خبرنامه امیرکبیر: مراسم «امروز و فردای جنبش دانشجویی»، توسط انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با حضور و سخنرانی برخی از روشنفکران، فعالین سیاسی و دانشجویی برگزار شد.

 

در این مراسم دکتر حاتم قادری، استاد دانشگاه، در یک جلسه بحث و گفت و گو با دانشجویان شرکت کرد. حاتم قادری در خلال بحث خود با دانشجویان گفت: جنبش دانشجویی مجهز به یک فهم تئوریک و تحلیل اجتماعی و دارای مدیریت و رهبران برجسته نبوده است. به همین خاطر فرصت‌های نیک جامعه را به راحتی از دست داد و با حرکت‌های هیجانی خود موجب شد تا با سرکوب مواجه شود.

 

وی با اشاره به این‌که وضعیت امروز جنبش دانشجویی مناسب با وضعیت شرایط امروز نیست، تصریح کرد: در دوم خرداد سال ۷۶ موجی در جامعه‌ی ایران آغاز شد که بر اساس آن جنبش دانشجویی فعالیت خود را آغاز کرد ولی در عمل پس از گذشت چند سال این موج فروکش کرد.

 

قادری با اعتقاد بر این‌که جنبش دانشجویی و انجمن‌های اسلامی دانشجویان هیچ‌گاه نتوانستند خود را تحلیل کنند، خاطرنشان کرد: این جنبش از رانت قدرت استفاده کرد و با رانت قدرت پژمرده شد. آنها نتوانستند درک مناسبی از گفت‌وگو و انتقاد داشته باشند. گفت‌وگوی انتقادی یعنی نقل، نه تکذیب، انکار و بدگویی؛ چیزی که هیچ‌گاه در جامعه‌ی ما وجود نداشته است.

 

قادری ادامه داد: گفت‌وگو و انتقاد جزء واجبات یک جامعه است و کسانی می‌توانند این کار را انجام دهند که شرایط را به درستی درک کنند. هنوز جنبش دانشجویی ما تنها کاری که انجام می‌دهد آن است که عده‌ای را دعوت کند و برای آنها سخنرانی کند.

 

وی در مقایسه‌ی جنبش دانشجویی ایران با جنبش دانشجویی فرانسه در سال ۶۸ خاطرنشان کرد: در جنبش داشجویی فرانسه، دانشجویان علوم اجتماعی فعال بودند. در آن شرایط آنها توانسته بودند با لایه‌های اجتماع ارتباط تنگاتنگی برقرار کنند.

 

این استاد دانشگاه ادامه داد: در کشور ما بیش از یک میلیون دانشجو تحصیل می‌کنند که تنها چند هزار نفر آنها فعالیت سیاسی انجام می‌دهند و مابقی تماشاچی بودند. دلیل این امر آن است که رهبران جنبش دانشجویی نتوانسته‌اند با لایه‌های دانشجویی ارتباط برقرار کنند.

 

قادری با طرح این سوال که چرا دانشجویان علوم اجتماعی یک پژوهش میدانی درخصوص ویژگی‌های جنبش دانشجویی انجام نداده‌اند؟ اظهار داشت: آنها باید مشخص کنند خاستگاه دانشجویان کجاست؟ علایق دانشجویان به چه چیز است؟ بارها گفته‌ام که شما باید از توان هیات‌های علمی و لایه‌های دانشجویی استفاده کنید. گروه‌های پژوهشی تشکیل دهید و ببینید که لایه‌های دانشجویی ما کجا هستند.

 

وی خاطرنشان کرد: باید دانشجویان ما این تحلیل را داشته باشند که چگونه می‌توانند از بحران خارج شوند. بسیار عجیب است که دانشجوی علوم اجتماعی می‌گوید وقت ندارم که مطالعه کنم تا تحلیل تئوریک بدهم. این یک مصیبت است. شما باید ببینید که چگونه مسایل تئوریک خود را می‌توانید به بدنه‌ی دانشجویان منتقل کنید. سوال این‌جاست که چرا رهبران جنبش دانشجویی این‌قدر پراکنده هستند.

 

قادری ادامه داد: چرا بحران‌های جامعه را به دانشگاه نمی‌آورید؟ چرا باید جنبش دانشجویی تنها در یک فعالیت سیاسی تقلیل پیدا کند؟ شما رفراندوم مطرح کردید بدون آن‌که لایه‌های جامعه را بشناسید و ببینید کجا هستید. رفراندوم شما تنها حرکت رو به جلو بود. شما این ارتباطات را نداشتید که چنین کاری را بکنید؛ بلکه باید برای تقویت جنبش مدنی خود تلاش می‌کردید.

 

وی با تاکید بر این‌که باید قدرت تخیل خود را فعال کنید، اظهار داشت: سخن از رهبران جنبش دانشجویی به معنی رهبرسالاری نیست. آنها باید برای ارتباط برقرار کردن با لایه‌های دانشجویان از بحث‌های سیاسی تند پرهیز می‌کردند. رهبر بلندقد کسی نیست که بتواند حرف سیاسی تند بزند. اگر جایی باید حرف تند زده می‌شد، رهبران جنبش دانشجویی باید حرف تند می‌زدند و نه این‌که حرفی بزنند و بعد فرار رو به جلو کنند.

 

این استاد دانشگاه با بیان این‌که انجمن‌های اسلامی باید چندسویه باشند، خاطرنشان کرد: مشکل اصلی که در جامعه‌ی ما وجود دارد آن است که همه چیز را سیاسی می‌بینیم. شما باید ببینید که چگونه می‌توانید هسته‌های دانشجویی را جمع و فعال نگه دارید. همین کار یک حرکت سیاسی است.

 

قادری با اشاره به این‌که در جامعه عادت به گفت‌وگو نداریم، خاطرنشان کرد: من معتقدم دانشجویان نباید یک علامه‌ی تئوریک شوند. باید مسایل تئوریک را به گونه‌ای فایده‌دار در جامعه مورد استفاده قرار دهند.

 

ناصر فکوهی، استاد دانشگاه، نیز در این مراسم با تاکید بر این‌که مفهوم جنبش دانشجویی را بدون توجه به معانی آن به کار می‌بریم، خاطرنشان کرد: متاسفانه نوعی تناقض و کج‌فهمی نسبت به مفاهیم وجود دارد و روند عمومی به گونه‌ای است که درک مناسبی از این مفاهیم نمی‌شود و در واقعیت به نوعی گروه‌های مختلف این مفاهیم را تقلیل می‌دهند.

 

وی افزود: ما مجبوریم واقعیت‌ها را بر اساس طبقه‌بندی‌هایی که صورت می‌گیرد بیان کنیم. رویکردهای تعامل‌گرایانه نسبت به مفاهیم سعی می‌کنند تا مفاهیم را در مسیر تکامل قرار دهند. به طور مثال جنبش دانشجویی امروز یک رابطه‌ی منطقی با جنبش دانشجویی فرانسه دارد. البته این یک دیدگاه تقلیل‌گرایی است که از این خط سیر دفاع کنیم.

 

فکوهی ادامه داد: در رویکرد ساختاری از طریق ایجاد تقابل‌ها می‌خواهیم به مفهوم مفاهیم دست پیدا کنیم. به طور مثال در این رویکرد، جنبش دانشجویی به دلیل جنبش بودن در مقابل عدم جنبش بودن قرار می‌گیرد. به همین جهت در طبقه‌بندی ذهنی، یک کلیشه‌ای می‌سازیم و ناچاریم مفهوم جنبش دانشجویی را ایجاد کنیم تا از طریق این مفهوم، برخی حوادث را درک کنیم و از طریق همین کلیشه‌های ذهنی است که برای خود نقشی قائل می‌شویم.

 

این استاد دانشگاه با بیان این‌که اوج فعالیت جنبش دانشجویی در دهه‌ی ۶۰ بوده، خاطرنشان کرد: در آن زمان هم جنبش دانشجویی شکننده بود. آنها بیشتر بر اساس یک توهم، جنبش دانشجویی ایجاد کرده بودند و این توهم بر اساس یک ضد فرهنگ شکل گرفته بود.

 

وی خاطرنشان کرد: هیچ انقلابی موجب تغییر سریع نشده و همه‌ی آنها دارای تغییرات اجتماعی کند بودند. به همین جهت حرکت‌های رادیکالی همواره یک توهم را ایجاد کرده است. با این حساب این توهم به وجود می‌آید که انقلاب‌ها را دانشجویان هدایت می‌کنند.

 

فکوهی افزود: البته سرنوشت جنبش دانشجویی ۶۸ فرانسه را اگر نگاه کنیم می‌بینیم که عده‌ای از آنها سرخورده شدند، عده‌ای شبکه‌های تروریستی به وجود آوردند که پلیس همان کشورها با آنها برخورد کرد و آنها را از بین برد و مابقی فعالان این جنبش وارد جنبش‌های اجتماعی شدند و در قدرت قرار گرفتند و عده‌ای نیز در یک سیستم خشن درونی قرار گرفتند و دانشگاه را به یک محلی برای نخبه‌پروری تبدیل کردند.

 

این استاد دانشگاه با تاکید بر این‌که جنبش دانشجویی باید به سمت تفکر برود، خاطرنشان کرد: این تصور وجود دارد که جهان ما یک جهان علم‌محور است ولی هیچ زمان علم در جهان، محور نبوده و همواره قدرت حرف اول را می‌زند و نباید این توهم را ایجاد کنیم که دانشمندان حکومت می‌کنند. دانشمندان هیچ زمانی حکومت نکردند بلکه کار آنها تنها شناخت بوده است.

 

هدی صابر، در مراسم «امروز و فردای جنبش دانشجویی» در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، با اشاره به تاسیس دانشگاه در۷۳ سال پیش در ایران، گفت: در آن زمان زمامداران در طراحی خود فکر نمی‌کردند دانشگاه وجهه‌ی سیاسی پیدا کند. به همین جهت پهلوی اول در دهه‌ی پایانی زمامداری خود، دانشگاه تهران را تاسیس کرد. البته در آن مقطع نهادهای جدیدی مانند بانک، دادگستری، شبکه بیمه نیز تاسیس شده بود. این توسعه تحت تاثیر ترکیه بود و در ترکیه هم سعی می‌شد تا دانشگاه‌ها سیاسی نشود.

 

وی ادامه داد: در آن مقطع دانشگاه محلی برای فعالیت‌های سیاسی شد و در اولین حرکت، ۵۳ نفر حزب توده را در محیط دانشگاه تشکیل دادند. با وجود آن‌که قرار بود دانشگاه سیاسی نشود، اما پس از شهریور ۲۰ دانشگاه‌ها سیاسی شدند.

 

صابر با بیان این‌که پهلوی دوم هم فکر می‌کرد دانشگاه، محلی صنفی و علمی است، نه سیاسی، تصریح کرد: از سال ۱۳۱۳ تا ۱۳۲۰ فضای جامعه‌ی ما فضای سرکوب و انسداد سیاسی است. در آن مقطع حاکمیت سازمان یافته ولی احزاب وجود ندارند و جامعه‌ی فکری تحت کنترل است. در آن مقطع برای اولین بار ممیزی شکل می‌گیرد و تیراژ مطبوعات و انتشار عناوین بسیار پایین بوده است.

 

وی خاطرنشان کرد: حرکت این ۵۳ نفر در دانشگاه یک حرکت محدود بود که البته امکان نشر تئوریک دیدگاه‌های خود را نداشتند. در آن مقطع جامعه‌ی ایران دچار انسداد بود و به انتظار یک فضای مناسب نشسته بودند. فضای دانشگاه به طور کامل علمی بود و در این مقطع تنها ۵ مورد اعتراض دانشجویی درخصوص مسایل صنفی صورت گرفته بود. هیچ تغذیه‌ای از خارج از دانشگاه به داخل دانشگاه وارد نمی‌شد و هیچ سازمان و تشکلی در دانشگاه وجود نداشت و تولید اندیشه و فکر صورت نمی‌گرفت.

 

صابر با اشاره به ویژگی‌های دانشگاه از ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ خاطرنشان کرد: در این دوران ملی شدن صنعت نفت رخ داد. فضای کشور به‌غیر از دوران نخست‌وزیری مصدق، فضای شبه دموکراتیک بود که در دوران مصدق ما شاهد فضای دموکراتیک بودیم. احزاب، مطبوعات و اصناف آزاد بودند و جامعه‌ی ایرانی سازمان‌یافته عمل می‌کرد. اندیشه در ایران منتشر می‌شد و در کنار حزب توده، یک جریان بومی مذهبی نیز تولید اندیشه می‌کرد.

 

این فعال سیاسی ادامه داد: از مجلس چهاردهم تا مجلس هفدهم دموکراسی حاکم بود و این دوره سکویی برای حرکت ملیون شد. در این دوره دانشگاه سیاسی می‌شود و تشکل‌های سیاسی در دانشگاه‌ها گسترش پیدا می‌کنند و شکل می‌گیرند. در این دوران بود که جریان مذهبی و ملی و حتی توده در دانشگاه‌ها تشکل‌های خود را راه می‌اندازند. برای اولین بار نشریات دانشجویی منتشر می‌شود و دانشگاه‌ها صاحب چهره می‌شوند.

 

صابر خاطرنشان کرد: در این مقطع زمانی، دانشگاه تنها یک نهاد علمی نبود؛ بلکه پشت جبهه‌ای برای احزاب و به عنوان بازوی احزاب بود.

 

وی ادامه داد: از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۹ بار دیگر فضای سرکوب حاکم شد. مصدق زندانی می‌شود و رهبران جبهه‌ی ملی به زندان می‌روند. در این دوره جامعه سازمان‌یافته نیست. اصناف و احزاب وجود ندارند و تنها نهضت مقاومت ملی به صورت پنهانی شکل می‌گیرد. جامعه صاحب انباشتی از ادبیات استعاری می‌شود.

 

صابر خاطرنشان کرد: در این دوران دانشگاه فضای سیاسی معترض‌گونه دارد و بیشتر فضای علمی در دانشگاه‌ها حاکم است. بخشی از فعالیت‌های دانشگاه‌ها علنی و بخشی پنهانی است. دانشگاه در این دوران سازمان‌های خود را دارد که هم این سازمان‌ها فعالیت سیاسی و هم فعالیت صنفی می‌کردند. نشریات جدیدی منتشر می‌شوند.

 

وی گفت: در حادثه‌ی ۱۶ آذر ۳۲ دانشگاه صاحب شناسنامه می‌شود و ۱۶ آذر نمایانگر وضعیت جدیدی در دانشگاه‌ها است. دانشجو شخصیت پیدا می‌کند و از آن پس با توجه به عدم حضور احزاب، بارکش و باربر جامعه‌ی اجتماعی می‌شود.

 

این فعال سیاسی با بیان این‌که از سال ۳۹ تا ۴۲ شرایط کمی باز است، خاطرنشان کرد: برخی احزاب در این دوران فعالیت خود را آغاز می‌کنند و جریان‌های صنفی می‌توانند به بیان دیدگاه‌های خود بپردازند. اندیشه در جامعه تزریق می‌شود و این دوران، دوران ترجمه‌ی ادبیات خارجی است. شرایط به گونه‌ای به وجود می‌آید که نیروها می‌توانند مواضع خود را علنی اعلام کنند.

 

صابر گفت: فضای دانشگاه‌ها در این مقطع سیاسی است و از خارج دانشگاه نیز تغذیه می‌شوند و بین دانشگاهیان و احزاب ارتباط برقرار می‌شود. در این دوران دانشجویان می‌توانند با شخصیت‌ها و احزاب و روحانیت ارتباط برقرار کنند. دانشگاه در این مقطع صاحب چهره می‌شود و وزن پیدا می‌کند. جایگاه دانشگاه به عنوان یک بازوی احزاب است. البته از سوی دیگر نیز تلاش می‌کند نیروی فشار مثبت بر جریان‌های فکری خارج از دانشگاه ایجاد کند.

 

وی تصریح کرد: از سال ۴۲ تا ۴۹ سرکوب و انسداد دوباره آغاز می‌شود و احزاب کنار می‌روند و این بار دانشگاه بار جامعه را به دوش می‌کشد. در این دوران جامعه با یک حرکت قهرآمیز با رژیم مواجه می‌شود و فعالیت‌های دانشگاه‌ها مخفی و غیرعلنی می‌شود.

 

این فعال سیاسی با اشاره به فعالیت‌های دانشجویان در بین سال‌های ۴۲ تا ۵۶ خاطرنشان کرد: در این دوران حرکت‌های نظامی صورت می‌گیرد. البته در این مقطع دستگیری‌ها و مقاومت‌های بسیاری صورت می‌گیرد و بین دانشجویان دوران جدید و دانشجویان قدیمی یک ارتباط مناسب ایجاد می‌شود تا انباشت اندیشه صورت بگیرد. در این مقطع دانشگاه چندوجهی است و بیشتر فعالیت دانشجویان فرهنگی و سیاسی است.

 

صابر با بیان این‌که بین سال‌های ۵۶ تا۵۹ دانشجویان مذهبی در دانشگاه‌ها ارتباط گسترده‌ای با امام خمینی (ره) برقرار می‌کنند، گفت: در این مقطع جبهه‌ی ملی و نهضت آزادی پس از سال‌ها غیبت، فعال می‌شوند ولی هنوز احزاب به طور واقعی شکل نگرفته‌اند بلکه تا حدودی فعال هستند. در این دوران دانشگاه سنگر انقلاب است و به توزیع اعلامیه و بیانیه می‌پردازد. ائمه جماعات و روحانیت تحت تاثیر دانشگاهیان حرکت خود را آغاز می‌کنند.

 

وی خاطرنشان کرد: از سال‌های ۵۷ تا ۶۰ انجمن‌های اسلامی به عنوان بازوی نظام می‌شوند که پس از انقلاب فرهنگی یعنی از سال ۶۲ به بعد، همه‌ی جریان‌های دانشجویی در دانشگاه‌ها تسویه می‌شوند و تنها انجمن‌های اسلامی و دفتر تحکیم وحدت فعال هستند. البته در آن دوران احزاب در جامعه فعال نیستند و تنها ۳ یا ۴ نشریه به فعالیت می‌پردازند.

 

صابر ابراز عقیده کرد که در این دوران رانت‌خواری در میان جریان دانشجویی باب می‌شود و از سال ۶۸ به بعد پس از دولت هاشمی که سیاست تعدیل مطرح می‌شود، برخی از جریان‌های دانشجویی نسبت به مسایل جامعه معترض می‌شوند. برخی از این جریان‌ها تلاش می‌کنند تا از قدرت دوری کنند. البته پس از دوم خرداد دوباره دانشگاهیان شخصیت خود را کسب می‌کنند و تریبون جریان اصلاحات می‌شوند ولی امروز فضای سردی بر دانشگاه‌ها حاکم است.

در این برنامه مجتبی بیات، فعال دانشجویی، نیز به سخنرانی پرداخت. متن سخنرانی مجتبی بیات در ستون مقالات با عنوان

ماهیت جنبش دانشجویی ایران در دوران کنونی آمده است.

 

بدون دیدگاه » بیان دیدگاه

 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
Close
E-mail It