خبرنامه امیرکبیر: ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه پیام نور سنندج، زیر شکنجه بازجویان اداره اطلاعات سنندج کشته شده است.

 

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، امیری معاون دادستان سنندج و مهدی مولاولی با نام مستعار “هاتفی”، جانشین رئیس اطلاعات سنندج و مسئول گزینش وزارت اطلاعات در استان کردستان، از مسئولین بازجویی این دانشجو بوده اند. امیری از اهالی یک روستا در نزدیکی شهر کامیاران و مولاولی اهل سریش آباد در نزدیکی قروه ست می باشند.

 

 

ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی ترم ۵ دانشگاه، به دستور شعبه سوم بازپرسی سنندج، بعد ازخروج از جلسه امتحان در روز یکشنبه ۱۶ دی ماه ۱٣٨۶ بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود. خانواده وی روز چهارشنبه گذشته موفق به دیدار با وی شدند. اما از آن از آن تاریخ به بعد علیرغم پیگیری ها و مراجعات مکرر خانواده او به نهادهای ذیربط از مکان نگهداری و دلیل بازداشت وی هیچ اطلاعی به خانواده اش داده نشده است.

 

 

بنابر گزارش رسیده به خبرنامه امیرکبیر، بعد از گذشت ۹ روز از بازداشت نام برده، شب سه شنبه، ۲۵ دی ماه، از اداره ستاد خبری سنندج به خانواده این دانشجو اطلاع می دهند که پسرشان خودکشی کرده و برای گرفتن جنازه او به گورستان سنندج مراجعه کنند. به دنبال سخنان مسئول مربوط در ستاد خبری، خانواده لطف اللهی به گورستان سنندج مراجعه می کنند تا جنازه را تحویل بگیرند اما هنگامی که به گورستان مراجعه می کنند به آن ها می گویند: «ما جنازه را دفن کردیم و احتیاجی به شما نیست.» پس از آن، مسئولین امنیتی برای جلوگیری از پخش این خبر، خانواده ابراهیم لطف الهی را تحت فشار قرار می دهند.

 

 

با انتشار خبر کشته شدن این دانشجو در شهر سنندج و دانشگاه پیام نور، فضا به شدت متشنج شد و ماموران لباس شخصی در نقاط مختلف شهر سنندج به طرز گسترده ای پراکنده شدند.

 

ebrahim۲.jpg

 

 

 

 

جان حبیب الله لطیفی در خطر است

 

 

خبرنامه امیرکبیر: حبیب الله لطیفی دانشجوی دانشگاه آزاد ایلام، که بیش از ۸۰ روز است در بازداشت به سر می برد، تحت شدیدترین شکنجه ها قرار دارد و جان وی در خطر می باشد.

 

 

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، وی به مدت ۲ روز به صورت وارونه از سقف آویزان شده و بارها طی بازجویی بر اثر فشارهای وارده بیهوش شده است. ملاولی، عربیان و ده ده جانی از بازجویان این دانشجو می باشند.

 

 

پس از وقایع اخیر و کشته شدن یک دانشجو و اعتراضات مردم، نماینده سنندج در مجلس خواستار جلسه ای فوری و ملاقات با وزیر اطلاعات شده است.

 

 

 

 

بیانیه کانون روزنامه نگاران کردستان ایران در اعتراض به قتل دانشجوی کرد در بازداشتگاه اطلاعات سنندج

 

 

هم زمان با موج گسترده بازداشت دانشجویان معترض در دانشگاه های ایران، تعدادی از دانشجویان کرد نیز در دانشگاه های مختلف ایران بازداشت شدند. از این میان می توان به بازداشت چهار دانشجوی کرد: فرشاد دوستی پور، سهراب کریمی، محمد صالح ایومن و جواد علیزاده در دانشگاه تهران و سه دانشجوی دیگر در شهر سنندج: یاسر گلی، هانا عبدی و روناک صفازاده اشاره کرد.

 

 

متاسفانه انعکاس خبرهای مربوط به بازداشت دانشجویان کرد در رسانه ها نسبت به دانشجویان دیگر بسیار کم و ناچیز بود. چنانچه، به جز سایت دانشجویان کرد و اتحادیه دموکراتیک دانشجویان کرد، فقط محدود به چند سایت غیر رسمی بود.

 

این امر خود بر فشارهای مسئولین بر دانشجویان در داخل زندان و خانواده ایشان در خارج از زندان افزود. بدین سان چهارشنبه شب ۲۷-۲٨ دی ماه، یکی از دانشجویان بازداشت شده، زیر شکنجه بازجویان وزارت اطلاعات سنندج، جان سپرد.

 

 

ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی دانشگاه پیام نور که به دستور بازپرس شعبه سوم بازپرسی سنندج، بعد از خروج از جلسه امتحان در روز یکشنبه ۱۶ دی ماه ۱٣٨۶ باداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود. تا اینکه شب گذشته خبر کشته شدن وی را به اطلاع خانواده او می رسانند.

 

 

کانون روزنامه نگاران کردستان ایران ضمن محکوم نمودن این عمل وزارت اطلاعات سنندج، از مسئولین دستگاه قضایی می خواهد که به این مورد رسیدگی کرده و خاطیان و قاتلان را مجازات نماید، به این امید که “شاید” دیگر شاهد تکرار چنین فجایعی در کردستان نباشیم.

 

 

کانون روزنامه نگاران کردستان ایران

پنج شنبه ۲٨ دی ماه ۱٣٨۶

 

۲۱۰ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۲۷م دی ۱۳۸۶ - لادن :

    خبر خیلی بدی بود.
    به جنبش دانشجویی و به دانشجویان سنندجی تسلیت میگم.
    روحش شاد و قرین رحمت الهی.


  • ۲۷م دی ۱۳۸۶ - فدایی خلق :

    ملت کورد فرزنداننان را زندانی کردند و کشتند،به پا خیزید که سکوت ننگ کورد است


  • ۲۷م دی ۱۳۸۶ - سامان :

    او چه میدانست که اورا شکنجه کردید؟ او چه می خواست که اورا کشتید ؟اینکه بخواهیم ازاد باشیم گناه است ؟ دم از امام حسین میزنیددم از شجاعت امام حسین در مقابل ظلم یزدیان میزنید شما که روی یزید را سفید کردید جوانان وطن همانهایی که در دوران شما رشد کرده اند را میکشید وهنوز مدعی هستید که مسلمانید ای ننگ بر شما نامسلمانان! بدانید که روزی رسد کز ظلم اثاری نباشد.خون جوانان وطن بی ثمر نخواهد بود.


  • ۲۷م دی ۱۳۸۶ - میلاد :

    قابل توجه مدعیان آزادی در ایران!


  • ۲۷م دی ۱۳۸۶ - پلی تکنیکی :

    کاش قطره ای از خون حسین و سر سوزنی از شرافت حسین را داشتید. وای بر مادران این سرزمین که جوانانشان از مهد علم به کجاها که نمی روند! و وای بر ما که با دیدن این همه ظلم ساکت نشسته ایم!


  • ۲۷م دی ۱۳۸۶ - روژین :

    باورم نمیشه…. باورم نمیشه! آخه چقدر ظلم؟ چقدر ظلم مضاعف به ملت کرد؟ چه حالی دارند دوستانت، خانواده ات….


  • ۲۷م دی ۱۳۸۶ - mahnaz :

    سلام روحش شاد ویادش گرامی باد و به همه مراجع قضایی تبرک عرض نموده و همچنان ادامه بدهید ولی تا کی ….حسین هم خونش ریخت ولی به ناحق….امروز کربلا در ایران هست و قتلگاه آن هم دانشگاه


  • ۲۷م دی ۱۳۸۶ - استاد دانشگاه :

    این خبر تلخ و نگران کننده است از اینکه تعداد بازداشتی ها زیاد شده و امکان تعقیب احوالات هر کدام برای افکار عمومی نیست….. احساس مظلومیت شدید - احساس فرود سهمگین ناجوانمردی -احساس ظهور قانون جنگل- …… روزنه های خبرگیری بیشتر بسته است اما نباید آنان را راحت گذاشت . موضوع مظلومیت کردها نیست …. که این خبر فرگیر نمی شود. موضوع افزایش تعداد این نمونه های ددمنشانه است. حال شکنجه شدید با عوارض دراز مدت یا مرگی مظلومانه …. آستانه درد اجتماعی و ناامیدی وحشتناک است


  • ۲۷م دی ۱۳۸۶ - هیمن :

    از ماست که بر ماست
    به نظر من این مردم تو این ۳۰ ساله که انقلاب شده ظرفیتشون خیلی رفته بالا از نظر قبول بدبختی و ظلم .همین مونده آقایون آیت اللهی و برادران جان بر کف ولایت بیان تو خونه هامون و به ناموس و شرفمون هم تجاوز کننند و مردم غیور و فهیم ایران هم که قوربونشون برم همچنان دارای صبر ایوب هستند و تحمل می کنند، هیچی نگند.
    واقعا این جنایت در حق ملت کرد نابخشودنی هست. مسئولان مملکت
    بدانند که ملت غیور کرد دیگر این همه ظلم را قبول نخواهد کرد و با حضور اعتراضی نسبت به این اقدام مغایر حقوق بشریت و انسانی انزجار خود را نسبت به حکومت ملایان نشان خواهد داد.
    پاینده باد کورد و کوردستان


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - آرش :

    خون این دانشجوی قهرمان بزودی گریبانگیر قاتلین جنایتکارش خواهد شد و انها و آمرین آنان تاوان سختی را خواهند پرداخت.


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - pezhman :

    vaaay…vay bar in mellat va vay bar kesani ke fekr mikonand ke roooz hesabi baraye in karhaye nangineshaan nist,,khodayash biamorzad,va bar mast ke nagozarim khoone in azize irarni paymamal shavad, va rahash be bi rahe ravad


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - مجید :

    باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد
    که مادران داغدار زیباترین قرزندان
    آفتاب و آتش
    هنوزاز………….


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - فرخنده :

    هر چیزی که بنویسیم در مقابل این فاجعه هیچ است .تا کی تحمل؟اصلا چرا تحمل ؟ تا کی یکی یکی کشته شویم ؟تنها راه با هم به پا خاستن است.اخر چرا دانشجویان باید تنها بمانند؟پس بقیه مردم کجا هستند؟


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - مرد :

    روحش شاد
    قاتلینش نا شاد


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - پژواک :

    وای بر تو
    وای بر من
    وای بر ما
    بسه دیگه من نمیدانم انسانیت کجا رفته
    به خدا با حیوانات هم این جوری رفتار نمیکنند


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - ونوس :

    آیا واقعا نمی توان کاری کرد؟!
    یا ما نمی خواهیم کاری برای نجات خود انجام دهیم؟!
    ای کاش کمی انسان پیدا می شد…
    فقط کمی…


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - آرش :

    شما که نمی دانید جرم او چه بوده است بیخود دلسوزی نکنید.


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - از کردستان :

    نباید سکوت کرد.بس است دیگر!!!!
    دوستان غیر کرد ترجمه ی این ۲ بیتی که روی آگهی ترحیم شهید ابراهیم و در بالا نوشته شده این است:
    برایم اشک غم نریزید چونکه خون آلود شده جسمم
    یک شهید بی گناهم چه کنم که جوان مرگ شدم!!!!


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - هیچ :

    باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد
    که مادران سیاه پوش
    داغداران زیبا ترین فرزندان آب و خاک
    هنوز از سجاده ها سر بر نداشته اند

    خبر خیلی بدی بود.این نشون میده که توحش اینها با سال های سیاه دهه ی ۶۰ هیچ فرقی نکردند.


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - لادن :

    مرگ بر دیکتاتور.
    استبداد در هر لباس محکوم است.


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - سامان :

    راستش را بخواهید نمیدنم در این باره باید چه گفت،سکوت تنها بازتولید فضا است و اعتراض نیز حمایت و همراهی مهخوهد.به عنوان یک دانشجوی کورد و ساکن در سنندج می گویم: نبتید انتظار خاصی از دانشجویان دانشگاه های کوردستان داشت، چرا که همواره بی پناه تر از ملت کورد بوده اند. مصداق این حرف بنده را می توانید در عملکرد دفتر تحکیم نسبت به بازداشت دانشجویان کورد در ۱۶ آذر امسال ببینید.فقط به ذکر اسامی ایشان در یک بیانیه اکتفا نموده و در هیچ مصاحبه و بیانیه ی دیگری از ایشان نام نبردند. در حالی که همه ما به خوبی میدانیم که یکی از ستون های اصلی جنبش دانشجویی در چند سال اخیر همین دانشجویان کورد بوده اند.اما در هر حال باید بگویم که کوردستان این جفای دوگانه را نخواهد پذیرفت.


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - رضا :

    خطاب به دوست عزیز آرش:
    آرش جان گناهش آن بود که نمی خواست عده ای با خوی دیکتاتوری و فاشیستی همچون تو برایش تصمیم زندگی بگیرند.


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - جبار :

    زنده باد آزادی


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - مهرداد :

    آرش :
    شما که نمی دانید جرم او چه بوده است بیخود دلسوزی نکنید.

    آقای آرش جرمش هرچی بوده آدم نکشته که بکشندش. مسئول رسیدگی به جرم هم دادگاه است تو زندان زیر شکنجه هرکسی کشته شود مظلوم است. حتا خود احمدی نزاد.


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - حسین :

    Dar ajabam,mellati ke zire shalagh o zolm zendegi mikonand bar Hosseini migeryand ke azadane zist. “ALi shariati”


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - انجمن دانشجویان آزادی خواه :

    چهره واقعی ”مهرورزی“ نمایان شد

    با کمال تأسف دریافتیم که یک دانشجوی بیگناه کرد به نام ابراهیم لطف الهی زیر بازجویی به شهادت رسید.
    ضمن محکوم کردن این فاجعه، اعلام میکنیم ”مرگ دانشجو“ افتخار اوست و شعار دانشجو ”می میرد ذلت نمی پذیرد“ تنها یک شعار نیست بلکه یک رسم است که همواره با خون دانشجو آذین شده است.

    ” زنده باد آزادی ”
    برافراشته باد پرچم جنبش دانشجویی
    انجمن دانشجویان آزادیخواه
    ۲۷ دی ۱۳۸۶


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - جنبش زنان کرد :

    همیشه ما را به ناسیونالیست و تجزیه طلب متهم کردند!!!!!!!!! تا بهانهیی باشد. برای هر نوع جنایتی در کردستان و سکوت مجامع حقوق بشر و سایر فعالان حقوق بشر و مدنی. آقای امیری سالهاست در کردستان جنایت میکند و کسی نیست که بگوید بالای چشمش ابروست آن هم در این مملکت بی قانون .تا کی سکوت ؟ تا کی جوانان کرد باید قوربانی خصومت های شخصی شوند ؟ امروز زندانهای کردستان جای مادران کرد هم شده . مادر یاسر گلی نیز دربند است


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - مهدیاز شیراز :

    زنده باد آزادی

    مرگ بر دیکتاتور


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - پوریا :

    تعجب میکنم از مردمی که خود زیر بار ظلم و ستم زندگی میکنند اما بر حسین میگریند که ازاد زیست .دکتر شریعتی
    شهادتت مبارک برادر امیدوارم با ستارگان ازادی در ان جهان باشی و مارا فراموش نکنیی
    یا حق


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - رها :

    اونوقت این مرتیکه ازغدی اومده میگه کشتن گالیله لکه ننگیه در تاریخ کلسا / دین ما دین زنده و عدالت طلبیه/ آخه مرتیکه چشمای کورت رو باز کن و ببین چه بر سر ملت آوردین مدعیان دروغین بشریت


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - فیرشاد :

    خه په روتی ای مرده م کردی ستان


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - Kiana :

    Cheghadr narahat shodam…roohash shad…dorood ba hameye shoma daneshjooyan dar Iran…ma ham ba shoma dar in vare donya ham seda hasteem…Arash jan first of all there are rules and laws that need to be followed when someone is arrested, no one should be tortured for anything…that is the first rule of humanity…everone is innocent until proven guilty in a court of law…I’ m not talking about sham courts either


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - Dalahoo :

    Zende baad Azadi


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - ali :

    خبر وحشتناکی است.نمی دونم چی بگم.ولی دیگه باید یک کاری کرد.این طوری نمی شه دست رو دست گذاشت.
    آقا یا خانم آرش:کشته شدن یک متهم نه مجرم آن هم زیر شکنجه رو تو چطوری می تونی برای خودت توجیه بیاری.ولی من بهت می گم جرم ابراهیم این بود که می خواست خودش و دوستاش و مردمش آزاد در یک مملکت اسلامی درس بخونه و زندگی کنن.و در این راه حاضر شد جون خودش رو هم بده.درود بر چنین انسانهای آزاده و بزرگ.شک نکن جایگاه ابراهیم از شهدا بیشتر نباشد کمتر نیست.کمی فکر کن.
    خانواده لطف اللهی من از طرف خودم و دوستانم از مشهد مقدس بهتون تسلیت می گم .


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - Farbod :

    به امید آن روز که ایران زمین از چنگال ضحاکان مقدس نما رهایی یابد. “اظهار عجز در برابر ستم پیشه حماقت است. اشک کباب موجب طغیان آتش است”


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - behnam :

    ba dorrod be shoma khoban-zemne ebraze hamdardi-omid be rouzi ke digar shahede in payamha nabashim-be nazare man agar pendare nik-goftare nik va kerdare nik ra dar iran parvaresh bedim shayad dige in noo rejimhaye diktatori bar ma hokomat nakonand.khodavand enteghame in javanan ro az mosabebane anha baz pas girad-bayad matne eterazi ra be tamame keshvarha va sazmanhaye donya dar sarasare donya hata dostane rejime islamiye iran ferestade shavad.
    bayad aghaye ahmadi nejad ra morede soal va bazkhast gharar dad.

    be omide azadi dar iran va tamame gyti


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - مزدک :

    با عرض تسلیت به خانواده محترم شهید ابراهیم لطف اللهی. یادش گرامی باد و رهش پر رهرو.
    این اولین بار نیست و آخرین بار هم نخواهد بود که …. ادعا میکنند “زندانی خودکشی کرد”.

    این جنایت یاد آور شهادت رفیق حمید موسس است که در زندان سنندج درزیرشکنجه های قرون وسطایی … به شهادت رسید. جانیان بی شرم به خانواده حمید هم گفتند که او خودکشی کرد.

    آن فرو ریخته گلهای پریشان در باد
    کز می جام شهادت همه مدهوشآنند
    نامشان زمزمه نیمه شب مستان باد
    تا نگویند که از یاد فراموشانند


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - ایمان :

    آنها که باید بشنوند و ببینند سال هاست که گوش هایشان کر شده و چشم هایشان کور!
    اگر میخواهی ملتی را از هم بپاشانی راهش این است که عده احمق را بر عده دانا برتری دهی !
    حال این احمق ها چه خون ها که نمیریزند
    چه قدر بی رحمیست مگر نه ؟


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - rouzbeh :

    ba dorood be hameyeh farzandaneh in marzo boom.
    vaghean moteasefam barayeh keshvari mesleh iran keh intor dareh javoonasho bekhatereh hicho pooch az dast mideh.ta key bayad in masaelo tahamol kard.ta key bayad did keh javoona intori par par mishan.roohesh shad basheh va baghieh omreh khoonevadash basheh.be gholeh doosteh azizemoon omidvaram keh khoda javabeh in ghasabaneh razl ro be zoodi bedeh keh haminam khahad shod.hich vaght naboodeh rejimeh dictatori keh ta abad baghi bemooneh.behtareh hameh doa konim keh har che zoodtar nasleh in adam koshan az rooyeh in zamin pak besheh.hich vaght vaz be in shekl baghi nemimooneh.


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - هیمن :

    سلام به همه من به شخصه از هیچ کمکی دریغ نمیکنم دوستان ایران به جهنم خاموشی تبدیل شده که هر آن شعله هایش وجود هر کدام از ما را بکیرد من از هر همه خواهش میکنم که هر کس به نوبه خود نفرت خود را نسبت به … اعلام نماید


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - دارا :

    رُولَه روله اَرا کشتنِِدِ؟!

    روله روله ارا جوانمرگت کِردن؟!


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - سهیل :

    با کفر می شود حکومت کرد ولی با ظلم نمی شود.

    اندکی صبر سحر نزدیک است.


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - نسرین-مرتضی :

    گیرم که در باورتان به خاک نشستم
    و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است
    با ریشه چه می کنید
    گیرم که بر سر این بام بنشسته پرنده ای در کمین
    پرواز را علامت ممنوع می زنید
    با جوجه های بنشسته در آشیانه چه می کنید
    گیرم که می زنید
    گیرم که می برید
    گیرم که می کشید
    با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید.
    فقدان این عزیز از دست رفته را به جامعه بیدار و آزادیخواه ایران تسلیت می گوییم
    به امید رهایی پاینده ایران


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - الهام :

    ای داد از این همه بیداد
    خواهم که ز غم شوم آزاد
    از جور و ستم همه فریاد
    چون هستی من شده بر باد…

    با آرزوی صبر برای خانواده اش.
    عجب صبری خدا دارد
    وای بر ما که سرمایه های مملکت مان را با دستان خود ‘ زنده به گور میکنیم…


  • ۲۸م دی ۱۳۸۶ - افیون :

    می دونین بدیه ما چیه؟

    مثل همینجا فقط حرف می زنیم و تو سرو کله ی هم می کوبیم ولی هیچ وقت هیچ کاری انجام نمی دیم!


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - بابک (پلی تکنیک) :

    وای بر سکوت کنندگان …. لعنت بر ارتجاع


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - فرخنده ج :

    آرش برایت واقعا متاسفم با این طرز تفکر ! هیهات که ما کجا ایستاده ایم و به کجا می رویم چینین شتابان . جواب این مادران سیاه پوش را چه کسانی باید بدهند . آخر به کجا باید شکایت برد . به خانواده این جوان برومند تسلیت که نه باید تبریک گفت چرا که چنین فرزندی را در دامن خود ترتبیت کرده بودند ولی متاسفانه چشمان ناپاک تاب دیدن این دلیر مردان راندارد .
    روحت شاد و راهت پایدار


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - اتحادیه دموکراتیک دانشجویان کرد :

    اتحادیه ی دموکراتیک دانشجویان کرد
    دوستان سلام
    روز سه شنبه ساعت ۳ تا ۶ بعد از ظهر در مسجد ادب سنندج-مجلسگرامیداشت و تریبون آزادی برپا خواهد شد.برگزار کننده ی مراسم اتحادیه ی دموکراتیک دانشجویان کرد است.از همه و همه ی عزیزان دعوت می کنیم تا ما را تنها نگذارند و با حضور خود در این مراسم- اعتراض مدنی خود را به قتل ابراهیم ابراز دارند.منتظر حضور و حمایت سبزتان هستیم.


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - شلیر مهابادی :

    برایم اشک غم نریزید که سرخ است ز خون جسمم
    یک شهید بی گناهم که آه جوانمرگ شدم


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - فرزام :

    خیلی دوست داشتم بدونم مفهوم وطن در ذهن ابراهیم و ابراهیمهای دیگه چی بوده ؟


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - mim110 :

    ساواک ! راحت بخواب که براداران روسفید ات کرده اند


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - نان برابری آزادی :

    “چونان کبوتران آزادپروازی که به دست غلامان ذبح می شوند تا سفره اربابان را رنگین سازند”.آه! اگر آزادی سرودی می خواند، کوچک، کوچکتر حتی از گلوگاه یک پرنده……


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - Silence :


    “”لا‌لا لا‌لا دیگه بسه گل لاله
    بهار سرخ امسال مثل هر ساله
    هنوزم تیر و ترکش قلبُ می شناسه
    هنوز شب زیر سربُ چکمه می ناله
    نخواب آروم گل بی خار و بی کینه
    نمی بینی نشسته گوله تو سینه
    آخه بارون که نیست رگبار باروته
    سزای عاشقای خوب ما اینه
    نترس از کوله دشمن گل لادن
    که پوست شیر پوست سرزمین من
    اجاق گرم سرمای شب سنگر
    دلیل تا سپیده رفتن و رفتن

    نخواب آروم گل بادوم نا باور
    گل دل نازک خسته گل پرپر
    نگو باد ولایت پرپرت کرده
    دلاور قد کشیدن رو بگیر از سر
    دوباره قد بکش تا اوج فواره
    نگو این ابر بی بارون می ذاره
    مثل یار دلاور نشکن از دشمن
    ببین سر می شکنه تا وقتی سر داره
    نذاشتن هم صدایی رو بلد باشیم
    نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم
    کتابای سپیدُ دوره می کردیم
    که فکر شب کلاهی از نمد باشیم

    نگو رفت تا هزار آفتاب هزار مهتاب
    نگو کو تا دوباره بپریم از خواب
    بخون با من نترس از گوله دشمن
    بیا بیرون بیا بیرون از این مرداب
    نگو تقوای ما تسلیم و ایثار
    نگو تقدیر ما صد تا گره داره
    به پیغام کلاغای سیاه شک کن
    که شب جز تیرگی چیزی نمیاره

    نخواب وقتی که هم بغض ت به زنجیره
    نخواب وقتی که خون از شب سرازیره
    بخون وقتی که خوندن معصیت داره
    بخون با من بیا تا من نگو دیره
    سکوت شیشه های شب غمی داره
    ولی خشم تو مشت محکمی داره
    عزیز جمعه های عشق و آزادی
    کلاغ پر بازی با تو عالمی داره

    نخواب ای حسرت سفره گل گندم
    نباش تو لابلای قصه سردر گم

    نخواب رو بالش پرهای پروانه
    که فریاد تو رو کم داره این مردم
    لا‌لا لالا دیگه بسه گل لاله”"

    چی میشه گفت…
    ساکت…یکی یکی دارن سرمون رو زیر آب می کنن…


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - نازیلا :

    از ماست که بر ماست!
    تا زمانیکه اکثریت مردم ما خشک مغز هستند و فکر می کنند فقط یک حق تو دنیا وجود داره متاسفانه باید شاهد این فجاهیع باشیم.


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - محمد :

    دوباره می سازمت وطن
    اگرچه با خشت جان خویش
    ستون به سقف تو میزنم
    اگر چه با استخوان خویش
    مرگ بر ظالم


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - ساسان ایرانپور :

    ” ابراهیم ”
    چو شنیدم که ترا مرگ به آزادی داد ؛ ابراهیم !
    گریه ام خود پی گریه ، چه ؛ به گریه افتاد ! ابراهیم !

    نه ز اندوه تو من ، آه ! که من زنده دراین میهنم ورفتی گران،
    که صدایی زگلو میترکد مرگم باد ، ابراهیم !

    تو زکُردی و منم گیل و دگرمرد بلوچ یا ترکی،
    همه از درد همین میهنمان در فریاد ، ابراهیم !
    تو دل بندی شبانگاه ، به زنجیرستم رفتی نهانگاه ، خوشا ،
    که منم با همه ی مردممان تابه پگاه در بیداد، ابراهیم !
    به همان آخ توکه در دل زندان زشکنجه کردی ،
    چه بگویم که تو دانی زهمین دیو پَلشت،
    نشود رفتنمان بی فریاد ، ابراهیم !
    بسر پاک همین میهنمان صد سوگند، مگونه ؛ تو مگو نه!
    که ترا مژده دهیم ازخود آزادی به دی ما، آزاد ، ابراهیم.
    چه بگویم که مرا دانش پنهانگویی هم نیست،
    زمنت مژده که این خانه شود سخت ، بزودی، آباد ،ابراهیم.
    ۲۹ / دی /۱۳۸۶
    ساسان ایرانپور

    به یاد زنده یاد دانشجوی هم میهن کردم ابراهیم لطف اللهی


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - نینا شفیعی :

    جز تاسف کاری نمی توانم بکنم
    خدا بداد مادر وپدرش برسد
    فقط فرزندان من بدانید ظلم هر گز پایدار نیست
    منهم مادری هستم دست وپا بسته ولی کنار شماها حرکت دارم
    وفقط میتوانم گفته های شما را برای دیگران نقل کنم


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - سارا :

    هرروز خبر هائی از این دست تکان دهنده می شنویم. فکر می کنم رژیم حاکم از یک طرف سعی در ایجاد رعب و وحشت در بین مردم و طرف دیگر گرفتار کردن مردم برای تامین زندگی حداقل خود دارد که فرصتی برای فکر کردن نداشته باشند. وقتی به حکم سنگسار اعتراض می شود و بلافاصله حکم های قطع دست و پا و پرتاب از بلندی اضافه می شود. آیا معنی آن به غیر از وحشت زده و خاموش کردن مردم است. در چنین فضائی پلیسی که جوانان عزیزمان و گرانقدرترین هموطنانمان را یکی یکی پرپر می کنند‘ مسلما یکی کردن صدا ها اگرچه کاری بس دشوار است ولی تنها راه نجات است.
    ای کاش شرایطی فراهم شود که اعتراضات دانشجویان ‘ زنان‘ کارگران و معلمین باهم انجام شود تا اینبار به جای مردم تن حاکمان به لرزه بیافتد.


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - مریم :

    .

    وینان
    دل به دریا افکنانند،
    به پای دارنده آتش ها –
    زندگانی
    دوشادوش مرگ
    پیشاپیش مرگ

    هماره زنده از ان سپس که با مرگ
    و همواره بدان نام
    که زیسته بودند،
    که تباهی
    از درگاه بلند خاطره شان
    شرمسار و سرافکنده می گذرد.
    .

    در برابر تندر می ایستند
    خانه را روشن می کنند،
    و می میرند.

    شاملو


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - فعال سیاسی ؛زندانی سیاسی سابق :

    امروز به “باغ” ام رفتم ،
    گریه کردم ، میدانم رفقا بد کردم،اما چه کنم گریه امانم نمیداد…
    انداختم ۲ درخت هلویم را ۴ نهال عطر آگین زردآلویم را …
    و بجای همه “نارنج” کاشتم، شنیدید چه گفتم ، “نارنج”!
    سال بعدانشاءالله برای هر یک، یک بغل “نارنجک” به ارمغان خواهم آورد،
    باغ من وه که چه باغ طرب انگیزی خواهد بود،
    آب اش از “خون جوانان” ،کودش “باروت”…
    ……………………………………………
    درود و افتخار بر خانواده شهید جاویدان “ابراهیم لطفاللهی”،
    و شرم بر “من و ما”اگر بعد از آگاهی مان از “جنایت” ساکت بنشینیم .
    گر بدین سان زیست باید پست ،
    من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را نیاویزم،
    بر فراز کاج خشک کوچه بن بست…


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - رفیق میهن :

    متاسفم… اتفاق دردناکیه که هر روز داره در کشور بیشتر و بیشتر رشد پیدا می کنه…
    الان وظیفه ی ماست و باید و باید و باید پشت دیگر رفقای در بندمان بایستیم…نباید بگذاریم دیگر دانشجویان در بند چه کرد و چه ترک و چه فارس و … به سرنوشت رفیق شهیدمون دچار بشند…
    با خانواده ی این رفیق بزرگوارمون کمال همدردی رو دارم و بهشون دست کم این امیدواری رو می دم که تا آخر همراهشون هستیم و هرگز نخواهیم گذاشت که خون جوانان آزاد کشورمون به هدر بره… دیر یا زود حتی اگر به قیمت خون هممون زورگو بالاخره ساکت خواهد شد.

    زنده باد آزادی
    زنده باد سوسیالیسم
    زنده باد ملت آزاد ایران


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - امیر حسین شیرانیان :

    خانه اش ویران باد هرکه با فرزندان کورش چنین کند.


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - مهدی :

    این ایام یا حسین گویان باید از شنیدن این اخبار بخود بلرزند.
    یا حسین برخیز که یزیدیان زمان بنام دین جدت چه ظلم ها که بر ابراهیم ها و زهرا ها نمی کنند.


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - حمید :

    بسی مایه شرمساری برای……………………..
    حیف از این جوانان وطن…………….
    سحر نزدیک است…………….
    یار دبستانی من با من و همراه منی
    چوب الف بر سرما بغض من و اه منی
    حک شده ……………………………….


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - ناظر :

    سلام
    با عرض تسلیت تاسوعا و عاشورای حسینی
    و به امیددرس گرفتن از شعایر و الگوها و آموزه های این روزهای عزیز.
    در مکتب ما اینطوری است که تا مطمئن نشویم چه کسی طرف رو کشته کسی رو متهم نمی کنیم . در ضمن شما طوری با قطعیت داستان رو روایت می کنید که انگار این طوری بوده اگر این طوری نبود آنوقت چگونه می خواهید جواب بدهید ؟ - قضاوت وقتی رخ می دهد که شما حرف طرفین رو بشنوید ما که فعلا حرف شما رو فقط دیدیم تا ..
    یک نکته من واقعا شما رو تحسین می کنم شما سیا و موصاد رو گذاشتین تو جیبتون این همه اطلاعات که کی کیو کشته و چه کسانی این انسان بازجویی کرده اند و چه شکلی اند . اگر اطلاعات دیگر دارید حتما بنویسید.


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - نسیم-ب :

    من اگر برخیزم ،
    تو اگر برخیزی،
    همه بر می خیزند…
    دوستان عزیز ! بیایید یاد بگیریم غرور انسانی مان را که از ما دزدیده و لگد کوب سم وحشیان شلاق به دست شده دوباره در خود زنده کنیم. یاد بگیریم در برابر ظلم فریاد بکشیم و طغیان کنیم . دوباره دوست داشتن از صمیم قلب را یاد بگیریم و تمرین کنیم ، بطوری که اگر بر همسایه ما ستمی روا شود دیگر هیچ آرام و قرارمان نباشد…بیائید دلسوز هم و پشت و پناه هم باشیم …و بیایید بر خونهای بناحق ریخته شده بشوریم…آیا شایسته ترنیست مانند “ابراهیم” بر پاهای ایستاده بمیریم تا با خفت وخواریوداشتن زانوهای در بغل زندگی مرگ وار کنیم…


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - بابک ثابت :

    اینان قبرستان ها را آباد کرده اند

    شب در سیاهی غالب
    مرغی به جستجو
    حق حق
    مرغی دگر به او
    کو کو
    پایان گفتگوست
    آغاز رو برو ست


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - آزاده :

    پیام خون “حسین؛ سرور آزادگان جهان”قیام بی وقفه و آشتی ناپذیر علیه ظلم و ستم بویژه تحت نام دین وبدست یزیدیان، در هر زمان و مکان،و تا ابد بوده است…
    پس “پیام خون حسین “را لبیک بگوییم و با گذشتن از مال و جاه و جان قدم در راهش بگذاریم و حق خون بناحق ریخته شده او و همه مظلومان راه آزادی و آزادگی،و “ابراهیم”ها را از جباران و یزیدان دورانمان باز ستانیم…


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - امیر حسین :

    شرم بر کسانی به نام امام حسین و درسالگرد سوگواری امام حسین خانوادهای فقیر ومظلوم را سوگوار میکنند .
    خانواده شهید ابراهیم از خانوادهای بسیار فقیر شهر سنندج میباشند


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - انجمن دانشجویان آزادی خواه :

    از حرمله تا هاتفی ….

    آنانکه روزشان را با آلوده کردن اسلام شب میکنند همانانی هستند که مسیح را به صلیب کشیدند و ابوالفضل (ع) رادر صحرای کربلا سر بریدند و به گلوی علی اصغر ۶ماهه تیررذالت رهاکردند…
    جنایتهایی که تاریخ فراموش نکرده وقرنها سینه به سینه نقل شده است ، تا همگان بدانند که همواره در تاریخ بوده اند کسانی که جامه رذالت به تن کرده و سبوعیت ضد انسانی خود را ترویج کرده اند.
    درروزهایی که خودشان به حرمت تعزیت میکنند ،جنایت ازسر وکولشان بالامیرود.
    و باید فی الواقع راه رفت و گفت: امروز وهرروز دراین میهن لحظه عزاست.. (عزا عزاست امروز روز عزاست امروز…)
    یک روز زهرا را میکشند وخانواده ای را عزادارمیکنند و چینن جنایت ننگینی را خودکشی اعلام میکنند .
    وحالا نیز ابراهیم لطف الهی دانشجوی کرد را به حیلتی دیگر به شهادت میرسانند و قبر را با بتون می پوشانند ،وباز میگویند خودش را کشت. ومادر دردمند او را حتی از دیدن جسم بی جان فرزندش محروم میکنند.
    بازجوی کثیفِ ابراهیم، به نام” هاتفی” که به شیوه همه شکنجه گران با نام مستعار، جنایت میکند، چنان این جوان را تحت فشار قرار داده که حتی از نشان دادن جسدش خودداری میکند.
    این همه جنایت برهیچ کس پوشیده نیست . خون جوانان بی گناهی که تنها جرمشان این است که دانشجو هستند.
    خانواده ابراهیم که از حاشیه نشینان سنندج هستند را چنان تهدید کرده اند که مبادا افشای این جنایت دامنشان را بگیرد.
    ولی ای رذالت پیشگان، ای قاتلین انسانیت ، .این گام اول شما نیست،ماشما را همواره مرگ فروش و ظلم زی شناخته ایم پس بدانید که من وما که حتی کرد هم نیستیم ازخون برادرمان ابراهیم نمیگذریم .
    شما که درجنایت هم با نازلترین خصیصه های ضدانسانی، انسانها را دسته بندی میکنید وجنایتهایتان را براساس کرد وفارس وترک تقسیم میکنید ،باید بدانید برای من وما ،سر وته شما جزء یک عده حیوان ضد انسان هیچ چیز نیستید.
    شما که دست وپا قطع میکنید. شما که انسانها را برای عبرت گرفتن بقیه از بلندی پرتاب میکنید. شما که مجرمی را که هنوز جرمش اثبات نشده با پای قطع شده روی برانکارد دار میزنید، شما که زهرای عزیزمان را به جرمهای خودکرده دستگیر میکنید ومیکشید و بعد به او تهمت خودکشی میزنید. شما که برادرمان ابراهیم را که سالهای آخررشته حقوق را میگذراند از فرط دنائت با دلایل مخصوص خودتان دستگیر میکنید ومیکشید، بدون آنکه جسد او را تحویل خانواده اش بدهید.
    آری شما حیواناتی هستید از کفتار بدتر، که تنها با ”مرگ” زندگی میکنید.
    شما آنقدر از همگان میترسید که حتی قبر جوانی را که به قول خودتان خودکشی کرده را ”بتون” میکنید.
    آری شما از اجساد آزدگان و جوانان وهرکس غیر خودتان هم وحشت دارید.
    شما میدانید که جسد های ما هم همواره فریادحق خواهی سر میدهد ، ما را از مرگ هراسی نیست ، چون با شما که خود ” مرگ” هستید میجنگیم .
    آری هرجاکه جوانان وآزادیخواهان حضور داشته باشند روز وحشت ونیستی شماست حتی اگر جسد هایمان باشد.
    مگر شعار یا مرگ یا آزادی در تاریخ ایران با خون آبیاری نشده؟ پس بدانید که مارا از مرگ هراسی نیست .
    بترسید از سیل خونهای ما که چنان لایروبی تان کنیم ، که در” هستی ”اثری ازشما باقی نماند.
    واما یک سخن کوتاه به خانواده ابراهیم
    ، اندوهگین مباش ،اندوهگین مباش ، انتقام خونش را گرفته خواهد شد.
    یک پیام هم به یاران دبستانی :
    آیا باوردارید که حاکمان به خون همه ما تشنه اند؟؟؟
    صبا صبحی ـ یوم تاسوعا ـتهران


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - fariba :

    bisyar khbare dardnaki bood va ba khanevadeye mohtaramesh hamdardi mikonam.vaghan jaye basi taasoof ast ke jenayatkaran hakem hastand .be omideroozi ke irane man azdaste ghaseban va jenayatkaran azad gardad.


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - قاصدک :

    حکایتی عجب است این! ندیده‌ای که چه‌سان
    به تیغ ِ کینه فکندند ِمان به کوی و گذر؟

    چراغ ِ علم ندیدی به هر کجا کُشتند
    زدند آتش هر جا به نامه و دفتر؟
    زمین ز خون ِ رفیقان ِ من خضاب گرفت
    چنین به سردی در سرخی‌ ِ شفق منگر!

    یکی به دفتر ِ مشرق ببین پدر، که نبشت
    به هر صحیفه سرودی ز فتح ِ تازه‌بشر!

    برادر بی قرار


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - شراره :

    واقعا ما هیچ غلطی نمی کنیم و جمهوری اسلامی هر روز یک نفر رو یه جای ایران می کشه …راحتتر از آب خوردن براشون …خجالت آوره .


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - قسم به خون پاک" ابراهیم " :

    بر سرو قامت استوارت که بر خاک مظلوم سرزمینم آرمیده است،
    بر خون پاک عاصی ات که به عطر گل های سرخ لاله تاریخ است،
    بر جوانی پرپر شده ات که بالبخند تحقیر در برابر سبعیت جلادان “مرگ با افتخار ” را برای ابد بر گزیده است…
    عزیز دلبندم !بر تو و بر رشادت تو ،و همه خوبی هایت هرگز نخواهم گریست…
    از قطره های اشکهایم زنجیری میسازم،به سختی هر چه سخت …
    زنجیر عشق به تو و عشق به مردم سرکوب شده سرزمینم ، و کینه و نفرت از قاتلین تو و یارانت ،و کودکان آواره شهر و دیارم…
    با این زنجیر تنیده از عشق و کینه و نفرت چنان بر پیکر آلوده و متعفن جنایت پیشگان حاکم می کوبم که هر ذره از استخوان گندیده شان همبستر تابوت های همه دیکتاتوران بگور رفته تاریخ شود…


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - دکتر شریعتی :

    در شگفتم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند، و بر حسین میگریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد.

    شرم باد بر ما که:
    بر مردگان خویش نظر می افکنیم با طرح خنده ای
    و نوبت خویش را انتظار می کشیم
    بی هیچ خنده ای.


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - محمد :

    …………………………..
    در قفل در کلیدی چرخید
    لرزید بر لبانش لب خندی
    چون رقص آب بر سقف
    از انعکاس تابش خورشید

    در قفل در کلیدی چرخید!……..


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - تارا نیازی :

    هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا , آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند…..


  • ۲۹م دی ۱۳۸۶ - پیرنیا :

    ابراهیم! یار دبستانی! هیچگاه از یادها نخواهی رفت! در قلبها خواهی ماند!


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - omid :

    Condolences. It is not the first sacrifice of Kurdistan and will not be the last.
    Let’s never forget we are allies who share common values of freedom, democracy, and rule of law. In promoting our values we have enemies, they are so cruel and do not differentiate between Kurd , Fars , Turk , and other ethnics of our country , so it is for all of us to support each other in fighting against such a barbarian regime and trying to liberate Iran .


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - عراز :

    گویند سنگ لعل شوددر مقام صبر اری شود ولیک به خون جگر شود. ای مادر عزیز چه بگویم که بر اکبر وزهرای عزیزم نیز رفت.ای خواب مردگان تاریخ امروز ابراهیم ها در یابید که فردا خیلی دیر است


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - سام :

    این رشته سر دراز دارد ومثل اینکه حالاحالاها باید دانشگاه قربانی بدهد……… پریروز اکبرمحمدی ، دیروز زهرابنی یعقوب و امروز ابراهیم لطف اللهی ……. شرمتان باد


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - کورد ازاد :

    ننگ بر رژیمی باد که از جوانی دانشجو می ترسد
    حکومت ایران مثل دوران فرعون شده
    کم کم از جنین خفته در شکم مادر هم می ترسند!
    ولی عاقبت رسد موسی و طاغوت شما را برخواهد چید!


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - شاهین :

    حرکــت

    حرکت از این بیش شتابان کنیم ولوله در ولوله باران کنیم

    جنگل و شهر و ده و کوه و کــمــر از نفس خویش شکوفان کنیم

    دانــۀ هــر گـل کـه تـو پـرپـر کـنـی باز بکاریم و دو چندان کنیم

    پای بکوبیم و برآریـــــم دســـــت خنده زنان ترک سر و جان کنیم

    روشن از ایمان به طلوعی قریب چوبۀ اعدام چراغان کنیم

    دل چو به پیمان خدا داده ایــــــم سر گرو حرمت پیمان کنیم

    تـا تو بدانی که چه ما می کنیـم هر چه تو گفتی نکنید آن کنیم

    آتش پنهان درون، را بـــــــــــــرون از دل خاکستر ایـــــــــــــران کنیم

    شعله بگیریم از این آتـــــــــش و مشعل تاریخ فروزان کنیم

    باز بسازیم بنایی دگـــــــــــــــــر ساخته یی هر چه تو ویران کنیم

    خواب و خیال خوشت آشفته ایم بیش از این نیز پریشان کنیم

    می شنوی؟ این طپش طبل ماست باش و ببین تا که چه طوفان کنیم

    حرکت از این بیش شتابان کنیم ولوله در ولوله باران کنیم


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - زانيار :

    فکر کنم که می خواهند رکورد بزنند در دانشجو کشتن
    به همه دانشجوها و آزادی خواهان تسلیت می گم روحش شاد


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - آزاده :

    کاشکی یادمان نرود….


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - دانشجو :

    یزید آسوده بخواب این مستبدان بیدارند!!!

    مرگ بر استبداد
    نفرین بر یزیدیان زمان…


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - رزا :

    متاسفم
    تنها چیزی که می تونم بگم


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - آزاد اندیش دربند :

    الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم
    در این روزهای شهادت سرور و سالار آزادگان جهان امام حسین (ع) داریم می بینیم که به نام دین پیامبر رحمت چه می کنند.
    شرمتان باد که ظلم و جنایت را به سرحد خود رسانده اید. شما را با یزیدیان چه تفاوت است ای بی شرمان پر مدعا؟


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - تعدادی از کارکنان پتروشیمی درماهشهر :

    این جنایت هولناک را کارگران ومبارزین بدون پاسخ نخواهندگذاشت . مقاومت شجاعانه این جوان دانشجو موجب خشم وعصبانیت بازجویان وزارت اطلاعات شده است.
    گسترش مبارزات در تمام سطوح جامعه کمترین اثر این جنایت شنیع خواهد بود.


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - سام :

    aval khak to sare khodemon bokonam ke daran ba hamoon mesle sag raftar mikonan onvaght maham sedamoon dar nemiad……… ta on moghei ke khodemoon nakhaim oza hamin joorie.. vali yademoon bashe ke nafare badi momken saam ya har kase dige bashe.


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - منتقد معمولی :

    حسین حسین شعار ماست / شهادت افتخار ماست
    —————————————————————————-


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - 1دانشجو :

    چقدر ظلم؟
    چقدر کشت و کشتار؟
    یعنی ما دانشجو ها انقدر واسه این نظام خطرناکیم…
    تنها می تونم بگم متاسفم و این تاسف من هم دردی از کسی دوا نمی کنه…


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - از کرمان :

    ترس از آگاهی! آری ترس از آگاهی ملت است که اینان را وادار می کند تا برای بقا سلطنت نامشروع خود دست به جنایت بر علیه دانشجویان بزنند. طی دو سال و نیم گذشته آن چیزی که از جلادان دولت نهم بر دانشگاه بر جا مانده صدها حکم کمیته انضباطی و اخراج ده ها دانشجوی ستاره دار ده ها دانشجوی بازداشتی چندین انجمن تعلیقی (از جمله کرمان) و البته قتل و آدم کشی. دانشجوی سبزواری اولینش نیست و دکتر زهرا بنی یعقوی و ابراهیم لطف اللهی نیز آخرینش نخواهند بود. زنده باد دانشگاه زنده باد آزادی و مرگ بر دیکتاتور


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - شادی :

    وای بر حال کسانی که در خیال باطل خود چنین اتفاقاتی را ژنهان کرده اند. وای بر حال کسانی که ” حقیقت را بنهان میکنند و نمیدانند که حقیقت بنهان شدنی نیست “


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - درود بر "ابراهیم" :

    می کشم، می کشم آن که برادرم کشت…


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - پیروزی از آن ماست :

    یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ یا او ســــر ما به دار ســــــازد آونـگ
    القصـــه در این زمانه پر نیــــــرنگ یک کشته به از هزارها زنده به ننگ


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - اقبال :

    یاد رزمنده جنبش دانشجویی ایران گرامی و راهش پر رهرو باد !


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - علی :

    اصلا اعتماد به این خبر نیست! چون دروغ زیا شنیدیم از این آدما!


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - کردوان: :

    شما ها فقط حرف می زنید! چه می فهمید در ایران کرد بودن و کرد زیستن چه درد عظیمی است!!؟
    اگر فقط یک بار در نهایت تعجب در میان چند رقیب منگول و استثنایی! فقط به عنوان نژادت شکست خوردی آنوقت می فهمی “تبعیض” یعنی چه!
    حادثه سوم اسفند هنوز در خاطره کرد حک شده نه از آنجهت که ۱۰۰۰ نفر نجات اللهی شهید دادیم بلکه از آنجهت که کرد در آتش می سوخت در استان همسایه (کرمانشاه غیور!) ملت در عروسی و عیش و نوش کامل به سر می بردند! چه برسد به تمام ایران، جهان!!

    سوختیم، می سوزیم و خواهیم سوخت…
    بله دوست هموطن، شما از دور دستی بر این آتش بگیرید که مبادا یخ کنید!!!!


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - سلیمان بایزیدی- روزنامه نگار :

    مطمئنا دشمنان ازادی نمی توانند جنبش دانشجویی را سرکوب کنند.مردم ایران باید به یاری دانشجویان شتافته و در یک جبهه. متحد و منسجم بر علیه بربران به پا خیزند.


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - لیلا تیفوری- مترجم و داستان نویس :

    من به عنوان یک هنرمند این عمل غیر انسانی را محکوم و خواهان محاکمه عوامل ان هستم.


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - امیر حسین :

    این متن را به نسل بیدار تقدیم میکنم
    ازمسئولین سایت خواهشمندم این متن را منعکس نمایند.
    اینجانب از همکلاسان دوره دبیرستان ابراهیم بودم و بعضی وقتها هم او را می دیدم و تا حدودی ازشخصیت و منش او اطلاع داشتم.
    آنها از قشر فقیر و کم درامدند اما زحمتکش هستند. والدین او بی سوا و ساده اما سرشار از محبت و بی ریایی هستند. وبه فرزندشان که توانسته بود با این سختی ها کنار بیاید وبه موفقیت برسد بسیار افتخار میکردند.
    ابراهیم بسیار ضعیف الجثه و لاغر و نحیف بود. یادم میاد در اواخر دبیرستان دبیر زبانی داشتیم که در قالب شوخی به ابراهیم لقب مولکول می داد.کسانی که با او همکلاس بودند این موضوع را بیاد می اورند.
    نمیدانم ولی شاید ابراهیم زیاد هم زجر نکشیده باشد.ای کاش شکنجه گرانش ملاحظه پیکر نحیف و ضعیفش را میکردند و میدانستند که برای نابودی اوقدرت زیادی لازم ندارند.
    آری مولکول کوچک آن روزها امروز از بسیارانی بزرگتر و والاتر است.ستاره ای نورانیست که در آسمان آزاد نورافشانی میکند.ما را می بیند و مثل همیشه لبخند میزند.لبخندی به بلندای یک عمر کوتاه و پر از سختی.
    او عاشق همه جای ایران بود هر چند اوضاع مالی امسال ما اقشار کم درامد به او اجازه نداده بود مسافرت کند و جاهای مختلف ایران را ببیند.
    شاید اگر می توانست چیزی بگوید همه را از گریه و غصه منع می کرد.
    نگاهش بسیار معصوم و کودکانه بود.همیشه لبخند بر لب داشت.هنوز هم دارد تا ابد تا همیشه.
    پیکرش نحیف بود اما روحش آنقدر بزرگ بود که در جسم مادی اش جا نمیشد.
    با آنکه تهی دست بود اما طبعی بسیار والا و بی نیاز داشت.هرگز انسانها را با مادیات نمی سنجید.همه برای او مثل هم بودند.هرندیدم با کسی بد باشد یا کسی از او گله ای داشته باشد.همه را دوست داشت وهمگان برای او احترام می گذاشتند.
    به عقیده من او نیازی به دعا و طلب آمرزش ندارد.ما بشتر نیازمندیم تا او.
    او آمرزیده به دنیا آمد پاک و بی آلایش و بسیار کوتاه زیست و آمرزیده از این دنیا رفت.
    به شما می گویم ناراحت نباشید اما خود اکنون که اینها را مینویسم یارای پاک کردن اشکهایم را ندارم.
    چه غریبانه نیمه شب در سیاهی و ظلمات آدم نما ها پیکر بی جانش را همجون دزدان قافله پنهانی به سینه سرد گور سپردندو بر رویش به جای خاک ( از ترس اینکه مبادا حتی دیدن جسم بی جانشحدیث مفصل را شرح دهد ) سیمان و بتن ریختند.وچه غافلند که نسل بیدار شب و روز نمی شناسد و همیشه بیدارستو هوشیار.
    در اینجا باید بگویم تا جایکه او را می شناختم به اشعار آقای شهیار قنبری علاقه داشت.از اشعار مورد علاقه اش تا اندازه ای که به خاطر دارم میتوانم اشاره کنم به (دو پنجره- دو ماهی- نجاتم بده- ستاره آی ستاره- یه مرد بود- نسل ما )
    این شعررا برایتان مینویسم که شاید امروز معنی زیباتری از دیروز داشته باشد
    ستاره آی ستاره خبر سازی دوباره
    هنوزم ناز اشکات سر وته نواره
    هنوز درد دو ماهی شفای این دیاره
    ببین شیرین از این زمین بیزاره
    تن فرهاد سنگ مزار نداره
    آخه گوش کن ستاره آی ستاره
    دل عاشق خریداری نداره
    من و تو باید از آرش قصه یاد بگیریم
    واسه زنده شدن تنها باید با هم بمیریم
    بیا هندوی این در هم شکسته معبدم باش
    تمام لحظه رو بشناس اگر چه دیر دیریم
    هنوزم گرگ قصه به دنبال شکاره
    هنوز عصر های جمعه چه بارونی می باره
    هنوز قاصدک خوب خبر بد میاره
    ببین شیرین از این زمین بیزاره
    تن فرهاد سنگ مزار نداره
    آخه گوش کن ستاره آی ستاره
    دل عاشق خریداری نداره

    در آخر خطاب به روح بزرگش میگویم
    چه زود پیکر نحیفت را به هیچکسان تسلیم کردی و پرنده وار از این قفس تنگ پریدی.
    ابراهیم. عزیز رفته شاد باش و شاد زی


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - یک بهایی :

    دکتر شریعتی: حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود، اما افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند، و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند…
    نه بعنوان اینکه تو کردی و او فارس نه به عنوان اینکه تو مسلمانی و من بهایی بلکه بخاطر آنکه ما انسانیم… و انسانیت ریشه ای دیرین تر از این حرفا در ما دارد که هم نوع خود را بدریم و خون یکدیگر را به رسم انسانیت بریزیم و به خود بگوییم ما انسانیم…
    سلیت می گویم مرگ انسانیت را تسلیت می گویم مرگ هم دردی و هم نوع دوستی را…


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - الهام :

    ای داد از این همه بیداد…


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - نینا :

    ز دهقان و از ترک وز تازیان
    نژادی پدید آید اندر میان

    نه دهقان،نه ترک و نه تازی بود
    سخن ها به کردار بازی بود

    زیان کسان از پی سود خویش
    بجویند دین و اندر آیند پیش

    بریزند خون از پی خواسته
    شود روزگار بد آراسته

    با این ابیات از فردوسی خردمند به همراه هم آرزو می کنیم که شاید این دوستانی که زندگی از دست می دهند ، بتوانند با خون خود بنیان هدف زندگی را بار دیگر در اذهان آدمیان فراموشکار زنده کنند. باری زندگی جز به مهر و آزادی فرجامی خوش نخواهد داشت.حال ای خفتگان روزی فرزندان شما نمی توانند روی از زمین بلند کنند.گیرم که می زنید ، گیرم که می کشید ، با غنچه های نو شکفته چه می کنید…


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - هیوا :

    زنده باد مردم کرد، زنده باد آزادی


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - پوپک نوید :

    امضای من، یعنی نشان دادن بهت و نفرتم از آدم کشی.


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - مهدی :

    ابراهیم ما ایرانی ها نمیگذاریم خونت پایمال بشه .


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - مونا :

    هر چند یکی از پویندگان روشنایی را از دست داده ایم ,اما همچنان راه روشن باقیست


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - ghasem :

    سلام ودرود بر روان پاکش وای بر ما که سکوت کردیم آیا کسانی با انجام چنین کار های چهره اسلام را خشن به دنیا نشان میدهند دستی دستی جوانان مارا از هرچه اسلام است بری میکنند وآز آزادی وآزادترین کشور دنیاییم؟؟!! آخه مگر اون جوان چه گفته؟ چه خواسته ؟ که باید بمیره این کشور مال اون نیست؟ خدایا تو نجاتمان بده


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - سعید :

    من به هیچ کس تسلیت نمیگم به خودم تسلیت میگم که زندم ولی مرده به خود میگم …. …. و به همه میگم که سکوت راه خود کشی است . نه راه نجات . من مردم نه تو .


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - نامت پر افتخار و راهت پر رهرو باد :

    بگذار هر چقدر میخواهندستارگان بخت مارا به زمین بکشند.ولی ما باز هم آسمان راغرق ستاره ها خواهیم کرد….بیچاره شب پرستان،تیغ بکف ،هلهله زن با سلاله خورشید و با نسل ایمان چه خواهند کرد؟
    گو هر چه میخواهنددر پیچ و خم جاده های تاریک به کمین خورشید بنشینندتا اسیرش سازند،بکشانندش،و در لجه خون اندازند.ولی خورشید در اسارت هم خورشید است ،و از شهادت هر خورشیدهزاران ستاره بر خواهد خواست،جنگلی رویان از ستاره ها…پس چه کسی و کدام قدرت خواهد توانست ما را بخشکاندو بسوزاند؟وای بر آنها اگر میدانستند در کمینگاه بزرگ تاریخ چه خورشیدهائی در شرف انفجار و تولداند…


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - علیرضا افشاری :

    به خانواده‌ی لطف‌اللهی, هم‌میهنان کرد و همه‌ی آزادی‌خواهان ایران تسلیت می‌گویم. مرا هم در غم خود شریک بدانید.


  • ۳۰م دی ۱۳۸۶ - حقیقت :

    اخه شما که هیچ کدومتون ندیدید چطور نظر میدید شما که همتون مدعی ـگاهی هسنید هیچ کدوم از نزدیک یک همچین چیزی دیدید اخه هر کی هر چی میگه که حقیقت نیست من خودم از این ملت شایعه هایی دیدم که نگو “یکی بود همه میگفتن دیشب مرده ولی اطلاعاتیا لو نمیدن ختم هم گرهتن بعد چند روز پسره از بیمارستان تهران سر و کلش پیدا شد چند تا دزد پولاش و زده بودن پرتش کرده بودن بیابون” تحقیق کنید بع قبول کنید


  • ۱م بهمن ۱۳۸۶ - امین :

    اقای احمدی نژاد دست درد نکنه واقعا دمت گرم گل کاشتی بابا
    اصلا رکورد زدی تو این مسائل


  • ۱م بهمن ۱۳۸۶ - سحر :

    من واقعا متاسفم.هر روز یک گلی در زندان ها پر پر می شود و همه در سکوت فقط نگاه می کنند.


  • ۱م بهمن ۱۳۸۶ - شقایق :

    من از کجا می آیم
    که اینچنین به بوی شب آغشته ام ؟
    هنوز خاک مزارش تازه ست
    مزار آن دو دست سبز جوان را می گویم…
    درگذشت تاثر انگیز ابراهیم لطف اللهی ف بر جامعه ی ایران تسلیت باد


  • ۱م بهمن ۱۳۸۶ - Silence :

    در خانه نشسته،می کنیم خیرات
    من و تو را شرم باد
    در سوگ حسین می زنیم فریاد
    من و تو را شرم باد
    سرزمین کربلا امروز اینجاست
    من و تو را شرم باد
    یزید امروز، در کالبد تقواست
    من و تو را شرم باد
    شمر زلجوشن در جایگه قضاست
    من و تو را شرم باد
    ظلم می کند بیداد بیداد
    من و تو را شرم باد
    آزادی واژه ای بس بی مسماست
    من و تو را شرم باد
    حکومت جمهوری چه بی معناست
    من و تو را شرم باد
    در سکوت می کنندمان زیر خاک
    من و تو را شرم باد
    آزاده کشی اینجا به پاست
    من و تو را شرم باد
    خون و خون ریزی آشکارا و در خفاست
    من و تو را شرم باد
    حکم قاضی حکم خداست
    من تو را شرم باد
    نمازشان از بهر ریاست
    قرآنشان بر سر نیزه هاست
    حکم خون های بی ریاست
    من و تو را شرم باد
    چه ساکت نشسسته ایم هیهات
    من و تو را شرم باد
    صبرمان نزدیک انتهاست
    من و تو را شرم باد

    انسان آزاده بی پرواست
    خون هزار آزاده امروز زیر پاست
    هر ایرانی و آزاده را شرم باد…


  • ۱م بهمن ۱۳۸۶ - شاهو :

    امروز پس از چند هفته برای اولین بار در غیاب پارازیت ها توانستم برنامه ی خبرها و نظرهای صدای آمریکا را ببینم حتما می توانید حدس بزنید در انتظار شنیدن چه خبری بودم اما ای کاش در کنار خبر پنج دقیقه ای در مورد سالگرد قتل روزنامه نگار ترک ارمنی تبار در ترکیه اشاره ای به این آخرین شهید دانشجوی راه آزادی می شد .
    در حال حاضر ده دانشجوی کرد البته به جز ابراهیم در زندان به سر می برند که یکی از آنها از دو روز پیش به لطف بیهوشی درد و رنج کمتری را از بقیه تجربه کرده است.
    وقتی آقایان مخالفین فقط زمانی از کرد و کردستان یاد می کند که بحث تمامیت ارضی مطرح می شود دیگر کی جای تعجب است اگربشنویم از بین دانشجویانی که روز دانشجو دستگیر می شوند فقط چهار دانشجوی کرد هنوز در بند هستند.
    وقتی دو جرم کرد بودن و سنی بودن را با هر اتهام دیگری جمع بزنند دیگر خلخالی ها پس از صدور حکم اعدام برای دختر بچه ی سیزده ساله و یا کشتن یک دانشجو زیر شکنجه احساس پشیمانی نخواهند کرد
    همه ی اینها زمانی دردناکتر می شود که این اخبار از طرف رسانه های مخالف هم نادیده گرفته شوند، نمی دانم اگرزنده یاد اکبر محمدی هم کرد می بود با خبر مرگ او هم چنیین برخورد می شد ؟
    برای رهایی ایرانمان شاید باید ابتدا خود را از خود رها کنیم و دلیل همدردی و پشتیبانی از یکدیگر را ابتدا انسان بودن و پس از آن ایرانی بودن قرار دهیم.
    به امید روزی که دیگر هیچ جنازه ای بدون نماز مییت به خاک سپرده نشود


  • ۱م بهمن ۱۳۸۶ - دانشجوی متفکر :

    ای دانشجویان. ای همراهان
    بدانید و آگاه باشید که این حکومت به زبان بی زبانی خودش دارد با ما حرف می زند!
    به من. به تو. به ما و به همه می گوید که دانشجویان می توانند حکومت را از بین ببرند!
    این حکومت می گوید که ما از هیچ ابر قدرتی نمی ترسیم!
    این حکومت می گوید که ما از آمریکا و اسراییل هم نمی ترسیم!
    پس چطور است که از یک دانشجوی مبارز می ترسید؟؟؟؟؟؟؟؟
    ای هموطنان بیدار شید!


  • ۱م بهمن ۱۳۸۶ - امیر از امریکا :

    من از طرف همه ی ایرانی های امریکا این غم بزرگ را تسلیت میگویم.
    ابراهیم جان ای همشهری کرد عزیزم روحت شاد و راهت ادامه باد.
    من دانشجوی فوق لیسانس در دانشگاه امریکا هستم. من کرد و اهل سنندج هستم و به این همشهری دلیر و با شجاع افتخار می کنم.
    ای مردم ایران زمین ماها یادمان باشد که از نژاد کوروش کبیر هستیم.
    الهی معجزه ای کن ما هم به واقعیت برسیم.
    خدایا ما فقط تو را داریم نزار این به این مردم پاک و با شرف ظلم بشه.
    آخه تا کی ظلم.
    ما دل شکستگانیم ………..


  • ۱م بهمن ۱۳۸۶ - فاطمه :

    آن قصر که جمشید در او جام گرفت
    آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
    بهرام که گور می گرفتی همه عمر
    دیده که چگونه گور بهرام گرفت؟!


  • ۱م بهمن ۱۳۸۶ - مهسا :

    واقعا مایه تاسفه برای ملتی که این همه دم از امنیت میز نند/؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من این حادثه تلخ را به تمام دانشجویان تسلیت عرض می کنم


  • ۱م بهمن ۱۳۸۶ - اکرم :

    خیلی بی شرمانه است که جان یک آدم را برای آزاد فکر کردن دوست داشتن اینکه آزاد زندگی کند ، بگیرند نمی داند به کجا می خواهیم برسیم فقط از اونی که همه ما به اون تکیه می کنیم مسلمان ، کافر خواهانم که زودتر فرج حضرت را برما رساند که دیگر طاقت به آخر پیمانه رسیده .خداوند زیبایی ها پدر و مادر ابراهیم رو همانند کوه مقاوم کند که سر سکوت در مقابل آنانی که خون جوان را ناجوانمردانه ریختند فرود نیاورند . دوست دارم اشک بریزم برای کسانی که حتی اسمشان را هم تاکنون نشنیده ام .پدر و مادر ابراهیم


  • ۱م بهمن ۱۳۸۶ - بی نام :

    خواهش میکنم از مدیر سایت نوشت رو پاک نکنه . خاک بر سر هممون کنن که فقط بلدیم بگیم تسلیت عرض میکنم فقط بلدیم بگیم نمیگذاریم خونت پای مال شود . بریم بمیریم هممون که یه ذره هم با هم هماهنگ نیستیم . همش اینور اونور دارن یکی یکی میمیرن ما هم نشستیم اینجا میگیم خدا بیامورزتش . اینجوری پیش بریم خاک تو سرمونه مثل اینکه همین حالا هم تو سرمون هست .


  • ۱م بهمن ۱۳۸۶ - کورش :

    خبر بسیار بدی بود من این عمل وحشیانه را محکم میکنم و به خانواده آن جوان برومند همدردی میکنم
    به امید پیروزی نور برظلمت