خبرنامه امیرکبیر: گزارش های رسیده حکایت از دور جدید برخورد و دستگیری حامیان آیت الله کاظمینی بروجردی دارد.
آیت الله کاظمینی بروجردی سال گذشته و در پی حمله نیروهای امنیتی و انتظامی به منزلش و دستگیری و سرکوب گسترده هوادارانش در تهران دستگیر و روانه بند ۲۰۹ زندان اوین شد. مقامات مسئول در حالی از اعتراف آیت الله بروجردی به شیاد بودن، فریب مردم، نداشتن سواد کافی و… خبر می دهند که خانواده وی می گویند در ملاقاتی که با او در زندان داشته اند وی را بیمار و رنجور از شکنجه شدید جسمی و روحی یافته اند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر طی هفته گذشته در حالی که به سالگرد سرکوب آیت الله بروجردی و هوادارانش نزدیک می شویم، نیروهای امنیتی با هجوم به منازل برخی طرفداران و مقلدان بروجردی اقدام به دستگیری ایشان کرده اند. برخی منابع خبر از دستگیری ۷ تن از هواداران آیت الله بروجردی داده اند. یاسمن رضایی، فاطمه عبدالله وند، نرگس غفار زاده، مریم عظیمی، امیر علیزاده، مرتضی حسینی و محمدرضا صادقی از جمله بازداشت شدگان هستند.
گفتنی است خانم نرگس غفارزاده پیش از این دو مرتبه دستگیر شده بود که بار آخر با قید وثیقه از زندان آزاد شده بود. در مدت بازداشت با وی بدرفتاری شده بود. همچنین گفته می شود حال محمدرضا صادقی به علت شکستگی در ناحیه پا و خونریزی از ناحیه سر بسیار وخیم است. صادقی نیز چند ماه قبل با قرار وثیقه سنگین ملکی آزاد شده بود. مقامات امنیتی و انتظامی استان تهران از علت دستگیری و سرنوشت دستگیر شدگان اظهار بی اطلاعی می کنند.



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
