در ابتدا یادی می کنم از دوستان در بندمان، سه قربانی پلی تکنیک احسان، مجید و احمد و دو علی دفتر تحکیم وحدت، عزیزی و نیکو نسبتی.
اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان (دفتر تحکیم وحدت طیف علامه) در فضای این روزهای کشور که شاید بتوان از آن به عنوان سخت ترین و تلخ ترین روزها در جنبش دانشجوئی نام برد نشستی دو روزه برگزار نمود و این نشست با استقبال انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های مختلف روبرو شد و یکی از به یاد ماندنی ترین نشست های این چند ساله برگزار گردید اعضای انجمن های حاضر از نقاط مختلف کشور خود را به تهران رسانده اند تا بتوانند بار دیگر با آرمان هایشان تجدید میثاق کنند و به حاکمیت تفهیم کنند هیچ گونه فشاری (از حکم های طویل المدت حبس و اخراج از دانشگاه) نمی توان آنها را از حرکت و آوانگارد بودن باز دارد و در فضایی که دولت نهم تمام عزم خود را جزم نموده است تا به تمام دنیا بقبولاند ایران در آرامش کامل به سر می برد و از سویی اصحاب اصلاح طلب نیز با مصلحت اندیشی تن به این جبر داده اند تا شاید بار دیگر وارد ساختار قدرت گردند دانشجویان، این فرزندان صادق ملت بار دیگر با حضور در این نشست نشان دادند که دانشگاه زنده است اما در این مقال قصد بر آن است کمی از نشست دفتر تحکیم وحدت بگویم اردوی پرتنش شیراز که در جمع تحکیمی ها بودم را به خاطر می آورم اردوی تشکیلاتی دفتر تحکیم وحدت. اردویی که با نامهربانی وزارت علوم و رئیس دانشگاه شیراز منجر به تحصن اعضای دفتر تحکیم شد و این شاید آخرین باری بود که دفتر تحکیم نشست هایش را دانشگاه برگزار می کرد بعد از آن دیگر دانشجویان را به خانه هایشان راه نداد ند و دانشجویان از خانه هایشان به جرم همنوائی نکردن با حاکمیت رانده شدند و به ناچار به خارج از دانشگاه رفتند و چه تلخ که این نشست در دفتر هفته نامه “نامه” برگزار گردید. در این نشست دو روزه از ابراهیم یزدی تا بابک احمدی حضور داشتند و این تنوع سخنرانان که تعدادشان به انگشتان دو دست می رسید نشان داد حال، از روشنفکران تا فعالان سیاسی چشم به دانشگاه دوخته اند که شاید دانشجویان انجمنی بتوانند منشاء تاثیر باشند.
اما این منشاء تاثیر بودن نیاز به پشتوانه دانشجوئی دارد و چه خوب که می توان هنوز از دانشجویان به عنوان وجدان بیدار جامعه نام برد و شما چشمان تیزبین جامعه همان فرزندان صدیق چه رسالت عظیمی دارید وقتی نمایندگانتان در چنین نشستی حضور می یابند و با تمام توان برسر اقتدار گرایان مستبد فریاد می زنند که ما بر سر آرمانهایمان محکم ایستاده ایم و کوتاه نخواهیم آمد. نمی دانم، شاید زیاد از حد از این شاخه به آن شاخه پریدن باشد ریاست دولت منکر زندانی شدن دانشجویان در نشست سالیانه سازمان ملل می شود اما ما که می دانیم دوستانمان در زندان به سر می برند چقدر جایشان در این نشست خالی بود، چقدر بغضم گلویم را می فشارد آن هنگام که می بینم در این ملک حرکت های پوپولیستی در حال رواج است، ریاست دولتش به تصور اینکه هنوز در قرن بیستم هستیم تمامی واقعیت را منکر می شود و وزیر علومش حضور دانشجویان سه ستاره را. راه دوری نرویم در همین دانشگاه خودمان اگر کمی دقت کنیم می توانیم ببینیم ریاست دانشگاه بوعلی نمادی از مدیران دولت نهم است کافی است ببینیم در سیستم مدیریت خود از حرکت های پوپولیستی و مستبدانه بهره می جوید تا ضعف مدیریت خود را بپوشاند هیچ گونه نقدی را بر نمی تابد، دفتر انجمن را می بندد، نشریات را توقیف می کند و انجمن کردی و ترکی را آنقدر محدود می کند که تنها از آنها نامی باقی می ماند و از آن سو چقدر مداحی را می پسندد تا حدی که انجمن اسلامی مستقل را تاسیس می کند و برقراری و امامقلی را به عنوان مشاورانش منتصب می کند. حال تعمیم دهید به دولت، دولتی که دانشجویان این تنها منتقدان و صدای رسای ملت را یا روانه زندان می کند یا مانع ادامه تحصیلش می شود یا اینکه با تعلیق چند ترم باعث اخراجش می گردد. نشستی را برگزار کردیم تا به دولتمردان نهم بگوئیم نمی توانند با ساختن فضاهای این چنینی ما را به سکوت وادارند. چقدر دردهای اعضای انجمن های اسلامی دانشجویان در نقاط مختلف این کشور مشترک بود. راستی تعداد انجمن هایی که این روزها، دفتر و مجوزی بنا به تفکرات جمود اندیشانه روسای دانشگاههای خود ندارند بیشتر از انجمن های دارای مجوز بود دفتر تحکیم وحدت روزگاری، آن روزها که هنوز کارکرد انتقادی این روزهایش را نداشت، نشستهایش در دانشگاه بود و اما از روزی که تحکیمی ها در نشستی مصوب کردند باید از قدرت دوری کرد و به نقد حاکمیت و قدرت نشست مغضوب درگاه واقع گردیدند.
اما جنبش دانشجوئی ثابت کرد با محدودیت نمی توان دانشجویان را به بن بست رساند زیرا که جنبش راه خود را پیدا خواهد کرد، جنبش دانشجوئی بر عکس احزاب هیچ دغدغه ای برای به قدرت رسیدن ندارد، پس با صراحت به نقد دولت و حاکمیت می پردازد.
اینجا خانه ماست می مانیم برای همیشه.



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
