانشجویان احضار شده به این کمیته احکام سنگین دو ترم محرومیت از تحصیل صادر کرده بود.
اتهام ۷ دانشجویی که قبلا با احکام سنگین کمیته انضباطی مواجه شدند، برگزاری جشنی خودجوش در دانشگاه کرمان بود.
همچنین اخبار دریافتی از دانشگاه کرمان حاکی از آن است که با گذشت ۴ روز از زمان تشکیل هیات منصفه دانشگاه کرمان پیرامون رسیدگی به شکایت علیه انجمن اسلامی، مسئولین این دانشگاه از اعلام نظر هیات منصفه خود داری کرده و حتی هیات نظارت را برای بررسی این نظر تشکیل نداده اند.
این در حالی است که طبق آیین نامه نظارت بر تشکل های اسلامی پس از تشکیل هیات منصفه و اعلام نظر آن در همان جلسه، هیات نظارت موظف است ظرف ۳ روز کاری حکم تشکل را به دبیر آن ابلاغ کند. جلسه فوق در تاریخ ۲۴ دیماه برگزار شده بود و تا تاریخ مخابره این خبر، اول بهمن ماه، هیچ گونه نامه ای به دفتر این انجمن واصل نشده است.
پس از برگزاری موفقیت آمیز تریبون آزاد دانشجویی به مناسبت ۱۶ آذر در این دانشگاه توسط انجمن اسلامی دانشجویان و ناکامی بسیجیان دانشگاه در بر هم زدن این مراسم، فشارهای نهادهای خارج از دانشگاه جهت برخورد مسئولین دانشگاه با انجمن اسلامی افزایش یافت.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
