آزادی آی!
قوس نشاط آدمی اکنون
در این سرزمین
چندان فرو نشسته و خاموش است
کز شش هزار خاطره
انگار خاکستر می پاشند
بر چشم آب
یاران، همگامان، زنان و مردانِ آزاده!
در خزانِ نُه سال پیش، در پیِ قتل فجیعِ پروانه و داریوش فروهر، دو تن از یاران دلیر و آزادهی ما، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، به جرمِ نوشتن، سرودن و کوشیدن در راه آزادیِ بیان و قلم و اندیشه به دست شبپرستانِ سیاهاندیشی به قتل رسیدند که مردم را خاموش، روشنفکران را زبانبسته و قلمها را شکسته میخواهند.
از آن پس، حاکمیت آنچه در توان داشت به کار بست تا به لطائفالحیل بر ژرفای این جنایتِ ضدِ بشری و دهها جنایتِ مشابه سرپوش بگذاردو آمران و عاملانِ این تبهکاریها رااز تیررسِ خشم مردم دور نگه دارد. ولی هنگامی که رازِ نهان آشکار شدو دیگر چارهیی جز پذیرشِ جنایت ندیدند، کوشیدند با عَلَم کردنِ دادگاهی در بسته، در تاریکی و خاموشی، بدونِ حضورِ خانوادهها و وکیلانِ جانباختگان،سر و ته پرونده را هم بیاورند و ناصر زرافشان، وکیلِ قربانیان و عضوِ کانون نویسندگان ایران را روانهی زندان کنند.
کانون نویسندگان ایران در نهمین سالگرد جان باختنِ محمد مختاری و محمدجعفر پوینده اعلام میکند که با آرمانهای آزادیخواهانهی یارانِ از دسترفتهی خود بر سرِ همان پیمان است که بود، بر خواستِ آزادی بیان و قلم و اندیشه بیهیچ حصر و استثنا برای همگان، هم چنان استوار است و تا روشن شدنِ کامل محتوای پروندهها و محاکمه و مجازات آمران و عاملانِ این جنایتهای هولناک دمی از پا نمینشیند.
دیدگان نخفته در گورِ یاران عزیز ما چشم به راه روزِ دادرسی است.
کانون نویسندگان ایران
آذر ۱۳۸۶



فردی که تصمیم به چنین اقدام شومی داشته، خود، ریاست کمیته انضباطی دانشجویان را نیز عهده دار می باشد و لذا با «سوء استفاده» از موقعیت خود دانشجوی احضار شده را برای پذیرفتن خواسته ی پلید خود تحت فشار قرار داده است. پر واضح است که قرار گرفتن قدرت بی حد و حصر و غیرقابل نظارت در دستان نهادهایی همچون کمیته ی انضباطی و حراست، اقدامی اشتباه است و می تواند به چنین فجایعی منجر شود، همانگونه که پیشتر نیز در دانشگاه های دیگر همچون رازی کرمانشاه، سهند تبریز و ... شاهد چنین اتفاقات تأسف برانگیزی بوده ایم.
