خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در اولین سالگرد حضور احمدی نژاد در این دانشگاه نامه ای خطاب به وی نوشتند. متن این نامه به شرح زیر است:
جناب آقای احمدی نژاد، ریاست جمهوری ایران؛
با سلام،
همان طور که مستحضرید ما، دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر، پیش از این طی دو نامه سرگشاده دیگر با جنابعالی سخن گفتیم. اولین نامه دانشجویان به شما پس از حضور سال گذشته تان در این دانشگاه بود. از آن جا که جنابعالی اجازه سخن گفتن به عموم دانشجویان و طرح مستقیم انتقاداتشان را در دیداری که از پلی تکنیک داشتید، ندادید طرح مطالبات دانشجویان شکل اعتراض و التهاب به خود گرفت، دانشجویان در آن نامه اول اعتراضات، انتقادات و مطالبات خود را به صورت مکتوب به شما اعلام نمودند.
نامه دوم نیز پس از دستگیری گسترده دانشجویان این دانشگاه در بهار سال جاری و در پی انتشار ۴ نشریه جعلی خدمت شما ارسال شد. در آن نامه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر از شما خواسته بودند برای آن که دولت نهم اثبات کند که از دانشجویان پلی تکنیک به سبب اعتراض و انتقاد صریحشان به دولت کینه ای در دل ندارد، دانشجویان بازداشت شده هر چه سریعتر آزاد شوند و به اتهامات ایشان در فضایی آرام و به دور از جنجال رسیدگی شود.
دو نامه پیشین با پاسخی درخور از سوی جنابعالی مواجه نشد. به مطالبات دانشجویان نه تنها پاسخ مناسبی داده نشد که حجم محدودیت ها و محرومیت ها بیش از پیش بالا گرفت. دانشجویان در بند نیز نه تنها آزاد نشدند، بلکه هر روز بر تعداد ایشان افزوده گشت و در نهایت با کمال تاسف خبر شکنجه قرون وسطایی ایشان توسط مامورین وزارت اطلاعات دولت شما، شنیده شد. هم اکنون نیز سه دانشجوی در بند، مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری، در حال پس دادن تاوان اعتراض و انتقاد به جنابعالی و دولتمردانتان هستند.
اکنون پس از گذشت یک سال از دیدار به یاد ماندنی شما از دانشگاه امیرکبیر، در آستانه اولین سالگرد این واقعه قرار گرفته ایم. اعتراض بی پروای دانشجویان به نماد اقتدارگرایی و تمامیت خواهی حاکمیت و رساندن صدای در گلو خفه شده میلیون ها ایرانی آزادیخواه به گوش های ناشنوای سرسپردگان آستان قدرت، شور و شعفی وصف ناپذیر در دل دانشجویان این دانشگاه ایجاد کرد و خونی تازه در رگ های جنبش دانشجویی دمید. به طوری که آثار آن حرکت شجاعانه هنوز حتی پس از گذشت یک سال در کلیه فعالیت های دانشجویی دیده می شود.
هر چند برخی از حرکت های دانشجویان در آن روز چندان خوشایند نبود، اما در شرایطی که دانشجویان در طول یک سال پیش از آن تحت شدیدترین فشارها از سوی دولت جنابعالی و روسای انتصابی دانشگاه ها قرار داشتند، و در آن روز سالن سخنرانی را مملو از میهمانان ناخوانده و تماشاچیان از پیش چیده شده ای دیدند که برای خوشامد شما حتی حرمت میزبان، دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، را نیز نگه نمی داشتند و با رفتارهای خشن و زننده از آن ها استقبال کردند، چاره ای جز دست یازیدن به هر طریق ممکن جهت اعلام صدای اعتراضشان به جنابعالی نداشتند.
این گونه بود که سخنرانی شما بارها به خاطر اعتراض دانشجویان قطع شد، عکس شما به آتش کشیده شد، لنگه کفشی به سمت شما پرتاب شد، دوربین صداوسیما بر زمین افتاد، تصاویر شما وارونه نگه داشته شد و… . این حماسه تاریخی هنوز برای دانشجویان پلی تکنیک زنده است و پس از گذشت یک سال از آن شیرینی آن در کام دانشجویان از بین نرفته است.
جناب آقای رئیس جمهور؛
همان گونه که به خاطر دارید در آن جلسه از تمام مسئولین خواستید با دانشجویان معترض کاری نداشته باشند. به خاطر دارید که اعلام کردید در راستای سیاست های مهرورزانه دولت نهم هیچ گونه برخوردی با دانشجویان به سبب اعتراضشان به جنابعالی نخواهد شد. اما دانشجویان به سبب تجربه ای که از عملکرد شخص شما و کارگزاران دولت داشتند، با معنای «مهرورزی» کاملا آشنا بودند و نیک می دانستند که در قبال اعتراض صریحشان به شما و دولتتان چه تاوان سنگینی را باید بپردازند و چه سرنوشتی در انتظار آن هاست.
هنوز دو ماه از فرار کردن سراسیمه جنابعالی و هیئت همراه از پلی تکنیک نگذشته بود که ماشین مهروزی دولت به کار افتاد. دانشجویانی که به نحوی احساس می شد در آن ماجرا، به صورت مستقیم و غیرمستقیم نقشی داشتند، با احکام سنگین انضباطی، محرومیت از تحصیل، مواجه شدند. اما پس از آن که کارگزاران دولت دیدند احکام انضباطی علیه دانشجویان پلی تکنیک لذت انتقام را، آن طور که باید و شاید، در قلبشان نمی نشاند، دست به کار طراحی یکی از کثیف ترین و غیراخلاقی ترین پروژه ها جهت مقابله با دانشجویان شدند.
۴ نشریه دانشجویی که توسط کارمندان وزارت اطلاعات دولت شما جعل شده بود، روز ۱۰ اردیبهشت در دانشگاه پخش شد. علیرغم تکذیب موکد دانشجویان مبنی بر عدم دخالت در انتشار این نشریات، وزارت اطلاعات عزم جزم کرد پروژه طراحی شده را به هر قیمت ممکن به پیش ببرد. بازداشت ۹ دانشجوی این دانشگاه در فصل بهار و شکنجه، ضرب و شتم و انواع رفتارهای غیرانسانی با ایشان می رفت که اندکی عطش انتقام حامیان شما از دانشجویان را فروبنشاند.
اما باز هم دانشجویان دانشگاه امیرکبیر راه مقاومت و ایستادگی در برابر این اقدامات مذبوحانه را برگزیدند و در اولین فرصت اقدام به افشاگری در این خصوص کردند. سرکنگبین نیروهای امنیتی صفرا فزود و از این رو پرده های دیگری از انتقام جویی بی رحمانه از دانشجویان مظلوم در بند مقابل ایشان گشوده شد.
غافل از این که قصه پر غصه پلی تکنیک نه تنها پایان ماجرا نبود، که سرآغاز سلسه بی پایان اعتراضات دانشجویان سراسر کشور بر علیه سرکوب های دولت بود. نمونه عملی این قبیل اعتراضات در روز ۱۶ مهرماه سال جاری در دانشگاه تهران، هنگامی که جنابعالی در حصاری از نیروهای امنیتی و بسیجی و در جمع میهمانان دست چین شده، کباده شجاعت سر می دادید، توسط دانشجویان دانشگاه های تهران به اجرا درآمد.
ثمره و نتیجه میمون و مبارک ایستادگی شجاعانه دانشجویان در مقابل تمامیت خواهی دولت مهروز پس از گذشت یک سال به بار نشسته و امسال، در آستانه ۱۶ آذر، دانشجویان دیگر رنج تحمل میهمانان ناخوانده ی سرسپرده ی خوان قدرت را بر خویش هموار نمی کنند و دیگر خبری از دیدارهای ساختگی شما با دانشجویان نیست.
امروز هر آن کس که بی پروا پا بر حقوق مردم و دانشجویان گذارد، جای و جایگاهی در دانشگاه ندارد. فضای امروز دانشگاه های کشور گر چه رنجور از زخم های مهرورزی دولت است، اما با این وجود همچنان برای آنان که آزادی و سربلندی دانشگاه ها را برنمی تابند ناامن است. امروز حتی خود جنابعالی برای حضور در دانشگاه متبوعتان هم باید تدابیر امنیتی شدیدی بیاندیشید و در بی خبری دانشجویان به دانشگاه پا بگذارید.
امروز حتی روسای دانشگاه ها که منصوب دولت شما هستند نیز نمی توانند به راحتی در دانشگاه حضور یابند. به عنوان مثال دکتر علیرضا رهایی، رئیس انتصابی دانشگاه امیرکبیر و دوست نزدیک جنابعالی، که در روز حضور شما در این دانشگاه حتی نتوانست پیامد خوشامدگویی خود را قرائت کند، به این خیال خام که در بهار سال جاری با سرکوب های صورت گرفته دیگر رمقی برای دانشجویان باقی نمانده به دانشگاه آمد. اما دانشجویان چنان کردند که رهایی پس از آن که در حصار انبوهی از نیروهای انتظامات خود را چندین ساعت در اتاقی حبس کرد، در نهایت مجبور شد از طبقه دوم ساختمان به وسیله نردبان از پنجره فرار کند.
رهایی نیز به جبران این بی آبرویی، با ارسال گزارش عملکرد دانشجویان به وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب و همچنین شکایت از دانشجویان دستگیر شده، می خواست از دانشجویان منتقد انتقام بگیرد. اما تیر او هم به سنگ خورد و انبوه شکایت او از دانشجویان نه تنها تاثیری در سرنوشت ایشان نداشت که موجبات رسوایی و روسیاهی او را در جمع اساتید، کارمندان و دانشجویان دانشگاه فراهم نمود.
جناب آقای احمدی نژاد،
مجید توکلی، احمد قصابان، احسان منصوری تنها به خاطر انتقاد از شما دستگیر شدند، شکنجه شدند و اکنون نزدیک به ۸ ماه است که بیگناه در زندان هستند. این سه دانشجو تاکنون صرفا به خاطر پافشاری وزارت اطلاعات دولت شما در بازداشت مانده اند. علاوه بر این نزدیک به ۴۰ روز است که علی عزیزی، دیگر دانشجوی پلی تکنیک، نیز به دستور وزارت اطلاعات در بازداشت به سر می برد. علی سالم و محسن غمین به همراه چندین دانشجوی دیگر نیز اخیرا بازداشت شده اند.
از آن جا که جنابعالی چندی پیش ادعا نمودید دولتتان انتقاد پذیر است و منتقدان خود را مورد تشویق قرار می دهد، انتظار می رود از این تشویق، دانشجویان که همواره جزء صریح اللهجه ترین منتقدین دولت بوده اند، بی نصیب نمانند. به اعتقاد ما عملی کردن واقعی ادعای تشویق منتقدین در خصوص دانشجویان و صدور دستور آزادی ایشان از سوی جنابعالی، نه تنها بزرگترین تشویق برای دانشجویان منتقد محسوب می شود که مقدمه رفع کدورت هایی، که طی یک سال اخیر میان دولت و دانشجویان ایجاد شده، را نیز فراهم می آورد.
در پایان لازم است بدانید دانشجویان دانشگاه امیرکبیر همچنان در صف مقدم مقاومت در برابر هجمه دولت به دانشگاه ایستاده اند و تلخی این همه محدودیت و محرومیت اعمال شده از سوی دولت، از ۲۰ آذر ۸۵ تا به امروز، ذره ای از شیرینی اعتراض صریح به رئیس دولت را در آن روز از بین نبرده است. به امید آن که روزی در ایران تاوان انتقاد به دولت، حبس و زجر و شکنجه و محرومیت و «مهرورزی» نباشد.
با احترام
جمعی از دانشجویان
دانشگاه امیرکبیر
۲۰ آذر ۱۳۸۶



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
