همه داستان اعدام های سال های اول انقلاب را بارها و بارها شنیده ایم. همه شنیده ایم که در آن روزها بسیاری از فرزندان مسئولین نظام هم چوبه دار را بوسیدند یا به زندانهای طولانی مدت گرفتار شدند. همه قصه نوه آیت الله خمینی، شوهر خواهر رهبری فعلی، پسر آیت الله مشکینی و… را بارها و بارها شنیده ایم. از آن سو همه داستان پسر واعظ طبسی، محسن رضایی و… را نیز در سالهای اخیر شنیده ایم.

 

پذیرفتن اینکه آرمان های انقلاب حس پدرانه را سرکوب می کند تا فرزند را بالای دار ببیند قابل قبول نیست. چون اگر بر پایه خود دین اسلام و سیره نبوی قرار به شاهد آوردن باشد ابوجهل و ابوسفیان و … در جریان فتح مکه بخشیده شدند و پیامبر برای نجات جان دخترش زینب که همسریکی از کفار مکه بود و در دست مسلمانان اسیر، حاضر شد ازیک پیروزی حتمی بگذرد. پس نمی توان آرمان را پیراهن عثمان کرد که وا ملتا ما به دلیل ایمان راسخ مان به اسلام و انقلاب و آرمان هایش حتی فرزند دادیم. آنچه در این میان محل استناد و توجه است همان حفظ قدرت و شهوت به قدرت خواهی است که البته اصلا قرار نیست ذم آن گفته شود. آنچه مساله قدرت طلبی را در جامعه ای مثل ایران و در مقایسه با کشورهایی که مبتنی بر دموکراسی اداره می شوند، بغرنج و مساله ساز می کند عشیره ای اداره شدن این سرزمین و الله بختکی رفتار کردن در آن است. اینجا هنوز کدخدا دارد و داروغه و جلاد و امین الکتاب و خواجه حرم سرا. اینجا هنوز با تهدید و ارعاب خانواده های زندانیانی که نزدیک به یک ماه است از فرزندان خود خبر ندارند، ساکت می کنند و آدم ربایی جزو مرام و مسلک حاکم باشی است. در امریکا و بریتانیای کبیر و فلان و بهمان کشور مترقی نیز شهوت قدرت در ذات انسان هایش وجود دارد. اما طریقه برآوردن این شهوت، آدم ربایی، تهدید مادر یک زندانی و یا نگه داشتن جوانی در سیاه چال ها و بی خبر گذاشتن پدر و مادرش از حال وی نیست. ابزارها و اهداف رفع تشنگی زاید الوصف نوع بشر در ممالک راقیه، در خصوص امر قدرت مصلحت عمومی جامعه، ترقی و بهبود وضعیت اقتصادی -اجتماعی کشور و مبارزه برای اصلاح امور است.

 

الان ۲۴ روز از زمان اولین دستگیری های فعالین چپ می گذرد، هرچند اراده ای در چپ وجود دارد که مایل است زمان این بازداشت ها طولانی تر شود و بدش نمی آید شهیدی از میان این بازداشت شدگان تقدیم باورهای لنینستی گردد تا جریان چپ هویت مستقل خود را بازیابد، اما نگرانی دیگر جریان ها، اعم از چپ و غیرچپ از روند ادامه این پروژه، لطمه دیدن کسانی است که اینک حتی پس از ۲۴ روز تماسی با خانه نداشته اند. این در حالی است که نماینده مجلس تلاش می کند با ارعاب مادران و پدران این جوانان، تمام کانال های اطلاعت رسانی در خصوص آنها را مسدود کرده و فضا را رعب انگیز جلوه دهد.

 

ادامه بازداشت ها در سلول های انفرادی برای گرفتن اقرار از زندانیان است. اقراری که با زور و ارعاب و شکنجه و بی خوابی دادن حاصل شود به اندازه قدرت اقرار گیرندگان پوشالی است. گنجشکک اشی مشی هنوز هم بر لب بوم حاکم باشی می نشیند و قصه اش هنوز قرنهاست زمزمه مادران و کودکان و مردمی است که از ظلم قصاب باشی به جان آمده اند. گنجشکک اشی مشی، ما نمی گوییم لب بوم مان نشین، آقای محمدی نماینده مجلس می گوید لب بوم ما نشین.

 

۷ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۱۴م دی ۱۳۸۶ - علی :

    والا من نمیدونم این چه صیغه ای هست که چپی ها از کمونیسم و لنیینیسم از این جور چیزها حمایت میکنند.ضمن احترامی که به عقایدشون میگذارم ولی آخه انصافا آیا کمونیسم در عمل برای ملل خوب بوده؟آیا در کشورهایی که کمونیسم بوده و هستند الان چه از نظر حقوق بشر و چه از نظر صنعتی خیلی دور هستند (به غیر از چین).
    دراروپای غربی احزاب کمونیست با خفت تمام شکست میخورن.همین سوئیس که ما هستیم ۲ ماه پیش انتخابات بود و بر اساس آمار انتخابات به انتخابات رای هایشان کمتر میشه.البته من حقیر هیچ مطالعاتی در زمینه کمونیسم نداشتم ولی از تجربیات تاریخی و شرایط امروزی جهان حد اقل به این نتیجه میرسم که دولتهای کمونیسم بسیار ناقض حقوق بشر هستند و همچنین غرق در فساد.


  • ۱۴م دی ۱۳۸۶ - آزادی خواه :

    علی عزیز!من با آگاهی و ایمان کامل یک مسلمانم ،و به دیدگاه ها و دست آوردهای علمی مارکس ، لنین و… در حوزه علم جامعه شناسی هم احترام عمیق میگذارم،همانطور که فی المثل به نیوتن بخاطر کشف قانون جاذبه زمین.ضمنا” بعنوان بهترین نمونه در کشور خودمان میبینم که چطور به اسم اسلام سر میبرند و دست و پاقطع می کنند و هزاران جنایت دیگر، و خوب میدانیم که باید حساب اسلام واقعی را از حساب جنایت هایی که به اسم اسلام میشود جدا کرد. پس چرا نباید همین شیوه قضاوت را در باره مارکسیسم و لنینیسم و…بکار ببرم؟مطمئنا” حساب مارکسیسم هم از تبهکاریها یا دگماتیسم هایی که تحت نام آن صورت گرفته و میگیرد جدا است.
    ولی آیااصلا” میشود فهم و درک کرد که چرا یک نفر ظاهرا” مقاله ای در دفاع از دموکراسی و برای اعتراض به دستگیری تعدادی از دانشجویان چپ جنبش دانشجوئی مینویسد ولی ضمن آن یک مارک و تهمت سنگین هم به آنها یا جریان مربوط به آنها میزند!؟یعنی در عمل همان شیوه کاری را بکار میبردکه مستبدین و دیکتاتور ها در سرکوب مخالفانشان بکار میبرند. چقدر خوب است اگر ما آموخته های ناخواسته مان از فرهنگ استبدادی را از جان و روان جوان مان ریشه کن کنیم.


  • ۱۴م دی ۱۳۸۶ - یک دانشجو ی چپ از تبریز :

    این مطلب فقط برای کوبیدن چپ هست. لیبرال‌ها ی حقوق‌بشر دوست. همین رهبران فکری کنونی شما بودند که بچه‌ها ی کوچک را حتا شکنجه می‌دادند و آخر سر می‌کشتند. یادتان رفته… نمی‌خواهم اسمشان را ببرم. چپ برا ی آزادی تمامی رفقا با حداکثر نیرو کار می‌کند و شما از آن بالا دارید چه می‌گویید؟ ما حتا مرگ را قبول کرده‌ایم و چپ شده‌ایم نه با خواندن مجله‌ای که هر سال مراسم دارد و فقط در مورد عده‌ای جوان بی‌تفاوت به جامعه و زحمت‌کشان جامعه که برا ی خوشی‌شان آهنگ می‌سازند و … می‌نویسد.
    اگر کاری نمی‌کنید لطفا ساکت شوید.


  • ۱۵م دی ۱۳۸۶ - سینا :

    در همین کشورهای به اصطلاح شما لیبرالها “مترقی” با همه ی چپاولی که از کشورهای حاشیه ای میکنند (نیروی کار و منابع طبیعی ارزان در ازای کاغذ بی ارزشی به نام دلار و یورو) و رفاه نسبی حاصل از آن
    زمانی که سیستم تهدید جدی بشود از هیچ گونه آدم ربایی پاپوش درست کردن و زندانی کردن و حتی ترور مخالفان سیاسی خودداری نمی کنند.
    نیروهای چپ با افق سیاسی مبارزه ی بین المللی طبقه ی کارگر برای بر چیدن نظام سرمایه داری مرزبندی شفافی با گرایشهای لیبرال ملی مذهبی و رفرمیست خواهند داشت. و البته در این راه به کارگیری تجارب انقلابی مارکس لنین تروتسکی و رزا لوکزامبرگ بسیار ضروریست.
    اگر گمان میکنید در شرایط پیش آمده (دستگیریهای گسترده) با کوبیدن میراث انقلابی مارکسیسم آنهم به این طرز ناشیانه و مفاهیم ارتجاعی همچون “حقوق بشر” میتوانید نیروهای چپ را به جبهه‌ی ” دمکراسی خواهی” خود بکشانید سخت در اشتباهید.


  • ۱۶م دی ۱۳۸۶ - Booshveg :

    راستی این خانومه از بنیاد گرایان اسلامی اسم برد اما اصلاح طلبان عزیزش رو فراموش کرد که چیکاره بودند:
    خاتمی مدیر مسئول روزنامه کیهان سال ۶۰ (تیتر درشت اعدام ها)
    شمس الواعظین -سردبیر کیهان ۶۰
    سروش - رییس شورای پاکسازی دانشگاه ها از دگراندیش ها
    شوشتری وزیر دادگستری خاتمی - رییس اداره زندانها سال ۶۷
    مهاجرانی - مسئول انفجار و عامل بمب گزاری خوابگاه دانشجویان شیراز سال ۶۰
    و…!!!
    به نظرم باید از این به بعد پرونده های اصلاح طلبان نیز بازگشایی و رمز گشایی شود تا همه بدانند به چه کسانی رای می دهند!!!!


  • ۱۶م دی ۱۳۸۶ - مهران :

    دوست عزیز چرا راه دور رفته ای ،به تاریخ نزدیک تری که به عمر ما هم قد می دهد اشاره میکردی .مثلاً :سرکوب وحشیانه و جنایتکارانه اعتراض مسالمت آمیزدانشجویان ومردم بجان آمده در ۱۸تیر ۱۳۷۸،تعطیل فله ای مطبوعات در همان سال ها، و صدها نمونه اقدام ضد مردمی دیگر در دوران ریاست جمهوری و دولتمداری اصلاح طلبان ریائی یعنی خاتمی و شرکاء که خیال می کنند یکبار دیگر هم می توانند روی پشت زخمی و مجروح دانشجوهائی که بوسیله خود آن ها به شدیدترین وجه سرکوب و اسیر شدند سواری کنند و دوباره به قدرت برسند.ولی زهی خیال باطل.اگر شاه گور بگوری به علت جنایت های حاکمیت فعلی توانست یکروزی دوباره به حکومت برسد ،این اصلاح طلبان آبرو باخته هم میتوانند دوباره به دولت و قدرت برسند.


  • ۱۷م دی ۱۳۸۶ - rahjoo :

    ضمن تقدیر از دفاعتان از ازادی دانشجویان چپ وبلاتبع دفاع از ازادی , لازم میدونم به دونکته اشاره کنم .
    ۱_ اینکه انسان قدرت طلبه گفته ایست درست وکاریش هم نمیشه کرد که شرایط احتماعی حاکم خواه ناخواه انسان را باین سو خواهد کشاند واین ربطی به مذهبی ویا غیر مذهبی بودن نداره . شما بهتر از من میدونید که هنوز اب کفن حضرت محمد خشک نشده بود که بر سر جانشینی ایشان نزاعی در گرفت که از ۱۴۰۰سال پیش تا ابد ادامه خواهد داشت . ولی قدرت طلبی وقتی بدتر میشه که انسان ایدئولوژی و بخوصوص ایدئولوزی مذهبی را هم چاشنیش کنه . اینکه حتی این درد شامل جوامع پیشرفته ای حتی چون سویس وسوئد هم میشه حتما همینطوره ولی این گونه جوامع راه حل این مسئله رو ایجاد نهادهائی قرار داده اند که بتوانند قدرت این زیاده خواهان را کنترل کنند که مهمترین اونا رسانه های گروهی بخصوص مطبوعات که همان اصل چهارم دمکراسی ( مجلس , دولت وقوه قضائیه ) که در کشور ما نه تنها این سه اصل مستقل نیستند بلکه اصل چهارم هم ماشالله خودتان شاهدید که با فعالینش چه میکنند .
    ۲_ عزیز خوب: شما از حق دانشجویان چپ بخوبی ودرستی دفاع کردید ولی گفتن اینکه انان بدشان نمیاید که شهیدی در این راه هم بدهند در جوا ب کدام ضرورت بود ؟
    ودر پایان به نکته ای هم اشاره داشته باشم : تا بوده انسان مبارزه بوده چرا که نابرابری بوده ولی نکته ای که تقربیا همیشه وبخصوص در کشور ما غایب بوده اون حق اندیشه مخالف بوده . و د ر جواب بهمین زورت بود ه که فرهیخته انسانی در کتاب کلیله ودمنه از قول بروزیه حکیم گفته “هر کس وهر دینی را دیدم خود را حق ودین وکس دیگر با نفی میکردم ومن بناچار دینی را برگزیدم که خدمت به انسان باشد ” و یا بقول حافظ
    جنگ هفت ودو ملت همه عذر بنه >>>> چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند .
    اینه که در مبارزه برای تغییر جامعه همه از دیدگاه وارمانهای خودشان حرکت میکنند و دیدگاهای دیگران را هم قبول ندارند . پس مهمترین اصل اینه که بدون توجه به دیدگاه دیگر کنشگران باندیشه انان احترام بگذاریم و این رمز موفقیت ما در بر قراری ازادی ودمکراسی خواهد بود وگر نه به بیراهه خواهیم رفت واکثر دوستان اصلاح طلب امروز همدست سربگران ازادی در گذشته بوده اند که امروز خوشبختانه همراه وهمگام برای ازادی وبرابری سیاسی مبارزه میکنند و که به نظر من باید غنیمت شمرد وقدر دانست


 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
Close
E-mail It