خبرنامه امیرکبیر: فراکسیون روشنفکری انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز روز یکشنبه، ۱۸ آذرماه ۱۳۸۶، به مناسبت روز دانشجو جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخی با حضور محسن آرمین، عضو سازمان مجاهدین انقلاب، برگزار کرد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر ابتدا مسئولین دانشگاه مجوز برگزاری این برنامه را در تالار وحدت دانشگاه داده بودند، اما در روز اجرای برنامه از تصمیم خود منصرف شدند که در نتیجه برنامه در محل شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی برگزار گردید.
عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی سخنان خود را در مورد روابط ایران و آمریکا در مقطع کنونی شروع کرد و با انتقاد شدید از عملکرد دولت احمدی نژاد، نگرانی خود را از اشتباهات احمدی نژاد در عرصه های داخلی و خارجی اظهار کرد.
پس از اتمام سخنرانی آرمین دانشجویان به طرح سوالات خود از این فعال سیاسی پرداختند. دانشجویان با اشاره به اهانت ها و برخوردهایی که با قومیت های مختلف ایران بالاخص مردم آذربایجان در دوران اصلاحات انجام گرفت، شروع به انتقاد از محسن آرمین نمودند.
یکی از دانشجویان با اشاره به سابقه تاریخی ترک ستیزی در ایران بعد از مشروطه، از تقویت این تئوری در دوران اصلاحات انتقاد کرد. همچنین دانشجویان هویت طلب هنگام طرح سوالات خود، از دانشجویان محروم از تحصیل در دانشگاه تبریز یاد نمودند که با استقبال گسترده حضار روبرو گشت. محسن آرمین در پاسخ به این سوالات اگرچه به برخی اقدامات دوران اصلاحات اشاره نمود، اما نتوانست پاسخ مناسب و قانع کننده ای به دانشجویان هویت طلب ارائه دهد.
با توجه به حضور گسترده دانشجویان بسیاری از آن ها فرصت طرح سوالات خود را نیافتند که همین مسئله با اعتراض شرکت کنندگان در این مراسم مواجه شد. در این میان برخی از اعضای بسیج از این فرصت استفاده کرده و اقدام به هتاکی به دانشجویان و مهمان برنامه نمودند که در نهایت موجب شد برنامه با تشنج و برخوردهای لفظی به پایان برسد.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
