دو زن به نامهای راحله زمانی و زهرا ن. قرار است که روز چهارشنبه در زندان اوین اعدام شوند. به گزارش سایت مظنونان، راحله زمانی متهم است ۲ سال پیش شوهرش را با میله آهنی به قتل رسانده است.
این زن به جرم قتل شوهرش در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شد. وی در جلسه محاکمهاش در خصوص علت قتل گفت: همسرم مدتی بود که با زنان دیگر رابطه داشت من این موضوع را فهمیده بودم اما همسرم علی گردن نمیگرفت تا اینکه روز حادثه از خانه خواهرم به خانه خودم برگشتم و دیدم همسرم از سر کار برگشته او هیچ وقت وسط روز به خانه نمی آمد وقتی وارد خانه شدم دیدم زنی رو به رویم ایستاده او یکدفعه به داخل حمام رفت.
راحله ادامه داد: فریاد زدم از شوهرم به خاطر کاری که کرده بود توضیح خواستم اما او با کتک مفصلی که به من زد مرا از خانه بیرون کرد و بعد شب دوباره برگشتم، چون بچههایم در خانه بودند. دوباره با شوهرم دعوا کردیم. شوهرم در چشمان من نگاه کرد و با عصبانیت گفت تو دو بچه به دنیا آوردی و دیگر به درد من نمیخوری دیگر از با تو بودن لذت نمیبرم .
این حرفش به شدت مرا عصبانی کرد که کنترل خودم را از دست دادم و با میله آهنی به سرش کوبیدم. حرفهای او مرا مثل مار زخمی کرده بود.
این زن بعد از قتل همسرش جسد او را مثله و مخفی کرده بود. راحله با درخواست خانواده شوهرش به قصاص محکوم شد. این در حالیست که ۲ دختر ۵ و ۳ ساله او مدتهاست که مادرشان را ندیدهاند و نزد عمویشان زندگی میکنند. خانواده شوهر راحله که از اقوام او هستند حاضر به دادن رضایت نشده و با پرداخت سهم دیه دو فرزند راحله، او را پای چوبه دار بردند. این زن صبح روز چهارشنبه در صورت عدم رضایت اولیای دم اعدام خواهد شد. این در حالیست که فعالان حقوق بشر تلاش گستردهای را برای نجات این زن آغاز کنند.
موج اعدامهای جدید که بعد از ۵ سال دوباره آغاز شده وحشت فراوانی را میان زندانیان زن به راه انداخته و برای مهار استرس پزشکان زندان زنان از داروهای بسیار قوی آرام بخش برای این زنان تجویز میکنند.
نامه راحله زمانی برای بخشش به خانواده شوهرش
راحله زمانی، زنی که قرار است چهارشنبه در زندان اوین به دار آویخته شود، دیروز با ارسال نامه ای به خانواده شوهرش از آنها خواست به خاطر بچه هایش او را ببخشند .
وی همچنین خواستار توقف اجرای حکم از سوی قوه قضاییه شد که بتواند فرصت کافی برای اخذ رضایت داشته باشد.
در این نامه آمده است: من از این که ناخواسته این کار را کردهام پشیمانم. هنوز باورم نمیشود که چه کردهام. فکر میکنم خواب دیدهام. آنقدر اذیت شده بودم و آنقدر رنج کشیده بودم که یک لحظه کنترلم را از دست دادم و نفهمیدم چه شد. من هم خیلی ناراحتم. باور کنید من هم دلم برای شوهرم میسوزد. اما این کار ناخواسته بود. من میخواستم زندگی ام را حفظ کنم. اما یک دفعه اتفاق افتاد. کاری کنید حالا که بچههایم بیپدر شدهاند دیگر بیمادری نکشند. سه سال است که بچههایم (دختر ۵ ساله و پسر ۳ سالهام) را ندیدهام. اما میدانم که الان یک چیز را گم کردهاند: مادر میخواهند. اینها بچههای خانواده شوهرم هم هستند از آنها خواهش میکنم فقط به آرامش خودشان و انتقام از من فکر نکنند به روح و روان بچههای من که بچههای خودشان هم هستند، فکر کنند. این بچهها بدون پدر و مادر چطور باید بزرگ شوند. وقتی بزرگ شوند نمیگویند چرا مادر ما را نبخشیدید. نمیگویند چرا نگذاشتید ما بزرگ شویم و تصمیم بگیریم. من سه سال است که بچههایم را ندیدهام. چهار بار درخواست کردهام اما آنها را نیاوردهاند. قبلاً برای ملاقات آنها خیلی اصرار نداشتم چون میترسیدم اگر آنها را ببینم قلبم بلرزد. میترسیدم نه خودم دیگر دوری آنها را طاقت بیاورم و نه آنها دوری من را. اما حالا میخواهم آنها را ببینم. دلم دیگر به تنگ آمده، دیگر تحمل دوری بچههایم را ندارم.
آن قتل فقط یک اتفاق بود. من نمیدانم یک لحظه چه بلایی سرم آمد که این کار را کردم. بچههای من تازه اول زندگیشان است چطوری بیپدر و مادری بکشند. آنها به هر حال بزرگ میشوند اما محبت مادر و بوی تن مادر یک چیز دیگر است. کاش پدرشان بالای سرشان بود. کاش من میمردم و این اتفاق نمیافتاد. من به خاطر خودم نمیگویم، فقط به خاطر بچههایم میگویم. اگر پسرشان را دوست دارند فکر بچههای او را هم بکنند. نخواهید که درد بچهها دو برابر شود. اگر من ظالم و گناهکار هستم، بچهها که گناهی ندارند. به خاطر آنها مرا ببخشید و از خون من بگذرید.
من خانواده شوهرم را مثل پدر و مادر خودم میدانم. الان هم خیلی برای آنها ناراحتم و برای اتفاقی که برای پسرشان افتاده خیلی پشیمانم. آنها به خاطر یک لحظهیی که نفهمیدم چه شد، فکر میکنند با پسرشان یا خودشان کینه و دشمنی دارم ولی اینجوری نیست و من واقعاً نفهمیدم که چه کردم و الان پشیمانم. من هر شب خواب خانواده شوهرم را میبینم و الان که از خانواده او دور شدهام انگار از خانواده خودم دور شدم. فکر کنند من هم بچه خودشان هستم. من هم امیدم این است که آنها از خون من بگذرند. اصلاً نمیتوانم تصور کنم آنها طناب دار را دور گردن من بیندازند.
در مورد زهرا، زن دیگری که قرار است روز چهارشنبه اعدام شود، هنوز اطلاعات چندانی در دست نیست و روشن نیست که به جرمی قرار است اعدام شود.
منبع: ایران امروز



گروه های مدنی فعال در حوزه سیاست همچنین وظیفه دارند با طرح سوال و پرسش در خصوص مشکلات موجود راه حل های معقول و امکان پذیر از احزاب طلب کرده و برنامه های ارائه شده از سوی آن ها را به چالش بکشند. تا از این رهگذر برنامه های ارائه شده از سوی احزاب و جریانات سیاسی پخته تر و هر چه بیشتر به واقعیت نزدیک شود.
پرهیز از تکرار، مانع باز شدن باب سخن پیرامون فعالیت های جنبش دانشجویی می گردد تا در اشاره ای کوتاه از؛ ۱. نقد قدرت و حاکمیت ۲. آگاهی بخشی در ارتباط مناسب با بدنه اجتماع ۳. همراهی نخبگان در شناخت جامعه و تولید اندیشه، در کنار سایر فعالیت های جنبش دانشجویی در بازخوانی مراد تحکیم یاری بگیریم.
اسمال تیغ زن، قبل از انقلاب، از جمله اوباش معروف "محله جمشید" تهران بود و از باج گیری از فواحش امرار معاش می کرد. وی پس از انقلاب، به ناگهان در کمیته انقلاب اسلامی جای پای خود را محکم کرد و به نمونه ای "کلاسیک" از افرادی تبدیل شد که به ناگهان، از اسفل طبقات جامعه به ارگان هایی چون کمیته و دادستانی راه یافتند.