امروز، سه شنبه ۲۰ آذرماه، دانشجویان علوم اجتماعی و ارتباطات دانشگاه علامه در اعتراض به بازداشت های اخیر در حیاط دانشگاه مراسم شعر خوانی را با حضور ۱۵۰ نفر از دانشجویان برگزار کردند.
در این مراسم تا به حال شعرهایی از سروده های دانشجویان، شاملو، فروغ فرخزاد و ابتهاج خوانده شده است. تمامی این شعرها به دانشجویان در بند تقدیم گشت و به خصوص دانشجوی بازداشتی دانشگاه علامه “نسیم سلطان بیگی” را به یاد آوردند.
حراست دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات برای جلوگیری از اجرای این مراسم از دیگر دفاتر دانشکده های دانشگاه علامه نیرو وارد کرده بود، اما علیرغم تمرکز و تعدد و تهدیدهای نیروهای حراستی مراسم شعرخوانی تا ساعت ۱۳:۳۰ ادامه یافت و تا لحظه ی تنظیم این خبر نیز تعداد زیادی از دانشجویان به صورت دست جمعی در محل حضور داشته و مشغول خواندن سرود هستند.
در این تجمع اعلامیه هایی از طرف “دانشجویان چپ شورایی” و ” دانشجویان کرد دانشگاه های تهران” پخش گشت که در آن علاوه بر تبریک روز دانشجو سرکوب ها و بازداشت های اخیر جنبش دانشجویی را محکوم کرده و از دانشجویان در بند نام برده اند.
یکی از ابتکارات به کار رفته از طرف برگزار کنندگان این مراسم تأمین دانشجویان با برگه های A۴ بوده است تا دانشجویان شعارهای دلخواه خود را بر روی آن نوشته و بر دیوارها نصب کنند. اما چون نیروهای حراستی حاضر در محل از نصب این شعارها بر روی دیوار جلوگیری کرد، دانشجویان کف سالن را با این شعارها فرش نموده اند. در میان این شعارها “نسیم سلطان بیگی، همکلاسی مان را آزاد کنید”، “رفقای در بند ما را آزاد کنید”، “نفس را بسوزان، رها کن پرندگان را”، ” ای بهار مست، آیا بهاری هست”، “گیرم که می بری، گیرم که می زنی، گیرم که میکشی، با ظهور جوانه ها چه می کنی؟” و … دیده می شود.
گزارش ها از سلام دموکرات و آوای دانشگاه



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
