درگیری گشت ارشاد با زنی ۲۶ ساله باعث تشنج و بستری شدن این زن در بیمارستان شد.
ظهر دیروز در چهارراه زهره تقاطع خیابان مفتح و مطهری ماموران گشت ارشاد این زن را به دلیل بد حجابی به اجبار سوار اتومبیل های گشت ویژه ارشاد کردند. بعد از مدت کوتاهی این زن در خودروی گشت ارشاد دچار تشنج شدیدی شد و به بخش مراقبت های ویژه بیمارستان پاستورنو منتقل شد.
یکی از بستگان نزدیک این زن که از هنرمندان سینماست مستاصل در بیمارستانی که دور تا دورآن را نیروی های پلیس اشغال کردند و حتی در راهروهای ان ماموران پلیس دیده می شوند قدم می زند.
می گوید:«ساعت ۲ بعد از ظهر بود که این زن که از بستگان نزدیکم است تماس گرفت و آشفته از دستگیری اش خبر داد و گفت به نیروی های پلیس زن توضیح داده که بیمار و هیجان برای او خطرناک است.اما ماموران به گفته های اوتوجه نکردند و حتی وقتی خود را به سرعت برای کمک رساندم به گفته های من نیز توجهی نکردند..»
او که از شدت نگرانی مدام پله های بیمارستان را بالا و پایین می رود وگهگاهی با نیروی انتظامی مستقر در بیمارستان صحبت می کند ادامه می دهد:« در راه بیمارستان ده اتومبیل پلیس، آمبولانس را دنبال می کردند چرا که تصور می کردند این زن تظاهر به بیماری می کند و واقعاً دچار تشنج نشده است.»
به محض رسیدن دختر جوان به اورژانس بیمارستان پرشک وضعیت او را وخیم دانست و به آی سی یو منتقل اش کرد. دلیل استقرار نیروهای پلیس در بیمارستان را همراه این بیماراینگونه توضیح می دهد:« آنها منتظرند تا بیمار بهبود یابد و او را همراه خود ببرند.»
مسئول فنی بیمارستان ازماموران نیروی انتظامی خواهش می کند تا بیمارستان را ترک کنند.و پلیس بعد از یک ساعت به همراهان این زن هشدار داد که ۹ صبح روز بعد به همراه بیمار یا همسر او به نیروی انتظامی مراجعه کنند.
همراهان این بیمار از برخورد نامناسب و بی ادبانه ماموران نیروی انتظامی به ویژه پلیس های زن گلایه می کنند:«حتماً به خاطر این نوع برخورد که می توانست جان یک انسان را به خطر بیاندازد از نیروی انتظامی شکایت می کنیم چرا که حقوق شهروندی ما را رعایت نکرده اند.»
روابط عمومی نیروی انتظامی تهران بزرگ هیچ اطلاعاتی درباره این واقعه به خبرنگار سایت کانون زنان ایرانی نداد..
کانون زنان ایرانی



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
