پس از آنکه دولت نهم، مرکز امور مشارکت زنان را به مرکز امور زن و خانواده تغییر نام داد، گویی رسانههای جناح حاکم از جمله صدا وسیما نیز تصمیم گرفتهاند به جای کاربرد واژه «زن» از واژه «خانواده» استفاده کنند.
شبکه خبر صداو سیما روز دوشنبه در بخش خبری نیمروزی به انتشار خبری در مورد تجمع زنان اسپانیا به مناسبت روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان پرداخت و با تحریف نام این روز به «روز جهانی مبارزه علیه خشونتهای خانگی»، اعلام کرد که زنان اسپانیا در اعتراض به افزایش خشونت مردان علیه «خانواده» - بخوانید زنان- تظاهرات کردند.
این در حالی است که نه تنها صداوسیما از انتشار اعتراضات زنان ایران به اعمال خشونتهای جنسیتی خودداری میکند، بلکه رسانههای مستقل نیز مجبور به خودسانسوری در مورد این مساله هستند و زنان ایرانی اعتراضکننده نیز پی در پی با حکمهای قضایی مواجه میشوند.
حساسیت به واژه «زن» در دولت نهم در ابتدای روی کار آمدن این دولت تا آنجا بود که این واژه ماهها در اینترنت فیلتر شد. در حال حاضر نیز واژه «جنسیت» فیلتر شده و جستجوکنندگان باید برای جستجوی این واژه در اینترنت از فیلتر شکن استفاده کنند.
منبع: نوروز



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
