بیستم آذر ماه سال گذشته، نخستین حضور یک رئیس‌جمهور در تاریخ پلی‌تکنیک، یکی از خبرسازترین روزهای این دانشگاه همیشه خبرساز بود. در این روز، احمدی‌نژاد در حالی به امیرکبیر پای نهاد که از چند روز پیش، همه شواهد حاکی از فضایی ملتهب بود. یک سال پیش‌تر نیز در آذر ماه ۸۴ قرار بود احمدی‌نژاد به مناسبت روز دانشجو در امیرکبیر حاضر شود که به دلایلی نامعلوم آن جلسه لغو شد. از همان زمان، انجمن اسلامی طیف علامه دفتر تحکیم وحدت، بارها با لحنی تهدیدآمیز، رئیس‌جمهور را به «امیرکبیر» فراخواند تا به اصطلاح خود، با وی تصفیه‌حساب کند. از سوی دیگر، مسئولان بسیج دانشجویی نیز بارها تلاش‌های رسمی و غیررسمی را برای دعوت از رئیس‌جمهور کردند و اکنون این حضور نزدیک شده بود، برای همین کاملا طبیعی بود که دو طرف این فرصت را غنیمت شمرده و با تمام توان در صحنه حاضر شوند.

 

و سرانجام احمدی‌نژاد صبح بیستم آذر در بستری از التهاب پای به دانشگاهی نهاد که به تعبیر خود وی، قرار بوده زمانی دانشجوی آن شود، اما دست تقدیر او را به آن سوی شهر تهران، دانشگاه علم و صنعت برده است و سرانجام نیز درگیری شدید فیزیکی بین حامیان و مخالفان رئیس‌جمهور، انفجار ترقه، شعارهای تند و گهگاه اهانت‌آمیز علیه رئیس‌جمهور و آتش زدن عکس وی، از این جلسه، جلسه‌ای متفاوت ساخت که حتی بر اخبار انتخابات شوراها نیز سایه انداخت و چند صباحی محافل سیاسی را به خود مشغول داشت.

 

اما اکنون که یک سال از آن اتفاق گذشته و با توجه به اتفاقاتی که در این مدت رخ داده است می‌توان با نگاهی به پاسخ‌های رئیس‌جمهور به پرسش‌های دانشجویان، تا اندازه‌ای به فضای تعامل دولت نهم با دانشجویان پی برد. نام این برنامه از سوی روابط عمومی دانشگاه «دیدار صمیمانه و جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان با رئیس‌جمهور» اعلام شده بود و همان‌‌گونه که از این نام برمی‌آید، در چنین جلسه‌ای قرار است نمایندگان دانشجویان، پرسش‌های خود را از رئیس‌جمهور مطرح کرده و وی نیز نظریات یا پاسخ‌های خود را پیرامون این پرسش‌ها، مطرح کند. این سیره درباره هر جلسه پرسش و پاسخ دیگری نیز صدق می‌کند، ولی طبیعی به نظر می‌رسد با توجه به جایگاه ویژه رئیس‌جمهور، ایشان نیز بنا بر اولویت‌های خود، مطالبی را به غیر از پاسخ به پرسش‌های دانشجویان طرح کند، اما در هر صورت، توقع می‌رود اصل جلسه بر پرسش‌هایی استوار باشد که از سوی دانشجویان مطرح شده است، به ویژه که آقای دکتر الهام پیش از جلسه گفته بود: «آقای رئیس‌جمهور میهمان دانشجویان است، نه مسئولان دانشگاه».

 

بنابراین، انتظار دوچندان شده بود که به رغم فضای ملتهب و مشوشی که در دانشگاه پدید آمده بود، رئیس‌جمهور در جلسه‌ای آزادانه به دغدغه‌های دانشجویان پاسخ دهد. ضمن آن‌که احمدی‌نژاد، خود روزی از فعالان جنبش دانشجویی بود و حتی سابقه تدریس در امیرکبیر را نیز داشته است و همین‌طور چندین تن از نزدیکان وی و مشاوران و وزرای دولت، فارغ‌التحصیلان پلی‌تکنیک هستند؛ بنابراین ساده‌انگارانه است اگر گمان کنیم رئیس‌جمهور یا اطرافیان وی از فضای دانشگاه و پرسش‌های احتمالی دانشجویان بی‌خبر بوده‌اند و قطعا عقلانیت حکم می‌کند که رئیس‌جمهور خود را برای این فضا آماده کرده باشد.

 

در این جلسه، پرسش‌ها بر سه قسم بود: نوع اول پرسش‌ها از سوی نماینده کانون‌های فرهنگی ـ هنری و شوراهای صنفی که نزدیک به طیف‌ تندروتر دانشگاهند، مطرح شد که مشتمل بر مواردی چون محدود کردن فضای فرهنگی دانشگاه‌ها در دولت نهم، ستاره‌دار کردن و صدور احکام انضباطی برای دانشجویان، تعلیق تحصیل و اخراج دانشجویان، بازنشستگی اجباری اساتید، حضور افراد غیرامیرکبیری در جلسه سخنرانی و … بود. بخش دوم پرسش‌ها، صرفا جنبه صنفی داشت و از سوی نمایندگان انجمن علمی و دانشجویان خوابگاهی مطرح شد و فاقد بار سیاسی بود.

 

دسته سوم پرسش‌ها، از سوی نمایندگان تشکل‌های سیاسی مطرح شد و برای مثال، نمایندگان بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی طیف شیراز «حامیان دولت»، پرسش‌هایی را پیرامون انرژی هسته‌ای، روابط خارجی دولت نهم، تعریف دولت از عدالت و … مطرح کردند. همچنین نماینده کانون اندیشه دانشجوی مسلمان (اصولگرایان منتقد دولت) به طرح پرسش‌هایی درباره کم‌توجهی دولت به عرصه فرهنگ، فاصله گرفتن دولت از نخبگان و کم‌توجهی دولت به مبانی فکری اصولگرایی، بی‌توجهی دولت به انتقادات و تنگ‌نظری در برخورد با اصولگرایان منتقد و اعتراض به طرح پذیرش دانشجوی نوبت دوم «پولی» به رغم شعارهای عدالتخواهانه دولت پرداخت.

 

اما پس از پایان پرسش‌های دانشجویان که بخش نخست جلسه بود، هنگامی که نوبت به رئیس‌جمهور رسید، ایشان به غیر از وقتی که صرف پاسخ دادن به شعارهای موافقان و مخالفان نمود، بیشتر وقت سخنرانی خود را به مباحثی اختصاص داد که همیشه در رسانه‌ها و دیگر محافل مطرح می‌شود و تا حد زیادی از پرسش‌های دانشجویان فاصله گرفته و تنها در انتهای جلسه با لحن طنز و شوخی در قالب جملاتی کوتاه چون «دانشجویانی که ستاره گرفته‌اند برایشان بهتر شده است، چون تا حالا ستوان دوم بوده‌اند و حالا به ستوان یکمی ارتقا پیدا کرده‌اند» یا «احمدی‌نژاد از این‌که دانشجویی فقط با پول به دانشگاه بیاید، مخالف است» و یا این‌که «استادی دانشگاه هیچ وقت بازنشستگی ندارد» به تعدادی از پرسش‌های دانشجویان پاسخ داد.

 

درواقع، احمدی‌نژاد با این شکل سخن گفتن، جلسه «امیرکبیر» را تا حد یک سخنرانی تبلیغاتی تنزل داد. اما آیا دغدغه‌های دانشجویان و دانشگاهیان برای رئیس‌جمهور اهمیت ندارد؟ قطعا هیچ کس انتظار نداشت رئیس‌جمهور سخنان دانشجویان را تأیید کند، ولی دست‌کم توقع این بود که از کنار دغدغه‌های ایشان راحت نگذرد.

 

و امروز که یک سال از این حضور رئیس‌جمهور در «امیرکبیر» می‌گذرد، این پرسش همچنان پیش روی ذهن دانشجویان است که مگر رئیس‌جمهور در دانشگاه و به اصطلاح خود ایشان در مقابل فرزندانش، نگفت که دولت وی، آزادترین فضای سیاسی را نسبت به دیگر دولت‌های گذشته دارد و «مهروزی یعنی این که همه روزنامه‌ها، افراد و سیاسیونی که به احمدی‌نژاد بد و بیراه می‌گویند، احمدی‌نژاد همه آنها را از ته دل دوست دارد»؟ پس چرا در این دولت، نه تنها روزنامه‌های اصلاح‌طلب، بلکه رسانه‌های اصولگرا با فشار دولت با محدودیت روبه‌رو می‌شوند؟ مگر نبود وعده رئیس‌جمهور جهت آمادگی دولت برای مبارزه با دانشجوی پولی؟ پس چرا در دولت اصولگرا، روند جذب دانشجوی نوبت دوم هر سال شدیدتر می‌شود و هنوز تعریف دولت از مشخص نیست؟

 

و ای کاش، احمدی‌نژاد نگاهی به آمار دانشجویان تعلیقی و …می‌انداخت تا بداند که در فاصله این یک ساله، آمار این دانشجویان پلی‌تکنیک در تمام سال‌های پس از انقلاب اسلامی بی‌سابقه است.

 

باید توجه داشت، سخن بر سر این نیست که حتما بازداشت دانشجویان و یا توقیف نشریات و یا بازنشستگی اساتید و … به ناحق بوده، بلکه سخن این است که رئیس‌جمهور باید بدون فرافکنی نسبت به عملکرد دولتش در این زمینه‌ها پاسخگو باشد. در واقع ادبیات احمدی‌نژاد، این پرسش را در ذهن دانشجویان مطرح کرده است که آیا رئیس‌جمهور حتی حاضر نیست به طور جدی درباره اقدامات زیرمجموعه دولت خود، پاسخ دهد؟

 

قطعا رئیس‌جمهور هر پاسخی به این پرسش‌ها می‌داد، بهتر از نادیده گرفتن آنها بود. اکنون بنا بر آمار، به وضوح مشخص است که فضای دانشگاه‌ها و فعالیت‌های سیاسی با محدودیت‌هایی روبه‌رو شده، اما پرسش اساسی این است که آیا این اقدامات، قانونی بوده است یا خیر؟ این حداقل انتظاری بود که از رئیس‌جمهور می‌رفت تا بیاید و با زبان قانون به مخالفان خود پاسخ دهد.

 

نکته دیگری که باید به آن توجه داشت، اعمال غیراخلاقی حامیان طیف علامه دفتر تحکیم وحدت در جلسه بود. در حالی که نمایندگان کانون‌های فرهنگی ـ هنری و شوراهای صنفی که خود از اعضای انجمن اسلامی طیف علامه بودند و پرسش‌های این جریان را طرح کردند، باز هم این افراد به اقداماتی چون اهانت به رئیس‌جمهور پرداختند. حال آن‌که باید بپذیریم هرچند انتقاداتی به احمدی‌نژاد وارد است، در هر صورت او در انتخاباتی دمکراتیک و با رأی مستقیم مردم به این جایگاه رسیده و هم‌اکنون رئیس‌جمهور قانونی کشور است. برای همین، باید به احترام هفده میلیون رأیی که مردم به وی داده‌اند، دست‌کم احترام را برای وی قایل شد و این کار درواقع توهین به ملت و قانون اساسی بود، نه شخص حقیقی احمدی‌نژاد و آنها نشان دادند که چقدر از شعارهای دمکراتیکی که خود سر می‌دهند، دور هستند.

 

۲ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۲۷م آذر ۱۳۸۶ - مصطفی :

    گندش را در آورده اید دیگر!
    مقاله ی این نان به نرخ روز خور را که می زنید هیچ نظراتش را هم حذف می کنید


  • ۲۷م آذر ۱۳۸۶ - خبرنامه امیرکبیر :

    نظرات سایت بعد از مدتی به صورت خود به خود پاک می شود. تعمدی در پاک کردن نظرات این مقاله نبوده است.


 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
Close
E-mail It